جنسیت و پرخاشگری:

عموما در جوامع این گونه پذیرفته شده است که، مردان بیش از زنان پرخاشگری می کنند. به طور کلی پسرها نیز بیش از دخترها پرخاشگری مستقیم نشان می دهند. پسرها به احتمال بیشتری از دختران در بین خود دچار تعارض منافع می شوند و رفتارهایی مانند لگدزدن، هل دادن، پریدن، سر به سر دیگران گذاشتن، خراب کردن وسایل دیگران و حتی فحش دادن را نشان می دهند. این نوع رفتارها در سنین بین 3 تا 7 سالگی به اوج خود می- رسند و با شروع مدرسه فراوانی آن ها کاهش می یابد(کویی و داج، 1998؛ نقل از عطاری و همکاران،1381). چرا که با افزایش سن توانایی پسرها در کنترل تکانه ها نیز بیشتر می شود و احتمال کمتری وجود دارد که واکنش های ناگهانی پرخاشگرانه و آسیب زننده نشان دهند.
نتايج پژوهش هاي فراواني (مرالز-ويوز  و ويجيل-كولت ،2010؛ ناكانا ،2001؛ باس و پري،1992؛ گالن  و آندرود ،1997؛ نقل از سامانی،1386 و تومادا  و اسچيندر ،1997؛ نقل از سامانی،1386) نشان داده است كه پسران در مقايسه با دختران از نظر پرخاشگري جسماني وكلامي برتري معناداري را نشان داده اند.اما، ميان دختران و پسران، تفاوتي معنادار از لحاظ خشم و خصومت وجود نداشته است.نتيجه ي پژوهش محمدي(1385)و ساماني(1386) نيز گوياي وجود تفاوت ميان پسران و دختران از نظر هر يك از عوامل پرخاشگري بوده است. اما اين تفاوت فقط در عوامل پرخاشگري جسماني و خشم معنادار بوده است.
به نظر مي رسد كه دختران از روش هاي ذهني ابراز پرخاشگري، بيشتر استفاده مي كنند. بي گمان، غلبه ي جنبه هاي ابزاري و يا حركتي(پرخاشگري جسماني و كلامي) پرخاشگري در پسران، با پشتوانه ي قدرت جسماني و اقتدارطلبي آنها كه از آثار تربيت روان شناختي و جسماني است، تسهيل ميگردد. افزون بر اين، تأثيرت هورموني(تستسترون و آندروژن) متفاوت كه در دو جنس وجود دارد، مي تواند اين تفاوت را توجيه نمايد. (محمدي،1385). تفاوت مهم دیگری نیز میان پرخاشگری پسرها و دخترها وجود دارد. تحقیقات نشان داده است که پسرها پس از یک دعوا یا پرخاشگری، سریع تر از دخترها می توانند رابطه خود را بازسازی کرده و از نو بسازند، بنابراین اختلاف میان پسرها تأثیر کمتری بر فعالیت جاری گروهی آنان دارد. اما در دخترها می توان گفت که اختلاف میان دو دختر و دعوای آن ها تقریبا باعث توقف فعالیت کل گروه می شود و بازسازی رابطه نیز زمان و انرژی زیادی می گیرد (لیجراشپیتز ، بیورکویست  و پلتونن ، ؛1987 نقل از عطاری و همکاران، 1381 ). پرخاشگری مستقیم در دخترها نیز با افزایش سن، کاهش می یابد. اما این کاهش زودتر و سریع تر از پسرها اتفاق می افتد. این امر می تواند بازتابی از رشد زبانی سریع تر و کنترل تکانه بهتر در دخترها باشد (کیم ، کیم و كامفوس ، 2010).
اما درباره پرخاشگری غیرمستقیم چطور؟ در واقع این مسئله به وجود آمده است که پرخاشگری جسمانی تنها راه بروز پرخاشگری نیست و راه های دیگری نیز برای آسیب زدن به دیگران وجود دارد. نادیده انگاشتن کسی، کنارگذاشتن وی از فعالیت های جذاب اجتماعی، تلاش برای پراکندن دوستان فرد و مشارکت در پخش شایعات منفی درباره وی نیز از راه های دیگر آسیب به دیگری است. این راه ها عموما با عنوان پرخاشگری غیر مستقیم یا پرخاشگری اجتماعی یا پرخاشگری رابطه ای نامیده می شوند(گالن و آندروود، 1997). مطالعات نشان داده اند که دخترها به طور معناداری بیش از پسرها از روش های غیرمستقیم پرخاشگری استفاده می کنند و جالب آن که میزان این پرخاشگری در دوران بلوغ دخترها و در مرحله انتقال از کودکی به نوجوانی افزایش می یابد(کریک، 1997؛ کریک و گروتپیتر ، 1995؛ نقل از حاشیه باف، 1382). این یافته ها نشان می دهند که نمی توان گفت که پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند، بلکه هر دو جنس میزان پرخاشگری یکسانی نشان می دهند اما هر کدام به شیوه ای. پسرها پرخاشگری مستقیم بیشتری دارند و دخترها پرخاشگری غیرمستقیم بیشتر. این حالت در مراحل دیگر زندگی و بزرگسالی نیز ادامه می یابد.
از جمله عوامل مؤثر بر واکنش های پرخاشگرانه متمایز پسران و دختران، رفتار والدین ( نوع تنبیه دختران و پسران برای رفتار پرخاشگرانه ) است. تفاوت در چگونگی تنبیه دختران و
پسران( تنبیه بدنی برای پسران و تنبیه عاطفی مانند قهر برای دختران) ایجاب می کند که پسران پرخاشگرانه تر از دختران عمل کرده و دختران بر حسب درون سازی معیارها با والدین خود همانند سازی کنند(کیم، کیم و کامفوس،2010).