http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: رویکرد ارزیابی و انتخاب عرضه کنندگان در طول زنجیره تأمين با استفاده از تکنیک ترکیبی فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی و برنامه‌ریزی خطی چند هدفه فازی (مطالعه موردی مرکز بهمن موتور)

$$$: رایـــــــگـــــان

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: Word

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png حجم فایل: 68 KB

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چکیده
در دهه اخیر، نحوه تأمين مواد اولیه و انتخاب تأمين‌کنندگان در زنجیره تأمين، چالشی برای بیشتر سازمان‌ها بوده است. از آنجا که عملکرد تأمين‌کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست زنجیرة تأمين دارد، انتخاب تأمين‌کننده، یک وظیفه راهبردی شناخته می‌شود‌.
از این رو در این تحقیق که در مرکز بهمن موتور انجام گرفت، سعی بر آن است تا ضمن شناسایی معیارهای مهم در انتخاب تأمين‌کنندگان و تعیین اهمیت هر یک از آنها از نظر کارشناسان، بهترین تأمين‌کننده انتخاب گردد. بنابراین، ابتدا معیارهای اصلی انتخاب تأمين‌کنندگان برای یک قطعه از قطعات مرکز بهمن موتور با نظرسنجی از کارشناسان مربوطه از طریق پرسشنامه شناسایی شد‌ و سپس با استفاده از روش AHP فازی بر اساس روش آنالیز توسعه، امتیاز هر معیار و وزن هر تأمين‌کننده در ارتباط با هر معیار تعیین شد و بعد از آن، یک تابع هدف فازی برای هر معیار ایجاد شد که هدف از آن، حداکثر کردن عملکرد تأمين‌کننده در ارتباط با هر معیار بود پس از خارج کردن مدل از حالت فازی، با استفاده از روش جمع پذیری وزنی، بهترین تأمين‌کننده انتخاب شد.
كليد واژه‌ها: زنجیره عرضه‌، فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی‌، منطق فازی‌، برنامه‌ریزی چندهدفی فازی

