تعارض بین فردی

تعارض بین فردی به طور گسترده به عنوان یک دیدگاه که در آن گروه های مختلف، دارای دیدگاه ها و تعارض های مختلف ما بین خود دارند, می باشد. علاوه بر این تعارض بین فردی تمایز مشترک در میزان درگیری در روابط می باشد. چشم انداز این مسئله در چهار چوب خریدار و فروشنده و تعارض های ما بین آنها است. از سوی دیگر این تنش به علت وجود ناسازگاری میان فردی بین فروشنده وخریدار مانند دشمنی یا دلخوری می باشد. این نوع تنش به صورت درگیری عاطفی نامیده می شود. در حالی که تعارض کاری با این تعریف شناخته نمی شود. وبه عنوان تعارض شناختی, شناخته شده است. تا به امروز مطالعات در مورد هردو نوع تنش انجام گرفته است. مانند رضایت اعضای یک تیم از اعضای دیگر.

اگر چه ارتباط تنشمند اغلب نتایج منفی را در تیم به همراه دارد، اثرات آن نسبتا نامشخص است به عنوان مثال گزارش شده است که تاثیر این تنش منفی بر روی یک فرآیند نوآورانه تاثیر مثبت داشته است. همچنین گزارش کرده اند که تنش در رابطه ی خریدار و فروشنده تاثیر منفی بر روی میزان وفاداری دارد اما مقدار آن نا معلوم است. از آنجا که ماهیت این تعارض ممکن است در زمینه های مختلف متفاوت باشد نیازمند محدود کردن مدل ها است. به تازگی تحقیقات در رابطه با تعارض بین فردی استدلال کرده اند، که اعتماد عامل کلیدی موثر بر این روابط می باشد که نوآوری و کیفیت تصمیم گیری را افزایش می دهد. به صورت منطقی می توان گفت که ارتباط بین اعتماد وتعارض بین فردی به صورتی است که در آن امر اعتماد در تعارض مقدم تر است. از آنجا که اعتماد توسعه ی روابط قوی میان فردی را اجازه می دهد که نیاز به نظارت را در سیستم کاهش می دهد که به نوبه خود امر چشم گیری است. علاوه براین برخی از مطالعات نشان داده است که اثرات منفی وتعارض در روابط ممکن است کاهش اعتماد را در برداشته باشد. نظریه ای پخش شد که در آن اعتماد قابلیت اطمینان از انتظارات را بالا می برد.

علاوه بر این در حالی که سازوکارهای قانونی در بهبود قابلیت اطمینان در زمینه های مختلف موثر می باشد. درگیری وتنش در روابط اغلب شامل تفاوت های شخصیتی و همچنین اختلاف نظر وسلیقه در مورد مسائل غیر کاری مانند مذهب ، سیاست و نوع مد طرفین خواهد بود. بنابراین در رابطه ی تنشمند احتمال دارد که تفاوت ها جای خود را به شباهت ها بدهند واین تفاوت ها ممکن است حس نابرابری را در طرفین ایجاد کند. وقتی یک نفر به عنوان دارنده ارزش های غیر مشابه در گروه خود باشند, الزاما آنها انسان های اجتماعی و جذابی نبوده و به عنوان عضو هایی باطبقه بندی های پایین در گروه قرار بگیرند. این فرآیند طبقه بندی, احتمال افزایش تنش را بالا می برد.

علاوه بر این, ابن طبقه بندی اجتماعی و در گروه خاصی قرار گرفتن, منجر به وضعیت اضطراری برای اعضای خارج از گروه خواهد بود. چرا که اعضا کمتر به همدیگر ارتباط داشته وبا همدیگر صادق نبوده و همکاری لازم راندارند. بنابراین ابن شخص قرار گرفته در طبقه بندی خاص, به عنوان یک تهدید برای گروه در نظر گرفته خواهد شد در نتیجه هنگامی که تنش ها بالا می رود, انتظار می رود که طرف فروشنده نمی خواهد از منافع خود دست بکشد و باعث کاهش رضایتمندی خریدار خواهد شد. اگر چه این تنش می تواند منجر به احساسات ناراحت کننده ای در میان اعضای گروه شود می تواند به صورت بالقوه ای خسارتی رابه گروه وارد کند. به خصوص در روابط میان خریدار وفروشنده این تنش ها می تواند در به وجود آمدن این حس خیلی کمک کند. علاوه بر این بحث های سازنده بین خریدار و فروشنده و ارزیابی اطلاعات به اشتراک گذاشته شده باعث بهبود روابط شده و کیفیت خرید را بالاتر برده ورضایت خریدار را افزایش می دهد. فرض می کنند که تعارض بین خریدار وفروشنده به رضایت بیشتر منجر می شود.

دریافت اصل مقاله