هوش هیجانی

سفارشی سازی انبوه و شبیه سازی

 

قابلیت های هوش هیجانی

درسال های اخیر، تحقیقات در زمینه قابلیت های هوش هیجانی به طور قابل توجهی پیشرفته کرده است (فلوری، 2009؛ ژوزف و نیومن، 2010؛ لیندبام، 2012؛ مایر، رابرتز و همکاران ، 2008، سالووی و کاروسو، 2008).

در حالی که برخی بر مفهوم سازی های گسترده تر هوش هیجانی تمرکز کرده اند، بخصوص مدل قابلیت چهار شاخه توسط مایر و همکاران در حوزه های مدل سازی محدودتری به نظریه پردازی پرداخته اند (بلیکل و همکاران، 2009؛ اسمیت، آتزر و بوئر، 2002) تا بتواند به اساس زمینه نظریه هوش هیجانی نزدیک شوند.

بنابراین، دنباله تعریف هوش هیجانی موضوع بالا را پیشنهاد می دهد، این مفهوم سازی نظریه هوش هیجانی قابلیتی را کاملا جدا از نظریه هوش هیجانی خصلتی فرض می کند که با “حالات مرتبطبا هیجان و خودآگاهی مرتبط است. این نظریه پردازی به طور کلی به نوع کنش رفتاری فرد مربوط می شود (مایر و سالووی، 1997؛ رامپتاکیس، بالوکاس و موتاکیس، 2009).

این مطالعه به دلایلی مفهوم سازی محدودتری برای هوش هیجانی قابلیتی را دنبال می کند. ابتدا، یک تمرکز محدود بریک تناسب مطلوب درحوزه هوش هیجانی دلالت می کند، همان طور که توانایی درک احساسات ارتباط نزدیکی با توانایی شناختی دارد. دوم، هوش هیجانی قابلیتی بر بهره گیری از تجربیات درون روانی و پیکربندی فرایند های ذهنی در حداکثر ظرفیت تاکید دارد (مایر و سالووی، 1997).

هوش هیجانی در گذشته

بحث های نظریه ای پیشین تشخیص داده اند که منافع بالقوه هوش هیجانی به ندرت کشف شده است و این موضوع را که آیا هوش هیجانی با سلامت فرد یا عملکرد او مرتبط است را تصریح می کند (لیندبام، 2009). با در نظر گرفتن این موضوع که اغلب افراد و سازمان ها دارای اهداف مشترکی نیستند (شاین، 1968)، که این به طور خاص به پیگیری منافع فردی (مانند لذت بردن از سلامت روانی مطلوب) یا منافع سازمانی (مثلا عملکرد فردی) می انجامد (لیندبام و فلیدین، 2011).

ترجمه مقاله آیا هوش هیجانی در تعدیل روابط بین سلامت روانی و عملکرد شغلی نقش دارد؟