نظریه آیسنک

آیسنک برای کشف عوامل و صفات اصلی شخصیت از روش تحلیل عاملی استفاده کرد و علاوه بر آن، این روش را با آزمون های شخصیت و مطالعات آزمایشی بر روی آزمودنی های انسانی و حیوانی تکمیل کرد. حاصل کار او دستیابی به سه بعد شخصیت به شرح ذیل است:

  • برون گرایی در برابر درون گرایی [1] (E)
  • روان رنجور خویی در برابر پایداری هیجانی [2] (N )
  • روان پریشی خویی در برابر کنترل تکانه [3] ( P )

آیسنک براساس تحقیقات خودش و دیگران در مورد وراثت کاملا ً معتقد است که شخصیت ریشه در عوامل ارثی و زیستی دارد. او برای عوامل شخصیتی E و Nو P اساس ژنتیکی قوی قائل است و اعتقاد دارد که حدود 60% تفاوت­ای فردی در شخصیت توسط ژن ها تعیین می گردد. البته آیسنک متذکر می شود که منظور این نیست که خود رفتار ارثی است، بلکه ساختارهایی در دستگاه های عصبی مرکزی یا دستگاه عصبی خودکار ارثی است که از راه تعامل با محیط نقش پر اهمیتی دررفتار ایفا می کند . به عبارت دیگر ژنوتیپ است که به ارث می رسد اما روانشانس که به رفتار توجه دارد، فنوتیپ را مشاهده می کند (کارور و شی یر، 1382).

[1] Extraversion Vs. Introversion
[2] Neuriticism Vs. Emotional stability
[3] Psychoticism Vs Impulse Control