• دی آنجلو و نئو،1993، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که، هنگامی که حسابرسان با کیفیت تر (کم کیفیت تر) انتخاب می شوند، مدیران توانایی کمتری (بیشتری) برای دستکاری سود به منظور تحقق سود پیش بینی شده دارند. آنها با توجه به نتایج تحقیق خود استدلال می کنند که مدیران برای حداقل کردن تفاوت بین سود پیش بینی شده و سود گزارش شده انگیزه دارند و از اقلام تعهدی و سایر رویه های حسابداری احتیاطی برای دستکاری سود گزارش شده و در جهت کمینه کردن این تفاوت استفاده می کنند (پورکریم، 1388،ص 65).
  • فرانسیس و همکارانش،1999، در تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که، مدیران شرکت های دارای اقلام تعهدی بالا به منظور ایجاد اطمینان از عدم مشارکت در فرصت های مدیریت سود انگیزه دارند تا حسابرسان با کیفیت را به کار گیرند که در این تحقیق معیار اندازه گیری کیفیت حسابرسی نام تجاری حسابرس (اندازه حسابرس) است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حسابرسان دارای نام تجاری (اندازه حسابرس بزرگ تر) با احتمال زیادتری از طرف صاحبکارانی که تمایل درونی به تغییر در اقلام تعهدی دارند کنار گذاشته می شوند (همان منبع،ص78).
  • هیلی وكوثاری  (1999،2001) در تحقیقات خود درباره مدیریت سود شواهدی درباره مدیریت سود كاهنده در زمانی كه سود بالاتر از سقف حداكثر پاداش یا پایین تر از سقف حداقل پاداش است فراهم كرده اند (حساس یگانه و قنبریان، 1385،ص 42).
  • تحقیقی در مصر به وسیله ابراهیم،2001، در مورد کیفیت حسابرسی، دوره تصدی حسابرس، نفوذ صاحبکار و مدیریت سود انجام شده است. این تحقیق مدارکی در مورد اثر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود فراهم می کند. در این تحقیق از جریان های نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی گزارش شده در صورت جریان وجه نقد و بر آورد اقلام تعهدی استفاده شده است. همچنین برای برآورد اقلام تعهدی اختیاری از مدل تعدیل شده جونز در یک سری زمانی استفاده شده است. نتایج تحقیق مدارکی را مورد ارتباط معکوس بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که دوره تصدی حسابرس برخی تأثیرات مثبت بر روی کارایی فرایند حسابرسی و بهبود عملکرد کنترلی فرض شده برای حسابرسان دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که نفوذ صاحبکار نمی تواند بر استقلال حسابرس اثر گذاشته و یا این که حسابرسان به صاحبکاران بزرگ خود اجازه دهند که اختیارات بیشتری در گزارشگری سود داشته باشند (پورکریم، 1388،ص 65).
  • پیوت وجنین،2005، به بررسی کیفیت حسابرسی و مدیریت سود پرداختند آنها 255 مشاهده شرکت-سال در سال های 1999 تا 2002 مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که شرکت هایی که توسط پنج بزرگ حسابرسی، حسابرسی می شوند با مدیریت سود کمتری مواجه نیستند و در واقع تفاوت های کیفیت حسابرسی پنج بزرگ تاثیری بر عدم مدیریت سود ندارد (علوی طبری و همکاران، 1388،ص 27).
  • کن چن وهمکاران،2005، در مقاله “کیفیت حسابرسی ومدیریت سود برای شرکت های درگیر در عرضه عمومی سهام  تایوان ” به بررسی کیفیت حسابرسی و مدیریت سود در شرکت های درگیر در عرضه عمومی سهام  تایوان پرداخته اند در این تحقیق با انتخاب 4 شرکت بزرگ حسابرسی به عنوان حسابرسان با کیفیت و مقایسه سود در شرکت های حسابرسی شده توسط این 4 شرکت با شرکت های حسابرسی شده توسط غیر این 4 شرکت، قبل وبعد از عرضه عمومی سهام  در تایوان این نتیجه حاصل شده است که اولاً سود مدیریت می شود وثانیاً بین مدیریت سود وکیفیت حسابرسی ارتباط معنی داری وجود داشته به طوری که بالاتر بودن کیفیت حسابرسی موجب کاهش مدیریت سود در این شرکت ها شده است (چن و همکاران، 2005،ص 88).
