مبانی جمع سپاری

خاستگاه عبارت جمع سپاری که اولین بار مایکل سالیوان در سال 2006 و در وبلاگ خود مطرح کرد، کمک های مالی خیرخواهانه بود (کستلوچیو، 2012) اما اکنون برای کمک به پروژه های متنوعی نظیر ضبط آلبوم، کتاب، سفرهای بوم شناسی، پژوهش های علمی (آیتامورتو، 2011، گاگیولی، 2013)، کمک به کهنه سربازان (بردلی، 2013) و شهریه دانشگاه («Start me up»، 2013) به کار می رود. از آن زمان این مفهوم به این شکل تعریف شده است:
تلاش  افراد و گروه های کارآفرین (فرهنگی، اجتماعی و انتفاعی) برای تأمین سرمایه کسب و کارهای خود از طریق جمع آوری کمک های نسبتاً اندک از تعداد نسبتاً زیادی از افراد با استفاده از اینترنت و بدون واسطه های مالی رایج (مالیک، 2014).
مفهوم جمع سپاری و کاربرد آن در حال تکامل است و بیش از پیش با روش های خلاقانه از این مفهوم استفاده می شود. اما عناصر اصلی جمع سپاری بر روی فناوری، تأمین سرمایه و قدرت جمعی تمرکز دارد که به بسیاری از پروژه های کوچک امکان می دهد تا مبلغ مالی قابل توجهی را جمع آوری کنند. فرایند جمع سپاری به شدت به فناوری وابسته است، هم در مورد وب سایت هایی که جمع سپاری بر روی آن ها انجام می شود و فناوری هایی که ارتباط شبکه های اجتماعی را فراهم می کنند و آگاهی بخشی در مورد یک پروژه را امکان پذیر می کنند.
تأثیر جمع سپاری (که بر اساس آمار سایت کیک استارتر ]بزرگ ترین سایت جمع سپاری دنیا[ به دست آمده است) دورنمایی کلی در اختیار ما قرار می دهد.در آغاز سال 2014، وب سایت کیک استارتر اعلام کرد که سرمایه وعده داده شده از سوی بیش از 7/5 میلیون حامی مالی (که 7/1 میلیون نفر از آن ها مجدداً کمک کرده اند) به 1 میلیارد دلار آمریکا رسیده است و به بیش از 14 میلیون پروژه کمک کرده است. در سال 2012، کمک های مالی 15 پروژه به بیش از 1 میلیون دلار رسید؛ اما تا ماه مارس 2014 تعداد پروژه هایی با کمک بیش از 1 میلیون دلار به 58 پروژه افزایش یافته است. طبق برآوردهای مس سولوشن (یکی از مراکز پژوهشی جمع سپاری)، ارزش کل بازار جمع سپاری در سال 2013 به 1/5 میلیارد دلار افزایش یافته است و انتظار می رود این بازار به رشد سریع خود ادامه بدهد (مس سولوشن، 2013).
جمع سپاری معمولاً از طریق وب سایت جمع سپاری انجام می شود که تعداد زیادی از آن ها در سال های اخیر به وجود آمده اند. بنیان گذار توضیحاتی درباره ایده یا پروژه خود بر روی این وب سایت ها ارائه می-کند تا حامیان بالقوه بتوانند با آن ایده یا پروژه آشنا شوند. افراد پروژه ها را از طریق مسیرهایی نظیر شبکه های اجتماعی یا با جستجوی وب سایت های جمع  سپاری پیدا می کنند. اگر افراد به ایده اعتقاد داشته باشند و برای کمک به تحقق آن تمایل داشته باشند می توانند با اهدای پول از طریق وب سایت جمع-سپاری از پروژه پشتیبانی کنند. به طور معمول، مبلغی که حامیان ارائه می کنند نسبت به کل سرمایه مورد نیاز اندک است. ایده پشت جمع سپاری این است که اگر افراد متعدد مبلغ اندکی را کمک کنند می توان به سرعت و به طور مناسب پول زیادی را جمع آوری کرد. علاوه بر کمک مالی، افراد می توانند با اطلاع-رسانی درباره پروژه های مورد حمایت خود از طریق شبکه های اجتماعی به پروژه ها کمک کنند که این کار باعث تشکیل جمعی از گروه های علاقه مند مایل به سرمایه گذاری می شود.

