http://modir123.com/photo%20site/onvan-modir123.com.pngعنوان مقاله: بررسی ارتباط بین اندازه موسسه حسابرسی، تعداد صاحبكاران موسسه حسابرسی با كیفیت حسابرسی

$$$: رایـــــــگـــــان

http://modir3-3.ir/TRANS/modir123.com/reshte-modir123.com.png رشته تحصیلی: حسابرسی

http://modir123.com/photo%20site/format-modir123.com.png فرمت: Word

http://modir3-3.ir/images/hajm-modir123.com.pngحجم فایل: 64 KB

http://modir123.com/photo%20site/size-modir123.com.png منبع: مقاله کلاسی

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چکیده مقاله

هدف این مقاله، بررسی رابطه اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال­ های 1385-1389 می باشد. بدین معنی که آیا اندازه موسسه حسابرسی  عامل تعیین کننده و با اهمیتی برای کیفیت حسابرسی است یا خیر؟ برای آزمون تجربی متغیرها، کیفیت حسابرسی به وسیله اقلام تعهدی غیر عادی بی علامت براساس مدل های بال – شیواکمار و کوتاری اندازه گیری و اندازه موسسه نیز، از طریق تعداد صاحبكاران استخراج شده است و نتایج با تنها موسسه بزرگ حسابرسی در ایران یعنی سازمان حسابرسی بررسی شده است. در این مطالعه، برای آزمون فرضیه ها، از داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد اندازه موسسه حسابرسی رابطه منفی معناداری با کیفیت حسابرسی دارد. این ارتباط منفی نشان می دهد موسسات حسابرسی بزرگ و دارای تعداد صاحبکار بالا، در مقایسه با موسسات حسابرسی کوچک و دارای تعداد صاحبکار كم از کیفیت حسابرسی پایین تری برخوردارند.

واژه های کلیدی: کیفیت حسابرسی، اندازه موسسه حسابرسی، اقلام تعهدی غیر عادی

مقدمه مقاله

به دنبال رسوایی های مالی شرکت ها و بحرا نهای مالی طی دو دهه اخیر، انگشت اتهام تا حدودی به سمت حسابرسان و کیفیت حسابرسی نشانه رفته است. در ایران نیز پس از کشف تقلب بانکی 1390، برخی کارشناسان ادعای شکست حسابرسی را مطرح کردند(حساس یگانه،1391). در پاسخ به این رویدادها، از یک طرف،  قانون گذاران تغییراتی را در دستور کار قرار دارند. قانون ساربنز آکسلی (2002) در ایالات متحده وضع شد تا به بی نظمی های گزارشگری مالی سر و سامان دهد و تحولاتی در زمینه حاکمیت شرکتی انگلستان رخ داد. از طرف دیگر، سیاست گذاران بار دیگر بر روی اهمیت حسابرسی مؤثر و کارا به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی بازارهای سرمایه کارا تاکید نمودند و تلاش هایی را برای شناسایی محرك های کلیدی کیفیت حسابرسی انجام دادند. برای نمونه، در سال 2007، کمیته مشورتی حرفه حسابرسی در ایالات متحده به منظور مشورت دهی به اداره خزانه داری این کشور در خصوص حرفه حسابرسی تأسیس شد. شورای گزارشگری مالی انگلستان در سال 2008 گزارشی را با عنوان “چارچوب کیفیت حسابرسی” منتشر کرد. خزانه داری استرالیا گزارش “کیفیت حسابرسی در استرالیا- یک مرور راهبردی” را در سال 2010 منتشر نمود. این تحولات حکایت از نارضایتی از اثربخشی حاکمیت شرکتی، کیفیت حسابرسی و نقش حسابرسان و حسابرسی دارد (کیلگور و همکاران، 2011).

صورت های مالی حسابرسی شده به وسیله حسابرسان مستقل، وسیله بسیار مناسبی در انتقال اطلاعات قابل اتكاست. حسابرس مستقل، شایسته ترین شخص برای اظهار نظر درباره قابلیت اعتماد گزارش های مالی واحد اقتصادی است. شایستگی حسابرس به این دلیل است كه وی فردی مستقل بوده و حسابرسی را طبق استانداردهای حسابرسی انجام می دهد تا اطمینان یابد كه اقلام صور ت های مالی مطابق با استانداردهای حسابداری تهیه شده است. بنابراین، حسابرس به ادعاهایی اعتبار می دهد كه توسط شخص دیگری در قالب صورت های مالی تهیه شده است و بدین وسیله قابلیت اتكای اطلاعات به كار رفته در تصمیمات اقتصادی را افزایش می دهد (نیكخواه آزاد،1379).

