عنوان انگلیسی مقاله:

The adoption of International Financial Reporting Standards in a noncolonized developing country: The case of Nepal

ترجمه عنوان مقاله: پذیرش استانداردهای بین المللی گزارش دهی مالی در یک کشور در حال توسعه غیرمستعمره: کشور نپال

$$$: فقط 12500 تومان

سال انتشار: 2014

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 8 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 23 صفحه

منبع: ساینس دایرکت و الزویر

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

12500 تومان – خرید ترجمه

 

چکیده
هدف این مقاله ارائه تحلیلی نظام مند و دقیق درباره محیط حسابداری کشور نپال است. این مقاله بر اساس چارچوب اکولوژی حسابداری گرنون و والاس (1995) و مصاحبه با ذینفعان اصلی منتخب، به صورت انتقادی به بررسی مسائل مرتبط با پذیرش استانداردهای بین المللی گزارش دهی مالی (IFRS) در نپال می پردازد. این مطالعه با بررسی مسائل مرتبط با پذیرش IFRS در یک کشور در حال توسعه غیرمستعمره به منابع موجود کمک می کند. بر اساس یافته های این مطالعه پذیرش IFRS در نپال تحت تأثیر نیاز سازمان های محلی نیست بلکه تحت تأثیر سازمان های حمایت گر نظیر بانک توسعه آسیا، صندوق بین-المللی پول و بانک جهانی است. یافته های این مطالعه شواهدی فراهم می کند مبنی بر این که پذیرش IFRS احتمالاً به دلیل محیط زمینه ای کشور دشوار است. به طور خاص، در نپال با کمبود شدید حسابداران واجد شرایط مواجه هستیم و حرفه حسابداری آماده پذیرش IFRS نیست. این مطالعه همچنین نتیجه می گیرد که مشکلات اجتماعی نظیر فساد و تقلب گسترده احتمالاً مشکلاتی برای پذیرش IFRS ایجاد می کند.
کلیدواژه ها: استانداردهای بین المللی گزارش دهی مالی، نپال، همگرایی، فعالیت های حسابداری

