عنوان انگلیسی مقاله:

The effect of strategic complexity on marketing strategy and organizational performance

ترجمه عنوان مقاله: تاثیر پیچیدگی استراتژیک بر استراتژی بازاریابی و عملكرد سازمانی

$$$: فقط 7500 تومان

سال انتشار: 2006

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 10 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 18 صفحه

منبع: الزویر و ساینس دایرکت

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

7500 تومان – خرید ترجمه

 

فهرست مطالب
  • چكیده
  • مقدمه
  • تأثیرات پیچیدگی استراتژیک
  • فرآیندهای استراتژیك بازاریابی
  • عملكرد سازمانی
  • روش شناسی
  • سنجش ها
  • جمع آوری داده ها
  • ارزیابی سنجش ها
  • جهت گیری استراتژیک
  • نتایج
  • نتایج اندازه گیری
  • نتایج طبقه بندی
  • تأثیر در استراتژی بازاریابی و عملكرد سازمانی
  • بحث
  • مفاهیمی برای كارشناسان
  • محدودیت ها و فرصت هایی برای تحقیقات آینده
  • نتیجه گیری
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

در حالی كه محققان بسیاری از استراتژی های قبلی بازاریابی را بررسی كرده اند تحقیقات اندكی وجود دارد كه تأثیر شناخت سازمانی را ارزیابی می كند.. در این مقاله، شناخت سازمانی بر حسب پیچیدگی استراتژیكی مؤسسه تجاری بررسی می شود كه توانایی آن برای ادغام كردن ابعاد محیطی چندگانه در طی استراتژی بازاریابی می باشد. نتایج مثالی از توریع كنندگان عمده فروش چهار گروه استراتژیكی را معلوم می كند كه بنابر درجه پیچیدگی استراتژیكی شان فرق می كنند. نتایج، از قضیه پیچیدگی استراتژیكی كه یك توانایی سازمانی است حمایت می كند كه استراتژی گذاری مؤثرتری را فراهم می كند و عملكرد مؤسسه تجاری بالاتری را تولید می كند.

واژه های كلیدی: استراتژی بازاریابی، شناخت سازمانی، عملكرد، پیچیدگی استراتژیكی

ترجمه مقدمه مقاله

شایستگی های سازمانی مانند ابتكار، انعطاف پذیری و پاسخدهی از شناخت جمعی یا معنا بخشی ناشی می شود. یك مزیت رقابتی پایدار از توانایی مؤسسه ی تجاری برای همانندسازی، مذاكره كردن و تبدیل به سرمایه كردن پیچیدگی ها بطور موفقیت آمیز در محیط خودشان به دست می آید. بازاریابی نقش كلیدی را در تلاش های معنابخشی یك سازمان از طریق جمع آوری، منتشر كردن، تفسیر كردن و فعالیت های ذخیره سازی اجرا می كند كه تلاش می كند یك محیط را درك كند و در آن فعالیت كند (سینكولا (Sinkula)،1994). در این نقش، بازاریابی بطور بالقوه شكل می گیرد و لنزهایی را بسوی طریقی كه سازمان موقعیت استراتژیكی اش را درك كرده است و بطور گسترده تر، فعالیت هایی كه در پاسخ انجام می شود هدایت می كند.

یك موضوع بنیادی برای محققان درك و توضیح فعالیت سازمانی است همانطور كه مربوط به استقرار منابع بازاریابی برای سود رقابتی می باشد. بمنظور مورد بحث قرار دادن این موضوع، این مقاله با آزمایش كردن یك پیچیدگی استراتژیكی سازمان یا با توانایی ادغام كردن حوزه های محیطی چندگانه بطور هم زمان، یك چشم انداز شناختی را فرض می كند. سازمان ها می توانند تلاش كنند یا تنوعی را در محیط شان توسط نگه داشتن تفسیرهای چندگانه و به هیچ وجه متضاد جذب كنند و یا با درك به یك ارائه ی مجزا كاهش دهند(بویسد(Boisot) و چایلد(Child)،1999).