ادامه مقاله

بیان مساله

در دنیای واقعی، دریافت ها و پرداختهای نقدی در دوره هایی اتفاق می افتد كه معمولاً با زمان وقوع معاملات و رویدادهای ایجاد كننده آن ها متفاوت است و همین امر باعث می شود تا استفاده از اقلام تعهدی (فرض تعهدی) برای اندازه گیری نتایج عملكرد واحد تجاری، بهتر از اندازه گیری خالص دریافتهای نقدی شود. اما مسئله این است كه اقلام تعهدی برخلاف اقلام نقدی با درجه ای از ابهام همراه هستند كه باعث كاهش قابلیت اتكای آنها می شود (محمدزادگان، 1385). اما در این میان، با توجه به مسئله تضاد منافع بین مالكیت و مدیریت، اقلام تعهدی ارایه شده در صورت های مالی می تواند به وسیله مدیران دستكاری شده و قابلیت اتكای آنها زیر سؤال رود. با توجه به مباحث مطرح شده، این سوال مطرح شود كه چگونه می توان از سرمایه گذاران در برابر دستكاری اقلام صورت های مالی حمایت كرد؟ یكی از راه های مؤثر در كنترل دستكاری اقلام تعهدی توسط مدیریت و اعمال نظرهای مدیریت در انتخاب رویه های حسابداری، فرایند حسابرسی است(ابراهیمی كردلر، 1387).

استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی، صورت های مالی را به عنوان ارائه های مدیریت توصیف می کنند. از آنجایی که مدیران نیز بخشی از گروههای ذینفع هستند این احتمال وجود دارد که ارائه های آنها مغرضانه باشد(شین،1994). بنابراین، حسابرسان مستقل نقش ناظرانی را عمل خواهند کرد که در کاهش این غرض ورزی ها می کوشند. مدیران تاثیر قابل ملاحظه ای در استخدام، ابقا و تغییر حسابرسان دارند. مدیران با بهره گیری از این تاثیر قادرند حسابرسانی را انتخاب کنند که اظهار نظر مطلوب و دلخواه مدیریت را صادر می کنند تا بدین وسیله منافع خود را به حداکثر برسانند (لنوکس،1998). این تاثیر مدیریتی منجر به فرسایش کیفیت حسابرسی می شود و عواملی را ایجاد می کند که ممکن است به شکست حسابرسی منتهی شود.

با توجه به نقش كنترلی و اعتباردهی حسابرسان و وجود سطوح متفاوت كیفیت مؤسسات حسابرسی از یك سو و همچنین وجود انگیزه ها و مسایل مختلف در تهیه و ارایه اطلاعات و گزارش های مالی به وسیله مدیریت از سویی دیگر، در این تحقیق، اقلام تعهدی غیر عادی را نماینده ای برای کیفیت حسابرسی در نظر گرفته شده و آثار متغیر های مستقل(تعداد صاحبکاران موسسه حسابرسی، اندازه موسسه حسابرسی) بر کیفیت حسابرسی، مورد بررسی قرار می گیرد

مبانی نظری تحقیق

حسابرسى از طریق اعتباردهى به صورتهاى مالى، عدم تقارن اطلاعاتى را كاهش می دهد كه بین مدیران و سهامداران شركت وجود دارد. به دو دلیل انتظار می رود، بین بزرگى اقلام تعهدى اختیارى و ریسك ذاتى حسابرسى، رابطه مثبت وجود داشته باشد؛ اول، با فرض فرصت طلبى مدیریتى، اقلام تعهدى ابزارى در دست مدیریت براى مدیریت سود گزارش شده هستند و مدیران اقلام تعهدى را به نفع خود دستكارى می كنند، دوم اینكه، اقلام تعهدى مشكلى براى حسابرسان محسوب می شوند كه با حسابهاى پرریسك مثل حسابهاى دریافتنى و موجودی ها مرتبط است(فردیدیناند، 1998).

در سطح جامعه این تصور وجود دارد که تأیید کیفیت حسابرسی توسط محیط اقتصادی، برای تداوم فعالیت بلندمدت مؤسسات حسابرسی بسیار حیاتی است و آینده حرفه حسابرسی تا حد قابل ملاحظه ای به کیفیت ستانده فرآیند حسابرسی بستگی دارد. همچنین، ادعا می شود که کیفیت، مؤلفه اساسی برای بازی رقابت بین مؤسسات حسابرسی است(هربچ،2001).