  • مینگ،2007، دریافت که 10 شرکت حسابرسی بزرگ در کشور چین باعث کاهش مدیریت سود بطور فزاینده ای می شود همچنین دریافت که آوردن شرکت های حسابرسی کوچک تر (نسبت به قبل) ممکن است نشانه ای از کیفیت پایین سود باشد (ابراهیمی کردلر وسیدی، 1387،ص 6).
  • جال و دیگران،2007، در مالزی با توجه به بررسی اقلام تعهدی اختیاری شرکت های حسابرسی شونده به این نتیجه رسید که مؤسسات حسابرسی بزرگ تر نسبت به سایر مؤسسات حسابرسی کننده کنترل و صلاحیت بیشتری دارند (همان منبع،ص56).
  • با این فرض که کیفیت حسابرسی رابطه مثبتی با قابلیت اتکا صورت های مالی دارد. بهن و همکاران،2007، به بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و پیش بینی سود پرداختند فرضیات تحقیق آن ها عبارت بود از این که صحت پیش بینی سود با کیفیت حسابرسی رابطه مثبت دارد و انحراف پیش بینی سود با کیفیت حسابرسی رابطه منفی دارد.
    نمونه آماری تحقیق شامل شرکت های آمریکایی برای دوره 5 ساله از سال 1996 تا 2001 می باشد. در این تحقیق کیفیت حسابرسی را بوسیله دو متغیر مستقل، تخصص صنعتی حسابرس و اندازه حسابرس، تعیین کردند. تخصص صنعتی حسابرس بر مبنای دارایی های شرکت های صاحبکار به نسبت کل دارایی های شرکت ها در صنعت خاص و اندازه حسابرس بر اساس 5 بزرگ یا غیر 5 بزرگ بودن موسسات حسابرسی سنجیده شد. نتیجه تحقیق نشان داد که شرکت هایی که توسط حسابرسان با کیفیت تر حسابرسی می شوند پیش بینی های سود صحیح تری دارند و شرکت هایی که توسط حسابرسان غیر 5 بزرگ حسابرسی می شوند انحراف پیش بینی سود بیشتری دارند (علوی طبری و همکاران، 1388،ص 27).
  • چانتئو و همکارانش،2007، در تحقیق خود به تحلیل شناخت (درک) بازار سهام از کیفیت حسابرسی بین تعدادی از موسسات حسابرسی کوچک در بازار حسابرسی چین پرداختند. در تحقیق چانتئو و همکاران معیار ارزیابی کیفیت حسابرسی، ضریب واکنش سود یا ERC بود و تحقیق آنها به بررسی رابطه مداوم بین اندازه موسسه حسابرسی و ارزیابی بازار از کیفیت حسابرسی در چین (طی سال های 2001 الی 2003 ) پرداخته است. آنها به یک رابطه مثبت بین اندازه موسسه حسابرسی و درک سرمایه گذار از کیفیت سودآوری دست یافتند.
  • چانتئو و همکارانش دریافتند که بازار سهام واکنش قوی تری نسبت به سودهای غیر منتظره حسابرسی شده به وسیله موسسات حسابرسی بزرگتر نشان می دهد این اثر پیش از کنترل وضعیت مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چین و بررسی ویژگی های مالکیت آن مشخص گردید نتایج تحقیقات چانتئو و همکارانش نشان داد که اندازه های مختلف موسسات حسابرسی بزرگتر را، دارای کیفیت حسابرسی بالاتری می دانند و البته باید این نکته را در نظر گرفت که حسابرسی در چین بر خلاف آمریکا دارای رقابت بالایی نیست (علوی طبری و همکاران، 1388،ص 27).
