عوامل حیاتی موفقیت
نویسندگان تعاریف متفاوتی از عوامل حیاتی موفقیت (CSF) BPR ارائه کرده اند. هرتزوگ هرتزوگ، پولانجار و تونچیا (2007) درباره مؤلفه های موفقیت BPR ارائه شده از سوی نویسندگان پژوهش های موجود بحث کرده اند (جدول عوامل حیاتی موفقیت را مشاهده کنید). این عوامل نقش مهمی در تحقق  موفقیت آمیز اهداف سازمانی و انتظارات از BPR دارند. BPR سودآوری را تضمین نمی کند مگر آن که عوامل حیاتی موفقیت به خوبی به کار گرفته شود.
مک آدام و اوهار (1998) برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت BPR در بخش دولتی مطالعه ای بر روی BPR در بخش دولتی انجام دادند. آن ها در عین حال می خواستند بفهمند که آیا اهمیت CSF در بخش خصوصی به اندازه اهمیت آن در بخش دولتی است یا خیر. تحلیل آن ها نشان داد که مدیریت ارشد، تعهد کارکنان، ارتباطات اثربخش، کار تیمی و توانمندسازی آن ها جزء CSFهای مهم در بخش دولتی بریتانیا هستند. این پژوهشگران معتقدند که بخش دولتی تحت تأثیر دولت و سیاست (سیاستمداران) است اما BPR همچنان در آن اجرا می شود و به اندازه اجرای آن در بخش خصوصی اهمیت دارد. بنابراین تعهد و پشتیبانی مدیریت ارشد، آموزش نیروی کار در مورد BPR، تعهد و کار تیمی آن ها نقش مهمی در موفقیت پیاده سازی BPR در بخش دولتی ایفا می کند.
عبدالوند، البدوی و فردوسی (2008) آمادگی دو شرکت ایرانی برای پیاده سازی BPR را ارزیابی کردند و میزان تأثیر عوامل موفقیت و شکست بر آمادگی را شناسایی کردند. این عوامل از مطالعات قبلی استخراج شده است، CSF به چهار دسته (عامل) اصلی و 17 دسته فرعی تقسیم شده است در حالی که در این مطالعه فقط یک عامل (دسته) شکست یعنی مقاومت در برابر تغییر در نظر گرفته شده است (شکل زیر را مشاهده کنید).

 

http://modir3-3.ir/images/BRP.jpghttp://modir3-3.ir/images/follBRP.jpg

احمد، فرانسیس و زایری (2007) مطالعه­ای برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت BPR در بخش آموزش عالی انجام دادند. مشخص شد که CSFهای رایج عبارتند از:

  • کار تیمی و فرهنگ کیفیت
  • سیستم مدیریت کیفیت و پاداش کافی (محرک­های انگیزشی)
  • مدیریت تغییر (مدیریت منابع انسانی بسیار دشوار است)
  • بوروکراسی کمتر و مشارکت
  • IT/IS
  • مدیریت پروژه
  • منابع مالی کافی

این CSFها به عنوان مهم­ترین عوامل موفقیت در مؤسسات آموزش عالی مالزی شناسایی شده­اند و مطالعات قبلی نیز اهمیت این عوامل را برای موفقیت BPR (صرفنظر از بخش، بنگاه یا دپارتمان) تأیید کرده­اند. همچنین این نویسندگان برای کسب نتایج بهتر OD (توسعه سازمانی) را برای مدیریت تغییر در سازمان پیشنهاد می ­کنند به طوری که کارکنان در تمام ابعاد رضایت پیدا می­کنند و در صورت لزوم مقدار اطاعات کافی دریافت می ­کنند.

حبیب و وزیر (2012) در یکی از مطالعات جدید خود دریافتند که آموزش عملی و نظری مناسب کارکنان به پیاده­سازی موفقیت­آمیز BPR در بخش دولتی کمک می ­کند. همچنین در مطالعه ­ای دیگر این موضوع با شواهدی تأیید شد. شواهدی که نشان داد تشکیل تیم­های بین بخشی و تشویق کار تیمی یکی از عوامل موفقیت پیاده­سازی BPR است (حبیب، 2011).

پس از ارزیابی دقیق CSFهای پیشنهادشده از سوی نویسندگان مختلف، مشخص شد که تمام این نویسندگان موافق استفاده و بهره­برداری از IT هستند و آن را یکی از اجزای لاینفک BPR می­دانند. علاوه بر این، از دیدگاه کارکنان (یعنی HR) نویسندگان بر عوامل HR، توانمندسازی کارکنان، آموزش نظری و عملی، الزامات مهارتی، کار تیمی و همکاری کارکنان تمرکز کرده ­اند. این مطالعه نیز بر عوامل مرتبط با HR و نقش آن در BPR تمرکز دارد، در نتیجه نقش و اهمیت عوامل HR (به عنوان CSF) در BPR را نمی ­توان نادیده گرفت. نویسندگان مختلف به درستی از عوامل HR یا مشارکت عوامل انسانی به عنوان CSF مربوط به BPR نام برده­ اند اما نتوانسته­ اند شواهد کاملی (مبنی بر این که کدام یک از ابعاد HR عوامل حیاتی موفقیت BPR هستند) ارائه کنند. بنابراین این مطالعه به تحلیل آموزش نظری و عملی کارکنان و کار تیمی به عنوان CSF های تعریف شده هرتزوگ و همکاران (2007) خواهد پرداخت.http://modir3-3.ir/images/drarticle.png