http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: خصوصیات و وظایف مدیران در شركت های تعاونی مالزی: مقایسه ای بین مدیران موفق و كمتر موفق

$$$: رایـــــــگـــــان

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: Word

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png حجم فایل: 27 KB

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چكیده
این مطالعه درباره خصوصیات و وظایف مدیران شركت های تعاونی مالزی است. براساس بررسی صورت گرفته، تفاوت هایی بین خصوصیات مدیران موفق و كمترموفق وجود دارد. نتایج این مطالعه برای تعیین خصوصیات مورد نیاز مدیری كه می خواهد شركت تعاونی را به سازمانی كارآ، اثربخش و پربار تبدیل كند، بكار می رود. براساس این مطالعه برجسته ترین خصوصیاتی كه در بین مدیران تعاونی های مالزی وجود دارد، عبارت از: ارتقا كیفی، شایسته محوری، مسئولیت پذیری، صداقت و اعتماد و تشكیل گروه دادن است و ریسك پذیری و استقلال اگرچه در پایین ترین دره ها جای دارند، اما ضروری می باشند.

تعاونی موسسه مستقلی است كه از اجتماع افرادی با نیاز مشترك اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تشكیل می شود و شركت را بر اساس مالكیت مشاع  و نظارت دمكراتیك  اداره  می كنند. در بسیاری از زمینه ها، شركت های تعاونی كم و بیش نظیر سایر شركتهای تجاری هستند. در این راستا، جامعه تعاونی برای بدست آوردن سرمایه به منظور اجرای فعالیت ها و تامین هزینه های كسب و كارش با رقابت بسیار روبرو است. بنابراین شركت های تعاونی باید دارای مدیریت قوی و كارآمد، نیروی انسانی توانا و شایسته و منابع مالی باشند تا بتوانند در رقابت پیروز شوند.
زندگی در دنیای كسب و كار امروز، رقابت در فناوری، مدیریت نوین و درگیری تعاونی ها با فعالیت های چالش برانگیز (سرمایه گذاری، بیمه، صنایع كوچك و متوسط، امور مالی و غیره) باعث می شود كه تعاونی ها به گونه ای حرفه ای در صدد كسب كارایی اقتصادی باشند. مدیران تعاونی ها باید فرصت ها را بشناسند و از آنها در استراتژی های كسب و كار استفاده كنند.
اگر چه تعاونی ها از 80 سال قبل وجود داشته اند، اما هنوز هم درباره موفقیت جوامع تعاونی بازخوردهای منفی از سطح توده مردم شنیده می شود برای بیشتر مردم تعاونی سازمانی است كه با بهره گیری از صرفه جویی و استقراض اداره می شود. هرچند، تعاونی های بزرگی وجود دارند كه به پیشرفتهای قابل توجهی در فعالیتهای مختلف اقتصادی نایل آمده اند، اما تعاونیها به ندرت به عنوان مجموعه ای شناخته شده اند كه می توانند كسب و كار را سازماندهی و بازده سرمایه بالایی را فراهم كنند. به نظر می رسد كارایی پایین مدیریت تعاونی ها و مشكلات بوروكراسی كه در تعاونیها وجود دارد مانع موفقیت آنهاست.
خصوصیات كارآفرینی مدیران تعاونی ها كمتر با مدیران بخش خصوصی مقایسه شده است. تاكنون مطالعه ای كه اثبات كند موفقیت تعاونی ها به خصوصیات كارآفرینی مدیران آن بستگی دارد یا از آنها تاثیر پذیرفته، صورت نگرفته است. به هرحال، درباره مدیران بخش خصوصی مطالعات زیادی بعمل آمده كه نشان می دهد مدیرانی كه دارای خصوصیاتی نظیر: “اعتمادبه نفس”، “ریسك پذیری”، “انعطاف پذیری”، ” نیاز به موفقیت” و” خوداتكایی” هستند، آنان  را به سمت  موفقیت در كسب و كاری كه  مدیریت آنرا به عهده دارند، هدایت  می كنند.
هدف تحقیق
این تحقیق می كوشد مشخص كند كه موفقیت تعاونیها به خصوصیات كارآفرینی مدیران، سبك مدیریتی آنان و شباهت ها و تفاوت های این دو بستگی دارد. اهداف این تحقیق عبارت از: تعیین خصوصیات كارآفرینی مدیران شركت های تعاونی، مشخص كردن سبك مدیریتی در شركت های تعاونی، مطالعه گرایش رهبری در بین مدیران شركت های تعاونی و بررسی شباهت ها و تفاوت های بین خصوصیات كارآفرینی، سبك های مدیریت اعمال شده و الگوی رهبری و نیز مقایسه ای بین دو گروه، شركت های موفق و كمتر موفق می باشد.
این تحقیق می تواند بطور مستقیم یا غیر مستقیم رهنمود یا مرجعی باشد برای موسسات تعاونی نظیر: وزارت كارآفرینی و توسعه تعاونی ها، دپارتمان توسعه تعاونیها ( JPK) و كالج تعاونی مالزی (MKM) درباره موضوعاتی چون موارد زیر:
