عوامل موفقیت و عدم موفقیت کاربرد فناوری اطلاعات در سازمان ها

امروزه سازمان های زیادی در جهان از سیستم های اطلاعاتی به ویژه سیستم اطلاعات مدیریت در سطوح و لایه های مختلف سازمانی بهره مند هستند و برخی از آنها پروژه های زیادی در رابطه با استقرار سیستم های اطلاعات مدیریت در دست اجرا دارند و یا در برنامه های آینده خود در نظر دارند که آنها را به مرحله اجرا در آورند (قاضی زاده فرد، 1388)

عوامل موثر بر کاربرد و پذیرش فناوری اطلاعات در سازمان ها را می توان از جنبه های مختلفی بررسی کرد. تحقیقات متعددی در این زمینه صورت گرفته است که به برخی از آنها اشاره می شود:

“اوسی – منسا”1 و “پرازنسیسکی” (1991) به بررسی عوامل ناتمام ماندن پروژه های سیستم های اطلاعات پرداختند. در واقع، ناتمام ماندن پروژه های سیستم های اطلاعات بخشیاز موضوع شکست این پروژها بوده است.

این پژوهش به بررسی عواملی می پردازد که باعث ناتمام ماندن این پروژه ها شده است. عوامل شکست و ناتمام ماندن پروژه به سه دسته تقسیم بندی شده است: اقتصادی، فنی و سازمانی. نتایج این پژوهش نشان داد که عامل اصلی ناتمام ماندن پروژه های سیستم های اطلاعاتی، عوامل سازمانی مانند عدم وجود اتفاق نظر میان مدیران، متخصصان سیستم های اطلاعات و کاربران نهایی بوده و عوامل اقتصادی و فنی در این زمینه نقش کلیدی نداشته اند (سبحانی نژاد، 1386 ص 31).

“دلون و مک لین[1]” در سال 1992، یک مدل شش بعدی در زمینه عوامل موفقیت سیستم های اطلاعات مدیریت ارائه کردند. آنها در کار خود به بررسی 180 مقاله پژوهشی و نظری درباره موفقیت سیستم های اطلاعاتی پرداختند و برای انسجام بخشیدن به این پژوهش ها، مدل شش بعدی خود را ارائه نمودند. بر اساس این مدل، اطلاعات به عنوان خروجی یک سیستم اطلاعاتی در سطوح مختلف قابل اندازه گیری است.

این سطوح عبارتند از: سطح فنی، سطح معناشناختی و سطح اثربخشی. این مدل در واقع بر مبنای مدل ارتباطات “شانون و ویور[2]” و نظریه اطلاعات “ماسون[3]” شکل گرفته است. “شانون و ویور” سطح فنی را صحت و کارایی سیستمی که اطلاعات را تولید می کند، سطح معناشناختی را موفقیت اطلاعات در تداعی و انتقال معانی مورد نظر و سطح اثربخشی را تاثیر اطلاعات بر گیرنده، تعریف کرده اند.(سبحانی نژاد، 1386 ص 32).

در سال 2000، “تیامیو[4]” به بررسی مسائلی در زمینه فناوری اطلاعات در سازمان های فدرال نیجریه پرداخته است. یکی از مسائل مورد بررسی در این پژوهش، موانع اصلی استفاده موثر از فناوری اطلاعات در سازمان ها بوده است. نتایج این پژوهش موارد ذیل را از جمله موانع اصلی کاربرد فناوری اطلاعات بر شمرده است:

  1. هزینه بالای فراهم آوری تجهیزات فناوری اطلاعات
  2. هزینه بالای نگهداری و تعمیرات تجهیزات فناوری اطلاعات
  3. خرابی مداوم تجهیزات فناوری اطلاعات
  4. هزینه بالای آموزش فناوری اطلاعات به کارکنان (سبحانی نژاد، 1386 ص 45)

قاضی زاده در پژوهشی به بررسی عوامل انسانی موثر بر استقرار سیستم های اطلاعات مدیریت در سازمان های دولتی ایران پرداخته و در مجموع به 75 عامل با تاثیر مثبت و 16 عامل با تاثیر منفی اشاره کرده است. نتایج این پژوهش نشان داد که در مراحل تشخیص نیاز، برنامه ریزی، تجزیه و تحلیل و طراحی، اجرا، و بهره وری، نگهداری و بهبود سیستم، بیشترین موانع انسانی در مراحل طراحی و اجرا بروز کرده و عمدتا با ویژگی های فردی و سازمانی راهبران مرتبط بوده اند. برخی از این عوامل عبارتند از:

عوامل موفقیت

  • مهارت ها، توان تخصصی و دانش طراحان، راهبران و مدیران
  • باور و نگرش مدیران به کامپیوتر و سیستممیزان مشارکت کاربران
  • میزان جذابیت سیستم برای مدیران در جهت کار با آن و رفع نیازهای آنها
  • میزان آمادگی مدیران جهت تامین هزینه های لازم برای طراحی و استقرار سیستم
  • زیاد بودن سابقه و میزان تلاش در بکارگیری سیستم در سازمان
  • وجود یک فرد متولی برای شروع و ادامه امر طراحی و پیاده سازی سیستم در سازمان
  • وجود حمایت کافی مدیران از کارکنان
  • وجود ضابطه، قوانین و دستورالعمل های مناسب و کارآمد
  • وجود ثبات در مدیریت و عدم تغییر زود هنگام و سریع مدیران سازمان
  • لحاظ نمودن شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور ایران

عوامل شکست

  • وجود مخاطرات مربوط به بروز تغییرات ناشی از استقرار سیستم در سازمان
  • وجود علاقه مدیران به ثبات نسبی و عدم وجود انگیزه در آنها در جهت بروز تغییر در روش های کاری سنتی سازمان
  • احساس عدم وجود امنیت شغلی
  • عدم آشنایی کارکنان با قابلیت ها و ویژگی های سیستم و پیامدهای ناشی از استقرار آن در سازمان (قاضی زاده فرد،1388)

[1] Delone and Mclean
[2] Shannon & Weaver
[3] Mason
[4] Tiamiyu