نظریه یادگیری اجتماعی و پرخاشگری

نظریه یادگیری اجتماعی (بندورا 1977 – 1973) پیشنهاد می کند که پرخاشگری نیابتا از طریق مشاهده آموخته شده و تعامل با مدلها را دارد. با توجه به نظریه یادگیری اجتماعی، هنگامی که مدل جوانان به عنوان شاهد به عنوان مثال پدر و مادر، همسالان، معلمان، رفتار های خاصی را در موقعیت های اجتماعی ذرند، آنها به احتمال زیاد آماده یادگیری چنین رفتارهایی هستند. این آیا آنها این رفتار را انتخاب می کنند بستگی به فرد و شرایط محیط او را دارد. ارتباط پیش بینی های مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی در تحقیق بر روی پرخشگری نوجوان است. (دیشیون و اسپار کلن، اندروز و پترسون 1996) خشونت خانوادگی به عنوان مثال پرخاشگری در محل کار (گلومب و لیائو 2003) و پرخاشگری ورزشکاران (کریگر 2007) می تواند شامل رفتار کلامی و رفتار غیر کلامی باشد. رفتار فیزیکی می تواند شامل حملات فیزیکی باشد. (اندرسون و بوشمن2002) مطالعه حاضر در مورد چگونگی نظریه یادگیری اجتماعی و رابطه آن بین رهبری و پرخاشگری فیزیکیرا بر روی نوجوانان تیم هاکی روی یخ انجام شده است.

 رهبری تحول گرا و پرخاشگرا

نظریه یادگیری اجتماعی به نظریه پردازی در رابطه با رهبری تحول گرا و رهبری نفع اجتماعی می پردازد (براون و تریونیر 2006) براساس تحقیقات قبل توسط باس و همکارانش در سال 1998 استدلال کرده اند که رهبران تحول به یادگیری ارزش های اخلاقی و رفتار های اخلاقی را یاد بگیرند. در ماهیت این چهار رفتار که رهبری تحول ممکن است آنرا توضیح دهد می باشد و چرا که رهبران به طور مداوم در این رفتار ها درگیر خدمت به عنوان الگویی برای رفتار اجتماعی می باشند (باس و استدلمیر 1999) و احتمال به حداقل رساندن رفتار پرخاشگرانه را به دنبال دارد. اول رهبران تحول گرا کار درست را انجام می دهند به عنوان مثال نفوذ آرمان که توسط رفتار اجتماعی مدل سازی می شود. (آولیو 1999) (سیمولا و بارلینگ 2010) (بارلینگ و راپیترو پاکی 2002)

دوم: این رهبران انتظارات بالا به عنوان مثال انگیزش برای الهام را برای عملکرد و رفتار غیر تهاجمی را دارند.

سوم: رهبران تحول گرا چالشهای فکری متفاوتی دارند که شامل طرح این پرسش می شود رفتار مهاجم مناسب است یا نه به عنوان تحریک فکری. در نهایت این رهبران از نیاز های فردی آگاه بوده اندکه با در نظر گرفتن خود فرد می باشد. در مجموع رهبران تحول گرا جهت گیری نفع اجتماعی به سمت گروه خارج از اعضاء گروه دارد.

هنگامی که افراد گروه در این جهت گیری ممکن است که به شدت عمل کرده و با توجه به زمینه ورزش تیم در برابر هرتیمی حریف قرار بگیرند و حمله کنند. برخی از همایت های تجربی نیز در میان نمونه های بالغ وجود دارد که با داشتن یک رهبر تحول گرا با سطوح پایین تر از ارتباط وجود دارد که دنبال پرخاشگری نبوده و رفتار اجتماعی را دنبال می کنند. (بوداسکوف و مکنزی 2006) یک بررسی نشان داده است که سپس از کنترل صفت پرخاشگری افرادی که سرپرست خود را به دلیل داشتن چذابیت بیشتر بودند به عنوان رهبر تحول مورد استفاده قرار داده اند تا استفاده از پرخاشگری کلامی در آنها کاهش یابد.(هپ و ورث و تولد 2004)، اخیرا آبدوان و لدوینو 2006) نشان دادند که رهبری اجتماعی کاریز ماتیک به عنوان رهبری فرهمند با مدل رفتار مشخص اخلاقی با سطوح پایین تر فردی  همراه بوده و انحراف سازمانی در گروه های کار را به وجود آورده اس

ت و در این رابطه با مقداری هخوانی میان اعضاء گروه مرتبط بود. رهبری تحول گرا شواهد تجربی موجود به ما اجازه می دهد تا پیش بینی کنیم که مدل رهبران تحول گرا با رفتار بدون پرخاشگری بوده است و این به نوبه خود سطوح پایین تری از تجاوز را به دنبال خواهد داشت. رهبری در سراسر این زمینه از جمله تیم های سازمان یافته ورزشی بررسی شده است (هاپیتیون، بارلینک 2007) و (ولف و همکاران 2005) در بازی هاکی روی یخ پرخاشگری زیاد است و مکرر ایین رفتار مربیان و همسالان و پدر و مادر می توان آنرا دید. در بخش بعدی ماتوسعه فرضیه توصیف چگونگی تاثیر این رفتار بر عوامل اجتماعی رفتار مختلف بررسی می کنیم.

دانلود اصل مقاله