حمایت اجتماعی و سلامت روانی

راتوس معتقد است که حمایت اجتماعی اثرات نامطلوب فشار روانی را از پنج طریق تعدیل و تضعیف می کند:

1. توجه عاطفی، شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم و قوت قلب دادن
2. یاری رسانی، یعنی ارائه ی حمایت و یاری که به رفتار انطباقی می انجامد
3. اطلاعات، ارائه ی راهنمایی و توصیه جهت افزایش توانایی مقابله ی افراد
4. ارزیابی، ارائه پس خوراند از سوی دیگران در زمینه کیفیت عملکرد منجر به تصحیح عملکرد
5. جامعه پذیری، دریافت حمایت اجتماعی معمولا به واسطه ی جامعه پذیری بوجود می آید.

در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال می اورد. پژو هش ها بطور ثابت بر نقش تعدیل کننده ی حمایت اجتماعی بر استرس تاکید داشته اند. لو معتقد است حمایت اجتماعی اثرات رویدادهای استرس زا را تعدیل میکند و به تجربه عواطف مثبت می انجامد. حمایت اجتماعی با شادکامی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد. (عباس بخشی پور رودسری،1384)

یکی از منابع سلامت روانی و جسمانی، برقراری ارتباطات اجتماعی رضایت بخش است. افرادی که از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند، مرگ و میر کمتر و خطر کمتر برای مبتلا شدن به آشفتگی روانشناختی و اختلال روان پزشکی دارند. و از سلامت روانی و جسمانی بهتری برخوردارند. تحقیقات نشان می دهد حمایت اجتماعی میتواند بر سلامت اثر مستقیم و غیر مستقیم داشته باشد.

مدل سنتی حمایت اجتماعی سه مدل اثر ضربه گیر، مدل اثر اصلی و مدل میانجی را شامل می شود. مدل اثر ضربه گیر فرض میکند حمایت اجتماعی از افراد در برابر تجارب استرس زا حمایت میکند. ضربه گیر کردن استرس باعث کاهش اثرات منفی استرس بر سلامت میشود. حمایت اجتماعی میتواند استرس را از طریق صمیمیت و نزدیکی اجتماعی، کاهش دهد. و از این راه به عنوان یک ضربه گیر(سپر) عمل کند. اگر چه حمایت اجتماعی افراطی میتواند ظرفیتهای کنار امدن افراد را کاهش دهد.

طبق مدل اثر اصلی، حمایت اجتماعی از طریق فراهم کردن تجارب مثبت و حس خود ارزشی و ثبات در زندگی اجتماعی فرد، اثر سودمندی دارد. در این مدل فرض بر این است که فقدان حمایت اجتماعی باعث ایجاد استرس میشود. این مدل بیان میکند حمایت اجتماعی باعث بوجود امدن حمایتهای مثبت برای افراد میشود. و از این طریق باسلامت ارتباط برقرار میکند. در مجموع طبق این مدل، حمایت اجتماعی یه دلیل تاثیر مثبت، احساس پیش بینی پذیری، ثبات در موقعیت زندگی، و ترفیع ارزش خویشتن بر سلامت فرد اثر می گذارد.

مدل اثر میانجی حمایت اجتماعی را به عنوان متغییری که بطور غیر مستقیم بر سلامت اثر میگذارد، در نظر میگیرد. طبق این مدل، ارتباطات اجتماعی به طور غیر مستقیم از طریق، 1. تقویت مثبت انجام تکلیف، 2. فراهم کردن تجارب جانشینی و یادگیری مشاهده ای از طریق الگو گیری نقش، 3. فراهم کردن فرصتهایی برای مقایسه های اجتماعی، 4. آموزش راهبرد های کنار آمدن و تفسیر مثبت فرد راجع به توانایی اش، 5. تفسیر مثبت برانگیختگی هیجانی و 6. تشویق باز شناختی از طریق راهنمایی مشارکتی، بر سلامت اثر می گذارند. (خدیجه فولادوند و دوستان،1389).