  • تحقیقی در آمریکا توسط چمبرز و پاین،2008، در مورد کیفیت حسابرسی و قابلیت اتکای اقلام تعهدی انجام شده و همچنین تاثیر قانون ساربینز آکسلی بر افزایش قابلیت اتکای اقلام تعهدی مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش در سه دوره ی زمانی از سال های (1997-1989)، (2001-1998) و (2005-2002) صورت گرفته است. در این پژوهش استقلال، تخصص در صنعت و ریسک اعتبار و دعاوی حقوقی طرح شده عمده برای موسسات حسابرسی به عنوان شاخص های اندازه گیری کیفیت حسابرسی مطرح شده است. که هر چه استقلال و تخصص در صنعت موسسات حسابرسی، بالا و ریسک اعتبار و دعاوی حقوقی طرح شده علیه حسابرسان، قابل توجه باشد نشانگر کیفیت بالای حسابرسی می باشد. نتیجه ای که از این پژوهش گرفته شده این است که افزایش کیفیت حسابرسی و همچنین به کارگیری قانون ساربینز آکسلی رابطه مثبت معنی داری با قابلیت اتکای اقلام تعهدی صورت های مالی شرکت های مورد رسیدگی دارد (چمبرز و پاین، 2008: 4).
  • تحقیقی در امریکا بوسیله جنکینز و ولاری،2008، با عنوان تأثیر دوره تصدی حسابرس بر گزارشگری سود محافظه کارانه انجام شده است. در این تحقیق رابطه بین دوره تصدی حسابرس بر گزارشگری سود محافظه کارانه انجام شده است. در این تحقیق از چند معیار برای اندازه گیری محافظه کاری استفاده شده است. نتایج این تحقیق یک رابطه مثبت بین محافظه کاری در سود گزارش شده و مدت زمان ارتباط حسابرس با صاحبکار را نشان می دهد. همچنین نتایج نشان می دهد که برای دوره تصدی کوتاه تر، محافظه کاری پایین تر است (پورکریم، 1388،ص 62).
  • تحقیقی در آمریکا توسط چمبرز و پاین،2008، با عنوان کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی غیرعادی انجام شده است. این تحقیق ابتدا رابطه بین کیفیت حسابرسی و قابلیت اتکای اقلام تعهدی را نشان داده و سپس رابطه بین کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی غیرعادی را اثبات می نماید.
  • نتایج این تحقیق نشان می دهد که مقدار بازده عملیاتی مربوط به اقلام تعهدی یک رابط ی منفی با کیفیت حسابرسی دارد کیفیت حسابرسی پایین منجر به بیشتر شدن اقلام تعهدی غیرعادی مربوط به بازده عملیاتی می شود.
  • همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد که اصلاحات ناشی از ساربینز آکسلی باعث می شود که رابطه بین کیفیت حسابرسی و اقلام تعهدی غیر عادی ضعیف تر شود (چمبرز و پاین، 2008: 4).
  • کریشناناین محقق رابطه ی رابطه ی بین تخصص صنعت حسابرسی و سطح مطلق اقلام اختیاری صاحبکار را بررسی می نماید. او به این نتیجه دست یافت که صاحبکارانی که از حسابرسان متخصص صنعت استفاده نمی کنند نسبت به آن هایی که استفاده می کنند دارای اقلام تعهدی بالاتری می باشند.
  • ری نولدز و فرانسیسبیان می کنند که حسابرسان با کیفیت بالا قادر به کشف مدیریت سود می باشند زیرا از دانش بیشتر وبالتری نسبت به سایر حسابرسان برخوردارند و سعی می کنند تا از مدیریت فرصت طلبانه سود ممانعت به عمل آورند و شهرت خویش را حفظ نمایند.این تحقیقی نشان می دهد که صاحبکاران 6 موسسه بزرگ حسابرسی از اقلام تعهدی پایین تری نسبت به سایر حسابرسان برخوردارند.
  • جنکیگز، کین و ولریبه بررسی تاثیر حسابرسان متخصص صنعت بر کاهش کیفیت سود در اواخر دهه 1990 می پردازند بدین صورت که حسابرسان متخصص صنعت در قطع نمودن کاهش کیفیت سود موجود در اواخر دهه 1990 نقشی داشته اند. یافته های تحقیق آن ها بیانگر افزایش معنادار در میزان اقلام تعهدی اختیاریو کاهشی معنادار در ضرایب واکنش سود بود که اینیافته ها به منزله ی کاهش کیفیت سود در طی این دوره می باشد. اما افزایش در اقلام تعهدی اختیاری و کاهش در ضرایب واکنشی سودبرای شرکت هایی که از حسابرسان متخصص صنعت استفاده می کردند کمتر از سایر شرکت ها بود.