مقدمه
جهانی شدن تولید، توسعه بازارهای جهانی مصرف کننده و سرمایه، و رشد شرکت های چندملیتی نیاز به ایجاد مجموعه واحدی از استانداردهای گزارش دهی مالی را به وجود آورده است (فلاور، 1997). انجمن بین المللی استاندارد حسابداری (IASB) با هدف کاهش اختلافات بین المللی در زمینه استانداردهای حسابداری در حال تهیه چنین مجموعه ای از استانداردهای گزارش دهی مالی برای استفاده در سطح جهانی است. تهیه استانداردهای بین المللی گزارش دهی مالی (IFRS) به عنوان مثال به پشتوانه این فرضیه انجام شده است که مجموعه ای واحد از استانداردهای جهانی حسابداری ابزاری مهم برای افزایش قیاس پذیری صورت های مالی و کاهش هزینه آماده سازی صورت های مالی است. در طول چند سال گذشته تعداد کشورهای استفاده کننده از IFRS به شدت افزایش یافته است به طوری که استفاده از IFRS به منظور گزارش دهی مالی در بیش از 120 کشور الزامی است یا اجازه استفاده از آن وجود دارد. IFRS در کشورهای صنعتی نظیر بریتانیا، آلمان و ایتالیا و کشورهای در حال توسعه نظیر بنگلادش، قزاقستان و بولیوی پذیرفته شده است.
دستیابی به قیاس پذیری در گزارش دهی مالی به استفاده یکسان و هماهنگ IFRS در کشورها بستگی دارد. اما برای مثال تفاوت نظام های حقوقی، مالیات، منابع تأمین مالی، تورم، پیوندهای سیاسی، سابقه استعماری و فرهنگ موجب ایجاد تنوع در روش های حسابداری می شود (برای مثال، دوپنیک و سالتر، 1995؛ ایوانز، 2004؛ جاگی و لاو، 2000؛ نوبز، 1998؛ ریچاردسون، 2007؛ سالتر و دوپنیک، 1992). این عوامل زمینه ای به طور کامل در محیط حسابداری یک کشور نفوذ می کنند. از این رو تغییر آن ها چندان ساده نیست و این عوامل می توانند به عنوان موانع استفاده یکسان از IFRS در کشورها عمل کنند. علاوه بر این، دستیابی به قیاس پذیری در گزارش دهی مالی به تفسیر و به کارگیری یکسان IFRS در کشورها بستگی دارد. عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشورها بر قضاوت حرفه ای حسابداران تأثیر می گذارد و تفاوت میان کشورها می تواند به تفسیر و به کارگیری متفاوت IFRS منجر شود. مطالعات مختلف شواهدی را ارائه می کنند مبنی بر این که قضاوت حرفه ای در کشورهای مختلف به شکل متفاوتی انجام می شود، خصوصاً اگر محیط حسابداری آن کشورها متفاوت با محیط حسابداری کشورهای انگلیسی زبان (که IFRS در آن ها تهیه شده است) باشد  (دوپنیک و ریچر، 2003؛ دوپنیک و ریچر، 2004).
در طول چند سال گذشته تمرکز پژوهش های مرتبط با پذیرش IFRS عمدتاً بر روی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و سایر کشورهای صنعتی بوده است (برای مثال، کالائو، جارنه و لاینز، 2007؛ دوپنیک و ریچر، 2004؛ هیل، لوز و ویسوکی، 2010؛ هلمن، پررا و پاتل، 2010؛ جرماکوتز، 2004). از آن مهم تر این موضوع است که حتی در دوران پذیرش روزافزون IFRS از سوی کشورهای در حال توسعه، فقط چند مطالعه به بررسی پذیرش IFRS در این کشورها پرداخته اند. برای مثال، مطالعات این دسته شامل مطالعاتی است که بر روی اندونزی (پررا و بایدون، 2007)، زیمباوه (چامیسا، 2000)، مکزیک و آفریقای جنوبی (پراتر-کینزی، 2006)، ترینیداد و توباگو (بورین، 2007)، پاکستان (اشرف و غنی، 2005) و قزاقستان (تیرال، وودوارد و راخیمبکوا، 2007) تمرکز داشته اند.
اما تمام این کشورها در گذشته مستعمره کشورهای صنعتی بوده اند. برای مثال، زیمباوه، آفریقای جنوبی، پاکستان و ترینیداد و توباگو مستعمره انگلستان؛ مکزیک، اندونزی و قزاقستان به ترتیب مستعمره اسپانیا، هلند و روسیه بوده اند. این موضوع حائز اهمیت است زیرا این قدرت های استعماری معمولاً مفاهیم حسابداری و حسابداران را به مستعمره های خود منتقل کرده اند و تأثیر به سزایی در توسعه حسابداری در آن کشورها داشته اند. برای مثال، اشرف و غنی (2005) توضیح می دهند که پاکستان برخی از ویژگی-های کشور استعمارکننده قبلی خود (انگلیس) یعنی دو مجموعه مجزا از الزامات گزارش دهی و عدم مشارکت مستقیم دولت در استانداردگذاری را به ارث برده است. آن ها همچنین بیان می کنند که حسابداران آموزش دیده انگلیس یکی از عوامل اصلی تأثیرگذاری بر روش های حسابداری در پاکستان بوده اند. از این رو، محیط حسابداری کشورهای دارای سابقه استماری می تواند ویژگی هایی نظیر وجود یک مجموعه حرفه ای باسابقه داشته باشد که می تواند به پذیرش IFRS در این کشورها کمک کند، در حالی که کشورهایی که سابقه استعماری ندارند ممکن است فاقد این ویژگی ها باشند.
این مقاله با استفاده از چارچوب اکولوژی حسابداری گرنون و والاس (1995) تحلیلی نظام مند و دقیق از ویژگی های اصلی محیط حسابداری کشور نپال ارائه می کند. علاوه بر این، این مقاله مسائل بالقوه مرتبط با پذیرش IFRS را از طریق مصاحبه با ذینفعان کلیدی منتخب نظیر افراد دانشگاهی، حسابداران و حسابرسان حرفه ای، پرسنل انجمن حسابداری نپال (ASB)  و وزارت اقتصاد و بررسی اسناد و منابع موجود بررسی می کند.
کشور نپال (که در مؤسسه حسابداران رسمی در نپال (ICAN) و ASB نماینده دارد) تصمیم گرفته است از جولای 2012 از IFRS استفاده کند. این کشور محیطی جذاب برای بررسی مسائل بالقوه مرتبط با پذیرش IFRS فراهم می کند زیرا نپال یک کشور غیرمستعمره در حال توسعه با یک میراث فرهنگی بومی قوی است. از آن مهم تر این که هیچ یک از مطالعات قبلی مسائل مرتبط با پذیرش IFRS را در یک کشور در حال توسعه غیرمستعمره بررسی نکرده اند هرچند که منابع زیادی در زمینه حسابداری بین المللی وجود دارد که نشان می دهد سابقه استعماری یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر محیط حسابداری یک کشور است (هاو، 1986؛ دوپنیک و سالتر، 1995؛ گرنون و میک، 2001، ص 5؛ یاپا، 2006؛ پررا و بایدون، 2007؛ مونیاندی و علی، 2012).

