عنوان انگلیسی مقاله:

Fair value hierarchy in financial instrument disclosure. is there transparency for investors? evidence from the banking industry

ترجمه عنوان مقاله: سلسله مراتب ارزش منصفانه در افشای ابزار مالی: آیا برای سرمایه گذاران شفافیت وجود دارد؟ شواهدی از صنعت بانکداری

$$$: فقط 14500 تومان

سال انتشار: 2012

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 16 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 23 صفحه

منبع: Journal of Governance and Regulation

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود اصل مقاله

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه
  • مرور منابع
  • دلایل تحلیل تجربی
  • متدولوژی و طراحی داده ها
  • منبع داده های تحلیل
  • الف) منطقه جغرافیایی کشور دفتر مرکزی
  • ب) ارتباط کمّی معیار سطح سه ارزش منصفانه دارایی ها (FV 3 A)
  • مجموعه متغیرها
  • جدول 1. متغیرهای وابسته و متغیرهای توضیحی
  • رابطه بررسی شده: مدل ها
  • جدول 2. ساختار مدل های آماری بررسی شده بر حسب DV و EV
  • آزمون ها
  • شواهد تجربی در مورد آزمون فرضیات: نتایج بحث ها
  • جدول 3. درصد تجربی زمان هایی که در آن برای هر یک از ترکیب های سال (t) و سطح (x) ارزش منصفانه
  • جدول 4. درصد تجربی دوران هایی که در آنبرای هر یک از ترکیب های سال (t) و سطح (x) ارزش منصفانه
  • نتیجه گیری و پژوهش های بیشتر
  • محدودیت های تحلیل
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

هرچند در 20 سال گذشته پژوهشگران، متخصصان و موسسات به دنبال راهکارها بوده اند اما بحث بر سر حسابداری ارزش منصفانه همچنان ادامه دارد. پس از بحث های طولانی و مستمر درباره مفاهیم اولیه و سطح اطلاعات موجود در اندازه گیری ارزش منصفانه و نیز درباره راهکارهای مختلفی که می توان در اندازه گیری های بازار به بازار به کار گرفت، IASB و FASB با استفاده از چند اصل (نه تنها برای ابزارهای مالی بلکه برای دارایی و سایر سرمایه گذاری ها) به تازگی استانداردهای جدیدی برای اندازه گیری ارزش منصفانه منتشر کرده اند. این مقاله برای بررسی این موضوع که آیا راهکارهای به کار گرفته شده در این استانداردها واقعاً سطح افشا و «مطلوبیت داده ها برای سرمایه گذاران» را بهبود می بخشد یا خیر به تحلیل سطح واقعی شفافیت و «مطلوبیت» «سلسله مراتب ارزش منصفانه» (که از چند دیدگاه طرز فکر هیئت تدوین استانداردها را درباره ارزش منصفانه ترکیب می کند) می پردازد که پیشتر از طریق IFRS 7، ابزارهای مالی: افشا برای ابزارهای مالی معرفی شده است. این مقاله نتایج بررسی تجربی بر روی نمونه ای از بانک های ثبت شده در بورس را ارائه می کند که مطابق توصیه های SFAS 157 و IFRS 7 از سلسله مراتب ارزش منصفانه استفاده کرده اند. سوالات پژوهش را می توان به این شکل خلاصه کرد: 1) آیا سلسله مراتب ارزش منصفانه شفافیت ارزیابی ابزار مالی در گزارش های سالانه بانک را بهبود می بخشد، یا می توان آن را به عنوان ابزاری برای مدیریت سود در نظر گرفت؟

کلیدواژه ها: سلسله مراتب ارزش منصفانه، اندازه گیری ارزش منصفانه،IFRS7، الزامات افشا

ترجمه مقدمه مقاله

شرکت های چندملیتی در طی این شرایط بازارهای جهانی نیازمند استانداردهای حسابداری مالی هستند که یکپارچگی بیشتری دارند. هیئت بین المللی استانداردهای حسابداری (IASB) و هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) برای دستیابی به این هدف در پروژه همگرایی (که هدف آن طراحی استانداردهای حسابداری است که همبستگی نزدیکی با استانداردهای بین المللی گزارش دهی مالی دارند) با یکدیگر همکاری کرده اند. در سپتامبر سال 2006 و فوریه سال 2007، FASB دو استاندارد مهم حسابداری ارزش منصفانه (FVA) را منتشر کرد که تمرکز آن ها بر ارائه دستورالعمل های مربوط به اندازه گیری ارزش منصفانه (از طریق یک سلسله مراتب طبقه بندی)، افزایش الزامات افشا و نیز فراهم کردن امکان افزایش استفاده از FVA در نهادهای تجاری بود.