  • بالسام، کریشنان ویانگاقلام تعهدی اختیاری و ضرایب واکنش سود شرکت هایی که توسط متخصصان صنعت حسابرسی شده اند با شرکت هایی که توسط متخصصان صنعت رسیدگی نشده اند را مورد مقایسه و بررسی قرار می دهند.در این تحقیقبرای کنترل متغیر حسن شهرت حسابرسی (که بعد ها به 5 موسسه ی بزرگ حسابرسی مبدل شد) استفاده شده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که مشتریان حسبرسان متخصص صنعت دارای اقلام تعهدی اختیاری پاییتن ترو ضریب واکنش بالاتر نسبت صاحبکاران حسابرسنی که متخصصان صنعت نیستند دارا می باشد. بنابراین  نتایج این تحقیق موافق با این دیدگاه است که صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت از کیفیت سود بالاتری نسبت به صاحبکاران حسابرسان غیر متخصص صنعت برخوردارند همچنین این محققین با بررسی رابطه ای بین تخصص صنعت حسابرسی و ضریب واکنش سود ازطریق مقایسه ضرایب واکنش سود صاحبکارانی که توسط حسابرسان متخصص صنعت  رسیدگی شده اند و سایر صاحبکاران می پردازند. نتایج این تحقیق نشان داد که صاحبکاران حسابرسان متخصص صنعت از ضریبواکنش سود بالاتری برخوردارند (بالسام وهمکاران،2001،88).
  • دان، می هو ومورسفیلدآنها دریافتند که صاحبکاران موسسات حسابرسی متخصص صنعت از لحاط کیفیت افشاء توسط تحلیل گران مالی در رده بالاتری رتبه بندی می شوند (دان و همکاران،2000،79).
  • برندا ون تندلو و استرالین،2008، درمقاله ” مدیریت سود وکیفیت حسابرسی در اروپا: مدرک از بازاربخش خصوصی ” به بررسی ارتباط بین کیفیت حسابرسی ومدیریت سود در کشور های اروپایی  پرداخته اند در این تحقیق با در نظر گرفتن 4 شرکت بزرگ حسابرسی  به عنوان حسابرسان با کیفیت وبررسی مدیریت سود در شر کت های حسابرسی شده توسط این 4 شرکت ومقایسه با سایر شرکت های حسابرسی شده توسط غیر 4 شرکت بزرگ، نتیجه پژوهش حاکی از آن است که بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی ارتباط وجود داشته و همچنین کیفیت بالای حسابرسی در کشور هایی که دارای هم محوری مالیاتی هستند باعث محدودیت (کاهش )  در مدیریت سود می شود (تندلو و ون استرالین، 2008: 448).
  • تحقیقی در امریکا توسط فردیناند و همکارانش،2009، با عنوان نقش دوره تصدی حسابرس و تخصص در صنعت حسابرس در کیفیت سود انجام شده است. این تحقیق نشان می دهد که دوره تصدی کوتاه تر با کیفیت سود پایین تر در ارتباط است. به این دلیل که حسابرسان دانش و تخصص کمتری نسبت به کار صاحبکار خود خواهند داشت. در این تحقیق این موضوع مورد آزمون قرار گرفته است که آیا تخصص در صنعت حسابرسان بر رابطه بین دوره تصدی حسابرس و کیفیت سود تأثیر دارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که، هر گاه تخصص در صنعت حسابرس پایین باشد در آن صورت رابطه بین دوره تصدی حسابرس بلند تر و کیفیت سود بالاتر قوی تر خواهد بود و بالعکس. پس می توان گفت دوره تصدی حسابرس بلندتر موقعی همبستگی بالایی با کیفیت سود خواهد داشت که تخصص در صنعت حسابرس پایین باشد. و همچنین موقعی که تخصص در صنعت حسابرس بالاتر باشد در آن صورت رابطه بین دوره تصدی حسابرس و کیفیت سود ضعیف تر می شود(چمبرز و پاین، 2008: 12).
