عنوان انگلیسی مقاله:

Critical insights into contemporary Islamic accounting

ترجمه عنوان مقاله: بینش های اساسی در حسابداری اسلامی معاصر

$$$: فقط 7500 تومان

سال انتشار: 2009

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 12 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 23 صفحه

منبع: الزویر و ساینس دایرکت

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود اصل مقاله

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه و انگیزه: ظهور و گسترش معاصر بانکداری و حسابداری مالی اسلامی
  • استعداد رهایی بخشی اسلام در توزیع دستورات مدرسه ی حسابداری انتقادی
  • اهمیت علم، نگاه کل نگر به زندگی و عدالت اجتماعی در اسلام و حسابداری
  • نقد بانکداری اسلامی و عملیات حسابداری
  • نقد بانکداری اسلامی
  • نقد AAOIFI
  • بینش های انتقادی در تحقیقات حسابداری اسلامی معاصر:
  • نتیجه گیری و بازتاب شیوه های بعدی:
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

بسیاری از تحقیقات فکری، هنجاری و نظری در اقتصادهای اسلامی، مالی و حسابداری، بر ویژگی اجتماعی و معنوی این مراتب تأکید می کنند. با بررسی این تأکیدها، این مقاله به صورت انتقادی، پتانسیل جنبه های تحقیق حسابداری اسلامی معاصر را کشف می کند و به توزیع پروژه ی مهم حسابداری در تلاش های اخیر عمل می کند تا به رهایی بخشی بیشتری دست یابد و شکلهایی از حسابداری را فراهم کند.

این مقاله استنتاج می کند که کمترین نظریه پردازی انتقادی مانند تأکید ابزاری و مکانیکی محدود اکثر تحقیقات حسابداری اسلامی، بیان می کنند که تحقیقات حسابداری اسلامی در حال انحراف از نقش های اجتماعی و معنوی اولیه ی خود هستند این موضوع با تقلید غیر منتقدانه و پذیرفتن عملیات حسابداری متعارف و معیارهایی به نام معیار اسلامی تشدید می شود. این مقاله هم چنین تلاش می کند راههای رو به جلوی را برای تحقیق بانکداری و حسابداری اسلامی شناسایی کند تا به رویه های رهایی بخش تری دست یابد.

کلمات کلیدی: اسلام، حسابداری، حسابداری انتقادی، بانکداری اسلامی، سازمان حسابداری و حسابرسی، موسسات مالی اسلامی، AAOIFI، تحقیقات حسابداری اسلامی

ترجمه مقدمه مقاله

برجسته ترین رویکرد این عصر برگشت به مذهب با عذر و بهانه های مختلف است، یک فعالیت مجدد منجر به این می شود که عده ای در برابر ماهیت سرکوب گرانه ی مذهب در مقابل مدرن گرایی و روشنفکری هشدار دهند. در نظریه پردازی انتقادی، غالباً مذهب به صورت منفی به عنوان تهدیدی برای علامت اجتماعی و آزادی محسوب می شود. متفکران مهمی مانند هورخیمر[1] و آدوم [2] مذهب اعتقاد را کلاه برداری و فریب دانسته اند. آنها معتقدند که مذهب غالباً توسط سر آمدان به کار گرفته می شود تا به اهدافشان برسند و ثروتشان را زیاد کنند.

با این وجود، تعدادی از متفکران استدلال کرده اند که بعضی از ارزشهای اصلی مذهب، از بنیادگرایی و فساد به دور هستند و جنبه های رهایی بخشی را ایجاد می کنند که اگر به کار گرفته شوند، ممکن است به طور مؤثری علامت اجتماعی را توزیع کنند. به عنوان مثال زیزک [3] بیان می کند که هسته ی واقعی مسیحیت ارتباط مهمی با مارکسیسم دارد که هر دو باید برای جنگ با سرمایه داری، سرکوب و بی عدالتی متحد شوند. خصوصاً اسلام به طور گسترده در غرب به دلیل پرورش بنیاد گرایی و سرکوب مورد اتهام قرار گرفته است.