در سال 2006، IASB دست به انتشار IFRS 7، ابزارهای مالی: افشا زد که از بنگاه ها می خواست افشای ریسک بازار را ارائه کنند. این استاندارد در ژانویه سال 2007 اجرایی شد. آخرین اصلاحات بر روی این استاندارد در جولای سال 2008 انجام شد. این استاندارد به تقاضای اطلاعات ریسک می پردازد که به سرمایه گذاران و سایر طبقات ذینفعان امکان می دهد تا با استفاده از FVA عملکرد اقتصادی یک بنگاه را در آینده ارزیابی کنند. اما بحران مالی اخیر بررسی دقیق برآوردهای به دست آمده تحت FVA را افزایش داده است. اندازه گیری ارزش منصفانه (که محدود به ابزارهای مالی نیست) در 12 می سال 2011 از طریق IFRS  13 ارائه و منتشر شده است. اما این ماده از سوی اتحادیه اروپا تأیید نشده است، هرچند که Efrag در ژانویه سال 2012 توصیه هایی برای تأیید آن ارائه کرده است.

مبنای این بحث ها دو دیدگاه متضاد است: دیدگاه ارزش منصفانه که در بیانیه های عمومی IASB به آن اشاره شده است و دیدگاه جایگزین که در نقدهای بیان شده عمومی نسبت به بیانیه های IASB به آن اشاره شده است. ویتینگتون (2008) نتیجه گرفت که در محیط یک بازار واقعی، جستجوی یک روش اندازه گیری کلی ممکن است بی فایده باشد و ممکن است تعریف یک هدف اندازه گیری مشخص و انتخاب روش اندازه گیری که بهتر این هدف را در شرایط خاص (که در ارتباط با تمام اقلام موجود در حساب ها وجود دارد) محقق می کند روش  مناسب تری برای مشکل اندازه گیری باشد.

پیش از بحران مالی سال 2008، به نظر می رسید ارزش منصفانه از دیدگاه کاربران و تهیه کنندگان بهترین راهکار برای کسب اطلاعات شفاف و مهم درباره صورت های مالی است. دوره بحران مالی می تواند مشکل احیای مفاهیم محافظه کارانه در گزارش دهی مالی (مثل اندازه گیری قیمت تمام شده و استفاده از اصل احتیاط) را تشدید کند.

توجه به ارزیابی ابزار مالی سال ها است که به عنوان بحثی دامنه دار مطرح است، بحث بین افرادی که معتقدند مدل ترکیبی[1] قطعاً باید به یک مدل کامل ارزش منصفانه تبدیل شود (که در آن تمام ابزارهای مالی با ارزش منصفانه و به همراه تغییرات شناسایی شده در حساب سود و زیان اندازه گیری می شوند) و افرادی که معتقدند مدل ترکیبی مدل بهینه برای حسابداری ابزار مالی است.

به نظر می رسد که مدل کامل ارزش منصفانه مزایای مشخصی دارد که اثبات آن ها آسان است اما این موضوع نیز درست است که معایب قانع کننده ای وجود دارد که مانع از پیاده سازی آن می شود، حداقل در حال حاضر. هیئت های تدوین استانداردها برای کاهش معایب و مشکلات به دست آوردن برآوردهای «صحیح» از ارزش منصفانه ارزیابی شده در مدل ها تصمیم گرفتند سلسله مراتبی سه سطحی را ایجاد کنند که 1) اطلاعات اندازه گیری کاملاً مشهود را از 2) اطلاعات اندازه گیری کمتر مشهود و 3) اطلاعات اندازه گیری نامشهود متمایز می کند.

برای تضمین ارزیابی یکنواخت ارزش منصفانه و شفافیت برای تصمیم گیری سرمایه گذار هیچ چارچوب واحدی وجود ندارد. راهکارهای مفهومی مسائل ارزش گذاری نباید از شرایط اقتصادی کنونی به دست بیاید و تغییر این مفهوم در صورت تغییر شرایط اقتصادی غیر ممکن است. تغییرات غیر سیستماتیک مفاهیم ارزش گذاری می توانند باعث بی ثباتی سیستم اقتصادی شوند.