  • جنسن در کار تحقیقاتی خود تحت عنوان «هزینه های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد، تأمین مالی شرکت، قبضه مالکیت» در سال 1986 برای اولین بار مشکلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد و اثر تأمین مالی های شرکت بر روی آن را مورد بررسی قرار داده است.جنسن در کار تحقیقاتی خود به بررسی نقش بدهی ها و تعهدات در تحریک کارایی و بهره وری سازمانی پرداخته است.جنسن این چنین پیش بینی کرده بود که وقتی مدیران جریان های نقدی آزاد بیشتری داشته باشند، رفتارهای فرصت طلبانه ای از جمله سرمایه گذاری در پروژه ها با خالص جریان های نقدی کمتر، تلاش برای ایجاد درآمد، انجام هزینه های اضافی، تلف کردن عایدی ها و مواردی از این قبیل را از خود نشان می دهند. به عنوان مثال، خرید دارایی هایی که درآمد تولید نمی کنند، ایجاد فرصت های شغلی افراطی و استفاده مفرط از دارایی ها، موجب تلف کردن عایدی های شرکت می شود. وی پیش بینی نمود که افزایش اهرم، مدیران را منضبط نموده و رفتارهای فرصت طلبانه آنها را کمتر می نماید. به این دلیل که بازپرداخت بدهی، وجوه نقد اضافی کمتری را در دسترس مدیران باقی خواهد گذاشت.
  • فردنیاند گیول و ستوای  در تحقیق خود در سال 2001 به بررسی «ارتباط بین جریان وجوه نقد آزاد، نقش نظارتی دیون و حق الزحمه حسابرسی» پرداخته است. گیول و همکاران در این تحقیق به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مثبت بین جریان وجوه نقد آزاد و حق الزحمه حسابرسی در شرکت های دارای سطوح پائین / بالای مالکیت سرمایه مدیرانه به ترتیب قوی تر و ضعیف تر می-باشد. آنها همچنین به این نتیجه رسیدند که اثر متقابل بین جریان وجوه نقد آزاد و مالکیت سرمایه مدیرانه در شرکت های دارای سطوح بالا / پائین دیون به ترتیب کمتر و بیشتر است.
  • فردنیاند گیول  (2001) در تحقیق دیگر خود به بررسی «رابطه بین جریان وجوه نقد آزاد، نقش نظارتی دیون و سیاست انتخابی مدیران در خصوص روش LIFO و FIFO» پرداخته است. وی این چنین مطرح می کند که رابطه بین جریان وجوه نقد آزاد و انتخاب روش های ارزیابی موجودی کالا بر پایه این فرض است که علیرغم اینکه روش LIFO یک روش مفید برای فرار از مالیات است اما مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد به منظور افزایش مزایای پایان خدمت خود از روش FIFO به عنوان یک روش افزایش دهنده سود استفاده می کنند. از این رو بدهی ها و دیون به عنوان یک تصمیم نظارتی می تواند در کاهش تضاد منافع ناشی از جریان وجوه نقد آزاد مؤثر واقع شود. وی در این تحقیق به این نتیجه رسیده است که احتمال اینکه مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا و دیون بالا روش FIFO را انتخاب نمایند از مدیران واحدهای اقتصادی دارای جریان وجوه نقد آزاد بالا و دیون کم بیشتر است.
  • جونز و شارما2001 رابطه بین مدیریت سود و جریان های نقدی آزاد را در کشور استرالیا و در شرکت های با رشد کم و زیاد مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که در شرکت های با رشد کم رابطه معنادار مستقیمی بین اقلام تعهدی اختیاری و جریان های نقد آزاد وجود دارد به این دلیل که در این نوع شرکت ها مدیران سعی می کنند از طریق اقلام تعهدی اختیاری عملکرد ضعیف واحد تجاری خود را بهبود بخشند. اما در شرکت های با رشد زیاد به چنین رابطه معناداری دست پیدا نکردند.
  • مایکل و ست فالن  در سال 2005 در تحقیق خود تحت عنوان «ساختار بهینه سرمایه و هزینه های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد» به این نتیجه رسیده است که بدهی، و تعهدات برای هزینه های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد به منزله پوشش و محافظی می باشند مشابه با اثر سپر مالیاتی خود.
  • جی کوب  در سال 2005 تحقیقی در خصوص «سیاست پرداخت سود سهام، انعطاف-پذیری مالی و هزینه های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد» انجام داده است. وی در این تحقیق سیاست پرداخت سود سهام را تحت عنوان یک مکانیزم حاکمیت شرکتی در نظر گرفته است و به این نتیجه رسیده است که سود سهام، هزینه های نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد را به وسیله توزیع وجوه نقد در دسترس محدود می سازد.