از طرفی فرآیند انداز ه گیرى سود و نتیجه آن، نقش مهمى در اداره شركت دارد و معمولاً كاربران صور تهاى مالى، اهمیت زیادى براى آن قائل اند. از آنجا كه محاسبه سود بنگاه اقتصادى، متأثر از رو شهای برآوردى حسابدارى است و تهیه صور تهاى مالى به عهده مدیریت واحد تجارى است، ممكن است بنا به دلایل مختلف، مدیریت اقدام به مدیریت سود نماید(ناظمی،1389).

در واقع، تعریف واحدى از مدیریت سود وجود ندارد و پژوهشگران مختلف با توجه به اهداف خود، تعاریف مختلفى در این زمینه ارائه داده اند. اسکات (2009) مدیریت سود را  “انتخاب سیاست ها و رویه هاى حسابدارى براى نیل به اهداف ویژه” تعریف می كند. این سیاست ها به دو طبقه: یكى انتخاب رو شهاى حسابدارى، مثل روش خط مستقیم استهلاك یا روش(FIFO) براى ارزیابى موجود یها و…، طبقه دیگر، مربوط به اقلام تعهدى اختیارى تقسیم می گردند، مثلاً هزینه هاى برآوردى تضمین محصولات، ذخیره مطالبات مشكوك الوصول، ذخیره كاهش ارزش موجودی ها و… (اسكات، 2009).

از حسابرس انتظار می رود، رویه هاى حسابدارى سؤا ل برانگیز و خطاهاى بااهمیت و موارد خلاف را گزارش نماید. در واقع این مسئله، شایستگى حرفه اى و استقلال حسابرس را خاطر نشان می سازد. احتمال كشف موارد نقض قرارداد توسط حسابرس، به شایستگى حسابرس و احتمال گزارش موارد نقض كشف شده، به استقلال وى بستگى دارد. حمایت بازار از حسابرس و در واقع تقاضا براى خدمات حسابرسى، تا زمانى تداوم می یابد كه وى قادر به كشف و گزارش موارد نقض قرارداد باشد(واتز و زیمرمن، 1986).

کیفیت حسابرسی در استانداردهای حسابرسی این گونه استنباط می شود: صدور گزارش حسابرسی مناسب در خصوص رعایت اصول حسابداری پذیرفته شده همگانی توسط صاحبکار. از تعریف هایی که بسیار به آن استناد می شود تعریف دی آنجلو (1981)  است. وی کیفیت حسابرسی را “سنجش و ارزیابی بازار از توانایی حسابرسی در کشف تحریف های با اهمیت و گزارشگری تحریفات کشف شده” تعریف کرده است. همچنین دی آنجلو تأکید کرده که حسابرسی که موارد نادرست را کشف و گزارش نماید، حسابرس مستقل به معنای واقعی کلمه است. بنابراین طبق تعریف او، کیفیت حسابرسی، افزایش توانایی حسابرسی در کشف تحریفات حسابداری و ارزیابی توانایی و استقلال حسابرس توسط بازار است. تیتمن و ترومن(1986) کیفیت حسابرسی را به عنوان صحت اطلاعاتی تعریف کردند که حسابرس به سرمایه گذاران ارائه می دهد. دیوید سان و نئو (1993) تعریف متفاوتی از کیفت حسابرسی ارائه کردند: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسی در کشف و رفع تحریف های با اهمیت و دستکاری در سود خالص گزارش شده مربوط می شود(حساس یگانه و آذی نفر1389).

منطقی است كه پیش بینی نماییم احتمال كشف رویه هاى حسابدارى سؤال برانگیز، توسط حسابرسان با كیفیت بالا در مقایسه با حسابرسان با كیفیت پایین، بیشتر است. از آنجا كه در بسیارى از تحقیقات، از اندازه موسسات حسابرسى به عنوان شاخص كیفیت حسابرسى استفاده شده است، پیش بینى می شود مدیریت سود در شركت هایى با حسابرسان با كیفیت پایین(موسسات حسابرسی كوچك)، بیشتر از شركت هاى با حسابرسان با كیفیت بالا(موسسات حسابرسی بزرگ)، رخ دهد، از طرفی با توجه به اینكه در بیشتر تحقیقات حسابرسی در ایران به پشتوانه تحقیقات خارجی و اثبات كیفیت حسابرسی بالای موسسات بزرگ نسبت به موسسات كوچك در تحقیقات خارجی، كیفیت حسابرسی موسسات بزرگ(سازمان حسابرسی) را نسبت به موسسات كوچك بالا در نظر می گیرند،  در این پژوهش این رابطه در ایران مورد بررسی قرار می گیرد. در این راستا، پیرو بیشتر تحقیقات صورت گرفته، میزان اقلام تعهدی غیر عادی را نماینده ای برای كیفیت حسارسی موسسات حسابرسی در نظر گرفتیم. 

