http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: رابطه تفکر انتقادی با انگیزه پیشرفت دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه

$$$: رایـــــــگـــــان

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: Word

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png حجم فایل: 45 KB

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تفکر انتقادی با انگیزه پیشرفت در بین دانشجویان دوره­ی کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند انجام گرفته است. پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه آماری 1093 نفر از دانشجویان دوره­ی کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند می­باشد که تعداد 288 نفر از این جامعه با روش نمونه­گیری طبقه­ ای با نسبت­ های مساوی به­عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع­آوری داده­ها دو پرسش­نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) و انگیزه پیشرفت هرمنس می­باشد. پایایی آزمون تفکر انتقادی با استفاده از آلفای کرونباخ 74% و پایایی پرسش­نامه انگیزه پیشرفت هرمنس، 78% به دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل داده­ها نشان داد که تفکر انتقادی با انگیزه پیشرفت رابطه مثبت معنی دار دارد و هر پنج مؤّلفه­ی تفکر انتقادی، قادر به پیش­بینی انگیزه پیشرفت می باشند.
واژگان کلیدی: تفکر، تفکر انتقادی، انگیزه، انگیزه پیشرفت، دانشجویان کارشناسی ارشد

مقدمه
ضعف عملکرد آموزشی دانشجویان و شکست های بعد از ورود به دانشگاه از معضلات مهم آموزشی در کشور ماست. بسیاری از دانشجویان بعد از ورود به دانشگاه قادر به سازگار کردن خود با وضعیت تحصیلی جدید و افزایش حجم دروس نیستند و اغلب دانشجویان در ترم اول و برخی تا پایان تحصیلات دچار افت شدیدی می شوند.اکثر دانشجویانی که از تلاش خود نتیجه مطلوب کسب نمی کنند انگیزه ای برای درس خواندن ندارند(فهیم زاده، 1382).
بررسي انگيزش گامي است اساسي در جهت شناخت رفتار آدمي، در حقيقت با بررسي انگيزش مي خواهيم بدانيم سرچشمه رفتار آدمي و نيرويي كه او را به حركتوا مي دارد، چيست؟ (یوسفی و همکاران، 1388). انگیزش مهم ترین پیش نیاز یادگیری است. انگیزش،قلب یادگیری است. انگیزش مایه ی جنبش انسان و عامل آغاز کننده،راهنما،سوددهنده و پایدارنده ی رفتار تا زمان دست یابی به هدف مطلوب است (بیابان گرد، 1384). «انگیزش فرایندی است که در برانگیختن، جهت دادن و پایایی رفتار دخیل است. برای نمونه، انگیزش را برای نشان دادن این امر به کار می برند که چرا یک ارگانیزم به جای اینکه خواب باشد، بیدار و فعال است، چرا روی یک تکلیف فعالیت می کند و از انجام تکلیف دیگر که در توان اوست سر باز می زند» (بال ، 1373، ص 2).
«یکی از نخستین انگیزه هایی که پژوهش های زیادی را به خود معطوف کرده است “نیاز به پیشرفت” است. این نیاز افراد را برای جست و جو کردن موفقیت در رقابت با معیار برتری، با انگیزه می کند. برای مثال حل معما، نوشتن مقاله متقاعد کننده و شاگرد اول شدن در کلاس درس، نمونه هایی از جست و جوی موفقیت یا پیشرفت در تکالیفند» (حسن زاده، 1386، ص108). انگیزه پیشرفت به رفتارهایی اطلاق می شود که منجر به یادگیری و عملکرد می گردد. به عبارت دیگر انگیزه پیشرفت، تمایل فراگیر است، فراگیر کاری را در قلمرو خاصی به خوبی انجام می دهد و عملکردش را به طور خود جوش ارزیابی می کند (یوسفی و همکاران، 1388). نیاز به پیشرفت یکی از نیازهایی است که توسط مورای مطرح شد. بطور کلی افراد دارای انگیزه پیشرفت احساس می کنند که بر زندگی شان مهار دارند و از آن لذت می برند. آنها سعی می کنند عملکرد خود را بهبود ببخشند و ترجیح می دهند که کار هایی را انجام دهند که چالش بر انگیز باشند (توکلرد ، 2000؛نقل در طالب پور و همکاران، 1381).
مک کللند  بر این باور است که جوامعی که افراد آن دارای انگیزه پیشرفت نباشند، حتی با وجود امکانات عالی و شرایط مساعد طبیعی، کمتر شانس توسعه و ترقی خواهند داشت. وی با بررسی های بسیار دقیق نشان داد که رشد اقتصادی یک جامعه به انگیزه پیشرفت افراد بستگی دارد. او بر این باور است که افرادی که انگیزه پیشرفت بیشتری دارند، افراد توسعه جویی شده و به رشد خود کمک کرده اند (سیتنز و لیمان ، 1973؛ نقل در برخوری و همکاران، 1388).
«یکی از ویژگی های شخصیتی که روان شناسان از آن برای تبیین و تشریح عملکرد افراد استفاده نموده اند، انگیزه
پیشرفت تحصیلی است که در برگیرنده ی الگویی از تدبیر اندیشی، اعمال و احساس هایی است که با تلاش برای دستیابی به نوعی برتری، سازگار با استاندارد های برتر درونی، مرتبط می باشد» (کالاهان ، 1368، ص86). انگیزه ی پیشرفت با پیشرفت و موفقیت تحصیلی دانش آموزان رابطه دارد. منظری توکّلی (1375) در تحقیقی که به بررسي رابطه انگيزه پيشرفت، هسته كنترل و پيشرفت تحصيلي پرداخت، نشان داد که بین انگیزه پیشرفت و موفقیت دانش آموزان رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. در تحقیقی دیگر که زارعی (1380) به بررسی رابطه بین سبک های اسنادی و انگیزه پیشرفت با پیشرفت تحصیلی پرداخت، بین انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی دار دید.

