عنوان انگلیسی مقاله:

Entrepreneurial orientation and the business performance of SMEs: a quantitative study from the Netherlands

ترجمه عنوان مقاله: گرایش کارآفرینی و عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط: مطالعه ای کمّی بر روی بنگاه های هلند

$$$: فقط 18500 تومان

سال انتشار: 2012

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 22 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 28 صفحه

منبع: الزویر و ساینس دایرکت

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود اصل مقاله

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه
  • چارچوب نظری
  • کارآفرینی
  • ابعاد گرایش کارآفرینی
  • محیط
  • روش پژوهش
  • نمونه
  • جدول 1. خلاصه آمار نمونه
  • معیارها
  • گرایش کارآفرینی
  • محیط
  • عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط
  • متغیرهای کنترل
  • تحلیل داده ها
  • تحلیل عاملی
  • پایایی
  • جدول 2. مدل کلی تحلیل عاملی اکتشافی برای تمام مقیاس های چند آیتمی
  • آزمون های آماری
  • نتایج
  • جدول 3. میانگین، انحراف معیار و پایایی متغیرهای کمّی
  • جدول 4. رگرسیون سلسله مراتبی، عملکرد کلی شرکت: متغیرهای کنترل، مدل کلی و مدل اقتضایی
  • بحث
  • دستاوردهای عملی برای مدیران
  • محدودیت ها
  • پیشنهاداتی برای پژوهش های بیشتر
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

اغلب از گرایش کارآفرینی (EO) به عنوان یکی از پیش نیازهای رشد، مزیت رقابتی و عملکرد بهتر نام برده می شود و پژوهش های تجربی قبلی اغلب نشان داده اند که رابطه ای مثبت بین EO و عملکرد وجود دارد. اما سوال مهمی که بی پاسخ مانده است این است که در طول دوران بحران اقتصادی،EOممکن است چه تأثیری بر عملکرد بنگاه و تلاطم محیطی شدید همراه با این بحران ها داشته باشد. این پژوهش اولین مطالعه در مورد آثار EO بر عملکرد بنگاه های کوچک و متوسط در طول بحران اقتصادی کنونی جهان است. ما در این مطالعه از مدل چندبُعدی EO استفاده می کنیم و با استفاده از داده های پیمایشی جمع آوری شده از 164 شرکت های کوچک و متوسط هلندی، مجموعه ای از فرضیات مربوط به آثار آن را بر عملکرد بررسی می کنیم. پژوهش حاضر نشان می دهد که رفتار بنگاه پیشگام در طول بحران اقتصادی تأثیری مثبت بر عملکرد شرکت های کوچک و متوسط دارد. همچنین نشان می دهیم که شرکت های کوچک و متوسط های نوآور در محیط های متلاطم عملکرد بهتری دارند اما این شرکت های کوچک و متوسط های نوآور باید سطح ریسک را کاهش بدهند و برای جلوگیری از پروژه های پر مخاطره اقداماتی را انجام بدهند.

کلیدواژه ها: گرایش کارآفرینی، بحران اقتصادی، محیط، پیشگامی، نوآوری، ریسک پذیری، رشد، عملکرد شرکت های کوچک و متوسط، هلند

ترجمه مقدمه مقاله

اهمیت فعالیت های کارآفرینی برای بنگاه ها بیش از پیش افزایش یافته است اما در اقتصاد جهانی پیچیده امروز، کارآفرینی به منظور دستیابی به مزیت رقابتی پایدار اهمیت بیشتری پیدا کرده است (ویکلوند و شفرد، 2003). به علت جهانی شدن، فشار رقابتی جهانی برای سازمان های کوچک و متوسط (شرکت های کوچک و متوسط) در حال افزایش است.با در نظر گرفتن تغییر مهارت مشتریان در سراسر جهان مشخص است که شرکت های کوچک و متوسط ها دیر یا زود برای حفظ و بهبود عملکرد تجاری با مشکلات بیشتری مواجه می شوند، مگر آن که بتوانند به طور فعال این فشارها را مدیریت کنند. شرکت های کوچک و متوسط ها تشویق شده اند برای شناسایی تهدیدها و فرصت های موجود در محیط بنگاه طرز فکر کارآفرینی را پیاده سازی کنند تامطمئن شوند که بنگاه به بقای خود در آینده ادامه می دهد (کروگر، 2000). در دوران تلاطم اقتصادی و محیطی، این موضوع بیشتر مشخص می شود که بنگاه ها با سطح بسیار بیشتری از بی ثباتی بازار و عدم قطعیت تجاری پیچیده مواجه می شوند که بنگاه ها را وادار می کند بر اساس این تغییر اقدام کنند (گروال و تانسوهاج، 2001؛ لین و کرلی، 2001). بنابراین به واکنش سطح بنگاه نیاز داریم (چاتوپادیای و همکاران، 2001).