نتیجه گیری

این مقاله با استفاده از چارچوب اکولوژی حسابداری گرنون و والاس (1995) ویژگی­ های اصلی اکولوژی حسابداری نپال را بررسی کرده است. ویژگی­ های جامعه نپال عبارتند از محافظه کاری، جمع ­گرایی و فاصله زیاد از قدرت. باورهای مذهبی و نظام قبیله­ ای جزء ابعاد مهم جامعه نپال هستند. روش­ های سنتی حسابداری در نپال بیانگر تفاوت­ های فرهنگی و فعالیت­ های تجاری بین گروه ­های قبیله ­ای است. به لحاظ تاریخی، هدف اصلی حسابداری اطلاع ­رسانی به پادشاه درباره درآمدها و هزینه­ های دولتی بوده است. قبایل خاصی (جوشی ­ها و در ادامه پرادان­ ها) این کار را انجام می­ دادند. در اثر تغییرات سیاسی، در سال 2003 استانداردگذاری حسابداری به ASB واگذار شد. با تأُسیس ICAN در سال 1997 (که نقش زیادی در استانداردگذاری و آموزش حسابداری دارد) طبقات حسابداری دیگر نفوذ خود را از دست دادند.

اما فساد و تقلب گسترده را به وضوح می ­توان مشاهده کرد. بازار سرمایه نپال توسعه نیافته است و تعداد شرکت­ های ثبت­ شده در بورس در مقایسه با کشورهای انگلیسی ­زبان پایین است. اکثر شرکت­ های نپالی شرکت ­های کوچک در مناطق روستایی هستند که کسب و کار اصلی آن­ها کشاورزی و صنایع دستی است. قانون شرکت­ ها که در سال 1932 معرفی شد و در سال 2006 اصلاح شد مبنای حسابداری شرکت­ های نپالی است. بر خلاف روش موجود در کشورهای انگلیسی­ زبان، حسابدارانی که عضو مجموعه حرف ه­ای نیستند نیز می­ توانند صورت­ های مالی را تهیه کنند. این موضوع احتمالاً مشکلات هماهنگی به­ کارگیری IFRS را به وجود می­ آورد. یافته ­های مصاحبه­ ها همچنین نشان می­ دهد که ویژگی­ های خاص اکولوژی حسابداری نپال ممکن است مشکلاتی در ارتباط با به­ کارگیری هماهنگ IFRS به وجود بیاورد و ممکن است امکان مقایسه صورت­ های مالی در کشورها را از بین ببرد. مشکلات اصلی شناسایی شده عبارتند از: نبود حسابداران واجد شرایط و آموزش و تحصیلات ناهماهنگ، هزینه پیاده­سازی IFRS، و نبود تکنولوژی حسابداری و فساد گسترده و اجرا.

به منظور استفاده از IFRS مجموعه مناسبی از حسابداران و حسابرسان واجد شرایط و آموزش ­دیده مورد نیاز است. اما در نپال مشاغل نسبتاً کمی وجود دارد که اعضای آن مدرک خود را از هند دریافت کرده باشند. مصاحبه­ شوندگان نسبت به سطح عمومی توانایی حسابداران نپالی در مورد IFRS ابراز نگرانی کرده ­اند. دانشگاه­ های نپال دوره ­های آموزشی حسابدارای مرتبط با IFRS را ارائه نمی­ کنند و میزان آموزش IFRS در بین این مؤسسات بسیار متفاوت است. در نتیجه، استخدام کارکنان ماهر می ­تواند برای شرکت ­ها دشوار باشد زیرا با کمبود متخصصان IFRS مواجه هستیم. برای رفع این مشکل، ابعاد فنی و نیز استدلال و مدل­ های حسابداری پشت IFRS به طور کامل در دوره آموزشی دانشگاه­ های نپال قرار بگیرد.