معنابخشی مؤثر سازمان به بهره برداری كردن از حوزه های مختلف و تركیب سازی تقاضاهای هر یك از این حوزه ها در پاسخ به تغییرات محیط نیاز دارد. نه تنها سازمان باید در بازار(مشتریان و رقیبان بازار) شركت كند بلكه همچنین باید با امكانات داخلی اش (مانند توانایی های ایجاد ارزش و امكانات تحویل) شركت كند و محیط كلان اش (مانند تغییرات در نیروهای اجتماعی، تكنولوژیكی، اقتصادی و قانونی كه بر سازمان تأثیر می گذارد) را تغییر دهد. بطور استراتژیكی سازمان های پیچیده محیط ها یشان را به یك روش چند بعدی تفسیر می كنند، هر بعد را با دریافت نتایج سازمانی مربوط می سازیم (استروفرت (Streufert) و اسوزی (Swezey)،1986). این مقاله برآن است تا این قابلیت را با استراتژی سازی مؤثر بازاریابی و عملكرد بهتر مؤسسه ی تجاری ارتباط دهد.

ترجمه نتیجه گیری مقاله

این مقاله به درخواست والش(Walsh)، (1995) برای تحقیقات، یك ارتباط میان شناخت سازمانی و عملكرد برقرار می كند و بویژه درخواست ورادراجان (Varadarajan) و جیاچندران (Jayachandran)، (1999) برای تحقیقات نقش شناخت سازمانی و استراتژی بازاریابی آزمایش می كنند. مطالعه پیچیدگی استراتژیكی درك ما را از فرآیندها افزایش می دهد كه سازمان ها می كوشند از محیط شان و نقش مؤسسه تجاری داخل آن را معنا ببخشند. با آشكار كردن این فرآیند، شروع می كنیم توضیح دهیم چگونه مؤسسه های تجاری منابع را را برای ایجاد و ادامه ی یك مزیت رقابتی گسترش و مستقر كنند، بنابراین درك ما را از توانایی های بازاریابی افزایش می دهد(دی(Day)، 1994).

سوالات بسیاری در مورد بازاریابی باقی می ماند كه كارشناسان باید آنها را كشف كنند و تحقیقات بیشتری برای روشن ساختن نقش بازاریابی در بهبود معنای سازمان و توانایی های پاسخگویی نیاز است انجام شود.

چکیده انگلیسی مقاله

While researchers have examined many antecedents of marketing strategy, there is scant research assessing the effect of organizational cognition. In this study, organizational cognition is examined in terms of the firm’s strategic complexity, which is its capacity to integrate multiple environmental dimensions during marketing strategy making. The results from a sample of wholesale distributors reveal four strategic groups that differ based upon their degree of strategic complexity. Results support the proposition that strategic complexity is an organizational capability that enables more effective strategy making and produces superior firm performance.
Keywords: Marketing strategy; Organizational cognition; Performance; Strategic complexity

مقدمه انگلیسی مقاله

Organizational competencies such as innovation, flexibility, and responsiveness result from collective cognition or sensemaking. A sustainable competitive advantage derives from the firm’s capacity to successfully assimilate, negotiate, and capitalize on complexities in its environment. Marketing performs a key role in an organization’s sensemaking efforts through gathering, disseminating, interpreting, and storing activities that seek to understand and act upon the environment (Sinkula, 1994). In this role, marketing potentially shapes and directs the lens through which the organization perceives its strategic situation, and by extension, the actions taken in response. A fundamental issue for researchers is to understand and explain organizational behavior as pertaining to the deployment of marketing resources for competitive advantage. To address this issue, this study assumes a cognitive perspective by examining an organization’s strategic complexity, or ability to simultaneously integrate multiple environmental domains. Organizations can seek to either absorb variety in interpreting their environment by holding multiple and possibly conflicting interpretations or reduce understanding to a single representation (Boisot and Child, 1999). Effective organizational sensemaking requires tapping into multiple domains and synthesizing the demands of each of these domains in response to changes in the environment. Not only must the organization attend to the market (its customers and competitors), but it also must attend to its internal capabilities (such as its value creation and delivery capabilities) and to changes in its macro-environment (such as changes in the social, technological, economic, and legal forces that impact the organization). Strategically complex organizations construe their environment in a multidimensional way, relating each dimension to the achievement of organizational outcomes (Streufert and Swezey, 1986). This study seeks to relate this capability to effective marketing strategy making and superior firm performance.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

This paper responds to Walsh’s (1995) call for research establishing a relationship between organizational cognition and action and specifically addresses Varadarajan and Jayachandran’s (1999) request for research examining the role of organizational cognition and marketing strategy. Studying strategic complexity furthers our understanding of the processes by which organizations seek to make sense of their environment and the firm’s role within it. By uncovering this process, we begin to explain how firms develop and deploy resources for creating and sustaining a competitive advantage, thus increasing our understanding of marketing capabilities (Day, 1994). Many questions remain for marketing scholars to explore, and more research needs to be done to clarify marketing’s role in improving the organization’s sense and response capabilities.