مدل ترکیبی یک مدل حسابداری است که (بسته به دارایی ها و بدهی ها) ترکیبی از ارزش منصفانه و قیمت تمام شده را در نظر می گیرد و در عین حال مدلی است که در آن برخی از اصلاحات ارزش منصفانه به جای سود و زیان در OCI انجام می شود.

ترجمه قسمتی از نتیجه گیری مقاله

این مقاله با فرض این که داده های مورد استفاده در تحلیل به طور رسمی با استاندارد بین المللی حسابداری IAS/IFRS و US  GAAPمطابقت دارند، بررسی می کند که آیا رابطه ای بین سلسله مراتب ارزش منصفانه و متغیرهای مرتبط با ارزش بازار و درآمد خالص وجود دارد یا خیر. علاوه بر این، سطح دیگر تحلیل تلاش می کند تا وجود رابطه بین تغییر در ارزش دارایی FV1 و FV1  net (که به صورت ارزش حسابداری دارایی منهای ارزش حسابداری بدهی ها تعریف شده است) را بررسی کند.

در بخش اول تحلیل دریافتیم که ارزش بازار و درآمد خالص با ارزش دارایی ارزیابی شده در سطوح مختلف ارزش منصفانه همبستگی دارد. این شواهد برای زیرنمونه بازار آمریکا بسیار قدرتمند هستند. بر اساس این نتیجه می توان بیان کرد حتی اگر بتوانیم US  GAAP و IFRS 13 را از نظر ارزیابی دارایی های مالی از طریق گزینه ارزش منصفانه مشابه در نظر بگیریم، این شواهد باید بیشتر بررسی شوند. با بررسی رابطه بین درآمد خالص و تغییر در ارزش دارایی های ارزیابی شده در سطوح مختلف ارزش منصفانه، نتایج نشان می دهد که سطح 3 ارزش منصفانه را می توان به عنوان ابزاری غیر دوره ای برای مقابله با دوره های بحرانی نظیر بحران مالی سال 2009 تا 2011 دانست.

چکیده انگلیسی مقاله

The debate on fair value accounting is still open although the last 20 years have been spent in looking for solutions by academics, practitioners and institutions. After long and continuous discussion both on the basic concepts and the information level contained in fair value measurements and on the different solutions that are possible to adopt in mark to market measurements, IASB and FASB have recently issued new standards on fair value measurements applying some principles not only to financial instruments but also to property and other investments. To verify if the solutions adopted in these Standards really improve the disclosure level and the “usefulness of data for investors”, this paper analyzes the actual level of transparency and the “usefulness” of the “fair value hierarchy” (which from some points of view synthesized the Board’s way of thinking regarding to fair value) which has already been introduced for financial instruments by IFRS 7, Financial Instruments: Disclosure. The paper presents results of an empirical investigation on a sample of domestic and foreign listed banks that adopted fair value hierarchy in line with SFAS 157 and IFRS 7 recommendations. Research questions can be summarized as follows: (i) does fair value hierarchy improve transparency in financial instrument evaluation in bank annual reports, or can it be considered as a tool for earnings management?

Keywords: Fair Value Hierarchy, Fair Value Measurement, IFRS7, Disclosure Requirements