همچنین پذیرش IFRS بار مالی به همراه دارد به خصوص برای شرکت­ های کوچک و متوسط که عمدتاً مسئول آموزش کارکنان داخلی هستند. مشخص است که تصمیم به پذیرش IFRS عمدتاً تحت تأثیر فعالیت­ های لابی­گری چند فرد قدرتمند و مؤسسات بین­ المللی ارائه ­کننده کمک مالی بوده است. همچنین مصاحبه­شوندگان نگران هستند که تصمیم به پذیرش IFRS در نپال بر اساس نیاز سازمان­های محلی و مناسب بودن IFRS برای شرکت­ های محلی نباشد بلکه این تصمیم از سوی سازمان­ های بین­ المللی نظیر ADB، IMF و بانک جهانی بر آن­ها تحمیل شده باشد. به نظر می ­رسد که ذینفعان کمتر قدرتمند نظیر شرکت­ های کوچک فعالیت ­های لابی­گری انجام نمی ­دهند و تصمیمات چند فرد قدرتمند به صورت گسترده پذیرفته می­ شود. اکثریت مطلق شرکت ­ها خصوصی هستند و در مناطق روستایی نپال و در بخش کشاورزی فعالیت می­کنند. مصاحبه­ شونده ­ها نشان می­ دهند که بسیاری از این شرکت­ ها از یک سیستم دستی ساده برای حسابداری استفاده می­کنند که برای به ­کارگیری IFRS مناسب نیست.

نکته مهم این است که به دلیل ضعف در مکانیزم­ های اجرایی و وجود فساد و تقلب گسترده، پذیرش IFRS احتمالاً باعث افزایش شفافیت و پاسخگویی در نپال نمی ­شود. اگر اجرای ضعیف و فساد باعث تفاوت سطح انطباق در میان شرکت­ ها شود ممکن است هدف کلی صورت­های مالی مشابه قابل تحقق نباشد. به طور خلاصه، مشخص است که نپال مزایای پذیرش IFRS نظیر جذب سرمایه خارجی از مؤسسات بین­المللی را درک کرده است. اما این مقاله نشان می­ دهد که مؤسسات نپالی در صورت تصمیم به پذیرش IFRS با مشکلات زمینه­ای مواجه می­ شوند. این موضوع ممکن است نگرانی­ هایی ایجاد کند در مورد این که آیا استانداردهای حسابداری که متأثر از کشورهای صنعتی پیشرفته تهیه شده­اند در صورت در نظر نگرفتن دغدغه­ های بومی برای کشورهای در حال توسعه نظیر نپال مناسب هستند یا خیر. نکته مهم این است که اگر نپال می ­خواهد از عضویت در بازار سرمایه جهانی سود ببرد احتمالاً باید روش­ هایی برای رفع برخی از مشکلات احتمالی اشاره شده در این مقاله پیدا کند. طبق گفته­ های آلبو، آلبو، بونیا، کالو و گیربینا (2011) و آسنسو اوکوفو و همکاران (2011) پذیرش IFRS بدون تغییر یا بهبود ابعاد مختلف اکولوژی حسابداری ممکن است بهبود کیفیت مورد نظر در گزارش­ دهی مالی را در پی نداشته باشد.

Abstract

The purpose of this paper is to provide a systematic and rigorous analysis of the accounting environment in Nepal. Based on the accounting ecology framework developed by Gernon and Wallace (1995) and interviewing selected key stakeholders, it critically examines issues related to the adoption of International Financial Reporting Standards (IFRS) inNepal. It contributes to the literature by examining issues associated with the adoption of IFRS in a non-colonized developing country. This study finds that the decision to adopt IFRS in Nepal is not driven by the needs of local organizations and is rather imposed by donor organizations such as the Asian Development Bank, International Monetary Fund andWorld Bank. The findings of this study provide evidence that the adoption of IFRS is likely to be problematic due to the country’s contextual environment. Specifically, there is a severe lack of qualified accountants in Nepal and the accounting profession is not ready to adopt IFRS. The study also finds that social problems such aswidespread corruption and fraud are likely to cause problems for the adoption of IFRS.
Keywords: International Financial Reporting Standards, Nepal, Convergence, Accounting practices

