مفهوم مدیریت دانش

مفهوم مدیریت دانش

تاکنون تعاریف مختلفی از مدیریت دانش ارائه شده است. مدیریت دانش ناظر بر مجموعه­ ای از فرایندهاست که در طی آن جریان دانش در یک جامعه به صورت مستمر و فزاینده هدایت می شود. (سانتوس و دیگران، ۲۰۰۴).

مدیریت دانش فرایند شناسایی دارایی هوشمند و ایجاد فرهنگ و زیر ساختهای اطلاعاتی است که مشارکت و فراگیری را ترغیب می نماید. این فرایند به دنبال سرمایه هوشمند به وسیله بدست آوردن، پرورش و استفاده از تمامی آن چیزی است که کارکنان می دانند. این سرمایه در سازمان های جمعی را به وجود می آورد که با انتقال آن به محصولات و خدمات جدید، ارزش افزوده ایجاد می کند.

در حقیقت نکته اساسی در مدیریت دانش تعیین و استخراج گوهر دانش از دریای ژرف اطلاعات است. با توجه به این ارزش که می تواند هم مادی و هم غیرمادی باشد مدیریت دانش را هنر ایجاد ارزش از دارایی های هوشمند دانسته­اند (بلینگر،۲۰۰۴). این مدیریت سرمایه های هوشمند را از تخریب حفظ نموده، فرصت هایی را برای افزایش کیفیت تصمیمات، خدمات و فرآورده ها ازطریق افزودن آگاهی و ارزش و فراهم آوردن انعطاف پذیری جسجو نموده و با ممیزی از سرمایه های هوشمند، عملیات بحرانی و تنگناهای بالقوه ای که جریان دانش را از مسیر استفاده منحرف می سازند، مشخص می نماید. به این ترتیب نیروی انسانی سازمان را قادر به مواجهه با موقعیت های مطرح شده و پیش بینی موثر و ساختن آینده می ­نماید (سویبی،۲۰۰۱).

واژه مدیریت دانش تعارف مختلفی دارد که برخی از آنها عبارتند از بخشی از مجموعه سلسله مراتب متشکل از داده، اطلاعات، دانش و معرفت است.

  • موقعیتی است که به اطلاعات داخل سازمان ارزش می بخشند
  • مسیری است که در آن دانش خلق و کسب شده برای نیل به اهداف استفاده می شود
  • روند آگاهانه ایجاد، اعتبار بخشی، ارائه و توزیع دانش و کاربرد آن است
  • فرایند نظام مند نمودن، انتخاب، سازماندهی و ارائه دادن، اطلاعات و دانش به گونه ای است که درک فرد را در زمینه خاص و مورد نظر بهبود دهد.
  • به سازمان کمک می نماید تا از مجموعه تجربیات حاصله درک مدون و شفاهی بدست آوده و انعطاف پذیری را افزایش دهد.

مجموعه ای از اعمال منظم و نظام مند است که برای بدست آوردن با ارزش ترین نتیجه از دانش در دسترس انجام  می شود (کوریا و همکاران، ۲۰۰۳).

اجرای مدیریت دانش در سازمان منجر می شود دانش تولید شده توسط افراد برای همیشه در سازمان باقی بماند و در نتیجه­ی خروج کارکنان از سازمان، دانش تولید شده با توجه به هزینه ای که سازمان صرف تولید آن کرده است از سازمان خارج نمی شود. هدف مدیریت دانش شناسایی، جمع آوری، دسته بندی و سازماندهی، ذخیره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان می باشد.

در سازمان هایی که به شکل سنتی اداره می شوند دانش از بالا به پایین در طول خطوط سازمانی در جریان است. در این صورت دانش به ندرت در زمان درست و در جایی که بیشترین نیاز به آن وجود دارد، قابل دسترس است اما در سازمان های دانش محور که به اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش پرداخته­ اند، دانش در کل سازمان جاریست و هر کس به فراخور نیاز خود در زمان مناسب می تواند از آن در جهت انجام وظایف خود استفاده کند.

عناصر اصلی چرخه مدیریت دانش مطابق شکل، تولید، سازماندهی، ذخیره، اشتراک و استفاده می باشد. دانش از طرق مختلفی به دست می­ آید، یا از طریق افرادی که دانش را دارا می باشند و یا از  طریق انتشارات مختلف، کنفرانسی ­ها، نشست ها به دست می­آید. دانش به دست آمده در داخل یا خارج سازمان، که مفید بوده و سازمان را در ادامه حیات خود یاری می ­رساند، شناسایی شده و کلیه آنها جمع آوری می شود سپس دسته بندی شده و بر اساس نظم خاصی سازماندهی می شود. دانش سازماندهی شده ذخیره و نگهداری می شود، این دانش می تواند به اشکال مختلفی ذخیره و نگهداری شود مثلاً در پرونده ها، پایگاه داده­ ها، کتابخانه­ ها و سپس دانش ذخیره شده به اشتراک گذاشته می شود و در نتیجه اشاعه آن، در سطح وسیعی در دسترس همگان قرار می گیرد. سرانجام این دانش باید مورد استفاده و بهره برداری کسانی که به آن نیاز دارند قرار بگیرد. دانش می تواند در سطح گسترده ای به کمک اینترنت در دسترس و مورد استفاده بسیاری از افراد قرار گیرد (همان منبع، ۱۳۸۵).