•    تعیین نیازهای آموزشی مدیران و رهبران شركتهای تعاونی
•    كمك به شركتهای تعاونی جهت تعیین چارچوب سیاستهای توسعه و مدیریت منابع انسانی
•    فراهم كردن مرجع یا مدلی برای شركتهای تعاونی كه می خواهند موفق باشند
•    راهنمایی مدیران جوامع تعاونی به منظور ایجاد رفتار، سلایق و فرهنگ كارآفرینی
•    مبنایی برای اجرای تحقیقات دیگر در زمینه مدیریت شركتهای تعاونی
حوزه تحقیق
این تحقیق اساسا” بر مدیران شركتهای تعاونی متمركز شد. زیرا مدیران كسانی هستند كه سازمان را هدایت می كنند و آنرا به سمت موفقیت یا ناكامی سوق می دهند. بعلاوه، هر مدیری در مقایسه با دیگر كاركنان باید شناخت بهتری از عملكرد سازمانش داشته باشد.
بازبینی ادبیات موضوع
تا امروز، تحقیقی درباره خصوصیات كارآفرینی در بین مدیران تعاونی های مالزی منتشر نشده است. بعلاوه، بیشتر انتشارات داخلی یا بین المللی كه خصوصیات كارآفرینی را تشریح می كنند فقط از جنبه نظری به این موضوع می پردازند.
توسط چی پنگ لیم، ام سی پوسوچری و دانالد لی (1979) تحقیقی درباره برنامه های توسعه كارآفرینی كوچك  در مالزی اجرا شده است. تحقیق دیگری از سوی موسسه توسعه همكاری در حوزه اقیانوس آرام و آسیا5  (1979) اجرا گردید. مك بر و شركا6 (1986) گفته است، بر اساس تحقیق مقدماتی آنها در سه كشور توسعه یافته، می توان اهمیت اجرای تصمیم گیری و یافتن راه حل، نفوذ  و حضور یك مدیر یا ناظر در جریان عملیات را به عنوان خصوصیات كارآفرینی موفق  تعریف  كرد. تحقیق دیگری به وسیله  عبدل عزیز محمود (1981) به این نتیجه رسید كه كارآفرین موفق انگیزه ای قوی برای ریسك پذیری، اعتماد به نفس و توان به حداكثر رساندن امكاناتش را دارد. اهمیت انگیزش و  شیوه كار توسط جرالد شلتون8  (1985) تایید شده است زیرا او گفته كه موفقیت راهبردها و تصمیمات به خود كارآفرین بستگی دارد.  
همچنین هال بی. پیكل (1964) دریافت كه تواناییهای فكری، ارتباطی، دانشی و تجارب، خصوصیاتی هستند  كه  كارآفرین  كوچك را به موفقیت  می رسانند. حال آنكه  اف. دروسی  (1971)  تاكید كرد كه بدون دانش كافی و تجربه، به ویژه در عصر توسعه سریع تكنولوژی و رقابت، موفقیت یك كارآفرین  در دنیای كسب و كار نامحتمل است.
اكثر ورشكستگی های تجاری نتیجه مدیریت ناكارا و شیوه كار سازمانی غلط است. عزیز محمود (1981) در تحقیق خود ثابت می كند كه 95 درصد ورشكستگی های تجاری به خاطر مشكلات مدیریتی نظیر: فقدان تجربه در زمینه مرتبط، تجربه نامتناسب و عدم كارایی است.
روش تحقیق
برای این تحقیق كه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده اجرا شد، تعداد 300 نفر از مدیران سراسر مالزی به عنوان نمونه انتخاب شدند. این تعداد  12 درصد كل تعاونی های مالزی به استثنای مدارس تعاونی می باشند. به هر حال در این تحقیق مصاحبه با 200 نفر از مدیران تعاونی كه 182 نفر آنان مرد و 18 نفر مدیرزن بودند امكانپدیر شد. این  تحقیق بر اساس مصاحبه و تنظیم پرسشنامه اجرا شده است. پرسشنامه ها به چهار بخش تقسیم شدند. بخش اول به سوالاتی در باره گذشته تعاونی مربوط بود، بخش دوم به كاوش در زمینه خصوصیات كارآفرینی مدیران تعاونی می پرداخت، بخش سوم به وظایف مدیریتی و بخش چهارم به بررسی سبك رهبری تعاونی اختصاص داشت.
داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی، تحلیلی، آزمون كای دو، میانگین، انحراف معیار و درصدگیری تحلیل شدند. آزمون ” من ویتنی”   برای آزمودن فرضیه تحقیق بكار رفت و میانه دوجامعه وابسته وظایف مدیریتی و سبكهای رهبری بر اساس مقیاس 5 نمره ای” لیكرت” سنجیده شدند.
همچنین مدل رنسیس لیكرت برای آزمودن سبك رهبری در بین مدیران نیز بكار رفت. اساسا” چهار نظام رهبری وجود دارد، نظام اول: بهره كشی  آمرانه، نظام دوم: خیرخواهانه  آمرانه، نظام سوم: مشورتی و نظام چهارم: مشاركتی.
خصایص 19 گانه كارآفرینی  كه به وسیله جفری جی. مردیت11، رابرت ای. نلسون12  و فلیپ آ. نیك13 (1982)  تنظیم شدند كمك كردند كه كیفیت واقعی یك كارآفرین مشخص شود.  (جدول یک)

