پیشینه نظری دارایی های مشهود و نامشهود

مایکل پورتر[1] به عنوان پدر نظریه CA در نظر گرفته می شود در حالی که چندین مقاله و کتاب به این موضوع قبل از مطالعه او ” مزیت رقابتی: ایجاد و تقویت عملکرد بیشتر ” (1985) پرداخته بودند با این حال، او موفق به یکی کردن مطالعات قبلی از رشته های علمی متفاوت و سازمان دادن آنها به روش کلی نگر و ابتکاری شد. او CA پایدار را به عنوان پایه اساسی عملکرد بالاتر از متوسط در طولانی مدت (پورتر، 1985، 11) تعریف کرد و سه استراتژی عمومی (رهبری هزینه، تنوع و تمرکز) را به عنوان منابع CA پیشنهاد کرد (1985). از طرف دیگر استدلال شد که به منظور دستیابی به مزیت رقابتی، شرکت ها نیاز دارند به دنبال دارایی های ارزشمند، کمیاب، غیر قابل تقلید و غیر قابل جایگزین باشند.

دارایی ها ” ارزشمند ” هستند اگر آنها بتوانند مزیت هایی را ایجاد کنند و یا تهدیدات را برطرف کنند، ” کمیاب ” هستند اگر سازمان های موجود و رقیبان بالقوه به سختی بتوانند آنها را بدست بیاورند، ” غیر قابل تقلید ” هستند اگر به طور ناقص توسط سایر منابع قابل تقلید باشند، و ” غیر قابل جایگزین” هستند اگر با سایر منابعی که ارزشمندند کمیاب یا به طور ناقص قابل جایگزین نیستند نتوان آنها را جایگزین کرد. سایر گروه های اساسی متفاوت تعیین شده، این ویژگی ها از قبیل موارد زیر است: دوام، شفافیت، انتقال پذیری و قابلیت تکرار.

غیر قابل تقلیدی، دوام، قابلیت اختصاص دادن، قابلیت تعویض و قابلت رقابتی بالا (کولیز و مونتگومری[2]، 1995)؛ قابلیت اجرا، کمیابی، قابلیت تجارت پایین، غیر قابل تقلید بودن، قابلیت جانشینی محدود، قابلیت اختصاصی بودن، دوام و اشتراک داشتن با عوامل صنعتی استراتژیک. آمیت و اسچومیکر[3]  (1993) همچنین منابع را از امکانات، حتی غیر قابل اختصاصی قبلی شرکت و قابل معامله، و حتی انحصاری اخیر، مربوط به شرکت را از هم متمایز کردند.

پیشرفت ها در دیدگاه بر پایه منابع باعث شد برخی از پژوهشگران منابع و امکانات عمومی مربوط به معلومات را ارزیابی کنند، و دیدگاه بر پایه معلومات را بوجود آورده اند. تییس[4] (2007و 2009) نظریه ایی را ارائه کرد که یک رویکرد پویا را می پذیرفت که بر امکانات پویای سازمانی به عنوان ایجاد سازمان ها، کامل کردن و برگرداندن داوم مهمترین عامل برای دستیابی CA تمرکز داشت.

اگرچه CA به طور سنتی به قسمت تجارت یا به سود اشاره می کند، سازمان های غیرسود آور نیز مجبورند با یکدیگر به منشور دستیابی حمایت اجتماع و کمک های دولتی رقابت کنند.

پژوهشگران از دیدگاه بر پایه منابع حمایت می کنند همانطور که از دیدگاه بر پایه معلومات یا دیدگاه امکانات پویا حمایت می کنند و تلاش ویژه ای می کنند تا اجرای مدل های نظریشان را دسته بندی کنند و آن ها را به گروههای همبسته ای سازماندهی می کنند. اغلب، ” دارایی ها ” یا ” مهارت های منحصر به فرد ” در VDها گروه بندی می شوند. ( برای مثال کارلوکی و اسچی ام[5]، 2009؛ گرین و ریان[6]، 2005؛ لو[7]، 2000) که مدیریت  متعادل شده می تواند ایجاد ارزش و CA را تقویت کند.

مدیران ممکن است درک اثر ویژه هر VD  بر روی CA را شکل بیابند زیرا اغلب VDS ها (به ویژه نوع غیر مشهود) از طریق عکس العمل متقابل با دیگر VD ها ایجاد ارزش می کنند. بنابراین احتمالاً یک ارزیابی بر پایه ی همکاری یک VD با خودش دقیق نخواهد بود.

هم TA و هم IA  (بر پایه معلومات و وابستگی) به عنوان منابع بالقوه CA در نظر گرفته می شوند. همانطور که توسط آندرایسن[8] (2004) مورد بحث قرار گرفته است، TA و IA ممکن است تخمین زده شوند (ارزش آنها در عبارات مالی تعریف شوند)، اندازه گیری شوند (ارزش آنها با استفاده از شاخص غیر مالی که به صورت پدیده قابل مشاهده مانند تعداد امتیاز نامه های یک سازمان تعریف شوند) یا ارزیابی شوند (ارزش آنها بر اساس پدیده قابل مشاهده محاسبه نمی شود بلکه بر اساس قضاوت شخصی ارزیاب محاسبه می شود). در حالی که سرمایه گذاری ها بر روی TA را می توان به راحتی به صورت پولی و بسیاری از نسبت های مالی و اقتصادی تعریف کرد، ارزیابی سرمایه گذاری ها برروی  A  چالشی را بوجود می آورد.

اخیراً نویسندگان شیوه هایی برای به صورت پول در آوردن IA توسط یکپارچه کردن نقطه نظرات استراتژیک یک سازمان به شکل تأثیرات دوگانه بین دارایی ها، رابطه متقابل بین اجرای IA و TA و توسعه های استراتژیک تعریف کرده اند.

به هر حال به صورت پول درآوردن IA و TA ممکن است پویایی های درونی ایجاد ارزش را منعکس نکند و ممکن است ارزش اقتصادی قبلی آن را با ارزش اقتصادی بدست آمده بعدش مورد مقایسه قرار نگیرد.

[1]- Porter
[2]- Collis & Montgomery
[3]- Amit & Schoemaker
[4]- Teece
[5]- Carlucci & Schiuma
[6]- Green & Ryan
[7]- Low
[8]- Andriessen

 

دریافت اصل مقاله