فرآیندهای ERM

همچنین استراتژی ERM نیاز به فرآیندهای خاصی دارد که مقیاس های عملیاتی را برای رسیدن به هدف فردی سازی، روابط متقابل با ارزش ارائه میدهد. در نوشته های رایج مخالفت پنهانی که کدام فرایندها برای ERM ابتدایی مناسبند وجود دارد. گروه اول منحصرا در بکار گیری توضیحاتی متمرکز است که اصطلاح “مدیریت ارتباط انتخاب” را توصیف می کند.

در مقابل، گروه دوم بر تمام حوزه های HR مرسوم متمرکز است. از آنجا که تنها این دیدگاه تمام جنبه های مفهومی را در نظر میگیرد متعاقبا به عنوان “ERM” دنبال میشود، در حالی که “مدیریت ارتباط انتخابی” به عنوان یک حوزه مشخص مفهومی بررسی می شود که در واقع، حوزه های استخدام، توسعه، پرداخت غرامت، و غیره میباشد که توابع آشنای HRMرا تشکیل می دهد.

با این حال، با توجه به اصول فردی، تفاوت عمده در سفارشی سازی تمام فعالیت ها در جهت کارکنان نهفته است. به عنوان مثال در توسعه، مسیرهای شغلی باید بطور جداگانه ای برای هر کارمند منحصر شود به جای اینکه مسیرهای شغلی یکنواختی را ارائه دهد که ممکن است شامل عناصر منحصر به فردی باشد. برای مثال ممکن است یک ماموریت موقیت در یک شرکت ایتالیایی برای کارمند “Italophile” و یا مسیر شغلی فردی را در برگیرد که با ظرفیت مرخصی والدینی برنامه ریزی شده که خواهان داشتن فرزند هستند.

ادامه طبقه بندی CRM، فراتر از حوزه های فرایند، ویژگی های فرایند، یعنی تمایز فعالیت های مشترک، عملیاتی و تحلیلی را پردازش می کند که، برای دسته بندی فرآیندهای ERM پیشنهاد میشوند. ترکیبی از حوزه ها و ویژگی ها به عنوان معیار طبقه بندی، احتمال سازنده ای را برای دسته بندی فرآیند ERM ارائه می دهد. بنابراین این تقسیم بندی در ادامه مورد استفاده قرار می گیرد. فرآیندهای مشارکتی به تعامل بین سازمانها و کارکنان در جذب، توسعه، پرداخت غرامت، و غیره اشاره که برای ساخت و حفظ روابط در نظر گرفته شده مورد نیاز هستند.

“مشارکت” نقش بسیار فعال تری را برای کارمندانی تاکید می کند، که در مشارکت برای تصمیم گیری در فعالیت های مربوط توانا هستند. به عنوان مثال در توسعه، مسیر های شغلی بطورمشارکتی در تعادل نیازهای سازمانی و اولویت های فردی تعیین میشوند. به این ترتیب مشارکت نشان دهنده تغییر اساسی از انجام فعالیت ها به کارکنان برای انجام فعالیت با کارکنان می باشد. درنتیجه تصمیم گرفته است که کدامیک از حالتهای مشارکت مستقیم و یا با واسطه را ارائه می دهد، در حالی که اصول فردی شامل ارائه حالت های ترجیحی توسط یک کارمند خاص می باشد.

ارائه دادن حالت های متنوع جایگزین مشارکت دوباره نیاز به هماهنگی دقیقی از حالتها به منظور جلوگیری از اختلالات زمانی دارد زمانی که حالتها تغییر می کنند. فرآیند های عملیاتی مربوط به تمام فعالیت های اداری مربوط به استخدام، توسعه، پرداخت غرامت، و غیره، اشاره دارد که توسط هدف استراتژیک از مفهوم مورد نیاز می باشند. تفاوت اصلی بین این مورد و فعالیت های HR عملیاتی در جهت سازگاری نسبت به پرسنل فردی نهفته هستند. به عنوان مثال در جبران خسارت عملکرد، پردازش حقوق و دستمزد از محاسبه اجزای یکسان حقوق و دستمزد برای محاسبه اجزاء مختلف و حتی منحصر به فرد برای هر یک از کارکنان تغییر می کند.

ر نهایت، فرآیندهای تحلیلی به جمع آوری، آماده سازی اشاره کرده و اطلاعات عمقی مورد نیاز را برای حمایت از تصمیم گیری های ERM عملیاتی و مشارکتی ارائه میدهد. اطلاعات عمده نیاز دارند که به ترجیحات فردی کارکنان، به تاریخچه عملیات و مشارکت فردی، و خصوصا، به عملیات و مشارکت قابل قبول آینده اشاره شوند.

به عنوان مثال، بکارگیری عملیاتی و مشارکتی بوضوح از اطلاعات مربوط به تنظیمات بتنی (به عنوان مثال، شرایط کاری، پرداخت، شغلی)، تاریخچه کامل ارتباط (به عنوان مثال، کانالها، شرکت کنندگان، نتایج)، و پیشنهاداتی برای فعالیت های مناسب آینده (به عنوان مثال، دعوت نامه استخدام به یک رویداد، اطلاعاتی در مورد مکانی خالی در آینده) مرتبط به یک اتتخاب مشخص بهره میگیرد. با توجه به این واقعیت، بدیهی است که ERM نیاز به اطلاعات وسیع و عمیقی دارد که توسط فعالیت های تحلیلی کنونی ارائه نشده است و به همین دلیل است که باید بر اساس داده های مکمل و روش های پیشرفته تحلیلی استوار باشد. به طور خلاصه، با وجود مداوم حوزه های فردی hr ، فرآیندهای ERM متشکل از فعالیت های مشارکتی، عملیاتی و تحلیلی آشنا میباشد. به این ترتیب، فرایندهای ERM، استراتژی ERM را بکار گرفته و در نتیجه جزء دوم تقریبا مرتبطی از ERM تشکیل می دهد.

دریافت اصل مقالره