مقدمه
در دو دهه اخیر با به کارگیری مفهوم مدیریت زنجیرة تأمين در صنایع‌، موضوع انتخاب تأمين‌کننده، توجه زیادی را جلب کرده است و روش‌ شناسایی‌های مختلفی برای آن ارائه شده است‌. از آنجا که مواد خام و قطعات، مهمترین بخش از هزینه‌های یک شرکت را به خود اختصاص می‌دهند، مدیریت خرید صحیح، اهمیت قابل توجهی در کارایی‌، اثربخشی و سودآوری یک موسسه‌ دارد. از سوی دیگر، امروزه با توجه به مفاهیم جدید مدیریت زنجیره عرضه و موارد مشابه که موجب ایجاد مشارکت با تأمين‌کنندگان و روابط نزدیک شرکت با تأمين‌کنندگان می‌شود‌، تأمين‌کنندگان و مشتریان، دیگر عنوان رقبای سازمان شناخته نمی‌شوند بلکه اعضایی از یک مجموعه اصلی با نام زنجیره تأمين هستند که هدف هر یک، حداکثر کردن سود و افزایش بهره‌وری کل زنجیره است. بدین ترتیب، کاملاً آشکار است که تصمیم‌گیری در باره انتخاب تأمين‌کننده‌، نقش قابل توجهی در تولید و مدیریت لجستیک کارخانه‌ها دارد و بسیاری از شرکت‌های باتجربه بر این باورند که انتخاب تأمين‌کننده، مهمترین فعالیت‌ یک سازمان به شمار می‌آید‌. همچنین از آنجا که عملکرد تأمين‌کنندگان، اثر اساسی بر موفقیت یا شکست یک زنجیره دارد، هم اکنون انتخاب تأمين‌کننده، یک وظیفه استراتژیک شناخته می‌شود. در نتیجه، تصمیم‌گیریهای نادرست در زمینه انتخاب تأمين‌کنندگان‌، پیامدهای منفی و زیان‌های بسیاری را برای شرکت پی بخواهد داشت‌. بنابراین، با توجه به موارد ذکر شده‌، بررسی و به کارگیری مفاهیم جدید در انتخاب تأمين‌کنندگان، ضروری به نظر می‌رسد.
تحقیقات بسیار زیادی در باره فرایند انتخاب تأمين‌کننده صورت پذیرفته است که هر کدام از جنبه خاصی به این مسأله توجه کرده‌اند‌. در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود.
گابالا اولین محققی بود که در 1974، برنامه‌ریزی ریاضی را برای انتخاب تأمين‌کننده در یک مورد واقعی به کار برد‌. او از برنامه‌ریزی مختلط عدد صحیح برای حداقل‌کردن کل قیمت اقلام تخصیص داده شده به هر تأمين‌کننده استفاده کرد. او همچنین یک برنامه‌ریزی مختلط عدد صحیح یک هدفه را برای حداقل کردن جمع خرید‌، هزینه‌های موجودی و حمل و نقل ـ با در نظر گرفتن چند آیتم‌، چند دوره زمانی‌، کیفیت‌، تحویل و ظرفیت ـ تدوین کرد.
«اوبرین و قدسی پور» در 1997، یک سیستم پشتیبانی تصمیم را برای کاهش تعداد تأمين‌کنندگان ـ بر اساس استراتژی بهینه‌سازی پایگاه عرضه ـ ایجاد کردند. آنها از یک فرایند تحلیل سلسله مراتبی با برنامه‌ریزی مختلط عدد صحیح استفاده کردند و محدودیت ظرفیت تأمين‌کنندگان و محدودیت‌های بودجه و کیفیت خریدار را در نظرگرفتند‌. آنها در تحقیق دیگری در 1998 یک مدل ترکیبی AHP و برنامه‌ریزی خطی را برای کمک به مدیران در زمینه انتخاب تأمين‌کننده ارائه کردند که هم عوامل کمّی و هم عوامل کیفی را در فعالیت خرید به حساب می‌آورد.
وبر و همکارانش در 2000 از یک رویکرد بهینه‌سازی ترکیبی، شامل برنامه‌ریزی چندهدفه و رویکرد DEA استفاده کردند.‌ در این رویکرد، ابتدا از برنامه‌ریزی چندهدفه برای انتخاب تأمين‌کنندگان استفاده شد و سپس برای ارزیابی کارآمدی تأمين‌کنندگان انتخاب شده براساس چندین معیار، از رویکرد DEA بهره گرفته شد.
دهل در 2003 یک رویکرد برنامه‌ریزی عدد صحیح مختلط چند هدفه را ارائه کرد که همزمان تعداد تأمين‌کنندگان و مقدار سفارش تخصیصی به هر کدام را در محیط منبع‌یابی چند منبعی با چند محصول تعیین می‌کرد.
وانگ و همکارانش در 2005 یک روش‌شناسی تصمیم‌گیری را برای زنجیره عرضه طراحی کردند که مدیرکارخانه را قادر به انتخاب تأمين‌کنندگان مناسب می‌سازد. در این روش‌شناسی، از تکنیک‌های AHP و برنامه‌ریزی آرمانی استفاده شده است.
سوکلی و همکارانش در 2008 از یک روش ترکیبی شامل AHP و برنامه‌ریزی خطی چندهدفه فازی، برای انتخاب تأمين‌کنندگان استفاده کردند‌ و نشان دادند که نتیجه مدل ترکیبی در مقایسه با حالتی که مسأله انتخاب تأمين‌کننده تنها با مدل AHP حل می‌شود‌، سازگاری بیشتری دارد‌ با واقعیت و لذا استفاده از مدل ترکیبی را برای قطعات در کلاس A پیشنهاد کردند.
در تحقیق حاضر، برای ارزیابی و انتخاب تأمين‌کنندگان از دو مقاله استفاده شده است: سوکلی (2008) و «اوبرین و قدسی پور» (1998).
اهداف اصلی این تحقیق عبارتست از تعیین معیارهای مهم در انتخاب تأمين‌کنندگان و اهمیت هر یک از آنها از نظر مدیران در انتخاب فروشندگان با استفاده از روش فرایند آنالیز سلسله مراتبی فازی. سپس با استفاده از روش برنامه‌ریزی خطی چندهدفه فازی، انتخاب تأمين‌کنندگان با توجه به معیارهای شناسایی شده‌، بهینه خواهد شد‌.
بقیه مقاله به صورت زیرسازماندهی شده است:
ابتدا به تشریح معیارها و تکنیک‌های انتخاب تأمين‌کننده پرداخته می‌شود و در ادامه، مباحثی در ارتباط با فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی‌، روش آنالیز توسعه‌، نحوه تعیین نرخ سازگاری و مدل برنامه‌ریزی خطی چندهدفه فازی بیان می‌گردد. در بخش پایانی، گام‌های اصلی اجرای تحقیق به همراه یک مثال عددی واقعی که در مرکز بهمن موتور اجرا گردید ـ آورده می‌شود.