پیشینه تحقیق

مهمترین تحقیقات انجام شده در رویکرد عرضه كیفیت حسابرسی، مطالعه تاثیر اندازه موسسات حسابرسی بر کیفیت حسابرسی است. بسیاری از این تحقیقات حکایت از رابطه مثبت بین اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی دارد. دی آنجلو (1981) معتقد است که موسسه های حسابرسی بزرگتر، انگیزه قوی تری برای ارایه حسابرسی با کیفیت بالاتر دارند. زیرا موسسه های بزرگتر علاقه مند هستند که شهرت بهتری در بازار به دست آورند و از آنجا نگران از دست دادن مشتری هستند که تعداد مشتریان آنها زیاد است. تصور بر این است که چنین موسساتی به دلیل دسترسی به منابع و امکانات بیشتر برای آموزش حسابرسان خود و انجام آزمون های مختلف، خدمات حسابرسی را با کیفیت بالاتری ارایه می کنند.

براساس مطالعات دوپاچ و سیمونیچ (1982)، کیفیت حسابرسی، تابعی از تعداد رویه های حسابرسی انجام شده و تعداد حسابرسان است و موسسات حسابرسی بزرگ به طور واضح منابع بیش تری را برای هدایت آزمون های حسابرسی دارند. به هر حال، به کارگیری منابع برای بالا بردن کیفیت حسابرسی از قابلیت استفاده منابع مهم تر است.

نیو و دیویدسون (1993) نشان دادند که موسسه های حسابرسی بزرگ، مشتریان بزرگ تری دارند، از این رو، توقع بازار برای کشف تحریفات موجود در صورت های مالی از حسابرسان افزایش می یابد. آنها بیان می کنند که اکثر پژوهش های تجربی کیفیت حسابرسی محصول این فرض هستند که حسابرسان بزرگتر(دارای نام تجاری)در مقام مقایسه با حسابرسان کوچک تر(فاقد نام تجاری)توانایی نظارت بیش تری را دارند.

دیویدسون و نئو(1993) ادعا می کنند هنگامی که حسابرسان با کیفیت تر(کم کیفیت تر) انتخاب می شود، مدیران توانایی کم تری(بیش تری) برای دستکاری سود به منظور تحقق سود پیش بینی شده دارند. آنان استدلال می کنند که مدیران برای حداقل کردن تفاوت بین سود پیش بینی شده و سود گزارش شده انگیزه دارند و از اقلام تعهدی و سایر رویه های حسابداری احتیاطی برای دستکاری سود گزارش شده و برای کمینه کردن این تفاوت استفاده می کنند.

جئونگ و رو (2004) به بررسى رابطه بین اندازه موسسه حسابرسى و اقلام تعهدى اختیارى بر روى شركتهاى كره اى پرداختند و دریافتند كه بین اقلام تعهدى اختیارى گزارش شده توسط شركتهایى كه به وسیله موسسات بزرگ حسابرسی رسیدگى شده اند و شركتهایى كه به وسیله سایر موسسات دیگر رسیدگى شده اند، تفاوت معنادارى وجود ندارد. همچنین، آنها به تفاوت معنادارى بین اقلام تعهدى اختیارى گزارش شده پس از تغییر موسسه حسابرسى از موسسات بزرگ به موسسات غیر بزرگ یا بالعكس دست نیافتند.

باود و ویلكینز (2004) دو پژوهشگر بلژیكی آثار اندازه مؤسسه حسابرسی را بر كیفیت حسابرسی به آزمون گذاشتند و برای اندازه حسابرسی، عواملی چون سهم بازار حسابرس، تعداد صاحبكاران مؤسسه حسابرسی و … قرار دادند. درنهایت نتایج پژوهش های ایشان نشان داد، رابطه معناداری بین اندازه حسابرس و كیفیت حسابرسی وجود ندارد.