اسلام غالباً مورد حمله ی فعالیت های سیاسی و فرهنگی غرب قرار می گیرد با این عنوان که ایدئولوژی آن تهدیدهایی را برای مدرن گرایی و روشن فکری به وجود می آورد. با این حال تقویت اسلام در جهان اسلام، ممکن است از لحاظ اقتصادی سیاسی به عنوان یک نگرانی برای راههای رو به جلو اسلامی و رفاه اجتماعی محسوب شود.

در مورد بسیاری از مسلمانان کاپیتالیسم (سرمایه داری) و سوسیالیسم غربی با افزایش ثروت در میان جامعه ی کوچک ثروتمندان و با عنوان کردن بدبختی اجتماعی و مالی آنها، با شکست روبه رو شده اند. وقایع در حال متقاعد کردن مسلمانان هستند که در برابر سرمایه داری امپراتوری غربی باید چاره ای تدبیر شود و مقاومت مؤثری تشکیل شود. در بسیاری از مسلمانان تعاملات مدرن با غرب، امپریالیسم و کلونیالیسم را به وجود آورده است و شامل استفاده از ارتش برای دفاع در برابر امتیازات و ایدئولوژی های غرب شده است.

به طور مساوی گسترش و شیوع کاپیتالیسم لیبرال نیز در ورای خشونت دیده می شود. در بسیاری از مسلمانان، عملکردهای چند ملیتی که در مورد سودهای حاصل از انتقال دولت های غربی با استفاده از نیروی نرم یا سخت تحقیق می کنند، منافع دو طرف را در نظر می گیرند، به عنوان مثال این موضوع در عراق منعکس شده است. این دیدگاهها خواهان پذیرش یک سیستم قابل درک اسلامی، اقتصادی و سیاسی است. در اینجا بسیاری از مسلمانان، اسلام را فراتر از ابعاد معنوی می دانند که برای اجتماع برکت، تعهد، عدالت، مهربانی و روشنفکری بسیاری به همراه می آورد.

پدیده ی معاصر با نشان  امور مالی اسلامی، بنا به میل بسیاری از مسلمانان سرمایه داری را از طریق یک شیوه ی سیاسی و اقتصادی – اجتماعی اسلامی گسترش داده است . با این وجود بسیاری از محققان با ظهور این پدیده در مورد آن مظنون هستند. عملیات و مؤسسات حسابداری و بانکداری مالی اسلامی معاصر، در حقیقت به صورت باطنی، تحریک توسط لیبرالیسم و تضادگرایی رایج با سوسیالیسم را توصیف کرده اند که عربستان و انگلستان در آن سهیم هستند. بسیاری از مؤسسات مالی اسلامی و تحقیقات حاصل از آنها در ایالت های خلیجی سرشار از نفت مانند عربستان سعودی سرمایه گذاری می کنند. در نتیجه همکاری بین تاجران مسلمانان و متخصصان مراکز تجاری غربی ترویج می یابد و مؤسسات مالی را زیر پرچم اسلام عمل می کنند.

انگلستان و ایالات متحده به جای خاورمیانه یا جهان اسلام، تبدیل به مراکز سازمانهای مالی اسلامی و تحقیقی می شوند و از نقش مهم کشورهای بزرگ مسلمان نشین مانند مالزی و اندونزی در ترویج جهانی امور مالی اسلامی، امتناع نمی کنند. امور مالی اسلامی، به ویژه بانکداری، امروزه یکی از بزرگترین محورهای مالی در حال رشد جهان شده است.

بنابراین، تحقیقات مناسبترین شیوه های بانکداری را برای عملیات مؤسسات مالی اسلامی کشف کرده اند. علاوه بر این معیارهای حسابداری و بازرسی برای کمک به استاندارد سازی و قانونی کردن این شیوه ها، گسترش یافته اند. در نیمی از این نمادهای حسابداری و بانکداری اسلامی، پیوستگی ادراکی اساسی به کدگذاری معنوی و اجتماعی اسلامی به صورت پایه ای ادعا می شوند.

