نهادینه سازی اصول اخلاقی

سینگاپاکدی و ویتل (2007) نهادینه سازی اصول اخلاقی را به عنوان «درجه ای که یک سازمان باصراحت و ضمنی اصول اخلاقی رادر پروسه تصمیم گیری بکار می بندد» (صفحه 284). با پیروی دسته بندی صریح/ضمنی برنر (1992)، سینگاپاکدی و ویتل (2007) توضیح می دهد که «[i] گنجاندن اصول اخلاقی ضمنی به این معنی است که حاکی از رفتار اخلاقی است، یا به طور مستقیم گفته نشده، و بسیار مهم است؛ گنجاندن ضمنی اصول اخلاقی به این معناست که رفتار اخلاقی به طور رسمی بدون ابهام بیان می شود» (صفحه 285). مدل های ضمنی نهادینه سازی اصول اخلاقی شامل رهبری اخلاقی و ارتباط باز است. مدل های صریح شامل کدهای اخلاقی و آموزش اصول اخلاقی است.

ازآنجاکه به قوانین ارجاع دارند، اجتناب عدم قطعیت یکی از عوامل فرهنگی است که بر نهادینه سازی اصول اخلاقی تاثیر می گذارد. همانطور که هوفستد (1980، صفحه 185) می نویسد، «سازمان ها عدم قطعیت داخلی را با تنظیم قوانین و مقررات کاهش می دهد». ممکن است انتظار کدهای بیشتر اصول اخلاقی در کشور هایی که اجتناب عدم قطعیت بالاتری دارند، و تایلند در این بُعد از ایالات متحده بالاتر است (64 دربرابر 46) وجود داشته باشد. از طرف دیگر، با استفاده از مفهوم دوگانگی بالا/پایین هال، انتظار نهادینه سازی اصول اخلاقی صریح در کشوری با زمینه پایین مانند ایالات متحده، که ارتباط صریح تر است، به نسبت کشوری با زمینه بالا مانند تایلند وجود دارد.

جمع گرایی/فردگرایی ممکن است بر رفتار اخلاقی و نهادینه سازی اصول اخلاقی تاثیر بگذارد. اسشولتنز و دام (2007) ارتباطات بین تحقیق بر ارزشهای محل کار هوفستد (1980) و تعدادی اندازه مرتبط با کدهای اخلاقی را بررسی می کند (مثلاً، آیا شرکت یک کد اخلاقی دارد؟ آیا شرکت سیاستهایی در زمینه رشوه گیری دارد؟). مهمترین یافته اسشولتن و دام (2007) «برای ارتباط مثبت بین فردگرایی [sic] و هدایت اخلاقی است» (2007، صفحه 281). آنها به این نتیجه رسیدند که «فردگرایی یک مسئولیت نماینده را پیش می گذارد و، بنابراین… شرکت ها توجه بیشتری به سیاست های اخلاقی نشان میدهند» (2007، صفحه 280). در داده هوفستد (1980، صفحه 222) ایالات متحده به طور قابل توجهی از تایلند فردگراتر است (91 دربرابر 20). نتایج در تحقیق اخیر GLOBE (هوس، هانگز، جاویدان، دورفمان، و گوپتا، 2004) ، که در آن ایالات متحده امتیاز کمتری (4. 25 دربرابر 5. 71) در تمرینات جمعگرایی در گروه گرفتند، تایید شد.

مارتا و سینگاپاکدی (2005) متوجه شدند که سازمان های ایالات متحده ارزشهای اخلاقی شرکت بالاتری نسبت به سازمان های تایلند دارند. هانت، وود و کونکو (1989) ارزشهای اخلاقی شرکت به طور مثبتی با مدل های صریح و ضمنی نهادینه سازی اصول اخلاقی مرتبط است، مفهوم سازی و عملی می کنند.

دریافت اصل مقاله