هنوك  (2005)  در پژوهش خود به بررسی رابطه بین كیفیت خدمات مؤسسات حسابرسی و اندازه حسابرس پرداخت و پی برد مؤسسات حسابرسی بزرگ همیشه خدمات بهتری نسبت به مؤسسات كوچكتر ارایه نمی دهند.

چانتائو و همكاران ( 2007 ) در پژوهش خود به تجزیه و تحلیل شناخت (درك ) بازار سهام از كیفیت حسابرسی میان تعدادی از مؤسسات حسابرسی كوچك در بازار حسابرسی چین پرداختند. این پژوهشگران دریافتند رابطه مثبت بین اندازه مؤسسه حسابرسی و درك سرمایه گذار از كیفیت سودآوری وجود دارد . نتایج پژوهش چانتائو و همكاران(2007) نشان داد  اندازه های مختلف مؤسسات حسابرسی روی كیفیت حسابرسی تأثیرگذار است.

کانستیتینوس و کلایو (2008) به آزمون اثر تلاش های حسابرسی بر مدیریت سود پرداختند در این بررسی، از پایگاه منحصر به فرد، اطلاعات ساعات کار 9738 حسابرسی انجام شده در یونان برای دوره 1994 تا 2002  بدست آمده است. نتایج نشان می دهد وقتی که ساعات کاری حسابرسی پایین است: (1)اقلام تعهدی غیر عادی بیشتر مثبت هستند تا منفی (2)اقلام تعهدی غیر عادی مثبت، هنگفت هستند، و (3) برای مدیریت سود شرکت ها احتمال بالایی وجود دارد. آنها اشاره می کنند با توجه به نتایج، ساعات کاری پایین حسابرسی زمینه ای برای قادر ساختن مدیران برای گزارش سود بیشتر است.

جری و مایکل (2009) ارتباط حجم کاری بالا و کیفیت حسابرسی را بررسی کردند. نتایج سازگار است با این موضوع که حجم کاری بالا کیفیت حسابرسی بالایی را ایجاد می کند. به طور خاص، این مهم، برای موسسات بزرگتر برای رسیدن به کسب و کار موفق بسیار محتمل است و صاحبکاران موسسات بزرگ انگیزه ی کمتری به مدیریت سود نشان می دهند. آنان اشاره می کنند که اگر چه شواهد قابل قبولی مبنی بر بالا بودن کیفیت حسابرسی در موسسات حسابرسی بزرگتر، وجود دارد این به این معنی نیست که ادعا کنیم در موسسات کوچکتر کیفیت حسابرسی پایین وجود دارد.

چن و هسو (2009) برای بررسی اینکه آیا ارتباط مثبتی بین اندازه حسابرسی و کیفیت حسابرسی وجود دارد و بررسی رابطه بین کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی ، کیفیت حسابرسی را از سرمایه انسانی(تحصیلات، تجربه، گواهی، آموزش، تلاش) استخراج کردند و اندازه حسابرسی را در سه سطح (بزرگ، متوسط، کوچک) تجزیه کردند. آنها یافتند که رابطه مثبتی بین اندازه حسابرسی و کیفیت حسابرسی موسسات بزرگ حسابرسی نسبت به موسسات کوچک حسابرسی وجود دارد، اما این تفاوت در مورد موسسات حسابرسی متوسط نسبت به کوچک صدق نمی کند. همچنین آنها بین کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی موسسات بزرگ حسابرسی نسبت به موسسات کوچک حسابرسی رابطه مثبت بالایی یافتند، اما این موضوع بین موسسات حسابرسی متوسط و کوچک تفاوتی ندارد. در هر صورت شواهد تجربی آنها ازاندازه حسابرسی به عنوان مبنایی برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی حمایت می کند و نشان می دهد که موسسات بزرگ حسابرسی با کیفیت حسابرسی بالا، حق الزحمه اضافی دارند.