هدف این مقاله، ارزیابی انتقادی تحقیقات و تمرینات معاصر از بانکداری و حسابداری اسلامی در برابر این ادعاهای معنوی و اجتماعی است. این مقاله احتمال این نمادهای معاصر در بروز مطالبه ی مسلمانان برای عدالت و برابری اجتماعی گسترش یافته توسط اسلام را بررسی می کند. در اینجا، این مقاله انتقادی از حوزه ی محدود عملیات و تحقیقات حسابداری و بانکداری اسلامی را ارائه می دهد و به تفکر آنها در مورد موضوعات تکنیکی و ابزاری مرتبط به تحریم سود و بهره محاسبه زکات اشاره می کند. این مقاله در مورد اینکه چگونه این موارد ابزاری در حال جابه جایی بیشتر اختیارات رهایی بخش و توانایی بانکداری و حسابداری اسلامی هستند، بحث می کند که توسط ابعاد وسیع تر و تواناتر تدریس اسلام تشکیل شده اند:

رویکرد مقدس اسلامی نسبت به زندگی؛ روی عدالت اجتماعی متمرکز شده است و پیام اصلی آن اهمیت جستجوی علم می باشد. این تحلیل در استفاده ی انتقادی مدرسه از انتقاد گرایی سرتاسری و اهمیت ابعاد رشته های مختلف علمی و نظریه پردازی، ساخته می شود. علاوه بر این، این مقاله از مشخص کردن تناقض ها و منفی گرایی در تمرینات و تحقیقات حسابداری و امور مالی اسلامی، فراتر می رود و برای شناسایی تمریناتی که دستیابی به آزادی  بهتر خواهند بود، به کار می رود که توسط جنبه های تدریس اسلامی و دستورات وسیع تر اجتماعی اسلام القا می شوند. بر اساس قرآن، نوشته های مهم در حوزه ی اقتصاد اسلامی کمیاب هستند و به ندرت نقد اساسی در حوزه ی حسابداری اسلامی در این حوزه و هم ترازی حسابداری اسلامی با نظریه پردازی حسابداری موشکافانه و تحقیقی وجود دارد. این مقاله تلاش می کند و به پر کردن فاصله ها در این حوزه کمک می کند و تشویق می کند که تحقیقات، دستورات حسابداری اسلامی را به پروژه ی حسابداری انتقادی نزدیک تر کنند.

اهداف و موضوعات مقاله در بخش های بعدی گسترش یافته اند. بخش 2 ، امکان آزادی بخشی مذهب را با تمرکز خاص روی اسلام ارزیابی می کند تا یک پروژه ی حسابداری توانمند را توزیع کند. این بخش امکان آزادی بخشی دستورات مدرسه ی حسابداری انتقادی را بازگو می کند و بدبختی های تحمیل شده به اسلام توسط ایدئولوژی محدود کاپیتالیست (سرمایه داری) یا دیگر رویکردهای اعتقادی به حسابداری و تجارت را مشخص می کند.  بخش 3 به طور جدی در مورد ماهیت، کار و نقش بانکداری اسلامی و AAOIFI (سازمان حسابداری و بازرسی مؤسسات مالی اسلامی) بحث می کند. این بخش تناقض های بین مؤسساتی که ادعا می کنند ارزشهای اسلامی را در بر می گیرند و چیزهایی که واقعاً به آنها دست می یابند را بررسی می کند. بخش 4 به صورت جدی مقالات تحقیقی حسابداری اسلامی را ارزیابی می کند و فن انتقاد شکست تحقیقات برای مقولات اجتماعی مربوط مانند مالکیت در جوامع اسلامی را پیشنهاد می دهد و یا انتقاد چشمگیری از ایدئولوژی سرمایه داری و تمرین بانکداری و حسابداری اسلامی معاصر را گسترش می دهد. بخش 5 با انعکاس روش هایی برای پیشرفت تمرین و تحقیق حسابداری و بانکداری اسلامی، نتیجه گیری می کند. این بخش تجسمی از حسابداری اسلامی انتقادی را گسترش می دهد که در آن مقولات اجتماعی گسترده تر باعث یک نگرانی اولیه می شوند.