انتخاب معیارهای ارزیابی تأمين‌کنندگان
هدف از انتخاب، شناسایی تأمين‌کنندگانی با بالاترین پتانسیل برای رفع نیازهای شرکت به طور سازگار و با هزینه قابل قبول می‌باشد.
به طور کلی، در تصمیمات مربوط به انتخاب تأمين‌کننده‌، دو موضوع از اهمیت ویژه برخوردار هستند‌. یکی اینکه چه معیارهایی باید استفاده شود و دیگری اینکه چه روش‌هایی برای مقایسه تأمين‌کنندگان باید به کار رود. آنالیز این دو موضوع در انتخاب تأمين‌کننده، توجه بسیاری از دانشگاهیان و مدیران خرید را از دهه 1960 جلب کرده است‌. از 1994، معیارهای جدیدی در مقالات مربوط به انتخاب تأمين‌کننده ارائه شده‌اند که برخی از آنها توسعه معیارهای اولیه دیکسون هستند و برخی دیگر با توسعه فلسفه مدیریت به وجود آمده‌اند؛ به طوری که دو معیار تحویل و کیفیت همچنان به عنوان معیارهای مهم انتخاب مطرح می‌باشند و طراحی و توسعه محصول و انعطاف‌پذیری، دو معیاری هستند که به تازگی با توسعه مدیریت زنجیره تأمين در ادبیات مربوطه آورده شده‌اند.
تکنیک‌های انتخاب تأمين‌کننده
وبر و همکارانش، رویکردهای کمّی برای انتخاب تأمين‌کننده را در 3 طبقه گروه بندی کردند‌: مدل‌های وزنی خطی‌، مدل‌های برنامه‌ریزی ریاضی، و رویکردهای آماری/ احتمالی
الف) مدل‌های وزنی خطی
در این مدل‌ها، یک وزن (که معمولا ذهنی تعیین می‌گردد) به هر معیار داده می‌شود‌ که بیشترین وزن، نشاندهنده بالاترین اهمیت است. رتبه‌ هر معیار در وزن آن ضرب می‌شود و سپس
برای رسیدن به یک شکل واحد برای هر تأمين‌کننده،نتایج با یکدیگر جمع می‌شوند. در نتیجه، تأمين‌کننده با بالاترین رتبه کلی انتخاب می‌شود. این مدل‌ها شامل روش‌هایی همچون AHP،ANPوmulti-attributeutility approach  هستند.
ب) مدل‌های برنامه‌ریزی ریاضی
مدل‌های برنامه‌ریزی ریاضی، امکان تنظیم مسأله تصمیم را برحسب تابع هدف ریاضی برای تصمیم‌گیرندگان فراهم می‌سازد‌. بر اساس تعداد توابع هدف‌، فرایند انتخاب تأمين‌کننده می‌تواند به دو گروه تقسیم گردد: 1- مدل برنامه‌ریزی ریاضی یک هدفه 2- مدل برنامه‌ریزی ریاضی چندهدفه.
اکثر محققین از تکنیک‌های یک هدفه همچون برنامه‌ریزی عدد صحیح مختلط یا خطی استفاده می‌کنند که در آنها یک معیار ـ معمولا هزینه ـ به عنوان تابع هدف در نظر گرفته می‌شود و سایر معیار‌ها به عنوان محدودیت‌ها محسوب می‌شوند. اغلب مدل‌های یک هدفه برای حداقل کردن جمع هزینه‌های خرید‌، هزینه‌های موجودی و هزینه‌های سفارش به کار می‌روند اما در مدل‌های چندهدفه‌، محققین به دنبال دستیابی همزمان به چند معیار هستند که بدین ترتیب، چند تابع هدف به صورت حداکثر شدن و یا حداقل شدن ارائه می‌گردند.
ج) مدل‌های آماری
این مدل‌ها در شرایط عدم اطمینان تصادفی در گزینش به کار می‌روند‌. بیشتر مدل‌های آماری موجود، در هر زمان، تنها عدم اطمینان مربوط به یک معیار را در نظر می‌گیرند و گزینه‌ای برگزیده می‌شود که بیشترین اثربخشی مورد انتظار را دارد.
در ‌این تحقیق از یک روش ترکیبی برای ارزیابی و انتخاب تأمين‌کنندگان در طول زنجیره عرضه استفاده می‌شود که شامل روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش برنامه‌ریزی ریاضی خطی چندهدفه فازی است.
فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی
روش‌شناسی FAHP براساس مفهوم تئوری مجموعه فازی که توسط پروفسور لطفی‌زاده در 1965 ارائه کرد بنا نهاده شده است. فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)‌،AHP «ساعتی» را از رهگذر ترکیب آن با تئوری مجموعه فازی بسط می‌دهد‌. در AHP فازی، بعد از ایجاد ساختار سلسله مراتبی برای مسأله‌ای که باید حل شود، برای نشان دادن اهمیت نسبی عوامل متناظر با معیارها از مقیاسهای نسبی فازی استفاده می‌شود‌. به این ترتیب، یک ماتریس قضاوت فازی ساخته می‌شود‌، امتیازات نهایی گزینه‌ها توسط اعداد فازی ارائه می‌گردند‌، و گزینه بهینه از رهگذر رتبه‌بندی اعداد فازی با استفاده از عملگرهای جبری خاص به دست می‌آید.
مفاهیم و تعاریف فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی بر اساس روش آنالیز توسعه
وقتی تصمیم‌گیرنده با یک مسأله غیر قطعی و پیچیده مواجه می‌شود و قضاوت‌های مقایسه‌ای خود را به صورت نسبت‌های غیر قطعی مانند “حدوداً دو برابر مهم‌تر”‌ و “بین دو تا چهار برابر کم‌اهمیت‌تر” بیان می‌کند‌، گام‌های AHP استاندارد و به خصوص‌، رویکرد اولویت‌بندی بردار ویژه‌ نمی‌توانند به عنوان رویه‌های درست در نظرگرفته شوند. در 1996، یک محقق چینی به نام «یونگ چانگ»، روش تحلیل توسعه‌ای را ارائه کرد. در این روش‌شناسی‌، اعداد فازی مثلثی همه عناصر را در ماتریس قضاوت و بردارهای وزن این روش، به علت سادگی محاسباتش، در اکثر تحقیقات به کار می‌رود.

 

مطالب مرتبط