پیامدهای استرس شغلی و اهمیت پرداختن به آن

استرس شغلی امروزه مسئله ای شایع و پر هزینه در محیط های کاری تبدیل شده است. دانشمندان علوم پزشکی درصد قابل توجهی از بیماریهای روانی و جسمانی ناشی از کار را به وجود بیش از حد استرس مرتبط می دانند. اگرچه این تنها ضرر نیست، بلکه اثر زیان اور ان بر روی عملکرد نیز قابل توجه است.(مهمانفر1384).

الوانی در بحث خود از فشار های عصبی معتقد است که فشار های عصبی عملکرد و فعالیت های اعضای سازمان را تحت تاثیر قرار داده و انها را دچار حالات روانی خاصی کرده و رفتار و اعمالی را از خود نشان می دهد که در بازدهی سازمان منعکس میشود نیروی انسانی سازمان را ضایع کرده و اهداف را دستخوش تزلزل می کند.

(نزهت 1380) در همین راستا نتیجه ی تحقیق بیک زاده (1376) حاکی از رابطه عوامل ایجاد استرس در کارکنان با کاهش عملکرد انان است. در تحقیق انجام گرفته به وسیله ی انجمن تحقیقات پرینستون در سال 1997 مشخص شده است که سه چهارم مستخدمین معتقد هستند که نسبت به نسل گذشته بیشتر دچار استرس شغلی شده اند (ساتر و همکاران 1999).

به همین دلیل در دوره های اخیر فشار عصبی یا استرس و علل و عوامل ان در محیط های شغلی و از جمله سازمانها مورد بررسی و توجه بسیار واقع شده است و یکی از مباحث اصلی رفتار سازمانی را به خود اختصاص داده است. علمای این رشته دریافته اند که فشار عصبی اثرات فراوانی بر عملکرد و فعالیتهای اعضای سازمان دارد و مدیران و کارمندان سازمان تحت تاثیر این فشار دچار حالات روانی خاص شده و دست به رفتار و اعمالی میزنند که نتایج ان مستقیما در بازدهی سازمان منعکس می شود. (میقانی 1380) به این ترتیب استرس شغلی از مسائل بسیار مهمی است که پرداختن به ان و یافتن راه حلی برای کاهش ان بسیار ضروری است.

یکی از این روش ها میت واند مهارت های ارتباطی باشد. محققان بسیاری از جمله فابر(2000) مهارته ای ارتباطی را نوعی مهارت تطابقی بر شمرده اند که می تواند استرس شغلی را تعدیل کند. سی وارد مینویسد” مهارت های ارتباطی پایه ای که تحت فشار کاری شدید اغلب لطمه خورده و فراموش می شوند، باعث ایجاد حس مشترک بین اعضای گروه کاری و همکاران شده و استرس شغلی در کارکنان را کاهش می دهد. ” (به نقل از رضایی و همکاران 1385). بنابراین هر اندازه ارتباطات موثری برقرار شود کارکنان به احتمال کمتری دستخوش استرس میشوند. پرورش مهارتهایی برای رفتارهای ارتباطی در واقع خود نوعی راهبرد مداخله ای شمرده میشود. (عباد الله احمدی و همکاران،1390).