تلاطم محیطی می تواند تأثیر معناداری بر بقای یک بنگاه داشته باشد به طوری که شناسایی و مدیریت اثربخش این رویدادها برای مدیران و نیز تعیین عوامل توضیح دهنده تفاوت عملکرد تجاری (بین بنگاه های موفق و ناکام در شرایط محیطی پیچیده) برای پژوهشگران حائز اهمیت است (گروال و تانسوهاج، 2001). در منابع پژوهشی (مثل زهرا، 1991؛ ویکلوند و شفرد، 2005؛ روچ و همکاران، 2009)، سیاست (مثل بالکنده، 2007؛ دالمیجر، 2009) و علوم عامه پسند (مثل کالینز، 2001)، مکتب فکری کنونی معتقد است که کارآفرینی یکی از پیش نیازهای رشد، مزیت رقابتی پایدار و تعالی است. این موضوع به خصوص برای سازمان هایی صادق است که در محیط های سریعاً در حال تغییر و رقابتی (برای مثال، زهرا و کاوین، 1995؛ چندلر و همکاران، 2000؛ آنتونچیچ و هسریچ، 2001) و محیط های «خصمانه»(کاوین و اسلوین، 1989) فعالیت می کنند.

سوالاتی که در اینجا مطرح می کنیم عبارتند از: 1) آیا کارآفرینی می تواند عملکرد تجاری بهتر در طول دوره تلاطم شدید بازار را توضیح بدهد؟ و 2) آثار ناشی از عناصر گرایش کارآفرینی یک بنگاه احتمالاً چگونه در اثر تلاطم بازار تغییر می کنند؟ بنابراین هدف این مقاله بررسی تأثیر کارآفرینی بر عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط است وقتی که این بنگاه ها با عدم قطعیت و بی ثباتی شدید در بازار مواجه می شوند. برای دستیابی به این هدف، داده ها را در طول سال 2009 جمع آوری کردیم، سالی که با تلاطم اقتصادی ناشی از فروپاشی بخش مالی جهانی همراه بود. ما به دنبال بررسی مزایای نسبی کارآفرینی در دوران بحران و غیر بحران نیستیم بلکه به دنبال بررسی دقیق تر تأثیر کارآفرینی بر عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط ها در زمانیهستیمکه به لحاظ نظری به مهارت های مرتبط با کارآفرینی(مثل توانایی مدیریت عدم قطعیت؛ نوآوری برای مواجهه با فرصت ها و تهدیدهای نوظهور؛ تحمل ریسک) نیاز داریم.

بر خلاف انتظار، تعداد کمی از مطالعات به بررسی قابلیت ها و شرایط مورد نیاز بنگاه در تلاطم شدید محیط و بازار پرداخته اند. گروال و تانسوهاج (2001) در تحلیل خود بر روی بحران مالی و اقتصادی آسیا از اواخر دهه 1990 دریافتند بنگاه هایی که می توانند به انعطاف پذیری استراتژیک (که به عنوان توانایی سازمانی برای واکنش سریع به صورت پیشگام و انفعالی به تهدیدها و فرصت ها بازار تعریف می شود) دست پیدا کنند و آن را حفظ کنند به عمکرد تجاری بهتری دست پیدا می کنند. بر این اساس که گرایش کارآفرینی می تواند این انعطاف پذیری استراتژیک را ایجاد کند، هدف ما نه تنها افزایش درک خود درباره پیامدهای گرایش کارآفرینی، بلکه درباره بحث های تاریخی مربوط به قابلیت های مورد نیاز بنگاه برای مدیریت شرایط تلاطم شدید محیط و بازار است. این کار به افزایش درک ما از ارزش گرایش کارآفرینی برای بنگاه ها نیز کمک خواهد کرد.