Introduction

Globalization of production, development of global consumer and capital markets, and growth of multinational companies brought together the need to establish a single set of financial reporting standards (Flower, 1997). With the aim to reduce international differences in accounting standards, among others, the International Accounting Standard Board (IASB)1 is developing such a set of financial reporting standards for use internationally. The development of International Financial Reporting Standards (IFRS) is supported, for example, by the assumption that a single set of global accounting standards is an important means of enhancing comparability of financial statements and reducing the cost of preparing financial statements. During the last few years there has been a significant increase in the number of countries that have adopted IFRS with more than 120 countries requiring or permitting IFRS for financial reporting purposes. IFRS have been adopted both in industrialized countries such as the United Kingdom, Germany and Italy, and developing countries such as Bangladesh, Kazakhstan and Bolivia. Achieving comparability in financial reporting depends upon whether IFRS are adopted in a similar and consistent manner across countries. However, differences in, for example, legal systems, taxation, sources of finance, inflation, political ties, colonial history, and culture cause diversity in accounting practices (for example, Doupnik & Salter, 1995; Evans, 2004; Jaggi & Low, 2000; Nobes, 1998; Richardson, 2007; Salter & Doupnik, 1992). These contextual factors are deeply embedded in the accounting environment of a country. As such, they may not be simply changed and could act as impediments to similar adoption of IFRS across countries. Additionally, achieving comparability in financial reporting depends on a consistent interpretation and application of IFRS across countries. Social, political, economic and cultural factors in countries influence accountants’ professional judgments, and differences across countriesmay lead to an inconsistent interpretation and application of IFRS. Several studies provided evidence that professional judgments are applied inconsistently across countries, especially if countries have accounting environments that are different from those in Anglo-American countries where IFRS were developed (Doupnik & Richter, 2003; Doupnik & Richter, 2004). Over the last few years research related to the adoption of IFRS has focused largely on the member countries of the European Union and other industrialized countries (for example Callao, Jarne, & Lainez, 2007; Doupnik & Richter, 2004; Hail, Leuz, & Wysocki, 2010; Hellmann, Perera, & Patel, 2010; Jermakowtcz, 2004). Importantly, even at a time when more and more developing countries are adopting IFRS, there are only few studies that examine the adoption of IFRS in those countries. For example, the studies in this category include those focusing on Indonesia (Perera & Baydoun, 2007), Zimbabwe (Chamisa, 2000), Mexico and South Africa (Prather-Kinsey, 2006), Trinidad and Tobago (Bowrin, 2007), Pakistan (Ashraf & Ghani, 2005) and Kazakhstan (Tyrrall,Woodward, & Rakhimbekova, 2007). However, all of these countrieswere colonized by industrialized countries in the past. For example, Zimbabwe, South Africa, Pakistan, and Trinidad and Tobago were colonized by England; Mexico, Indonesia, and Kazakhstan were colonized by Spain, the Netherlands and Russia, respectively. This is important because these colonial powers often transferred both accounting ideas and accountants to their colonies, and highly influenced the development of accounting in those countries. For example, Ashraf and Ghani (2005) highlight that Pakistan exhibits some of the properties of its former colonial power England, namely two separate sets of reporting requirements and no direct involvement of government in standard setting. They also highlight that England’s trained accountants have been amajor source of influence on accounting practices in Pakistan. As such, the accounting environment of countries with a colonial past may feature characteristics such as a well-established professional body which may support IFRS adoption in those countries, whereas countries without colonial past may lack such characteristics. Using the accounting ecology framework developed by Gernon and Wallace (1995), this paper provides a systematic and rigorous analysis of the main features of the accounting environment in Nepal. In addition, the paper examines potential issues associated with the adoption of IFRS in Nepal by interviewing selected key stakeholders such as academics, professional accountants and auditors, personnel from the Accounting Board of Nepal (ASB) and the Ministry of Finance, and by surveying available documents and literature. Nepal, represented by the Institute of Chartered Accountants in Nepal (ICAN) and the ASB, has decided to adopt IFRS from July, 2012. It offers an interesting setting to examine potential issues associated with the adoption of IFRS because it is a non-colonized developing  country with a strong indigenous cultural heritage. Importantly, no prior studies have examined issues related to the adoption of IFRS in a  non-colonized developing country even though there is a rich literature in international accounting suggesting that colonial history is an important factor affecting the accounting environment of a country (Hove, 1986; Doupnik & Salter, 1995; Gernon & Meek, 2001, p. 5; Yapa, 2006; Perera & Baydoun, 2007; Muniandy & Ali, 2012).

