http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمان

$$$: رایـــــــگـــــان

http://modir3-3.ir/TRANS/modir123.com/reshte-modir123.com.png رشته تحصیلی: مدیریت دانش

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: Word

http://modir3-3.ir/images/hajm-modir123.com.pngحجم فایل: 64 KB

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png منبع: پژوهش نامه مدیریت تحول سال اول، شماره 2، نیمه دوم 1388

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چکیده

هدف تحقیق ارزیابی اثر مدیریت دانش در خلق استراتژی رقابتی تمایز از مجرای زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمانی است. این مقاله بر اساس یافته‌های تحقیق میدانی در شرکت‌های فعال در زمینه صنعت نرم افزار شکل گرفته است. برای تدوین چارچوب نظری مدل تحقیق ادبیات و پیشینه تحقیق بررسی و مدل زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمان مبنای ارزیابی اثر مدیریت دانش بر فرآیندهای سازمانی قرار گرفت. در این تحقیق پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و اجرای مصاحبه‌های اکتشافی، مؤلفه‌های اثرگذار مدیریت دانش بر بخش‌های مختلف سازمانی استخراج؛ و از طریق تحقیق زمینه یابی و ابزار پرسش‌نامه مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس با استفاده از پرسش‌نامه هر کدام از مؤلفه‌های تحقیق مانند فرآیندهای مدیریت دانش، نوآوری(فردی ،گروهی و سازمانی)، مهارت‌های تخصصی کارکنان و رضایت مشتریان مورد سنجش قرار گرفتند. از مدل معادلات ساختاری و نرم افزاریLISREL  جهت بررسی روابط میان مؤلفه‌ها استفاده شد و در پایان صحت روابط مؤلفه‌ها در مدل مفهومی مورد تأیید قرار گرفت.
واژه‌های کلیدی: مدیریت دانش، استراتژی رقابتی تمایز، زنجیره ارزش فعالیت‌های سازمان،نوآوری، توسعه مهارت‌های تخصصی کارکنان و رضایت مشتریان از خدمات

مقدمه
در عصر ارتباطات و فناوری اطلاعات، دانش به عنوان عامل اساسی و منبع حیاتی سازمان‌ها در عرصه رقابت، برای دست‌یابی به مزیت رقابتی پایدار محسوب می‌گردد. همگام با چرخش از سوی اقتصاد مبتنی بر صنعت به اقتصاد مبتنی بر دانش، سازمان‌ها نیز خود را بر آن داشته‌اند تا با تكیه بر دانش و اطلاعات و استفاده از آن در فرآیند كسب و كار توان رقابتی خود را افزایش دهند. برای پاسخ به این سؤال مهم كه چرا اصولاً برخی سازمان‌ها در صحنه رقابت موفق هستند؟ نیازمند درك نقش حیاتی دانش در آنها می‌باشیم. به طور كلی سازمان‌ها به دو دسته از دارایی‌ها ( سرمایه ) تكیه می‌كنند: دارایی‌های ملموس و دارایی‌های ناملموس. آنچه تا چندی پیش اهم توجه سازمان‌ها را به خود جلب كرده بود كسب و بهینه سازی دارایی‌های ملموس مانند ماشین آلات و تجهیزات بوده است. اما امروزه سازمان‌ها دریافته‌اند كه دارایی‌های ناملموس مانند سرمایه فكری، تجربیات، دانش سازمانی و اطلاعات موجب موفقیت و بقای آن‌ها می‌شود. امروزه شركت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند كه باید به آنچه می‌دانند ( سرمایه فكری ) بیش از آنچه دارند ( سرمایه مادی ) اهمیت بدهند. سازمان‌ها با درك اهمیت و نقش حیاتی مدیریت دانش اشتیاق وافری به اعمال این سیستم‌ها از خود نشان می‌دهند. اما واقعیت این است به دلیل عدم وجود تصویری روشن از آنچه می‌خواهند به آن دست پیدا كنند، نمی توانند به صورت ایده آل و مطلوب این سیستم‌ها را طراحی و اجرا كنند. در صورتی که فرآیندهای مدیریت دانش مانند خلق دانش، کسب دانش، نشر دانش، کاربرد و نگهداری دانش به شیوه ای نظام مند و برنامه ریزی شده در سازمان‌ها اعمال شود می‌توان شاهد اثرات شگرف آن در ایجاد مزیت رقابتی در بخش‌های مختلف سازمان بود. برای اینکه بتوانیم ضرورت توجه به اجرای طرح‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها را مطرح کنیم نیازمند شناسایی دقیق نتایج استفاده از این طرح‌ها در بخش‌های مختلف سازمان هستیم تا کنون تحقیقات زیادی درباره مفهوم و فرآیندهای مدیریت دانش انجام شده است اما سازمان‌ها و شرکت‌ها به دنبال چیزی فراتر از این می‌باشند؛ امروزه در شرایط سخت رقابتی سازمان‌ها به دنبال این هستند که آیا  اجرای طرح‌های مدیریت دانش می‌تواند برای آنها عامل ایجاد تمایز و مزیت رقابتی باشد؟ از این رو تحقیق پیرامون مدیریت دانش با محوریت بررسی اثرات آن بر فرآیندهای مختلف سازمان ضروری به نظر می‌رسد. مدیریت دانش به عنوان ساز و کار اعمال فرآیندهایی در سطح فردی،گروهی و سازمانی جهت ایجاد شرایطی که دانش و اطلاعات بتواند در زمان مناسب در اختیار افراد قرار بگیرد،تا کنون در محافل علمی و سازمانی مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است.عمده این تحقیقات پیرامون زیر ساخت‌ها، فرآیندها، ساز و کارها، ابزارها و در موارد محدودی اثر آن بر برخی از عوامل مانند بهره وری، سودآوری یا عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی مانند نوآوری مورد مطالعه قرارگرفته است.تحقیق و مطالعه پیرامون مدیریت دانش از منظر محتوایی گر چه می‌تواند در بسیاری از موارد مدیران و سایر کنش‌گران سازمانی را نسبت به شناخت و آگاهی از چیستی مدیریت دانش رهنمون باشد اما به تنهایی کافی نیست. در شرایط موجود مدیران به عنوان کنش‌گران اصلی سازمان به موضوع‌های سازمانی از منظر کارکردی و اجرایی می‌نگرند و اهمیت و ضرورت اعمال یک ساز و کار را از طریق ارزیابی اثرات و کارکردهای آن مورد ارزیابی قرار می‌دهند.همچنین عمده تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت دانش از منظر کارکردی به ارزیابی اثر مدیریت دانش بر یک عامل مانند نوآوری  یا مدیریت روابط با مشتریان متمرکز شده‌اند و از نگاهی جامع به این موضوع غفلت نموده اند.با توجه به این موارد در این تحقیق بر آن شدیم تا با رویکردی جامع اثرات مدیریت دانش را بر بخش‌های کارکردی مختلف سازمان مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.

