ﻋﻮاﻣﻞ ﺣﻴﺎتی ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ

مقاله متنی اصول مدیریت دانش

 هری هاران (2002) عوامل اصلی را که برای موفقیت مدیریت دانش حیاتی است در چهار گروه شامل فناوری، فرآیندها، افراد، و تعهد استراتژیکی مستمر طبقه بندی کرده است.

فناوری:

 فناوری در مدیریت دانش  راه حل هایی را برای تسهیم دانش، مدیریت و اداره کردن اسناد، جریان یا روند کار و غیره ایجاد می کند. این ابزارها نوعاً مکان مرکزی امنی را ایجاد می کنند که کارکنان، مصرف کنندگان، بخش های مختلف، و حامیان سازمان می توانند اطلاعات را تغییر دهند، دانش را تسهیم کنند، و یکدیگر و سازمان را برای تصمیم گیری بهتر هدایت کنند.

فرآیندها:

 استانداردهایی را برای توزیع دانش، پذیرش محتوای مدیریت، ابقای کیفیت و حذف یا طبقه بندی و نگهداری محتوا، بازیابی اطلاعات، ارتباطات اعضاء در عمل، متدولوژی و استانداردها، و مطالعات موردی فراهم می آورد. این فرایندها برای فهم و شناخت بهتر کار توسط کارکنان سازمان ضروری است.

افراد:

بزرگترین چالش در مدیریت دانش اطمینان اعضاء به سازمان و اعتماد بین خود اعضاء برای تسهیم دانش، توزیع و استفاده مجدد از دانش برای دستیابی به نتایج است. در بسیاری از سازمان ها نیاز به تغییر در طرز فکر سنتی و ایجاد فرهنگ سازمانی است که دانش ذخیره شده را تسهیم می نماید، و جوّی از اعتماد را ایجاد می کند. این امر از طریق ایجاد انگیزه، قدردانی و پاداش، و تنظیم دوباره سیستم های ارزیابی، و نظام های دیگر اندازه گیری ایجاد می شود. کلید موفقیت در مدیریت دانش، ایجاد بینش در افراد و شناخت متخصصان در قسمت های مختلف سازمان می باشد. 

تعهد راهبردی مستمر:

مدیریت راهبردی نقش کلیدی برای ارتقای رفتار مطلوب از طریق الگو یا ارتباط مستمر دارد. تعهد راهبردی مستمر به مدیریت دانش توسط مدیران سطح بالا و ارشد سازمان یک اصل ضروری برای موفقیت مدیریت دانش است (هری هاران و دیگران، 2002، صص 2-1).

دلاﻳﻞ ﺷﻜﺴﺖ ﭘﺮوژه ﻫﺎی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧﺶ

لام و چواوو (2005) دﻻﻳﻞ ﺷﻜﺴﺖ پروژهای مدیریت دانش را در چهار گروه خطر فناوری، خطر فرهنگی، خطر محتوایی، خطر مدیریت پروژه معرفی کرده اند.

1- خطر فناوری: اکثر پروژه های مدیریت دانش از نوعی فناوری نظیر مخازن دانشی و اینترانت ها استفاده می کنند. برخی از خطرات خاص آن شامل موارد ذیل می باشند:

2- جهل تکنولوژیک: در این خطر بینش واضحی در خصوص درک و فهم فناوری و چگونگی استفاده از آن جهت حمایت از مدیریت دانش وجود ندارد، یا بینش فنی به وضوح تعریف نشده؛ یا این بینش متناسب با اهداف پروژه تعریف نشده است.

 3- پیچیدگی فنی بسیار زیاد: در این نوع خطرات راه حل های فنی و تکنولوژیکی طوری طراحی می شوند که به مراتب از آنچه می بایستی طراحی شوند پیچیده ترند. در نتیجه، زمان و تلاش بیشتری صرف شده و به افت پروژه و هزینه های اضافی منجر خواهد شد.

4- قابلیت اطمینان و استفاده از ابزار مدیریت دانش ضعیف: مدیریت دانش همواره از جانب استفاده از ابزار های ضعیف و همچنین استفاده ضعیف استفاده کنندگان مورد نظرآسیب پذیر می باشد.به عنوان مثال طراحی ضعیف یا پیچیده، از استفاده گسترده یک پروژه مدیریت دانش در سراسر سازمان جلوگیری می کند.

5- فقدان ظرفیت پاسخگویی: زیر ساخت های فنی پاسخگوی حجم مورد درخواست استفاده کنندگان بواسطه پهنای باند و دیگر محدودیت های فنی نمی باشند ( لام و چواوو، 2005، صص 429– 428 ).

 

ادبیات نظری و پیشینه پژوهش: بررسی رابطه یادگیری سازمانی و خلاقیت سازمانی و مدیریت دانش

منبع: Modir123.com