علاقه به یادگیری، دست آورد عواملی است که به شخصیت و توانایی دانش آموز، مشوّق ها و دیگر عوامل پیرامونی مربوط است (واینر ، 1972؛ نقل در بیابان گرد، 1384). «رشد انگیزه پیشرفت، متأثّر از سازه های چندی است.مانند ارزش های فرهنگی، نظام های نقش-اجتماعی و فرایندهای تربیتی» (بال، 1373، ص2).یکی از خصوصیات متفکران انتقادی که مورد تأیید اکثر صاحب نطران هم می باشد، این است که، افرادی که منتقدانه می اندیشند، می-آموزند که در شرایط دشوار و در عین ناکامی کار کنند و ناامید نشوند (ریچارد پل ، 2005؛ نقل در کوکبی و همکاران، 1389).
قرن هاست که اکثر فلاسفه و صاحب نظران علوم تربیتی عقیده دارند که یادگیری هدف تعلیم و تربیت است و پرورش قوه استدلال و رشد قوه قضاوت، مقصد اصلی تعلیم و تربیت می باشد. آموزش مهارت های تفکر انتقادی به عنوان اولویت اصلی در برنامه ریزی های آموزشی مراکز تعلیم و تربیت در نظر گرفته شده است. (جهانی،1380).تفکر انتقادی یکی از مهارت هایی است که توسط یونسکو برای انسان قرن بیست و یکم، تعیین شده و ضرورت توجه به آن در حیطه دانشگاه امری حیاتی می باشد (حقانی و همکاران، 1389). تفکر انتقادی عبارت است از تفکری که در آن همواره فرد افکار و قضاوت های خود و دیگران را از بنیان مورد تردید و سؤال قرار می دهد و از طریق مشاهده، آزمون و سنجش کنترل شده بی طرفانه به منظور تقرب هرچه بیشتر به حقیقت امور،پیوسته مورد تجزیه، انتخاب، ترکیب و ارزیابی قرار می دهد (خراسانی و فریمانی، 1389).
«تفکر انتقادی در هر رشته ی تحصیلی همیشه موجد قضاوت های درست و بد بینی معقول و عینیت است. بهترین متفکران انتقادی نیز نسبت به موضوع مورد مطالعه خود، علاقه شدید از خود نشان می دهند و به رشته خود علاقه مندند» (مایرز، 1384، ص 121). تفکر انتقادی می تواند اثرات متفاوتی بر انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان داشته باشد. در این میان نباید از نقش مهم انگیزه پیشرفت در عملکرد تحصیلی فراگیران غافل بود. تفکر انتقادی با متغیرهای متفاوتی رابطه دارد:
طالب پور و همکاران (1381) به تأثیر آموزش شناختی (از جمله تفکر انتقادی) بر مسند مهار گذاری، انگیزه  پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شاهد پرداختند. نتایج آن ها نشان داد که آموزش شناختی تأثیر معنی داری بر افزایش درجات مسند مهارگذاری درونی و افزایش نمرات انگیزه  پیشرفت داشته است. همچنین آموزش شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی داری نداشته است.
زارعی (1380) در تحقیقی به بررسی رابطه بین توانایی تفکر انتقادی با هوش و خلاقیت دانش‌آموزان مدارس راهنمایی پرداخت،نتیجه بررسی نشان داد که بین تفکر انتقادی با هوش و خلاقیت دانش‌آموزان رابطه وجود دارد.