  • چیونگ و همکاران  در سال 2005 در تحقیق خود تحت عنوان «مدیریت سود، جریان وجوه نقد آزاد، نظارت های برون سازمانی» ذکر می کند که مدیران شرکت های دارای رشد اندک و جریان وجوه نقد آزاد بالا برای جبران سود کم و یا منفی خود، که به ناچار همراه با پروژه های منفی دارای خالص ارزش فعلی منفی است، از اقلام تعهدی اختیاری افزاینده سود استفاده می کنند. وی در این تحقیق نقش حسابرسان مستقل با کیفیت بالا و سهامداران نهادی را در کم کردن ارتباط جریان وجوه نقد آزاد مازاد و اقلام تعهدی اختیار مورد آزمون داده است. وی به این نتیجه رسیده است که حسابرسان با کیفیت بالا و سرمایه گذاران نهادی، که دارای سهام قابل توجهی می باشند ارتباط بین جریان وجوه نقد آزاد و اقلام تعهدی را تعدیل می کنند. وی می گوید که جریان وجوه نقد آزاد، همراه با فرصت های سرمایه گذاری پائین به عنوان یکی از مشکلات نمایندگی اصلی مطرح می شود و مدیران در این حالت هزینه هایی را برای سهامداران ایجاد می کنند که ثروت سهامداران را کاهش می دهد، و اگر نظارت برون سازمانی و خارجی سهامداران برون سازمانی مؤثر و کارا باشد، این رفتار فرصت-طلبانه محدود خواهد شد.
  • لی زیا اوجیون  در سال 2008  در تحقیق خود در خصوص «عکس العمل بازار درباره ارائه اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام: با تمرکز بر هزینه های نمایندگی جریان وجوه آزاد» در کشور چین به ارزیابی و بررسی اثرات پذیره نویسی 48 اوراق قرضۀ تبدیل و 439 پذیره نویسی سهام در شرکت های بورسی چین پرداخته است. وی در این تحقیق مشاهده کرده است شرکت هایی که از وجوه نقد توزیع شده کمتر و فرصت های رشد بیشتری برخوردارند، نسبت به شرکت هایی که از وجوه نقد توزیع نشده بیشتر و فرصت های رشد کمتری برخوردارند، قیمت سهام آنها بیشتر است.
  • روزالین در سال 2008 در بورس اوراق بهادار كشور استرالیا  تحقیقی  تحت عنوان ثبات سود، اقلام تعهدی ومالكیت سهام مدیرانه انجام داده اند.آنها به بررسی ارتباط بین ثبات سود و مقیاس كلی اقلا م تعهدی كل پرداختند.آنها به این نتیجه رسیدند كه اقلام تعهدی كل از ثبات كمتری نسبت به جریانات نقدی بر خوردارند.همچنین مطرح نمودند كه ثبات مؤافه های تعهدی به طور مثبتی با قابلیت اتكای آن مؤلفه ها بستگی دارد. آنها دریافتند كه غیر قابل اتكا ترین مؤلفه اقلام تعهدی از بیشترین ثبات برخوردار است. و دلایلی برا‍ی این نتیجه نیز ارایه نموده اند.آنها سرانجام به آزمون ارتباط بین ثبات سودو مالكیت سهام مدیرانه پرداخته اند اما شواهدی دال بر تأثیر این مكانیزم حاكمیت شركتی(مالكیت سهام مدیرانه) بر ثبات سود نیافته اند.
  • انوار ابومصلح  در کنفرانس بین المللی آکادمی های متحد در سال 2009 موضوع هزینه نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد و حق اختیار خرید سهام مدیر را بررسی و مطرح کرده است. وی در این تحقیق نقش حق اختیار خرید سهام مدیر را در کاهش مشکلات نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد مورد بررسی قرار داده است و مشاهده نموده است که پاداش به صورت اختیار خرید سهام با انباشتگی وجوه نقد آزاد مازاد در ارتباط می باشد و حق اختیارهای خرید سهام منافع مدیران و سهامداران را همسو می سازد که این خود بیانگر نظارت بهتر بر مدیریت می باشد.

 

مطالب مرتبط