ترجمه نتیجه گیری مقاله

این مطالعه به صورت انتقادی، احتمال اظهارات معاصر حسابداری اسلامی را بررسی کرده است و ارتباط دستورات حسابداری انتقادی را تحقیق می کند. این تحلیل بیان می کند که این اظهارات به طور چشمگیر خلاصه ای از درک مثال حسابداری آزادتر است و انحراف کمی از حسابداری و سرمایه گذاری متعارف دارد. این مبحث هم چنین تضادهای بین ادعاهای اخلاقی این اظهارات و واقعیت های آنها را مشخص می کند. بازتاب مهمی که روی نقش بانکداری و حسابداری وجود دارد، ضرورت یک تغییر اساسی است. بر اساس تعلیمات اسلامی بحث شده در این مطالعه، رشد علم، عدالت اجتماعی و کل نگری سکویی برای بانکداری و حسابداری اسلامی ایجاد می کند تا تاکید روی تحریم بهره و فصاحت اخلاقی فراتر رود و این آموزه ها ممکن است عمل حسابداری و بانکداری اسلامی را برای تاکید روی عدالت اجتماعی، کار با اجتماعات محلی، ایجاد فرصت های کاری برای مردم فقیر، تصمیم گیری فراتر از ضوابط مالی، محیط و مسئولیت ، تغییر دهند که باید برای تمام عملیات بانکهای اسلامی و تمرینات حسابداری آنها مرکزی باشد. گسترش فهم این تغییرات ریشه ای و تغییر تاکید بانکداری اسلامی می تواند هم چنین ترسیم شود و از ابتکارات غیرمذهبی دیگر تقلید کند که موفقیت گسترده ی خاصی را در سوددهی برای اجتماعات محلی و ضعیف به وجود آورده است. طرحهای کارت اعتباری کوچک که در بانک آلمانی در بنگلادش ایجاد شده اند سودهای قابل ملاحظه ای را برای اجتماعات روستایی فقیر به ویژه زنان به وجود آورده اند. فراهم کردن وام های کوچک برای قشر ضعیف در بنگلادش خود اشتغالی را ترویج داده است و تولید درآمد را به خیلی از روستائیان منتقل کرده است. بانکهای اسلامی می توانند از تجربه ی موفق بانک آلمانی و ابتکارات مشابه در جوامع فقیرتر یاد بگیرند. اصول اسلامی مانند عدالت اجتماعی بحث شده در اینجا با ابتکارات محلی نسبت به گسترش جهانی تجارت، سازگاری بیشتری برای اختیار دادن به مردم فقیر دارند. آموزه های اسلامی می توانند گسترش پدیده ی میکروکارتها در جوامع مسلمان فقیرنشین توزیع کنند. اسلام شدیدا به مردم فقیر روستایی در بنگلادش نظر می کند که گاهی اوقات از مشغول شدن با بانک آلمانی و دیگر کارهای مشابه دلیل معاملات سودآور ، منع می شوند. در این مضمون بانک های اسلامی ممکن است نیازمالی مسلمانان بیشتری را با معرفی تکنیک های pls به میکروکارتها، برآورده کنند. بانکداری اسلامی برای موفق بودن مانند بانک آلمانی نیاز به بررسی بیشتر دارد. علاوه بر این، در امتداد رویکرد کل نگر به زندگی و گسترش علم در اسلام، بانکداری اسلامی باید با دیگر موسسات اجتماعی معنوی و مذهبی و برنامه هایی که به رسیدن به راه حل حل های عدالت اجتماعی کمک می کنند، مشارکت کند. به عنوان نمونه، قرآن بیان می کند که موسسات اسلامی (محلی) مانند کلینیک ها، مدرسه ها و مراکزی که در جامعه خدمات را ارائه می دهند در تعدادی از اجتماعات جهان اسلام موفقیت چشمگیری داشته اند. به طور مشابه موسسات مذهبی زیادی (مانند تئولوژی لیبرال در مسیحیت و جشن آزادی بدهی در یهودیت) فعال بوده اند و پیشرفت جامعه و تحقق عدالت اجتماعی متعهد شده اند.