ترجمه نتیجه گیری مقاله

هدف این مقاله بررسی تأثیر EO بر عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط در هنگام مواجهه این بنگاه ها با عدم قطعیت و بی ثباتی شدید بازار بود. برای دستیابی به این هدف، داده ها را در طول سال 2009 (سالی که بسیاری از بازارها دچار تلاطم شدند) جمع آوری کردیم. ما به دنبال بررسی تأثیر EO بر عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط ها بودیم وقتی که از لحاظ نظری به مهارت های مرتبط با EO (مثل توانایی مدیریت عدم قطعیت؛ نوآوری برای مواجهه با فرصت ها و تهدیدهای نوظهور؛ پیش بینی جهت بازارها؛ تحمل ریسک) نیاز داشتند. پژوهش ما نشان می دهد که پیشگامی ارتباطی مستقیم با عملکرد شرکت های کوچک و متوسط های هلندی مورد بررسی در این مطالعه دارد و آثار آن بر عملکرد تجاری تحت تأثیر تلاطم بازار نیست. نوآوری و ریسک پذیری رابطه ای معنادار با عملکرد تجاری نشان دادند اما این رابطه فقط زمانی صادق بود که رابطه متقابل با تلاطم بازار در نظر گرفته شود. رابطه متقابل نوآوری با تلاطم بازار (0.01>p) تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد تجاری دارد در حالی که رابطه متقابل ریسک پذیری با تلاطم ارتباطی معنادار اما منفی با عملکرد تجاری شرکت های کوچک و متوسط داشت.

چکیده انگلیسی مقاله

Entrepreneurial Orientation (EO) is often mentioned as an antecedent ofgrowth, competitive advantage and superior performance, and prior empirical research has often shown a positive relationship between EO and performance appears to exist. However, an important question that remains unanswered is what effect EO might have on firm performance during periods of economic crisis, and the severe environmental turbulence that accompany such crises. This research is a first investigation towards the effects of EO on the performance of small and medium sized firms during the current global economic crisis. In this study we use the multidimensional model of EO and test a series of hypotheses pertaining to its performance effects using survey data gathered from 164 Dutch SMEs. The presentresearch shows that proactive firm behavior positively contributes to SME performance during the economic crisis. We further show that innovative SMEs do perform better in turbulent environments, but those innovative SMEs should minimize the level of risk and should take action to avoid projects that are too risky.

Keywords: Entrepreneurial orientation, Economic crisis, Environment, Proactiveness, Innovativeness, Risk-taking, Growth, SME performance, Netherlands

مقدمه انگلیسی مقاله

Entrepreneurial activities are increasingly regarded as important to firms, but in today’s complex global economy, entrepreneurship has become even more crucial towards obtaining a sustainable competitive advantage (Wiklund and Shepherd 2003). Due to globalization, small and medium sized enterprises (SMEs) face increasing pressure from competition from across the world. When compounded with the changing sophistication of customers worldwide it becomes apparent that SMEs face increasing difficulty in maintaining and improving business performance in time, unless they can actively manage these pressures. SMEs are encouraged to implement an entrepreneurial mindset to recognize the threats and opportunities in the environment of the firm in order to make sure that the firm will continue to existin the future (Krueger 2000). In periods of economic and environmental turbulence,it becomes even more apparent that firms face particularly high levels of market instability and complex business uncertainty that obliges firms to act upon such change (Grewal and Tansuhaj 2001; Lin and Carley 2001). A firm level response is therefore needed (Chattopadhyay et al. 2001). Environmental turbulence can have a significant impact on the viability of a firm such that it is critical for managers to understand and effectively manage these events, as well as for scholars to determine what elements might explain the business performance difference between those firms rising and falling in complex environmental conditions (Grewal and Tansuhaj 2001). In scholarly literature (e.g.,Zahra 1991; Wiklund and Shepherd 2005; Rauch et al. 2009), politics (e.g., Balkenende 2007; Dalmeijer 2009) and popular science (e.g., Collins 2001), the current school of thought posits that entrepreneurship is an antecedent of growth, sustainable competitive advantage and excellence. This is particularly true for enterprises operating in rapidly changing and competitive environments (e.g., Zahra and Covin 1995; Chandler et al. 2000; Antoncic and Hisrich 2001) and ‘hostile’ environments (Covin and Slevin 1989). The questions we propose herein are: (1) could entrepreneurship explain superior business performance during a period of considerable market turbulence? And, (2) how might any effects resulting from elements of a firm’s entrepreneurial orientation change in light of market turbulence? The goal of this article then is to investigate the influence of entrepreneurship on SME business performance when such firms face acute market uncertainty and instability. To achieve this we collected data during 2009, a year that was entrenched in the economic turbulence brought on by the collapse of the global financial sector. We do not seek to address the relative advantages of entrepreneurship in crisis and non-crisis times, rather, we seek to more adequately examine the impact of entrepreneurship on the business performance of SMEs when the skills associated with entrepreneurship (e.g., ability to manage uncertainty; innovate to meet emerging opportunities and threats; tolerate risk) would theoretically be called for.