پرسش‌های پژوهش

  • مدیریت دانش بر زنجیره ارزش فعالیت‌های شرکت‌های فعال در صنعت نرم افزار چه تأثیری دارد؟
  • آیا میان مدیریت دانش و پشتیبانی از تصمیم گیری مدیران رابطه‌ی‌ معنی داری وجود دارد؟
  • آیا میان مدیریت دانش و توسعه‌ی مهارت‌های تخصصی نیروی انسانی رابطه‌ی‌ معنی داری وجود دارد؟
  • آیا میان مدیریت دانش و نوآوری در ارائه خدمات و محصولات رابطه‌ی معنی داری وجود دارد؟
  • آیا میان مدیریت دانش و بهبود مدیریت روابط با مشتریان رابطه‌ی معنی داری وجود دارد؟
  • آیا میان مدیریت دانش و توسعه‌ی بازار محصولات و خدمات رابطه‌ی معنی داری وجود دارد؟
  • مدیریت دانش چه تأثیری بر توسعه مهارت‌های تخصصی نیروی انسانی دارد؟
  • مدیریت دانش چه تأثیری بر نوآوری در ارائه‌ی خدمات و محصولات دارد؟
  • مدیریت دانش چه تأثیری بر افزایش رضایت مشتریان از خدمات دارد؟

مدل پژوهش

الگوی SECI: فرآیند خلق و تبدیل دانش

پیش از بیان الگوی SECI لازم است تا مفهوم پایه ای (بی ای) تحلیل شود. بی ای(BA)؛ مفهومی ژاپنی و به معنی مكان است. این مفهوم که نخستین بار توسط كیتارو نیشیدا، ارائه شده، به معنی مكانی مشترك برای برقراری روابط می‌باشد. این مكان می‌تواند فیزیكی ( اداره و دایره كاری )، مجازی ( نامه الكترونیك و كنفرانس تصویری ) یا تركیبی از این دو باشد. آنچه مفهوم (بی ای) را از تعاملات عادی افراد متمایز می‌كند، چنین فضایی، مفهوم خلق دانش می‌باشد. (بی‌ای) بستر ارتقای دانش فردی و جمعی را فراهم می‌كند. دانشی كه حاصل تجارب و

اندیشه‌های دیگران می‌باشد، قابل حصول توسط افراد دیگر است. در واقع بی ای محتوایی را فراهم می‌كند كه فرآیند خلق دانش و انتقال آن شكل بگیرد. این فضا می‌تواند در گروه‌های كاری، گروه‌های غیر رسمی، تیم‌های پروژه ای، جلسات موقتی یا در تماس با مشتریان شكل بگیرد(Blacker ,1995: 1021-1046).

 

http://modir3-3.ir/article-farsi/arf20.png

 

دومحقق ژاپنی به نامهای نوناکا و تاکوچی الگویی جهت توضیح چهار فرآیند لازم برای ایجاد و استفاده از دانش در سازمان ارائه داده اند.این چهار فرآیند شامل جامعه پذیری، برون سازی، ترکیب و درونی سازی می‌باشند. محتوای دانش سازمانی به دو صورت آشکار و پنهان بر این چهار فرآیند اثرگذار است (Wiig,1997:6-14). در فرآیند جامعه پذیری، افراد باید با یکدیگر ارتباطات رو در رو برقرار کنند. در فرآیند برونی سازی، افراد دانش پنهان و ضمنی خود را از طریق تبادل و ارائه اطلاعات توسط الگوهای ذهنی و کلمات آشکار می‌سازند. جو اعتماد و اطمینان از شروط انجام موفق این فرآیند است. در فرآیند ترکیب، دانش آشکار شده گروه‌ها در اختیار تمام افراد سازمان قرار می‌گیرد و سرانجام در فرآیند درونی سازی، دانش آشکار به دانش ضمنی تبدیل می‌شود و دانش جدیدی در درون افراد نهادینه می‌شود.خلق دانش به صورت فرآیندی حلزونی شكل، از تعاملات میان دانش آشكار و دانش ضمنی حاصل می‌شود. تركیب این دو نوع از دانش چهار صورت از تبدیل‌های دانش را نمایان می‌سازد (Nonaka & Takeuchi ,1995: 122-126).