http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: بررسی شاخص‌های روان سنجی مقیاس کیفیت زناشویی

http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngنویسنده: ناصر یوسفی

http://modir3-3.ir/TRANS/modir123.com/reshte-modir123.com.png رشته: روانشناسی

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: pdf

http://modir3-3.ir/images/hajm-modir123.com.pngحجم فایل: 527 KB

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png منبع: پژوهشنامه روان شناسی بالینی و مشاوره (مطالعات تربیتی و روان شناسی):  پاییز و زمستان 90

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

چکیده مقاله

هدف: ﻫﺪف ﻋﻤﺪه تحقیقﺣﺎﺿﺮ اﻋﺘﺒﺎرﯾﺎﺑﯽ مقیاس خانوادگی کیفیت زناشویی، فرم تجدید نظر شده روی زنان و مردان متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان  سنندج بود.

روش: طرح تحقیق از نوع تحقیق همبستگی است ( تحلیل عاملی به شیوة چرخش متمایل از نوع آبلیمین مستقیم و تحلیل عامل تائیدی بود). حجم نمونه شامل 384 نفر زن و مرد متاهل در دسترس در نیم سال اول 1390 که به مراکز مشاوره شهرستان سنندج مراجعه کردند، بودند و مقیاسهای کیفیت زناشویی، فرم تجدید نظر شده و پرسشنامه های ملاک را ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻧﻤﻮدﻧﺪ و داده ها به روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ به شیوه ی ﭼﺮﺧﺶ متمایل از نوع آبلیمین مستقیم و تحلیل عامل تائیدی تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ به شیوة چرخش متمایل از نوع ابلیمین مستقیم، سه ﻋﺎﻣل کیفیت زناشویی (توافق، رضایت، انسجام)را در جامعه ایرانی ﻧﺸﺎن داد و با تحلیل عامل تائیدی آنها برازش شدند. ﺿﺮاﯾﺐ ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ دروﻧﯽ از ﺟﻤﻠﻪ آﻟﻔﺎیﮐﺮوﻧﺒﺎخ و تصنیف ﺑﺮای 14 ﻣﺎده و سه ﻋﺎﻣﻞ در کل پرسشنامه (به ترتیب با مقدار 92/0 و 89/0) رﺿﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶﺑﻮدﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ضرایب روایی همگرا کیفیت زناشویی با پرسشنامه رضایتمندی زناشویی، پرسشنامه ارزیابی همبستگی زوجین، مقیاس سازگاری توافق دونفری به ترتیب (39/0، 36/0، 33/0) بدست آمده است که در سطح (0001>p) معنادار است. ﺑﻪ ﻋﻼوه، ﺗﺤﻠﯿﻞآزمونT ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺑﯿﻦ زنان و مردان در عاملها ﺗﻔﺎوت وﺟﻮد ﻧﺪارد و همچنین تحلیل وارﯾﺎﻧﺲ ﭼﻨﺪﻣﺘﻐﯿﺮی نشان داد که ﺑﯿﻦﮔﺮوهﻫﺎی ﺳﻨﯽ هشت گانه از ﻟﺤﺎظ کیفیت زناشویی ﺗﻔﺎوت وﺟﻮد ﻧﺪارد.

نتیجه گیری: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺑﺎ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ اﺳﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ رواﯾﯽ و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳشنامة کیفیت زناشویی از آن ﻣﯽ ﺗﻮان در ﻣﺤﯿﻂ ﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺸﯽ و خانواده گی در و تعیین کیفیت زناشویی اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮد.

واژه گانﮐﻠﯿﺪی: ﭘﺮﺳشنامة کیفیت زناشویی، اعتبار یابی پرسشنامه، روایی، پایایی

مقدمه مقاله

ارتباط نقش مرکزی در ازدواج ایفا می کند (بورلسون و دنتون[1]، 1997) به گونه ای که از لحاظ ویژگی های زناشویی مشخّص شده است که ارتباط موثر و کارآمد(كیفیت روابط زناشویی) میان شوهر و همسر مهم ترین جنبه ی خانواده های دارای عملکرد مطلوب می باشد (گریف و مایهرب[2]، 2000). بک وجونز3 (1972 به نقل از ساپینگتون، 2001، ترجمه حسین شاهی، 1382) متوجه شدند که رایج ترین مشکل در ازدواج های نا آرام و پر دردسر هماناكیفیت روابط زناشوییضعیف است. به عبارت دیگر موضوعات ارتباطی ممکن است نگرانی ها و دل مشغولی های اوّلیه ی برخی زوج های مراجعه کننده برای درمان باشد (کار[3]، 2000). رویکردهای ارتباطی اغلب با سه فرض اساسی به بررسی ازدواج و روابط زناشویی می پردازند: 1- تعارض های زناشویی غیر قابل اجتنابند، هدف درمان های ارتباطی حذف کامل این تعارض ها نیست بلکه تلاش می کنند تا به آنها جهت دهند و آنها را در مسیرهایی سازنده به کار اندازند و کیفیت روابط را بالا ببرد؛  2- ارتباط در دو سطح کلامی و غیر کلامی روی می دهد و یکی از دلایل اصلی بروز اختلاف های زناشویی، ناهماهنگی پیام هایی است که به طور همزمان توسط این دو سطح منتقل می شوندکه منجر بهكیفیت روابط زناشوییضعیف می شود ؛ 3- همسران در شیوه های برقراری ارتباطی و کیفیت زناشویی با یکدیگر تفاوت دارند (سهرابی، 1382). در کل، یک فرض عمومی این بوده است که علّت بسیاری از مشکلات ارتباطی زناشویی، مهارت های ارتباطی ناکارآمد از طرف همسران می باشد و مطابق با این دیدگاه آموزش ارتباط و افزایش کیفیت روابط زناشویی به عنوان کوششی جهت ترمیم رابطه مسئله دار، مولّفه ای مهم در بسیاری از رویکردهای درمان زناشویی است. (بورلسون و دنتون، 1997).