توصیف و تحلیل
تعریف تعاونی موفق
موفقیت یك تعاونی از دو جنبه اقتصادی و اجتماعی سنجیده می شود. از نظر اجتماعی افزایش تعداد اعضا، چكونگی مشاركت اعضا در مجمع عمومی سالانه، فعالیتهای اعضای هیات مدیره، اختصاص بودجه به امور اجتماعی نظیر اعطای بورس و افزایش سهم مشاركت اعضا در سرمایه مورد نظر می باشد. در حالی كه اندازه گیری از نظر اقتصادی بر اساس درآمد تقسیم شده، سود حاصل در دوره زمانی سه ساله و نحوه مشاركت اعضا درامور اقتصادی تعاونی صورت می گیرد.

تعریف مدیر
بطور كلی، مدیر فردی است كه پست و قدرت مبتنی بر ساختار سازمانی را بدست می گیرد. اما، در تركیب تعاونی، و این تحقیق، مدیر فردی است كه حقوق می گیرد و بصورت تمام وقت برای حداقل 2 سال در تعاونی كار می كند یا عضوی است از هیات مدیره كه تقش مدیر را برای حداقل 2 سال بعهده دارد.

نتایج
تمام داده های بازیافته و گردآوری شده بصورت خوانا و منظم جدول بندی شده اند تا دركی روشن را برای پژوهشگر فراهم نمایند. دسته ای از مهمترین نتایج این تحقیق در جدول دو نشان داده شده است. بر اساس این تحقیق، مردان با كسب رقم 91 درصد در سطح مدیران تعاونی دارای اكثریت می باشند و زنان فقط 19 درصد مدیران تعاونیها را تشكیل می دهند. بعلاوه، 93 درصد مدیران متاهل اند و 7 درصد باقی مانده مجرد یا بیوه هستند. همچنین 5/76  درصد  مدیران مالایی  و 5/24  درصد  آنان از  دیگر  نژادها ی  موجود    در  “سبا” و ” ساراك” می باشند. حدود 5/36 درصد مدیران بیش از 50 سال سن دارند و فقط 4 درصد آنان زیر 30 سال هستند. این امر نشانگر میزان علاقه نسل جوانتر نسبت به فعالیتهای تعاونی است.  
در خصوص سطح تحصیلات، فقط 29 درصد از مدیران تعاونیها در مالزی فارغ التحصیل می باشند. بخش بزرگی از مدیران تعاونیها یعنی 71 درصد آنان دارای تحصیلات پایینی هستند. در مورد تعداد دوره های آموزشی طی شده در یك محدوده زمانی سه ساله، 90 درصد از مدیران در كمتر از 5 دوره آموزشی شركت كرده اند. بعلاوه 5/75 درصد از مدیران كمتر از 10 سال در پست مدیریت فعالیت كرده اند و 5/24 درصد آنان بیش از 11 سال سابقه خدمت مدیریتی دارند.
تقریبا” 70 درصد مدیران حقوقی كمتر از 1000  “رینگجیت” و 14 درصد آنان بیش از 2000 رینگجیت دریافت می كنند حال آنكه 5/12 درصد آنان بصورت افتخاری وظیفه مدیریت را انجام می دهند. همچنین 54 درصد مدیران بصورت پاره وقت و 5/45 درصد آنان بصورت تمام وقت كار می كنند.
در نمونه این تحقیق، 23 درصد از مدیران پاره وقت در بخش دولتی فعالیت می كنند. بعلاوه، 81 درصد مدیران تعاونیها عضو شركت تعاونی هستند و 19 درصد آنان عضو تعاونی نیستند. بر اساس بررسی صورت گرفته  13 درصد تعاونیها قبل از استقلال مالزی( 1957) و 87 درصد آنها بعد از دهه 90 تاسیس شده اند. همچینن 86 درصد تعاونیها كمتر از 3000 نفر عضو و فقط 3 درصد آنها بیش از 9000 نفر عضو دارند.