جونگ و همکاران (2009) از نمونه بزرگی از شرکتهای صاحبکار حسابرسی در ایالات متحده برای دوره 2000-2005 استفاده کردند، آنها رابطه اندازه موسسه حسابرسی، کیفیت حسابرسی و قیمت گذاری حسابرسی را بررسی کردند. در این تحقیق کیفیت حسابرسی از طریق اقلام تعهدی غیر عادی و اندازه موسسه از دو طریق (1) تعداد صاحبکاران هر موسسه و (2)جمع حق الزحمه های کسب شده توسط هر موسسه اندازه گیری شده است. نتایج نشان می دهد که پس از کنترل اندازه موسسه حسابرسی در سطح ملی و تخصص صنعت در سطح موسسه، انداره موسسه ارتباط مثبت با اهمیتی با کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی دارد، این ارتباط مثبت از این نظریه حمایت می کند که موسسات حسابرسی بزرگ در مقایسه با موسسات حسابرسی کوچک، کیفیت حسابرسی بالایی دارند و این تفاوت کیفیت در بازار برای خدمات حسابرسی دارای ارزش است.

کام (2009) در تحقیقی ارتباط شرکت ها با فرصت های سرمایه گذاری بالا را با کیفیت حسابرسی بالاو این مهم را مورد بررسی قرار داد که آیا این ارتباط منتج به احتمال پایینی برای مدیریت سود می شود. شرکتی با فرصت سرمایه گذاری بالا می تواند متقاضی کیفیت بالای حسابرسی برای جلوگیری از مدیریت سود باشد، از طرفی حسابرسان 5 موسسه بزرگ به دلیل بالا بودن خطر از دست دادن استقلال حسابرسی، کیفیت حسابرسی بالایی را ایجاد خواهند کرد که محدود کننده ای برای مدیریت سود شرکتهایی است، که فرصت های سرمایه گذاری بالایی دارند. نتایج تحقیق به شرح زیر بدست آمده است: اول اینکه شرکت ها با فرصت سرمایه گذاری بالا انگیزه  زیادی به استفاده از حسابرسی موسسات پنج بزرگ نسبت به شرکت های با فرصت سرمایه گذاری پایین دارند و دوم اینکه شرکت ها با فرصت سرمایه گذاری بالا، تمایل زیادی برای ارائه اقلام تعهدی اختیاری دارند، این رابطه وقتی پایین است که حسابرسان آنها یکی از پنج موسسه بزرگ باشد.

جف و همکاران (2010)، کیفیت حسابرسی4 موسسه بزرگ حسابرسی و موسسات حسابرسی درجه دو را برای دوره 2006-2003  مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد سطح اقلام تعهدی غیر عادی صاحبکارانی که توسط چهار موسسه بزرگ حسابرسی شده اند با صاحبکارانی مشابه است که توسط حسابرسان درجه دو حسابرسی شده اند.

الستیر و همکاران (2011) به مطالعه این موضوع پرداختند که آیا می توان تفاوت کیفیت حسابرسی چهار موسسه بزرگ در مقابل چهار موسسه غیر بزرگ را به مشخصات صاحبکاران نسبت داد؟ در این بررسی از موضوعات کیفیت حسابرسی، اقلام تعهدی اختیاری، هزینه حقوق صاحبان سهام پیش بینی شده و صحت پیش بینی تحلیلگر استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تفاوت در این موارد بین چهار موسسه بزرگ و چهار موسسه غیر بزرگ حسابرسان تا حد زیادی با خصوصیات صاحبکاران و به طور خاص با اندازه صاحبکار منطبق است.

حساس یگانه و آذین فر (1389) در ایران رابطه اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی را بررسی کردند،  به همین منظور مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی در زمره مؤسسات حسابرسی كوچك و سازمان حسابرسی به دلیل كاركنان زیاد و قدمت بیشتر در زمره حسابرس بزرگ قرارگرفته است. تجزیه و تحلیل های آماری صورت گرفته در این پژوهش، مبین رابطه معنادار و معكوس كیفیت حسابرسی و اندازه حسابرس (مؤسسه حسابرسی) است.

روش تحقیق

این پژوهش، از دیدگاه تقسیم بندی تحقیقات بر حسب هدف، تحقیقی کاربردی است، زیرا هدف تحقیقات کاربردی، توسعه دانش عملی در زمینه خاص است. به عبارت دیگر، تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می شوند.

از سوی دیگر، براساس چگونگی جمع آوری داده ها، این تحقیق توصیفی(غیر آزمایشی) است. اجرای تحقیقات توصیفی می تواند صرفاً برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا به منظور یاری رساندن به فرایند تصمیم گیری باشد. با توجه به دسته بندی های مختلف تحقیقات توصیفی، تحقیق حاضر از نوع همبستگی خواهد بود.

جزییات مقاله در اصل مقاله می باشد (اصل مقاله را بطور رایگان دانلود نمایید)

 

 

مطالب مرتبط