اکوسیستم جمع سپاری
شناسایی کنشگران فضای جمع سپاری برای آشنایی با نحوه کار جمع سپاری حائز اهمیت است. فعالان مختلف اکوسیستمی را تشکیل می دهند که روش اجرای فرایند و شیوه های قابل استفاده را مشخص می-کند و از این طریق به شکل های متفاوت بر جمع سپاری تأثیر می گذارند. یکی از روش های مناسب برای شناسایی این اکوسیستمشناسایی ذینفعان و تأثیر آن ها بر فرایند است. به طور سنتی، ذینفع «هر گروه یا فردی است که بتواند بر تحقق اهداف سازمان تأثیر بگذارد یا از آن تأثیر بپذیرد» (فریمن، 1984، ص 46) و کسانی را که دارای قدرت و مشروعیت هستند و حس فوریت را به سازمان القا می کنند می توان جزء ذینفعان دانست (میچل، آگل و وود، 1997). هدف نظریه ذینفعان شناسایی نقش ها در یک سازمان است و صرفاً به مدیران ارشد و ذینفعانی که تنها هدف آن ها شعار «افزایش ارزش سهامداران» است نمی-پردازد. برای بررسی نقش ها و روابط متقابل در حوزه هایی متفاوت نظیر دولت الکترونیک (فلاک و رز، 2005)،بهداشت و درمان (کینگ، 2008) و پردازش ابری (مارستون، لی، باندیوپادیای، ژانگ و قلساسی، 2011)، رویکرد ذینفعان در حوزه هایی غیر از کسب و کارهای مبتنی بر سود به کار گرفته شده است. ذینفعان گروه های جداافتاده نیستند بلکه فعالیت دارند و برای ایجاد یک محیط پویا با یکدیگر تعامل می کنند (لپلوم، سونپار و لیتز، 2008). با استفاده از رویکرد ذینفعان در بخش های 2-2-1 و 2-2-5 فعالان اصلی اکوسیستم جمع سپاری و در عین حال نقش هر یک در این سیستم و انتظارات هر کدام از سیستم را بررسی می کنیم.
تأمین کنندگان وب سایت
فناوری مبنای فعالیت جمع سپاری است؛ بنابراین تأمین کنندگان وب سایت نقش مهم و حیاتی در پدیده جمع سپاری ایفا می کنند. آن ها زیرساخت فناورانه را فراهم می کنند که به بنیان گذاران امکان می دهد تا پروژه خود را در معرض دید تعداد زیادی از حامیان بالقوه قرار بدهند. اما نقش تأمین کنندگان وب سایت چیزی فراتر از بسترسازی برای پروژه است: آن ها برقراری ارتباط بین بنیان گذار و حامیان مالی (بالقوه و واقعی) را از طریق ویژگی هایی نظیر بخش نظرها، قابلیت های به روزرسانی پروژه و تبادل ایمیل تسهیل می کنند. هدف تأمین کنندگان وب سایت کارآمد کردن ارتباط بین بنیان گذار و حامیان مالی است («Narrowing the field»، 2013). حامیان با لینک دادن به وب سایت های اجتماعی نظیر فیس بوک و توئیتر می توانند به سادگی پروژه را در شبکه های اجتماعی خود تبلیغ کنند. تأمین کنندگان وب سایت قابلیت های یکپارچه پردازش پرداخت طرف ثالث را در اختیار دارند که امنیت حریم خصوصی را فراهم می کند و در مورد پردازش پرداخت امن به حامیان اطمینان می دهد. بنابراین تأمین کنندگان وب سایت می-توانند نقش واسطه، هماهنگ کننده، مجری قانون و مسیرهای توزیع را ایفا کنند (اوردانینی، میکلی، پیتزتی و پاراسورمن، 2011). طراحی وب سایت های جمع سپاری همچنان در حال تکامل است و نسخه-های آتی این وب سایت ها برای ایجاد درآمد کافی می توانند برای کمک به افزایش کارایی و سطح فناوری به سطوح مختلف سرویس (مثل پایه، ثبت شده و ویژه) توجه کنند (برات، اسپک و پاولز، 2013).
فناوری معمولاً با ایجاد شفافیت اعتبار می یابد؛ اما در برخی از حوزه های جمع سپاری، وب سایت ها در واقعیت دسترسی به اطلاعات را محدود می کنند که این کار باعث کاهش شفافیت می شود. بسته به مدل جمع سپاری، برخی از انواع مختلف اطلاعات نسبت به اطلاعات دیگر اولویت پیدا می کنند. از این رو فناوری شفافیت ایجاد می کند اما فقط برای انواع خاصی از اطلاعات و برای ذینفعان خاص.
تأمین کنندگان وب سایت جمع سپاری یکی از کنشگران مهم در این اکوسیستم هستند زیرا ساختار قرارداد جمع سپاری و الزامات قانونی از طریق این وب سایت های اجرا می شود (گلفوند و فوتی، 2012). هرچند وب سایت های جمع سپاری تضمین نمی کنند که بنیان گذاران پروژه های مورد نظر به وعده های خود عمل خواهند کرد اما تأمین کنندگان قبلاً تمایل شدید خود را ابراز کرده اند و جلوگیری از «تقلب جمعی» می-تواند بیشترین نفع را برای آن ها داشته باشد (همرمش و تسوفلیاس، 2013؛ سیگار، 2012).