تفکر انتقادی از جمله سازه های بحث برانگیزی است که تاثیر جنسیت و سن و رشته ی تحصیلی برآن بسیار مورد توجه است. در ایران و خارج  پژوهش هایی در این رابطه صورت گرفته و پژوهشگران در این مطالعات به نتایج متناقضی دست یافته اند. انیس  (1990) بیان می-کند که تفکر انتقادی متأثر از بافت آموزشی است و می تواند از یک رشته به رشته ی دیگر متفاوت باشد. برای مثال رون و فین  (2000) نشان دادند که آموزش علوم، محیط مناسبی را برای توسعه ی مهارت های تفکر انتقادی بوجود می آورد. یافته های بابا محمدی و خلیلی (1383) نشان داد که دانشجویان سال چهارم نسبت به سال سوم از سطح تفکر انتقادی بالاتری برخوردارند، اما در رابطه با سن و سطح تفکر انتقادی دانشجویان ایرانی، اسلامی و همکاران (1382) دریافتند بین دانشجویان سال اول و سال آخر رشته های پرستاری تفاوتی وجود ندارد. با توجه به توضیحات ارائه شده می توان چنین جمع بندی کرد که هدف از تحقیق حاضر تعیین رابطه بین تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت است. در این تحقیق متغیر پیش بین «تفکر انتقادی» است. تفكر انتقادي: ‹‹توانايي دست يافتن به استنتاج هاي درست و دقيق مبتني بر مشاهده و اطلاعات است››، (پل ، 1988، نقل در كوئينگ ، 2010).متغیر ملاک عبارت بود از «انگیزه پیشرفت»، انگیزه پیشرفت: به رفتارهایی اطلاق می شود که منجر به یادگیری و عملکرد می گردد (یوسفی و همکاران، 1388). بدین ترتیب با توجه به مطالب ذکر شده سؤال اساسی پژوهش این بوده است که آیا بین تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانشجویان کارشناسی ارشد رابطه وجود دارد؟
روش شناسی پژوهش
روش این پژوهش، بر حسب نحوه ی گردآوری داده ها،  توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، عبارت بود
از کلیه ی دانشجویان دختر و پسر دوره ی کارشناسی ارشد دانشگاه بیرجند که در سال تحصیلی 91-1390 در این دانشگاه مشغول به  تحصیل بودند. بر اساس آمار مدیریت آموزشی دانشگاه، تعداد کل این افراد، 1093 نفر، شامل 558 دختر و 535 پسر بود. در مورد حجم نمونه، برای اندازه گیری نمونه تحقیق، با استفاده از جدول کرجسی  و مورگان  میزان مطلوب برابر با 288 نفر بود که به روش نمونه گیری طبقه ای با نسبت های مساوی انتخاب شدند. یعنی از هر کدام از جنس مرد و زن 144 نفر انتخاب گردید. با توجه به  این که در پژوهش حاضر تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت رشته های مختلف نیز مورد بررسی قرار گرفت و دانشگاه بیرجند شامل 6 دانشکده است؛ از هر دانشکده بصورت مساوی 48 دانشجوی ارشد انتخاب شد که بازهم به صورت مساوی بین دو جنس،  نمونه انتخاب گردید.