بانکداری اسلامی به الحاق نیروها و مشارکت با این ابتکارات اجتماعی نیاز دارد. یک چارچوب اجتماعی که به رسیدن به عدالت اجتماعی کمک می کند می تواند فقط، از طریق تبادل و همکاری یک گروه اجتماعی و سازمان های مالی در روابط یا اجتماع، ایجاد شود. حسابداری، الهام گرفته از تعالیم اسلامی ، می تواند در تحقق این تغییر اصولی در ماهیت بانکداری و سرمایه گذاری اسلامی نقشی بازی کند. پیام کل نگر اسلام در اینجا یک اصل است. نیاز است که بین امور روحانی و غیرروحانی جداسازی انجام شود. بنابراین سیستم حسابداری در سطوح خرد و کلان، باید ایجاد شود و اطلاعاتی را فراهم کند که ابعاد اجتماعی و اخلاقی عمیق تری را منعکس می کنند. گسترش علم، عدالت اجتماعی و اصول اجتماعی برای قدرت دادن به اجتماع و جامعه نه تنها به گسترش رشد سرمایه بلکه به صداقت و افشای کامل نیاز دارند. دراین مورد، حسابداری باید بتواند تنظیم کننده و بازرسی کننده باشد وجامعه سازمانی تاسیس کند به طور مثبت عدالت اجتماعی را توزیع کند و پول سود آن از طریق صادقانه و منصفانه بدست آید. به عنوان مثال حسابداری باید به اجتماع برای تاسیس موسساتی مانند بانک های اسلامی کمک کند که در حال عمل به ارزشهایی هستند که به آنها عقیده دارند. حسابداری که شامل اطلاعات کیفیتی و کمیتی است باید موسسات مختلفی را در جامعه فراهم کند تا مشخص کند که آیا این بانک در حال ارتقای مشتریان از شرایط فقر است یا نه. علاوه بر این، تکنیک های ارزیابی مالی و خطر در حسابداری متعارف و بانک ها باید تغییر پیدا کند و گسترش یابد تا امکان وام های بیشتر و فرصت های سرمایه گذاری را برای مشتریانی با پشتوانه ی ضعیف تر فراهم کند. گذشته از این، تجربه ی بانک آلانی نشان داده است که فقر، با حمایت کافی، تربیت و پرورش در بازپرداخت وام های آنها خیلی خوب هستند. حساب های داخلی که از رشد مالی و کارآیی فراتر می روند هم چنین می توانند موسسه یا مدیریت بانک اسلامی را با اطلاعاتی در این مورد، تامین کنند که آیا آنها با مذهبشان مانند اظهارات مالی برخورد کرده اند. حسابداری داخلی و خارجی باید به مفاهیم مسئولیت اجتماعی وسیع تر مربوط شود مانند جزئیات انواع پروژه های بانکی که در حال سرمایه گذاری است و تاثیرات و ارزیابی محیطی و اجتماعی آنها.