به طور کلی، نقش تأمین کنندگان وب سایت ایجاد و کنترل فرایند جمع سپاری و تضمین اجرای بدون مشکل آن برای بنیان گذاران و حامیان است. تأمین کنندگان وب سایت با تمام ذینفعان ارتباط دارند و مرکز اکوسیستم هستند.

بنیان گذاران
از عبارت «بنیان گذار» برای معرفی آن افرادی استفاده می کنیم که برای دریافت سرمایه ایده های خود را بر روی وب-سایت جمع سپاری قرار می دهند. پیشینه افراد متقاضی سرمایه بسیار متفاوت است و اهداف آن-ها نیز متنوع است. در منابع از عبارات مختلفی نظیر «خالق»، «استقراض کننده»، «کارآفرین»، «بنگاه»، «بنیان گذار»، «مالک» و «بنگاه نوپا» استفاده شده است. اما بسیاری از این عناوین بسیار محدود هستند و همواره بخشی از فعالان این حوزه را نادیده می گیرند. برای مثال، ممکن است همه افراد متقاضی سرمایه خود را کارآفرین ندانند یا هدفشان راه اندازی کسب و کار نباشد. از بین عباراتی که در حال حاضر استفاده می شود برای تعریف افراد آغاز کننده انجمن ها، سازمان های خیریه و کسب و کارها عبارت «بنیان گذار» را پیشنهاد می کنیم یعنی «فردی که بنیان گذاری می کند یا تأسیس می کند». جامعیت این تعریف و کاربرد فعلی آن در منابع به آن اعتبار بخشیده است.
نیاز برطرف نشده بنیان گذاران به سرمایه عامل مؤثر بر پدیده جمع سپاری است. نقش بنیان گذاران در اکوسیستم جمع سپاری تجسم یک محصول یا پروژه و سپس ارائه مشخص و متقاعدکننده ایده های خود برای حامیان احتمالی از طریق وب سایت جمع سپاری است. در طول فعالیت کارزار، بنیان گذاران با برقراری ارتباط و شفاف بودن دسترسی به اطلاعات را کنترل می کنند. بنیان گذاران علاوه بر جذب سرمایه می توانند از جمع سپاری برای آزمون فروش ایده (هلمر، 2014)، جلب توجه برای تأمین سرمایه در آینده (دینگمن، 2013)، کسب اعتبار (گربر، هوی و کو، 2012) و برقراری ارتباط از طریق تشویق ارتباط آزاد و همکاری با حامیان (گربر و همکاران، 2012) استفاده کنند.
بنیان گذاران می توانند تجربیات متفاوتی داشته باشند و ممکن است بنگاه آن ها از تیم های معتبر تشکیل شده باشد («On the side of the angels»، 2012) یا ممکن است افرادی با تجربه اندک یا بی-تجربه باشند که تازه وارد دانشگاه شده باشند («Start me up»، 2013). دو جنبه مهم باید در نظر گرفته شود: 1) تجربه در زمینه کسب و کار و 2) تجربه و مهارت در زمینه محصول. بنیان گذارانی که در زمینه کسب و کار تجربه دارند پیش از این کسب و کارهای دیگری را راه اندازی کرده اند یا در بنگاه های نوپا حضور داشته اند یا از مزیت شناخت بهتر مراحل تبدیل ایده کسب و کار به یک شرکت فعال برخوردار هستند. دومین نوع تجربه به محصول واقعی را خود پروژه مربوط است. برای مثال، هنرمندی که در سایت Sellaband سرمایه جمع می کند ممکن است یک موسیقیدان موفق باشد اما تجربه تجاری اندکی در زمینه بازاریابی یا توزیع آلبوم تولیدشده خود داشته باشد. تجربه کلی بنیان گذاران بر روی این دو بعد در نوسان است: ممکن است بنیان گذاری در زمینه تجربه کسب و کار و پروژه قدرتمند باشد، ممکن است فقط در یک بُعد قوی باشد یا ممکن است در هر یک از ابعاد تجربه یا مهارت اندکی داشته باشد.
بنیان گذار معمولاً یک نفر است اما ممکن است تیمی متشکل از افراد باشند که برای تأمین سرمایه پروژه و تکمیل آن همکاری می کنند. قابلیت تیم ها نیز می تواند متفاوت باشد: برای نمونه، در برخی از مدل های جمع سپاری، ترکیبی از اعضای دارای تجربه کسب و کار و محصول دیده می شود.

http://modir3-3.ir/images/drarticle.png