نوآوری ذاتی مصرف کننده

مطالعات بسیاری در گذشته نوآوری مصرف کننده را به عنوان یک صفت شخصیتی عمومی شده در نظر گرفته اند و محققان آن را به عنوان نوآوری ذاتی مصرف کننده تعریف میکنند(Clark and Goldsmith, 2006; Im et al. , 2003; Midgley and Dowling, 1993).

Midgley and Dowling(1978) در نوآوری ذاتی نظر مصرف کننده به عنوان یک استعداد نوآورانه مربوط به درجه ای است که فرد یک محصول جدید را بدون تاثیر تجربه خرید قبلی دیگران مورد پذیرش قرار میدهد. تحقیقات تجربی نشان می دهد که نوآوری ذاتی مصرف کننده می تواند به شناسایی نوآوران کمک کند و تاثیر قابل توجهی در پذیرش نوآوری محصول دارد(Citrin et al. , 2000; Im et al. , 2003; Lassar et al. , 2005; Rogers, 2003). با این حال، رابطه بین نوآوری ذاتی مصرف کننده و پذیرش نوآوری های محصول در تحقیقات دانشگاهی، متناقض است (IM و همکاران، 2007) و فاقد اجماع(Hauser et al. , 2006; Roehrich, 2004). این مشاهدات نشان می دهد که نوآوری ذاتی مصرف کننده ممکن است به بررسی بیشتر نیاز داشته باشد همانند تاثیر واقعی خود بر پذیرش محصول واقعا جدید.

ارتباطات بین نوآوری ذاتی مصرف کننده، نوآوری مختص محیط و نوآوری نیابتی

مطالعات گذشته نشان می دهد که نوآوری ذاتی مصرف کننده در بهترین حالت یک ارتباط ضعیف با پذیرش محصول جدید دارد در حالی که نشان داده شده است نوآوری مختص محیط نقش مهم تری در رابطه بین نوآوری ذاتی مصرف کننده و پذیرش محصول جدید دارد. به عنوان مثال گلداسمیت وهمکاران(1995) متوجه شدند که DSI ارتباط بین CII و پذیرش محصول جدید را تعدیل میکند در حالی که روریش(2004) DSI را به عنوان “واسطه’ بین یک سطح بیشتر از نوآوری ذاتی در مصرف کنندگان و پذیرش محصولات جدید توسط آنها در نظر میگیرد. ایم وهمکاران(2007) در بررسی خود را از نوآوری نیابتی، دریافتند که نوآوری نیابتی به عنوان واسطه ارتباط بین CII و پذیرش محصول جدید نقش ایفا میکند، اما نوآوری محیط خاص را در بررسی نوآوری مصرف کننده به شیوه ای جامع تر ترکیب نکرد.

دانلود