Surprisingly few studies have examined the firm capabilities and conditions necessary for extreme environmental and market turbulence. Grewal and Tansuhaj (2001) in their analysis of the Asian financial and economic crisis from the late 1990s found that firms that could achieve and maintain strategic flexibility (defined as the organizational ability to respond promptly in a proactive and reactive manner to market threats and opportunities) achieved superior business performance. On thebasis that an entrepreneurial orientation might synthesize such strategic flexibility, we aim to contribute not just to our understanding of the consequences of entrepreneurial orientation, but also into the historical conversation on firm capabilities needed to manage situations of complex environmental and market turbulence. Doing so will also help further our appreciation of the value of entrepreneurial orientation to firms.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

The goal of this paper was to investigate the influence of EO on SME business performance when such firms face acute market uncertainty and instability. To achieve this we collected data during 2009, a year in which many markets wereentrenched in turbulence. We sought to examine the impact of an EO on the business performance of SMEs when the skills associated with an EO (e.g., ability to manage uncertainty; innovate to meet emerging opportunities and threats; anticipate the direction of markets; tolerate risk) would theoretically be called for. Our research shows proactiveness is directly related to the performance of the Dutch SMEs under investigation in this study and its effects on business performance is not affected by market turbulence. Innovativeness and risk-taking did show a direct significant relationship with business performance but only when accounting for their interaction with market turbulence. Innovativeness’ interaction with market turbulence (p\.01) significantly and positively affected business performance while the interaction term of risk-taking with turbulence was significantly but negatively related to SME business performance. An explanation for our findings might be found in the financial and economiccrisis present in 2009. In uncertain times, like the 2009 crisis, risk-taking, althoughthese are supposed to be calculated risks, may lead to more differentiated returns than under normal economic or positive market circumstances. During the 2009 crisis consumer confidence and spending in the Netherlands dropped significantly (CBS 2010). Often such trauma is responded to within firms by lower R&D expenditures and delayed introduction of new products which would be sold at premium prices. Our research shows that this strategy should not necessarily be changed (as we had no grounds to support H1A since innovativeness was notdirectly related to SME performance). But, the research also indicates the shortsightednature of this action because when high levels of uncertainty or market turbulence are present, firms with higher levels of innovativeness perform better in environments with higher levels of turbulence. In this instance then, the firm will need to have a legacy of innovativeness to draw upon to benefit from turbulence as opposed to building it from new at this time due to the lack of a direct relationship. Becherer and Maurer (1999) focused on the effect of firms’ CEO’s proactive behaviour and found that proactiveness was positively and significantly (b = .17, p\.01) related to change in sales (growth). No significant relationship was found with change in profits. They suggested that ‘‘proactive leaders are growing the firm as a strategic approach to the market place’’ (p. 34), however the lack of significance with profits indicates that ‘‘the company needs more refined management’’ and that ‘‘concentrating on a bold, aggressive approach alone may not be sufficient to impact the bottom line’’ (p. 34). However, our research shows that proactiveness was directly related to our multidimensional measure of business performance and this relationship was not influenced by market turbulence. In line with the results of Hughes and Morgan (2007) from their study of UK firms, it would seem that proactiveness is a cornerstone of the role EO plays in driving firm performance. Other authors like Covin and Slevin (1989) found that EO was not directly related to performance but only the interaction term with environment. Accordingly, the level of EO should be linked to the environment the firm is operating in. A firm in which the level of EO does not match the level of turbulence in the environment, risks generating inferior business performance, particularly in relation to the risktakingdimension. It is apparent that the effects of EO are not clear cut in relation to firm performance or in conditions of increased or acute turbulence. Investments in proactiveness and innovativeness would appear wise under these conditions coupled with a carefully management of the firm’s risk taking activities given its negative interaction effect on firm performance when combined with market turbulence. The latter is likely to be due to flawed understanding of uncertainty in the market place caused by increased levels of unpredictability and dynamism (Miller and Friesen 1982). This implies that risk taking needs to be grounded in market intelligent to make better and more calculated risk decisions. With this in mind, a future investigation might want to map the relationship between dimensions of EO and a market orientation (studies have begun to do this but have only done so at the unidimensional level, e.g., Atuahene-Gima and Ko 2001). In conclusion, although this research did not find a direct positive effect of innovation on performance, it does find that innovative SMEs do perform better in turbulent environments. This is consistent with Miller (1988). In a turbulent market, contrary to our hypothesis, the level of risk-taking is negatively related to SME performance. Earlier in this paper, it is posited that risk-taking, although these are supposed to be calculated risks, may lead to more differentiated returns. This might be due to the acute nature of the 2009 crisis than under normal economic or positive market circumstances. During the 2009 crisis, taking risks does appear to negatively contribute to SME performance. Proactiveness on the other hand shows a consistent and important contribution to firm performance regardless of market turbulence.

 

 

مطالب مرتبط