نقش واسطه اثربخشی تیم مدیریتی ارشد

اثر بخشی تیم مدیریت ارشد برای شرکت ها برای دستیابی به عملکرد برتر حیاتی است (دی هوگ و دن هورتاج 2008). در این پژوهش، ما اثربخشی تیم مدیریت ارشد را به عنوان یک قابلیت سازمانی با پتانسیل استراتژیک به عنوان یک ارزش نادر تصور کرده ایم. به طور خاص، یک تیم مدیریت ارشد موثر مشخصه های شناخت جمعی، اجماع استراتژیک و یکپارچه سازی رفتار را که در نهایت منجر به بهبود قابلیت شرکت در پاسخ به تغییرات بازار می شود را توسعه می بخشد. تیم مدیریت ارشد موثر، مراحل و فرآیند های مختلفی را در ایجاد یک نهاد منسجم به عنوان قسمتی از استراتژی های سازمانی طی می کند و تشخیص اینکه چه قسمتی و یا چه فرآیندی مهم است برای رقیبان بسیار دشوار است (دی هوگ و دن هورتاج 2008). تیم مدیریت ارشد موثر برای دستیابی به اهداف توافق شده و رفتار های تابع به تیم مدیریت ارشد شرکت، نیازمند است و نه هر تیم مدیریت ارشدی که می تواند آن را انجام دهد. بنابراین، تیم مدیریت ارشد موثر می تواند به عنوان یک قابلیت استراتژیک و با ارزش و کمیاب که به سختی توسط رقیبان قابل تقلید و کپی کاری است در نظر گرفته می شود.

مطالعات گذشته، سوابق تیم مدیریت ارشد اثر بخش را شامل رهبری، تفاوت های فرهنگی و مدیریت استراتژیک آن مورد بررسی قرار داده است (به عنوان مثال دی هوگ و دن هورتاج 2008). در این پژوهش، ما یک سیستم مدیریت منابع انسانی استراتژیک اجرایی را بر مبنای کار گروهی را به عنوان یک مقدمه مهم در تیم مدیریتی ارشد موثر از جنبه اجماع در دستیابی به اهداف و ماموریت های شرکت ها و همچنین تصمیم گیری به منظور افزایش عملکرد شرکت و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی مطرح می کنیم(دی هوگ و دن هورتاج 2008). به طور کلی، سیستم مدیریت منابع انسانی استراتژیک ( به عنوان مثال، در شیوه استخدام و جبران خدمات) می تواند باعث کاهش تضاد منافع و همچنین کاهش اختلاف میان اعضای تیم مدیریت ارشد شود و در نتیجه باعث ایجاد درک مشترک از اهداف و ماموریت ها در شرکت می شود (مارتینز دل ریو و همکاران 2012). شیوه های مدیریت منابع انسانی استراتژیک اجرایی مانند آموزش و ارزیابی عملکرد می تواند باعث پیشرفت قابلیت های تیمی، کاهش اختلافات در تیم و افزایش همکاری در تیم شود (لین و شی 2008) که همه اینها به نوبه خود می تواند باعث افزایش توانایی اعضای تیم مدیریت ارشد و انسجام کارها برای دستیابی به اهداف شود. علاوه بر این، برخی از جنبه های سیستم مدیریت منابع انسانی استراتژیک اجرایی مانند ایجاد جو گروهی، می تواند اعتماد و روابط متقابل را بوجود بیاورد و دانش و منابع جدید را جذب کند ( لوباتکین و همکاران 2006). این اثرات همچنین می تواند موجب افزایش بهره وری اعضای تیم مدیریت ارشد و بهبود تصمیمات استراتژیک شود. ما در زیر مطرح می کنیم که چگونه سیستم مدیریت منابع انسانی استراتژیک اجرایی می تواند از طریق 5 بُعد شامل استخدام، فرصت های آموزشی، سیستم ارزیابی عملکرد، بسته های جبرانی و ایجاد جو گروهی و تیمی، بر اثربخشی تیم مدیریت ارشد تاثیر گذار باشد.

اول اینکه مطالعات متعددی نشان داد که ارزش کارکنان می توانند سطح سود شرکت را از طریق شیوه های مانند استخدام متقاضیان عالی و کارکنان آموزش دیده افزایش دهد (مارتینز دل ریو 2012). به طور مشابه ما پیش بینی می کنیم که استخدام مدیران ارشد شایسته و آموزش دیده ممکن است باعث تولید دانش برتر شود که در نهایت اثر بخشی تیم مدیریت ارشد را بهبود می یابد (مارتینز دل ریو 2012). به طور خاص، شیوه های انتخاب نیروی انسانی منجر به استخدام مدیرانی با دانش و توانایی و ویژگی های دیگر مانند مهارت های ارتباطی، توانایی کار تیمی، تجارب گسترده و چشم انداز جهانی می شود ( لی و شین 2008).

http://modir3-3.ir/images/drarticle.png