حسابداری که درک اجتماعی سازمان را از تاثیر سازمانی روی کل سیستم های اقتصادی-اجتماعی افزایش می دهدف با اصول علمی اسلام سازگار تر است. همانطور که kamal و دیگران بیان می کنند، حسابداری توزیع می شود تا نوع دانش اجتماعی لازم برای توسعه در جامعه ی اسلامی را افزایش دهد. نقش عوامل تنظیم حسابداری و حسابداران هم چنین می تواند تغییر کند تا یک رویکرد کل نگر تر را بپذیرد. بخش 2 نشان می دهد که چگونه حساب و محتسب از نظر تاریخی هر دو را ابعاد معنوی و دنیوی مشارکت می کردند و از بررسی های مالی فراتر می رفتند آنها به صورت یک وظیفه مسئولیت مهمی در اجتماع و محیط داشتند. عوامل تنظیم کننده حسابداری اسلامی مانند AAOIFI باید نقش سازمان های تجاری تنظیم کننده را در سود عمومی، نقدینگی، سازگاری و عدالت اجتماعی، بازی کنند. بنابراین ممکن است AAOIFI به تنهایی ادعا کند که بر اساس شریعت معیارهای حسابداری را گسترش دهد. تحقیق حسابداری اسلامی، در همان بخش، باید نقشی را در ایجاد این تغییرات در بخش بانکداری اسلامی و حسابداری ایفا کند. راههای گسترش و تحقیق که از طریق آنها  حسابداری می تواند سازگار با آموزه های اسلامی برای ممانعت از فقر و بدبختی تغییر کند، تک بعدی است. آوردن نیازهای مالی و اجتماعی قشر ضعیف بر راس تحقیقات اسلامی در اینجا اهمیت دارد. ارزیابی انتقادی تحقیق حسابداری اسلامی عدم وجود بارز مطالعاتی را نشان دادکه بر بیانیه های مسلمانان یا دیدگاههای نیازهای مردم فقیر و بدبخت در اجتماع ما تاکید کنند . تحقیق حسابداری اسلامی با طلب عدم و صداقت باید همچنین محدودیت ها و جریانات تمرینات معاصر بانکداری وس رمایه گذاری اسلامی را بررسی کند. مشخص است که تاکنون تحقیق حسابداری اسلامی به انتقاد باز و نشان دادن ماهیت فعالیت ها و موسسات بانکداری اسلامی بی میل بوده است. سرگرمی با رویه هایی که آموزه های اسلامی را به وجود می آورد، ابتکارات مذهبی دیگر و کار و نظریه پردازی مدرسه ی انتقادی می تواند یک تحقیق حسابداری صاحب اختیار شدن اجتماع، مشغول شوند و ارتباط برقرار کنند. پروژه ی حسابداری و بانکداری اسلامی باید پاسخگویی مسلمانان باشد که آن را در زمینه های پیش برد عدالت اجتماعی، ریشه کنی فقر و آزادی شکل های پیروی، امپریالیسم و کلونیالیسم، حمایت می کنند. در غیر اینصورت با عدم حمایت مسلمانان رو به رو خواهد شد و به صورت یک پدیده ی سطحی که جسم و روح اسلام را ترکیب نمی کند، ظاهر خواهد شد.

چکیده انگلیسی مقاله

Much of the theoretical, normative and prescriptive research in Islamic economics, finance and accounting emphasizes the social and moral character of these disciplines. Considering such emphases, this paper critically explores the potential of aspects of contemporary Islamic accounting research and practice to contribute to the critical accounting project in the latter’s efforts to achieve more emancipatory and enabling forms of accounting. The paper concludes that minimal critical theorizing, as well as the narrow instrumental and mechanical emphasis of the majority of Islamic accounting research, are indications that Islamic accounting research is diverting from its primarily proclaimed social and moral roles. This is further exacerbated by the uncritical emulation and embracing of conventional accounting operations and standards by so-called Islamic ones. The paper also attempts to identify ways forward for Islamic banking and accounting research to realize more emancipatory praxis.
Keywords: Islam, Accounting, Critical accounting, Islamic banking, Accounting and Auditing Organization for, Islamic Financial Institutions,
AAOIFI, Islamic accounting research