مقدمه انگلیسی مقاله

During this period of global markets, multinational corporations are demanding financial accounting standards with enhanced uniformity. In an effort to achieve this objective, the International Accounting Standards Board (IASB) and the Financial Accounting Standards Board (FASB) have been working together on the Convergence Project, aiming to develop accounting standards that closely correlate with international financial reporting standards. In September 2006 and February 2007, the FASB issued two key fair value accounting (FVA) standards which focused on providing guidelines for fair value measurement (through a classification hierarchy), expanding disclosure requirements, and also allowing business entities to increase the application of FVA. In 2006 IASB issued IFRS 7, Financial Instruments: Disclosures asking firms to provide market risk disclosure. The standard came into effect in January 2007. The last modifications to the standard were applied in July 2008. It addresses the demand for risk information that allows investors and other classes of stakeholders to assess a firm’s future economic performance adopting FVA. However, the recent fiancial crisis has placed increased scrutiny on estimates derived under FVA. Fair value measurement, not limited to financial instruments, is provided by IFRS 13, issued on 12 May 2011. However, the principle has not been endorsed by the EU, even if Efrag provided endorsement advice in January 2012. Two competing views underly the debate: a Fair Value View, implicit in the IASB’s public pronouncements, and an Alternative View implicit in publicly expressed criticisms of the IASB’s pronouncements. Whittington (2008) concluded that, in a realistic market setting, the search for a universal measurement method may be fruitless and a more appropriate approach to the measurement problem might be to define a clear measurement objective and to select the measurement method that best meets that objective in the particular circumstances that exist in relation to each item in the accounts. Before the 2008 financial crisis, Fair Value seemed the best solution to obtain transparent and significant information from financial statements, both from the users’ and from the prepares’ perspective. The financial crisis period may raise an issue of revival of conservative concepts in financial reporting, e.g. historical cost measurement and application of the prudence principle. Considering financial instrument evaluation, for many years there has been an open discussion between those who consider that the mixed model1 should definitely evolve into a full fair value model in which all financial instruments are measured at fair value with changes recognized in the profit and loss account and those who consider that the mixed model is the optimal model for financial instrument accounting. It seems that the full fair value model has clear advantages that are easy to demonstrate, but it is also true that there are sufficient disadvantages to preclude its implementation, at least for the moment. To limit the disadvantages and the difficulties to obtain “correct” estimates of fair values evaluated with models, the Boards decided to establish a three level hierarchy that distinguishes (1) readily observable measurement inputs from (2) less readily observable measurement inputs and (3) unobservable measurement inputs. No uniform framework is available to assure consistent fair market valuation and transparency for investor decision-making. Conceptual solutions of valuation issues need not to emerge from current economic situation and it is impossible to change this concept every time when economic conditions tend to change. Unsystematic changes of valuation concepts may produce instability of the economic system.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

The paper investigates if any relation between fair value hierarchy and variables related to market capitalization and net income can be assessed, assuming that data used in the analysis is formally compliant with International Accounting Standard IAS/IFRS and US GAAP. Moreover, a second level of analysis tries to evaluate if any relation between changes in value of FV1 asset and FV1 net (defined as accounting value of asset minus accounting value of liabilities) can be found. In the first part of the analysis, we found that market capitalization and net income are correlated with value of asset evaluated at different level of fair value. This evidence is particularly strong for the US market subsample. This allows us to say that, even if the US GAAP and IFRS 13 can be considered quite close in evaluation of financial assets through fair value option, the evidence has to be further investigated. Looking at relation between net income and changes in value of assets evaluated at different levels of fair value, results show that level three of fair value can be considered as a countercyclical tool available to be used in contrast in bad periods, such as 2009- 2011 characterized by financial crisis. Considering models adopted, results from our analysis can be summarized as follows:

– Fair value level 3, which is the more subjective criterion in financial instrument measurement, shows poor relevance in US banks and much less relevance in Italy;

– Disclosure on fair value hierarchy is not widely adopted: considering a potential sample of more than 2,500 listed banks, only 281 currently disclose on three different levels of fair value, as requested by accounting principles (IFRS 7 and SFAS 157);

– Even if financial instruments assessed adopting fair value level 3 are quite dissimilar considering level 1 and 2 of fair value, a broaden disclosure seems to be required for this class;

– Since data on fair value level 3 shows results not always consistent, it seems to be necessary to better investigate in order to assess if “anomalies” can be referred to specific classes of financial assets, market trends, models and assumptions adopted for evaluation;

– Even if the fair value level 3 is more subjective, the degree of subjectivity in evaluation of financial instruments of level 2 more significant in value considering the whole portfolio has to be taken into account.

Results of regression analysis show that variables investigated market capitalization, net income and three levels of fair value are quite associated, under specific assumptions, but they do not offer unique and clear information to investors in terms of usefulness for their capital allocation strategy. In synthesis, even if fair value hierarchyprinciples allow a better understanding about trends  in value and composition of banks financial instrument portfolios, they suffer from two main limitations: (i) subjectivity problems in value estimation; (ii) short term volatility in results due to changes in macroeconomic variables.

 

 

مطالب مرتبط