Conclusions

Using the accounting ecology framework developed by Gernon and Wallace (1995), this paper has examined the main features of the Nepalese accounting ecology. Nepalese society is characterized by conservatism, collectivismand a high power distance. Religious beliefs and the caste system are important aspects of the Nepalese society. Traditional Nepalese accounting practices reflect cultural differences and trade practices between caste groups. Historically, the main purpose of accounting was to inform the king about governmental revenues and expenditures. This task was carried out by certain castes, namely the Joshis and later the Pradhans. As a result of political changes, accounting standard setting was entrusted to the ASB in 2003. The traditional accounting castes lost influence with the establishment of ICAN in 1997 which is highly involved in accounting standard setting and education. However, widespread corruption and fraud can be widely noticed. The capital market in Nepal is underdeveloped and the number of listed companies is low compared to Anglo-American countries. Most Nepalese companies are small companies in rural areas whose main businesses are agriculture and handicrafts. The Companies Act introduced in 1932 and modernized in 2006 is the basis of accounting for Nepalese companies. Unlike the practice in Anglo-American countries, financial statements in Nepal can be prepared by accountants who may not be affiliated with the professional body. This is likely to cause issues of consistency in the application of IFRS. Findings of the interviews also suggest that certain characteristics of the Nepalese accounting ecology may cause problems concerning the consistent application of IFRS and may hinder the comparability of financial statements across countries. The main problems that have been identified include lack of qualified accountants and inconsistent training and education, cost of IFRS implementation and lack of accounting technology, and widespread corruption and enforcement. An adequate supply of qualified and trained accountants and auditors is necessary in order to apply IFRS. In Nepal however, there is a relatively small profession whose members often receive their qualification in India. Concerns have been expressed by the interviewees over the general level of competence of Nepalese accountants in regard to IFRS. There are no IFRS related accounting degree programs offered at Nepalese universities and the extent of teaching IFRS varies greatly between institutions. As a result, recruitment of skilled employees can be problematic for companies as there is a shortage of skilled IFRS specialists. To address this issue, it would be important that technical aspects as well as reasoning and accounting models behind IFRS are fully included in the curriculum at Nepalese universities. Further, the adoption of IFRS is a financial burden especially for small and medium-sized companies which would be mainly responsible for training educating employees in-house. It is suggested that the decision to adopt IFRS was mainly driven by lobbying activities of few powerful individuals and international institutions providing foreign aid. The interviewees are also concerned that the decision to adopt IFRS in Nepal was not driven by the needs of local organizations and the suitability of IFRS for local companies, butwas rather imposed on themby international organizations such as the ADB, IMF and the World Bank. It appears that lobbying activities of less powerful stakeholders such as small companies do not take place and the decisions of few powerful individuals are widely accepted. The vast majority of companies is privately owned, and operates in rural Nepal in the agricultural sector. The interviewees suggest that many of these companies are using a simple manual systemof accountingwhich is not adequate for applying IFRS. Importantly, the adoption of IFRS is not likely to result in increasing transparency and accountability in Nepal because of a weak enforcement mechanism and the presence of widespread corruption and fraud. The broad aim of comparable financial statements may be undermined if weak enforcement and corruption leads to different compliance levels across companies. In summary, it is clear that Nepal recognized the benefits of IFRS adoption such as attracting external funds from international institutions. However, the paper shows that Nepalese institutions face several contextual issues as a result of the decision to adopt IFRS. This may raise concerns whether accounting standards developed with significant influence fromadvanced industrialized countries are suitable for developing countries such as Nepal if they are not modified to reflect local concerns. Importantly, Nepal may have to find ways to overcome some of the potential issues highlighted in this paper if it wants to take advantage of being part of the global capital market. As suggested by Albu, Albu, Bunea, Calu, and Girbina (2011) and Assenso-Okofo et al. (2011), merely adopting IFRS without changing or improving the various dimensions of the accounting ecology may not yield desired improvements in financial reporting quality.

 

 

مطالب مرتبط