قطع ارتباط با فیسبوک

این مقاله به معرفی و گسترش نظریه لایت (2014) درباره روش های قطع ارتباط می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که برای شناخت قطع ارتباط می توان جغرافیای قطع ارتباط، افراد قطع کننده ارتباط، روش های قطع ارتباط، قدرت قطع ارتباط و اخلاق قطع ارتباط را شناسایی کرد. جغرافیای قطع ارتباط به ماهیت روش قطع ارتباط و لزوم بررسی مکان یا مکان هایمورد نظر اشاره دارد. روش های قطع ارتباط با یک SNS می-تواند شامل عدم عضویت در آن از ابتدا، ترک آن یا عدم حضور موقتی در آن سای باشد. قطع ارتباط می-تواند در مورد افراد، کارکردها یا ویژگی های یک فضای مشخص درون یک SNS؛ بین یک SNS و SNS، وب سایت یا برنامه دیگر که ارتباط را فراهم می کند و بین چند SNS نیز رخ بدهد. فضاهای دنیای فیزیکی نیز می توانند بر ملاحظات مربوط به روش های قطع ارتباط تأثیر بگذارند. قطع کننده های ارتباط آن دسته از بازیگران انسانی و غیرانسانی هستند که با ما سر و کار دارند و ما را درگیر قطع ارتباط می کنند. روش های قطع ارتباط به معنای ماهیت متفاوت فعالیت های خودکار و دستی قطع ارتباط است که در SNS انجام می دهیم. نکته مهم این است که آن بازیگران غیرانسانی نیز می توانند این روش ها را انجام دهند. قدرت قطع ارتباط مبتنی بر دیدگاه سه بُعدی لوکس (1974، 2005) درباره قدرت است و سوالاتی درباره میزان وابستگی قطع ارتباط با این موارد مطرح می کند: اِعمال قدرت بدیهی و اشکار (قدرت تک-بُعدی)، محدود کردن دامنه تصمیم گیری به مسائلی که نسبتاً بی خطر به نظر می رسند (قدرت دوبُعدی) و ایجاد مکانیزم هایی که هدف آن ها جلوگیری از اعلام عمومی تعارض یا اعمال قدرت است به شکلی که افراد تحت تأثیر آن بدون آن که بدانند از آن پیروی کنند (قدرت سه بُعدی). در نهایت، اخلاق ارتباط به دنبال آن است که ما را از نقش بالقوه اخلاق در روش های قطع ارتباط آگاه کند.
روش قطع ارتباط (بر اساس این دیدگاه) مجموعه ای از دیدگاه ها است که به ما امکان می دهد تا بفهمیم قطع ارتباط مربوط به چه کسی یا چه چیزی است، در کجا رخ می دهد و چطور انجام می شود. همچنین از همه مهم تر مشخص می کند که دلیل احتمالی استفاده از این اقدامات چیست. هرچند لایت (2014) نشان می دهد که حریم خصوصی احتمالاً بدیهی ترین دلیل برای انجام روش قطع ارتباط است اما در عین حال گزینه های دیگری را نیز مطرح می کند از جمله مفاهیم احترام، تناسب، زمان، استفاده بیش از حد از رسانه -ها،سرگرمی، عدم امکان ناشناس ماندن و تمایل به ناشناس ماندن، و این که مخاطبان خود را شناخته ایم، تصور کرده ایم یا غیره. همچنین گفته می شود که قطع ارتباط امکان زندگیِ همراه با ارتباط را ممکن می-سازد. علاوه بر این، اثبات شده است که قطع ارتباط باعث می شود مجموعه ای از گزینه های غالباً مرتبط با SNSها به شرایطی تبدیل شود که لزوماً مجبور به انتخاب از بین آن ها نیستیم. برای مثال، اگر بخواهیم می-توانیم با برقراری تمام ارتباطات خود در یک محل، مدیریت روابط خود را کارآمد کنیم و در عین حال برای مدیریت این مخاطبان متنوع تلاش کنیم. همچنین می توانیم با کنترل حضور خود (برای مثال) از طریق قطع ارتباط به کمک طبقه بندی (دنا، 2008) و استفاده از ذکاوت ویرایشی (پاپاچاریسی، 2010) در جهت تقویت ارتباطات تلاش کنیم. در نهایت استدلال می شود که قطع ارتباط می تواند امنیت ایجاد کند (توانایی ایجاد فضاهایی که در محیط موسوم به «وب واقعی» به عنوان فضاهایی ایمن می شناسیم). مهم تر از همه این است که لایت (2014) اثبات می کند که قطع ارتباط صرفاً به معنای مقاومت در برابر نظارت نیست بلکه می تواند به معنای ارزشمند کردن تجربیات نیز باشد.
در بخش های بعدی از داده های این پروژه برای بسط نظریه قطع ارتباط استفاده می کنیم. در اینجا باید به دو نکته اشاره کنیم. اول این که با اذعان به پیچیدگی، ناهمگن بودن و تغییرپذیری مشخصات و روابط کاربر با توسعه دهنده (فرنلی و لایت، 2008؛ فریدمن و کورنفورد، 1989؛ اودشورن و پینچ، 2005ب؛ روهارچر، 2005ب) دو گروه اجتماعی مرتبط (یعنی کاربران و فیسبوک) را ایجاد کردیم. کاربران مردم عادی هستند که از فیسبوک استفاده می کنند و به شکلی انعطاف پذیر آن را به عنوان محیطی برای ایجاد و حفظ ارتباط با دیگران تفسیر می کنند. فیسبوک به عنوان یک موجودیت نهادی شکل گرفته است که فضای تحت اختیار خود را به شکلی انعطاف پذیر به عنوان محلی برای منافع تجاری خود تفسیر می کند. البته موضوعات بسیار پیچیده تر از این دو گروه و انعطاف پذیری تفسیری است که در اینجا مطرح کرده ایم اما این دسته بندی ما را در ارائه نظریه کمک می کند. دوم این که بر اساس تحلیل خودداده ها را بین استراتژی هایی تقسیم کرده ایم که به طور کلی می توان آن ها را در این دو دسته قرار داد: تمایل به جلوگیری از ارتباط و تمایل به توقف ارتباط. هر دو استراتژی (حداقل در ابتدا) در اختیار کاربر قرار دارد. اما در ادامه خواهیم دید که فیسبوک نیز از این استراتژی ها استفاده می کند.
پس از تفسیر این داده ها از لحاظ جلوگیری از ارتباط و توقف آن، تحلیلی را ارائه می کنیم که این استراتژی ها را با توجه به تأثیر آن ها در جلوگیری از بستن حساب کاربری فیسبوک در نظر می گیرد. در نهایت، قطع ارتباط را به عنوان عامل تسهیل کننده اجتماعی-اقتصادی معرفی می کنیم و اثبات می کنیم که استراتژی های جلوگیری و توقف می توانند به طور مستقیم و غیرمستقیم با نیاز تجاری فیسبوک به حفظ ارتباط کاربران در داخل این فضا ترکیب شود و آن را تقویت کند.

http://modir3-3.ir/images/drarticle.png