برندینگ B2B در بازار های نو ظهور

برندینگ B2B در بازار های نو ظهور

رشد سریع تولید ناخالص داخلی در اقتصاد های نوظهور فرصت هایی را برای برند های جهانی و همچین فضای مطلوب کاری را فراهم می کند. (کلر و مورتی 2003). با این حال، با توجه به تنوع فرهنگی، زیرساخت های فیزیکی، محیط اقتصادی اجتماعی و سیاسی، چالش های خاصی را برای برند های فعال در بازار ایجاد می کند (ست و سینها 2015). مدیریت کردن یک برند B2B در بازار های نو ظهور بسیار دشوار است و برای کسب و کار های در محیط اجتماعی اقتصادی و همچنین با محیط آسیب پذیر چالش بر انگیز است (شت 2011، شت و سینها 2015).

چالش های توسعه برند

علاوه بر این، شرکت های B2B با چالش های توسعه برند به دلیل تغییر مقررات و محدودیت های عامل شده بوسیله دولت فدرال و دولت مرکزی و همچنین ادراک جامعه مواجه است (بورلند، ناپولی و لیندگرین 2007). داوار و کاتوپاندهای در سال 2002 مطرح کردند که درآمد کمتر، تفاوت های درآمدی و نیروی کار ارزان تاثیر قابل توجهی بر بازاریابی ترکیبی شرکت دارند که این به بررسی دقیق تری خصوصا در بازار های نو ظهور نیاز دارد. بیشتر برند ها مانند مک دونالد و KFC گاهی اوقات با مسائل مربوط به افزایش قیمت در بازار های نو ظهور مواجه می شوند که بر توان مالی مصرف کننده محصول تاثیر گذار است (کلر و مورتی 2003).

پیچیدگی چنین محیط های کسب و کاری با توجه کمتر کسب و کار ها به برندینگ بیشتر می شود چرا که این اعتقاد وجود دارد که خریداران صنعتی تحت تاثیر ارزش عاطفی و برند محور قرار نمی گیرند (لیک و کریستولودیدس 2011). در نتیجه نیازمندی آشکاری برای انجام تحقیق تجربی متمرکز بر برندینگ B2B در بازار های نو ظهور وجود دارد (شت و سینها 2015). شرکت هایی که مدل کسب و کار فرانشیزینگ را اتخاذ می کنند به طور کلی درآمد و سود بیشتری نسبت به کسب و کار های غیر فرانشیزی کسب می کنند (یونگ 2010).

منبع: modir123.com

ترجمه مقاله عوامل تعیین کننده وفاداری به برند در بازارهای B2B: از دیدگاه یک بازار نو ظهور