برای اندازه گیری متغیرهای تفکرانتقادی و انگیزه پیشرفت، به ترتیب از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس استفاده شد. فرم (ب) آزمون مهارت هاي تفكر انتقادي كاليفرنيا نسبت به ساير ابزارهاي سنجش تفكر انتقادي، از جامعیت بيشتري برخوردار است. بخش اول پرسشنامه، شامل اطلاعات دموگرافيك از قبيل سن، جنس، ترم تحصيلي و رشته تحصیلی است. بخش دوم پرسشنامه حاوي سؤالات اختصاصي جهت بررسي مهارت هاي تفكر انتقادي مي باشد که شامل 34 سؤال چهار يا پنج گزينه اي (20 سؤال 4 گزینه ای و 14 سؤال پنج گزینه ای)بايكپاسخصحيحاست. این سؤالات در پنج حیطه ی استدلال استقرايي (سؤالات: 3، 13، 20، 21، 24، 25، 26، 28، 29، 30، 31، 32، 33، 34)، استدلال قياسي (سؤالات: 1، 2، 4، 5، 6، 8، 9، 14، 15، 16، 17، 18، 19، 22، 23، 27)،تحليل (سؤالات: 5، 6، 7، 8، 9، 10، 11، 12، 13)،ارزشيابي (سؤالات: 1، 2، 3، 4، 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 32، 33، 34)و استنتاج (سؤالات: 14، 15، 16، 17، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24) دسته بندی شده اند. لازم به ذکر است بعضي از سؤالات براي بيش از يك حيطه مشترك مي باشد. آزمون شوندگان مي توانستند، از حداقل صفر تا حداكثر 34 نمره در كلاين آزمون كسب كنند.
در سال 1970 هرمنس، بر مبنای دانش نظری و تجربی موجود درباره نیاز به پیشرفت و با بررسی های مربوط به این زمینه، پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس را تدوین نمود. وی پس از اجرای آزمایشی پرسشنامه و تحلیل پرسش ها در نهایت 29 پرسش که دارای هم بستگی و معنا دار با نمره ی کل آزمون بودند را در نسخه نهایی پرسشنامه قرار داد (هومن و عسگری 1379). این مقیاس در چندین تحقیق داخلی از جمله هومن و عسگری (1379) و ذکری (1381) و … مورد استفاده قرار گرفته است.
نمره گذاری پرسشنامه با توجه به سؤالات 9 گانه که سؤالات بر اساس آن تهیه شده است انجام می گیرد. بعضی از سؤالات بصورت مثبت و بعضی به صورت منفی ارائه شده است. در سؤالات شماره 1، 4، 9، 10، 14، 15، 16، 20، 23، 27، 28 و 29 به گزینه الف (1 نمره)، گزینه ب (2 نمره)، گزینه ج (3 نمره) و گزینه د (4 نمره) داده می شود. در سؤالات شماره 2، 3، 5، 6، 7، 8، 11، 12، 13، 17، 18، 19، 21، 22، 24، 25 و 26 به گزینه الف (4 نمره)، گزینه ب (3 نمره)، گزینه ج (2 نمره) و گزینه د (1 نمره) داده می شود دامنه تغییرات نمرات از 29 تا 116 است (ذکری، 1381).
روایی و پایایی ابزار پژوهش نیز تامین شده است. جهت روایی آزمون تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم (ب) ، خلیلی و سلیمانی (1382) در مدل اکتشافی تحلیل عاملی، 34 سؤال آزمون را به روش های مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس مورد تحلیل قرار دادند؛ که ارزش ویژه 14 عامل بزرگتر از یک بود. در این روش همه خرده آزمون ها (ارزیابی، تحلیل، استنباط، قیاس و استقراء) با نمره کل آزمون از همبستگی مثبت و بالایی برخوردار بودند. هم چنین عامل ها با یکدیگر نیز دارای همبستگی مثبت و معنادار بودند. خدامرادی و همکاران (1390) روایی محتوایی آزمون را در کل بین حداقل80/0 و حداکثر 88/0 به دست آوردند و این مشخص می سازد که آزمون دارای روایی محتوایی مطلوب است.پایایی علمی این آزمون، به وسيله “متخصصين ملي در مسايل تفكر انتقادي و يك متفكر ايده آل” صورت گرفته است و 67% محاسبه شده است. در تحقیقی داخلی که خدامرادی و همکاران (1385) بر روی 1169 دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی انجام داد، پایایی پرسش نامه را 79% گزارش کردند. پایایی این پرسشنامه توسط خلیلی (1385)، 62% گزارش شده است (مهری نژاد، 1386). به منظور آگاهی بیشتر از پایایی آزمون، 30 پرسشنامه به صورت آزمایشی و قبل از اجرای اصلی بین دانشجویان توزیع شد و پایایی آزمون با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 74% به دست آمد.
هرمنس برای روایی آزمونانگیزه پیشرفت، از روایی سازه استفاده کرد و همبستگی نمره های این آزمون را با نمره های آزمون T.A.Tملاک قرار داد که رابطه ی معنی داری را گزارش کرده است. علاوه براین، از روش انسجام درونی نیز استفاده کرد و همبستگی هر سؤال را با نمره ی کل ملاک قرار داد که همبستگی فوق برای 29 سؤال مقیاس، بین 0.20 و 0.57 بوده است که همبستگی معنی داری اعلام شده است (ذکری، 1381).
در گزارش هرمنس ضریب پایایی آزمون انگیززه پیشرفت، به روش بازآزمایی برابر 0.82 و به روش آلفای کرانباخ برابر 80.84 اعلام شده است. خدیوی و همکاران (1385) نیز، ضریب پایایی آمون انگیزه پیشرفت هرمنس را، بر روی نمونه ای 93 نفری، 0.84 گزارش کردند. ضریب پایایی این آزمون توسط پژوهشگر و به روش آلفای کرانباخ نیز مورد سنجش قرار گرفت و  0.78 گزارش شد.

 

< p> 

مطالب مرتبط