مقدمه انگلیسی مقاله

A most defining aspect of this era is the return to the religious in all its different pretexts (ˇZiˇzek, 2000; Pollack, 2008), a resurgence leading some to warn against the repressive nature of religion vis-à-vis modernity and the enlightenment (see, e.g., Grayling, 2006; Hichens, 2007). In critical theorization, religion has more often than not been negatively portrayed as a threat to social justice and emancipation. Critical thinkers such as Adorno and Horkheimer have perceived religion and faith as a ‘swindle’ (Hind, 2007, p. 74). They argued that religion is often employed and exploited by the elite to achieve their goals and maximize theirwealth. It is often used to protect the elite frompublic scrutiny and inquiry (Hind, 2007; see also Derrida, 2008). A number of thinkers, however, have argued that some core religious values, divorced from fundamentalism and corruption, constitute emancipatory aspects that if employed may contribute positively to social justice (see ˇZiˇzek, 2000). ˇZiˇzek (2000, p. 2), for instance, maintains that the ‘substantive core’ of Christianity has a significant lineage with Marxism and that both should join forces to fight against capitalism, repression and injustice. Islam, in particular, has been largely accused in the West of fostering fundamentalism and repression (Said, 1978, 1993, 1997; cf. Tinker, 2004; Kamla et al., 2006). It is often attacked in theWestern political and cultural spheres on the grounds that its ideology constitutes threats tomodernity and the enlightenment (Hind, 2007).
Nonetheless, Islamic revival inthe Islamicworld (whereMuslims constitute amajority)may be appreciated froma political economy perspective, as a concern about socialwell-being and Islam’sways forward (Wardi, 2005). FormanyMuslims, both Western capitalism and socialism failed to address their poverty and social misery, enhancingwealth concentration amongst small social elites (Gambling and Karim, 1991; Wilson, 1997; Kuran, 2004).1 Events are convincing many Muslims that an alternative toWestern imperial capitalism is necessary and a key form of resistance. FormanyMuslims, modern interactions with the West have constituted imperialism, colonialism and entailed use of the military to defend Western privileges and ideology (Patel, 2004).2 Equally, the spread and predominance of liberal capitalism is seen as on the back of violence (Patel, 2004). For many Muslims, the operations of multinationals, whose search for profits has entailed mobilization of Western governments using soft and/or hard force to servemutual interests in, e.g., Iraq, reflects this (Patel, 2004; see also Hind, 2007). Such views add to calls for adoption of a comprehensive Islamic social, political and economic system (or such systems). Here, many Muslims perceive Islam to go beyond the spiritual dimension and bring society great blessings, promising a mobilization for justice and fairness, kindness, fulfilment and enlightenment (Soroush, 2002).
The contemporary phenomenon with the ‘banner of Islamic finance’ (El-Gamal, 2006a, p xi) developed capitalizing on the desire ofmanyMuslims for an Islamic socio-economic and political way (see Choudhury, 1986; Wilson, 1997; El-Gamal, 2006a). Yet several scholars here suspect this phenomenon as it has manifested (see Kuran, 2004; Patel, 2004; El-Gamal, 2006a, 2006b, 2007). Contemporary Islamic finance, banking and accounting practices and institutions have indeed been described as ‘ideologically driven by liberalism and the common opposition to socialism that Saudi Arabia and the US shared’ (Wardi, 2005, p. 43). Many ostensibly Islamic financial institutions and the research driving them are funded by oil-rich Gulf States, especially Saudi Arabia (Choudhury, 1986).3 Consequently, cooperation between Muslim businessmen and experts inWestern business environments to promote and operate financial institutions under the banner of Islam manifested. The UK and US, rather than the Middle East or the Islamic world, became the centres for Islamic financial organizations and research, not denying the significant role played by large Muslim states such asMalaysia and Indonesia in promoting Islamic finance globally (Wardi, 2005). Islamic finance, especially banking, has today become one of the fastest growing financial sectors globally (Rad, 2006). Thus, research has explored the most suitable accounting methods for the operations of Islamic financial institutions. Further, accounting and auditing standards have been developed to help legitimize and standardize these methods. On behalf of these Islamic banking and accounting manifestations, basic conceptual adherence to Islam’s moral and social code is substantively claimed.
This paper’s objective is to critically appraise contemporary research and practices of Islamic banking and accounting against these social and moral claims. It explores the potential of these contemporary manifestations to address Muslims’ calls for amore just and equitable society inspired by Islam. Here, the paper offers critique of the limited scope of Islamic banking and accounting practices and research. It pinpoints their obsession with technical and instrumental matters related to the interest ban and Zakah calculations. The paper discusses howthese instrumental emphases are displacing more enabling and emancipatory potentials of Islamic banking and accounting informed by broader and more enabling dimensions of Islam’s teachings: Islam’s holistic approach to life; its concentration on social justice and the central message of the importance of seeking knowledge. The analysis builds on the critical school’s use of ‘immanent criticism’ and the importance of interdisciplinary dimensions and theorization (see Held, 1980).4 The paper, furthermore, goes beyond highlighting contradictions and negativity in Islamic finance and accounting practices and research. It engages with praxis through identifying practices that would better achieve emancipation, inspired by aspects of Islam’s teachings and the broader Islamic social agenda. According to Kuran (2004), critical writings in Islamic economics literature are rare. And it is rare to find substantial critique of Islamic accounting in the literature and an aligning of Islamic accounting with critical accounting theorizing and research. This paper attempts to help fill gaps in the literature and encourage research bringing the Islamic accounting agenda closer to the critical accounting project.
The paper’s objectives and themes are developed in the following sections. Section two elaborates the emancipatory potential of religion, with a specific focus on Islam, to contribute to an enabling accounting project. It relates Islam’s emancipatory potential for the critical accounting school agenda and highlights the obstacles imposed by narrowcapitalist ideology to Islamic or other faith-based approaches to accounting and business. Section three critically discusses the nature,work and role of Islamic banking and the AAOIFI (Accounting and Auditing Organisation for Islamic Financial Institutions). It addresses contradictions between what these institutions claim to encompass in respect to Islamic values and what they actually achieve. Section four critically assesses Islamic accounting research papers. It offers critique of the failure of the research to address relevant social issues, such as poverty, in Islamic societies and beyond or to develop a significant critique of capitalistic ideology and contemporary Islamic accounting and banking practice. Section five concludes, reflecting onways forward for Islamic banking and accounting research and practice. It develops a vision for a critical Islamic accounting where broader social issues constitute a primary concern.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

