مراحل موجود در فرآیند برنامه ریزی شغلی عبارتند از:

– خود ارزیابی
– تشخیص فرصت ها
– هدف گذاری
– تهیه برنامه
– اجرای برنامه

  1. خود ارزیابی: شروع موضوع برنامه ریزی مسیر شغلی، از بررسی وضعیت خود اغاز می‌شود که: من چه مهارتی دارم ؟ چه نوع ویژگی های دارم؟ ارزش ها و علایق من در چه چیزهای است؟قوت ها، ضعف ها و محدودیت های من در چه چیزی نهفته است؟ کتابچه راهنمای متنوعی جهت هدایت کردن خود در برنامه ریزی مسیر شغلی وجود دارد که به افراد کمک میکند تا خود را ارزیابی کنند و برای این منظور آزمون ها پیش بینی شده است. برای مثال، یک تمرین معارفه ای خود خوب از افراد می‌خواهد که اطلاعاتی درباره روز مرگ خود بنویسند. یا اگر بعد از x سال پس از مرگ دوباره زنده شدند دوست دارند چه چیزی را به خاطر بیاورند؟ او همیشه چه چیزی را میخواسته انجام بدهد که تا بحال فرصتی جهت انجام آن پیدا نکرده است؟ به طور کلی زندگی و مسیر شغلی او در این رابطه چه نقشی دارد؟
    2. تشخیص فرصت ها: ارزش ها، علایق و مهارت های شخصی باید به فرصت های مسیر شغلی مربوط باشد. برخی بر این باورند که با کاهش جمعیت به تبع آن کاهش مشاغل، جای کافی و بهتری برای یک شخص وجود دارد. این فکری بیهوده است و شبیه شنا کردن بر خلاف مسیر رودخانه است. از سوی دیگر، این یک فکر خوب است که روندی را در اقتصاد، جمعیت شناسی، فن آوری و خط مشی عمومی مورد بررسی و کنکاش قرار می‌دهد، چرا که این بازار نیروی کار اتی را شکل می‌دهد.
    3. هدف گذاری: بعد از این که افراد ارزش ها، علایق، ضعف و قوت های شخصی خود را ارزیابی کرده و اطلاعاتی در مورد روندها و فرصت‌ها شغلی کسب کردند، باید اهداف مسیر شغلی را به طور مناسب انتخاب شود.البته این امر مستلزم هدف گذاری های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. اهدافی که منجر به رشد شود باید چالشی باشد، چرا که افرادف چشم اندازها و مهارت های جدیدی را کسب می کنند، اهداف باید با توانایی ها و قابلیت افراد متناسب و مطابق باشد و همچنین باید با تصور افراد از توانایی های خود سازگار باشد.
    4. تهیه برنامه ها: در تهیه برنامه به مقیاص نیاز داریم تا اهدافی را در پیش بگیریم که قابل توصیه باشد بتوانیم با سرپرستان و مسئول بخش نیروی انسانی مشورت کنیم. برای این که با اهداف مسیر شغلی دست یابیم، برنامه های آن باید برای فعالیت های متنوعی طرح شود. یک کار منطقی این است که با فراگیری تجربه های کوتاه مدت ضمن کار، به فعالیت های اموزشی خارج از کار بیشتر بها دهیم، زیرا فعالیت بر اساس فعالیت اولیه به دست می‌آید. افراد بهتر می‌تواند از عهده پروژه های کامل، طولانی و بزرگتر برآیند.
    5. اجرای برنامه: در اجرای برنامه، حالت مطلوب این است که جو سازمان حمایتی باشد. با وجود جو حمایتی، مدیریت عالی سازمان، همه سطوح مدیریت را تشویق می‌کند که به زیر دستان کمک کنند تا مسیر شغلی آن ها توسعه یابد. فعالیت های اجرایی برنامه ها باید شامل تعیین پروژه های تخصصی، انتقال مشاغل موقتی، پر کردن جای مدیران در طول ایام تعطیلی، درجات آموزشی خدماتی و تکالیف خود آموزی باشد. گاتریج در مورد رابطه بین برنامه ریزی شغلی و برنامه ریزی مسیر شغلی الگویی را به شرح زیر ارائه کرد.