بر اساس تحلیل داده های بدست آمده در زمینه 19 خصیصه  كارآفرینی، برخی از خصایص برجسته در بین مدیران تعاونیها  عبارتند از: صداقت و اطمینان (3/99 %)، مسئولیت پذیری (8/98 %)، ارتقا كیفی (3/97 %)،  تشكیل گروه دادن (95 %)  و شایسته محوری (94 %). از سوی دیگر در بین خصایص مورد نیاز تعیین شده برای یك مدیر كه در بین مدیران تعاونیهای مالزی كمتر دیده شد، باید از استقلال (9/35 %) و ریسك پذیری (3/42 %) نام برد. (جدول سه)
بر اساس این تحقیق، امتیازات بدست آمده در دو گروه مدیران تعاونیهای موفق و كمتر موفق تقریبا برابر است  ( جدول چهار). بنابراین، واقعا تعیین خصایص مورد نیاز برای موفقیت مدیران تعاونیها كاری سخت است.  
این بررسی  نشان داد كه  برنامه ریزی، نظارت پیگیر، رهبری و سازماندهی مهمترین وظایف مدیران بوده است. هرچند كه مدت زمان صرف شده برای  اجرای این وظایف موئد اهمیت پیش گفته نیست اما مشخص شد كه مدیران بیشترین زمان را صرف نظارت كرده اند (جدول پنج و شش).
در این تحقیق با استفاده از فرمول الگوی رهبری ” من ویتنی” به این نتیجه رسیدیم كه مدیران برای كسب موفقیت نباید به كاركنان خود زیاد آزادی دهند. مدیران تعاونیها برای رسیدن به اهداف خود باید همواره سازمان را تحت نظارت و كنترل داشته باشند. ارتباط دو سویه بین مدیران و كاركنان برای اطمینان از جریان روان مدیریت سازمانها باید اجرا شود.
بر مبنای الگوی چهارگانه رهبری رنسیس لیكرت، به این نتیجه رسیدیم كه چهارمین نظام الگوی رهبری (مشاركتی) بهترین نظام برای اطمینان از كسب موفقیت در یك سازمان است. مقایسه بین الگوهای رهبری در تعاونیهای موفق با تعاونیهای كمتر موفق، تفاوت زیادی را نشان نداد. فقط مشخص شد كه خصوصیات ارتباط و رهبری مدیران در تعاونیهای موفق به نظام مشاركتی نزدیكتر است.

نتیجه گیری
بدیهی است كه توانایی و مهارت مدیران، بهره وری، ثبات و قابلیت پاسخگویی یك سازمان را شكل می دهد. این امر برای تعاونی ها نیز مصداق دارد. مدیر، رهبریت گروه را به عهده دارد. اوست كه تصمیم می گیرد و ارتش خود را برای كسب پیروزی در جنگ رهبری می كند. اگر شكست بخورد، سازمان شكست می خورد.
برنامه ریزی ماموریت یا وظیفه بسیار سختی است، بنابراین مدیران جوامع تعاونی باید قادر به برنامه ریزی باشند. مهم است كه یك برنامه ریزی كامل قبل از اجرای دیگر وظایف مدیریت تعاونی صورت پذیرد. در خصوص الگوی رهبری، بیشتر مدیران تعاونی های مالزی با رویكرد مشورتی سازگاری یافته اند.
برجسته ترین خصایصی كه بین مدیران تعاونی ها در مالزی یافت شد: ارتقا كیفی، مسئولیت پذیری، شایسته سالاری، صداقت و اطمینان و تشكیل گروه دادن بود. حال آنكه، ریسك پذیری و استقلال اگرچه لازمند اما كمترین اهمیت را داشتند. این امر شاید به این دلیل است كه اكثر مدیرانی كه هم حقوق می گیرند و یا وظایف مدیریتی را افتخاری انجام می دهند، معمولا” از درگیر كردن خود با طرحهای پرخطر به دلیل تاكید اصول تعاونی بر سود و ریسك پذیری منطقی خودداری می كنند. بعلاوه، بیشتر مدیران از تصمیم ها و سیاستهای تعیین شده توسط هیات مدیره كه بالاترین اختیار را در تصمیم گیری های مدیریتی برای تعاونی دارد پیروی می كنند. به هر حال این تحقیق نتوانست در مقایسه بین خصوصیات شركت های تعاونی موفق و كمتر موفق تفاوت بارزی را شناسایی كند.

 

 

مطالب مرتبط