تعاریف مدیریت دانش از دیدگاه صاحب نظران:

از مدیریت دانش تعاریف مختلفی به عمل آمده است اما دقت در تعاریف روشن می سازد که بیشتر تفاوت تعاریف در ظاهر و بیان تعریف است و در اصل همه صاحبنظران بر یک مفهوم واحد از مدیریت دانش تاکید دارند:

تعریف اسوان (۱۹۹۹) از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد می شود، چرا که این تعریف اهداف را تشریح و مدیریت دانش را در جایگاه سازمانی مناسب قرار می دهد. مدیریت دانش هر گونه فرایند یا عمل تولید، کسب، تسخیر، ترویج و جامعه پذیری و کاربرد آن است (واعظی، ۱۳۸۶).

– مدیریت دانش مثل ارتباطات، در بهترین وجه به عنوان روش یا شیوه­­ ی عمل سازمانی تلقی می شود. مدیریت دانش شیوه شناسایی، در اختیار گرفتن، سازماندهی، پردازش اطلاعات جهت خلق دانش می باشد، که پس از آن توزیع می شود و به عبارت دیگر در دسترس دیگران قرار می گیرد تا برای خلق دانش بیشتر بکار گرفته شود (رادینگ، ۱۳۸۳).

– راستوگی (۲۰۰۰) تعریفی ارائه کرد که به نظر می رسد منشور مدیریت دانش را در بر می گیرد او بیان کرد که مدیریت دانش ممکن است به عنوان فرایندی سیستماتیک و یکپارچه کننده از هماهنگ کردن فعالیت های گسترده­ی سازمان در مورد کسب، خلق، ذخیره سازی، تسهیم، منتشرکردن، توسعه و گسترش دادن دانش بوسیله افراد گروه ها در جهت اهداف عمده ی سازمانی تعریف شود.

– مکنتاش: مدیریت دانش با تجزیه و تحلیل و شناسایی دانش لازم و سودمند درگیر بوده و در پی برنامه ریزی چند بعدی و کنترل مناسب در توسعه سرمایه های دانش، در جهت اهداف سازمانی است.

– ادل: مدیریت دانش، خط مشی ­های اصولی را برای یافتن، درک کردن و استفاده از ارزش و ایجاد ارزش معین می نماید.

– بکمن: مدیریت دانش، رسمی سازی و دسترسی به تجربه، دانش و دیدگاههای استادانه را که قابلیت های جدید، قدرت کارایی بالاتر، تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری را در پی داشته باشند، هدف قرار داده است.

– مالهوترا (۲۰۰۴): مدیریت دانش انجام دادن کارهای درست به جای درست انجام دادن کارهاست تاکید روی اثربخشی است نه کارایی وجود کارایی بدون اثربخشی به شکست سازمان منجر می شود.

 – هنری و هدیپت (۲۰۰۳): مدیریت دانش سیستمی است که دارایی دانش جمعی سازمان را (دانش صریح و ضمنی) اداره می کند و یک فرایند مارپیچی است که شامل شناسایی، اعتبار سنجی، ذخیره و پالایش دانش برای دسترسی کاربران به آن است، ونتایج زیر را در پی دارد:

۱- استفاده مجدد دانش توسط دیگران برای نیازهای مشابه

۲- حذف دانش به دلیل فقدان اعتبار

۳- تغییر شکل دانش به دلیل فقدان اعتبار

به طور خلاصه مدیریت دانش در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه و چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی سازمانی را به مهارت های فردی و گروهی تبیین و روشن نماید با بررسی و تحلیل اهمیت و ویژگی های دانش در حیطه عملکرد سازمانها می توان دریافت که برخورداری از دانش و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکاناپذیر تبدیل شده است در جدول ۲-۲ به بیان برخی از تعاریف از دیدگاههای گوناگون پرداخته ایم. همان طور که دیده می شود اغلب تعاریف، مدیریت دانش را به مثابه یک جریان و فرآیند در نظر گرفته اند که این نشات گرفته از ماهیت سیال دانش می باشد.

در واقع حتی اگر آگاهانه به اداره نمودن دانش اقدام ننمائیم، اما دانش وجود دارد، خلق می شود و  به اشتراک گذارده می­شود. بوسیله مدیریت بر آن، به این رویه یک ساخت عملیاتی داده می شود تا فرآیندهای دانش تحت کنترل و اداره ما قرار گیرد.

دقت در تعارف مدیریت دانش مشخص می کند که :

الف) مدیریت دانش یک فرایند مستمر بوده و همیشه بودن آن در سازمان یک ضرورت است

ب) افراد به عنوان سرمایه های اصلی سازمان مورد توجه می باشند

ج) فرصت طلبی و تیزهوشی برای کسب و کشف ایده های جدید حائز اهمیت می باشد

د) ارتباط مداوم و چند سویه با محیط نقش مهمی در فرایند مدیریت دانش دارد.

 منبع: modir123.com

 

 

83 بازدید