حمایت اجتماعی به یک معنی عبارت است از ارتباط با دیگران خواه منسوبین یا دوستان. وجود حمایت اجتماعی به اطمینان و خود شایستگی ها برای ازمودن تجارب جدید می افزاید . حمایت اجتماعی را از جمله راهکار های تعدیل فشارهای روانی منفی ناشی از شغل می داند. یکی از راههای مقابله با استرس شناخت و داشتن آگاهی از استرس میباشد. این شناخت بیشتر ناشی از افکار افراد در رابطه با فرآیند هایی است که انها اموخته اند از این نظر استرس وقتی رخ می دهد که فرد برای سازگاری با محیط فشار زیادی را تحمل کند.آپله بوم و همکاران اثر عوامل محیطی در استرس پرستاری، خشنودی شغلی و قصد جابه جا شدن را مورد پژوهش قرار دادند. هدف از این مطالعه جستجوی ارتباط بین عوامل محیطی مثل بو و صدا و نور، رنگ، استرس درک شده، خشنودی شغلی و قصد جا به جا شدن است. در این تحقیق مشخص شد که محیط فیزیکی کار ممکن است به طور مثبت یا منفی بر استرس پرستاران تاثیر بگذارد و استرس ممکن است بطور منفی بر خشنودی شغلی و نهایتا به قصد تغییر شغل بینجامد.

یه (2009) ارتباط استرس شغلی و تعهد شغلی و خشنودی شغلی را در بین پرستاران مورد مطالعه قرار داده است. نتایج نشان داد که استرس شغلی رابطه ی معنا داری با تعهد شغلی دارد که این ارتباط منفی است. همچنین بین تعهد شغلی و خشنودی شغلی ارتباط مثبتی وجود دارد. بررسی ها نشان داده که مذهب وارشد بودن بر تعهد شغلی تاثیر معنی داری دارد.

لئونگ، اسپارگون چئونگ (2007) خشنودی شغلی و استرس را در پرستاران بخش روانی مورد مطالعه قرار دادند. بوسیله اجرای تصادفی دریافتند که بیشترین خشنودی از خانواده متعادل کار و فرصت های شغلی حاصل میشود و خشنودی شغلی آنها ارتباط منفی و قوی با استرس شغلی داشت.

مینتز بیندر(2007) حمایت اجتماعی و خشنودی شغلی بین سر پرستان پرستاران در کالیفرنیا را مورد مطالعه قرار دادند. که نتایج نشان داده رابطه ی معنا داری بین حمایت اجتماعی و خشنودی شغلی بین همه سرپرستاران وجود دارد. همچنین بین حمایت اجتماعی و خشنودی شغلی بطور معنا داری ارتباط وجود دارد و تفاوت معنا داری بین حمایت اجتماعی و خشنودی شغلی وجود ندارد.

فلانگان (2006)رابطه ی بین استرس شغلی و خشنودی در پرستاران تادیبی را آزمایش کرده اند. نتایج نشان داد که بالاترین و پایین ترین نمرات میانگین منابع خشنودی شامل عمل متقابل پرستار، پزشک، خود مختاری، پایگاه حرفه ای، شرایط تکلیف، سیاستهای سازمانی، حقوق است و همچنین بین استرس شغلی و خشنودی شغلی پرستاران تادیبی ارتباط معکوس وجود دارد. و ارتباط بین استرس و خشنودی پیش بینی کننده ی الگوی عملکرد است.

استاو (2004) در بررسی حمایت اجتماعی و رضایت شغلی گزارش کرد که بین حمایت اجتماعی و رضایت شغلی رابطه ی معناداری و مثبتی وجود دارد. جنیفر آر . برادلی و کارت رایت(2004) حمایت اجتماعی، استرس شغلی، بهداشت و خشنودی شغلی بین پرستاران در ایالات متحده را مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان می دهد حمایت سازمانی ادراک شده با بهداشت پرستاران و خشنودی شغلی ارتباط دارد و بالا رفتن حمایت باعث کاهش استرس پرستاران میگردد. (پرویز عسگری و مریم نکل زاده،1390).