مطالعه‌ی روابط زوجین به روشن شدن چهارچوبهای ساختاری كه روابط زوجین در آن شكل می‌گیرد كمك می‌كند. كیفیت روابط زناشویی[4] نقش اساسی در ارزیابی كیفیت كلی ارتباطات خانوادگی دارد (برادبوری، فینچام و بیچ[5]، 2000). كیفیت روابط زناشویی مفهومی چندبعدی است و شامل ابعاد گوناگون ارتباط زوجین مانند سازگاری، رضایت، شادمانی، انسجام و تعهد می‌شود (تروکسل[6]، 2006).

سه رویکرد عمده برای مفهوم‌سازی کیفیت روابط زناشویی وجود دارد.

رویکرد اول مربوط به لیوایز و اسپانیر[7] (1979؛ به نقل از ادیتال و لاو[8]، 2005) است که کیفیت روابط زناشویی را ترکیبی از سازگاری و شادمانی می‌داند. رویکرد دوم مربوط به فینچام و برادبوری (1987؛ به نقل از کرولی[9]، 2006) است. بر اساس این رویکرد کیفیت روابط زناشویی منعکس‌کننده‌ی ارزیابی کلی فرد از رابطه‌ی زناشویی است. رویکرد سوم مربوط به مارکس[10] (1989؛ به نقل از تروکسل، 2006) است که تلفیقی از رویکرد لیوایز واسپنیر و رویکرد سیستمی بوئن[11](1978) است. مارکس نسبت به فرد، رابطه‌ی فرد با همسرش و رابطه‌ی فرد با دیگران نگرش سیستمی دارد. از این دیدگاه یک فرد متأهل دارای سه زاویه شامل «زاویه‌ی درونی، زاویه‌ی همسری و زاویه‌ی بیرونی» است. اولین زاویه خود درونی فرد است که در برگیرندة بعد درونی فرد و تلاشها، انگیزه‌ها و انرژی‌های گوناگون است که به وسیله‌ی پیشینه‌ی طولانی از تمامی تجربیات زندگی فرد شکل می‌گیرد. زاویه دوم رابطه با همسر است. آن بخش از خود که به طور مداوم به همسر توجه می کند، با او هماهنگ می­شود و از او مراقبت می‌کند. زاویه‌ی دوم پل استقلال- همبستگی است، به همین دلیل است که همسر به عنوان نیمه‌ی دوم شخص تصور می‌شود. زاویه‌ی سوم هر نقطه‌ای تمرکز خارج از خود بجز همسر را نشان می‌دهد. به عبارتی اینجا نیز از مثلث‌ها بحث می‌شود. منتها بر خلاف نظر بوئن که دیگری مهم را صرفاً یک شخص می­داند، مارکس معتقد است که دیگری مهم می‌تواند، شغل، سرگرمی و غیره، نیز می‌باشد. بر این اساس، مارکس کیفیت روابط زناشویی را چنین تعریف می کند: «کیفیت روابط زناشویی نتیجه‌ی شیوه هایی است که افراد متأهل به طور نظام‌مند خود را در این مثلث (سه زاویه) سازماندهی می‌کنند (تروکسل، 2006). بر اساس نظریه‌ی فینچام و برادبوری (1987؛ به نقل از ادیتال ،2005)، كیفیت روابط زناشویی و میزان شادمانی تابع نحوه‌ی تعامل زن و شوهر و شیوه‌های مقابله‌ی آنها با موقعیتهای تنش‌زای زندگی است (برادبوری، فینچام و بیچ، 2000؛ كرولی، 2006).

با مرور پیشینه ی پژوهش در خارج از کشور مشخص شد که محققان از این ابزار به وفور در مطالعات روابط زوجین بهره گرفته اند که به این پژوهشها اشاره می شود.

پژوهشهای صورت گرفته با بهرگیری از ابزار مقیاس کیفیت زناشویی در ارتباط زوجین (هازن و شیور، 1990؛ كولینز، 1996؛ فینی، 1999؛كرولی، 2006؛ دی وایت و هاور، 2008)، رضایت­مندی زناشویی ( سیمپسون[12]، 1990)، نحوه‌ی تعامل زوجین (فینی، نولر و کالان[13]، 1994)، تعارض (سمپسون، 1990؛ كریسی، 2002)، الگوی سازگاری با تعارض (الكساندراو، 2003؛ پیترموناکو، گرینوود و فلدمن[14]، 2004)، الگوی تمایل- اجتناب[15] (الدبریگ و كریستنسن[16]، 2002؛ هسلی، 2006)، شیوه‌ی ابراز عواطف (دی‌وایت و هور، 2008)، خشونت در روابط زناشویی (كیمبرلی و باكر، 2008) و رضایت زناشویی (هسلی، 2006) مورد استفاده واقع شده است. با مروری بر نتایج پژوهشهای گذشته مشخص می شود كه این پژوهشها متغیرهای مهم در رابطه با روابط زناشویی زوجها بررسی كرده اند و حال آنکه، برای درك واقع بینانه تر در روابط زناشویی زوجهای ایرانی ضرورت دارد و تحقیق حاضر کوشش می کند تا ابزار پایا در رابطه با كیفیت روابط زناشویی را مشخص کند و زمینه های روان شناختی که به كیفیت بالای روابط زناشویی منتهی می شود، شناسایی کند که در ایران تحقیقی مبنی بر بررسی شاخص های روانسنجی ابزار یافت نشد.