The main objective of this research was to find out the effects of GC on WCD of executive level female employees who are working in private sector organizations in Sri Lanka. Overall, this research showed that the GC has 27.4 % influences on the WCD among the Female Executive level employees working in private sector organization in Sri Lanka. And also it is statistically significant at the 5% significance level or at the 95% confidence level. Hence it can be clearly said that other factors have 72.6 % influences on WCD.
The level of GC of Sri Lanka is measured using the mean value. The above data reveal that the majority of the respondents exhibited low level of influence of GC. And also four sub variable of GC lie within the range of low level. At the same time, mean value is used to measure the current level of WCD. Findings of the study reveal that the majority of the respondents exhibited satisfactory level of WCD. As well as mean values of the Career Focused, Family Support and Attitudes towards Organization lie within the range of satisfactory level.
According to the analyzed data of the study it has confirmed that there is a moderate negative correlation between GC and WCD among the Executive level female employees working in private sector organization and this relationship is significant at the 1% significant level or 99% confidence level. The study has revealed that there is a weak negative correlation between FF and CD. At the same time, there is a moderate negative correlation between other three sub variables of GC and WCD. As well as all this correlations are statistically significant at the 1% significant level or 99% confidence level. Through multiple regression it is reveal that IF, OF and CFare significantly affect for the WCD. The findings of the overall analysis of the study reveal thatthe general objective of the study that “to find out the effect of GC on WCD of executive level female employees who are working in private sector organizations in Sri Lanka.” is achieved.

 

 

مطالب مرتبط