مفهوم انگیزه

«انگیزه» حالتی از انگیختگی که موجود زنده را وادار به عمل می کند و (انگیزش) فرایندی میانجی یا یک حالت درونی موجود زنده که او را وادار به فعالیت می کند و به سوی عمل سوق می دهد) را می توان به صورت های گوناگون تعریف کرد. یکی از اصطلاحاتی که برای نشان دادن کیفیت، کمیت و تعریف انگیزش به کار گرفته شده، مفاهیم مربوط به پویاشناسی رفتاربوده است. اصطلاح پویاشناسی از دانش فیزیک گرفته شده و منظور از آن نیرویی است که باعث حرکت در اجسام می شود. دلیل استفاده از این اصطلاح برای انگیزش ر فتار آن است که انگیزش رفتار نیز باعث حرکت موجود زنده میشود و او را به تکاپو در جهت ارضای نیازهایش وامی دارد.
می دانیم که انگیزه ها یا انگیزش را نمی توان به گونه ی مستقیم مشاهده کرد و باید آن را از راه رفتارهای موجود زنده و نتایج چنین رفتارهایی استنباط کرد. فرایندهای انگیزشی را تنها می توان از راه تحلیل جریان دائمی رفتار، مورد شناسایی قرار داد و اثرهای گوناگون آن را بر شخصیت،باورها، دانش ها، توانایی ها و مهارت های افراد مشاهده کرد. » (ساعتچی، 1382، ص 316) در مطالعات گوناگون که بحث انگیزه بیان می شود، بیش تر همراه با رضایتمندی بیان می گردد ومی بینیم که این دو بحث خیلی به هم نزدیک هستند.

تعریف انگیزش

می توان انگیزش کار را به عنوان فرایندی تعریف کرد که که فرد را در راستای دستیابی به هدف نیرو می بخشد و به حرکت در می آورد. منبع این نیرو زایی می تواند درونی یا بیرونی باشد. رضایت شغلی نیز نوعی احساس خشنودی است که در نتیجه ی دستیابی به هدف ها،بدست می آید. اگر خشنودی یا رضایت از زندگی را به یک رودخانه ی بزرگ تشبیه کنیم، آب این رودخانه از رودهای کوچک متعددی تأمین می شود، به بیان دیگر خشنودی یا رضایت از زندگی نیز نتیجه ی عامل هایی نظیر رضایت از کار، رضایت از حقوق و دستمزد، ارتقا و پیشرفت در کار، رضایت از نحوه ی سرپرستی، رضایت از همکاران، رضایت ازپسخوراند (آگاهی از نتایج)، رضایت از ایام فراغت، رضایت از خانواده و…، بدست می آید. (ساعتچی، 1383)

تاریخچه انگیزش

اصطلاح انگیزش نخستین بار از واژه لاتین موو (ایران نژاد،1373)که به معنی حرکت است گرفته شد. انگیزه را چرایی رفتار گویند. به عبارت دیگر هیچ رفتاری را فرد انجام نمی دهد که انگیزه ای یا نیازی محرک آن نباشد. انگیزش انسان اعم از خودآگاه یا ناخودآگاه، ناشی از نیازهای اوست. بنابراین در تعریف انگیزه می توان گفت: انگیزه یا نیاز عبارت است از حالتی درونی و کمبود یا محرومیتی که انسان را به انجام یک سری فعالیت وا  می دارد (سید جوادین، 1386: 455). تعریف دیگر انگیزه به این شکل می باشد که «میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدفهای سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردیسوق داده شود» (پی رابینز، 1377: 326).
یکی از وظایف اولیه مدیر فراهم نمودن موجبات انگیزش کارکنان در سطح بالایی از عملکرد می باشد. یعنی مدیر باید اطمینان پیدا کند که افراد کار می کنند، بطور منظم سرکار حاضر می شوند و سهم مثبتی از رسالت سازمان دارند. عملکرد شغلی به توانایی، محیط و همچنین انگیزش مرتبط است (محمدزاده و مهر وژان، 1375: 120)
انگیزش یک فرایند زنجیره‌ای است که با احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت شروع می شود، سپس خواست را به دنبال می آورد و موجب تنش و کنش بسوی هدفی می شود که محصول آن، رفتار نیل به هدف است. توالی این فرایند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود. بنابراین انگیزه ها موجب تشویق و تحریک فرد به انجام یک کار یا رفتار می شود در حالی که انگیزش یک خواست کلی را منعکس می نماید. در تمام تحقیقات انگیزش هنوز جایگاه تنبیه و تشویق به عنوان انگیزه های بسیار قوی مطرح می باشد و در این رابطه پول به عنوان ابزاری برای اعطای پاداش مطرح بوده، اما تنها عامل انگیزشی نیست (سید جوادین، 1386: 456).