سلامت سازمانی

مفهوم سلامت

سلامت سازمانی یك مفهوم تقریباً تازه ای است و شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان می گردد. یك سازمان سالم جایی است كه افراد می خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و خود افرادی موثر و سودمند باشند.

سلامت سازمانی

سلامت سازمانی را مایلز در سال 1969 تعریف كرد و ضمن پیشنهاد طرحی برای سنجش سلامت   سازمان­ها، خاطرنشان كرد كه سازمان همیشه سالم نخواهد بود. به نظر او سلامت سازمانی اشاره می­كند به دوام و بقای سـازمان در محیط خود و سـازگاری با آن و ارتــقا و گــسترش توانـایی خود برای سـازش بیشتر (واین،1987).

عباس زاده ویژگی­های سازمانی كه جو سالمی دارد را اینگونه شرح می­دهد که سازمان: در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است؛ دارای قابلیت انعطاف و خلاقیت برای ایجاد تغییرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است؛ نسبت به اهداف سازمان دارای یگانگی و تعهد است؛ حمایت داخلی و آزادی از ترس و تهدید را فراهم می آورد، زیرا تهدید به ارتباط خوب و سالم آسیب می رساند، قابلیت انعطاف را كاهش داده و به جای علاقه به كل نظام، حفاظت از خود را تحریك می ­كند (عباس زاده، 1369).  

لایدن و كلینگل درمورد سلامت سازمانی می نویسند؛ سلامت سازمانی مفهوم تقریباً تازه­ای است و تنها شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف به طور موثر نیست بلكه شــامل توانایی سازمان برای رشد و بهبود نیز می­گردد. ناظران در سازمان­های سالم كاركنانی متعهد و وظیفه شناس، روحیه بالا، كانال­های ارتباطی باز و موفقیت بـالا می­یابند و یك سـازمان سالم جـایی است كه افراد می­خواهند در آنجا بمـانند و كار كنند و به آن افتخار كنند و خود افرادی سودمند و موثر هستند.( لایدن،2000).

سلامت سازمــانی مدرسه چارچوب دیگری برای مفهوم سازی جو عمومی مدرسه است. مفهوم سلامتی مثبت در یك سازمان، توجه را به شرایطی جلب می كند كه رشد و توسعه سازمان را تسهیل كرده و یا مانع پویایی­های سازمان است. (عباس زاده و همکاران، 1371).

همان طور كه پارسونز می گوید: همه سیستم های اجتماعی، اگر قرار باشد كه رشد و توسعه یابند، باید چهار كاركرد اساسی (انطباق)، (كسب هدف)، (یگانگی)، و (دوام). را با موفقیت انجام دهند. به عبارت دیگر، سازمانها باید درحل چهار مشكل موفق باشند:

1 – مشكل كسب منابع كافی و سازش با محیط خود

2 – مشكل تعیین و اجرای هدف

3 – مشكل نگهداری وحدت در داخل سازمان

4 – مشكل ایجاد و حفظ ارزشهای منحصر سیستم

بنابراین، سازمان باید با نیازهای انطباق و كسب هدف و نیز نیازهای بیانی، یگانگی اجتماعی و هنجاری برخورد بكند، در واقع فرض بر این است كه سازمان­های سالم، به طور اثربخشــــی هر دو دسته از نیازها را برآورد می كنند. (عباس زاده و همکاران، 1371)

مفهوم سلامت سازمانی:

مفهوم سلامت سازمانی مفهوم بی­نظیری است که به ما اجازه می­دهد تصویر بزرگی از سازگاری با محیط داشته باشیم. در سازمانهای سالم، کارمندان متعهد و وظیفه شناس و سودمند هستند و از روحیه و عملکرد بالایی برخوردارند. سازمان سالم جایی است که افراد با علاقه به محل کارشان می آیند و به کارکردن در این محل افتخار می کنند. درحقیقت سلامتی سازمان از لحاظ فیزیکی، روانی، امنیت، تعلق، شـــــایسته سالاری و ارزشگذاری به دانایی، تخصص، و شخصیت ذی نفعان، و رشد دادن به قابلیتهای آنها و انجام وظایف محول شده از سوی فراسیستم های خود در اثربخشی رفتار هر سیستمی تاثیر بسزایی دارد.

اهمیت مقوله سلامت سازمانی

تنش در محل کار به مقوله مهمی در سازمان­های امروزی بدل گشته است. در جولای سال 2000، میزگرد کار و اقتصاد در مورد سلامت روانی نتایج مطالعه خود در مورد افسردگی در محل کار را منتشر کرد. این گزارش نشان می داد که هزینه ناخوشی های دماغی و روانی در محل کار بطور فزاینده رشد می کند. متاسفانه، هزینه های پنهان زیادی نیز وجود دارند که بعلت اینگونه عدم سلامت یا ناخوشی سازمانی صرف می شوند. وجود تنش کاهنده در سازمانها دارای عواقب زیر است:

  • کاهش رضایت کارکنان
  • گسیختگی کاری و اجتماعی که بواسطه عملکرد پایین افراد یا غیبت مکرر آنها رخداده، تنش بر روی همه را افزایش می دهند.
  • افزایش اختلافات
  • کاهش نوآوری، همکاری و انگیزه بخشی
  • نرسیدن به موعدهای زمانی مقرر برای پروژه ها
  • کاهش کیفیت خدمات

تمرکز بر سلامتی سازمان به معنی تمرکز بر موفقیت آینده آنست و اهمیتی در حد میزان فروش یا سایر نتایج کوتاه مدت سازمان است. امروزه توانایی سازمان در بکارگیری حداکثر توان مغزی کارکنان خود و کمک به آنان در تبدیل ایده­های خوب به محصولات و خدمات مشتری­پسند، عامل رقابتی در برتری سازمانی است.

ابعاد سلامت سازمانی

بعاد ده­گانه سلامت سازمانی از دیدگاه مایلز:

مایلز(1969)، برای تعریف و توضیح سلامت سازمانی از ده ویژگی کمک گرفته است. این ویژگی ها با هم در تضاد نیستند و با یکدیگر تعامل دارند، در سنجش سلامت سازمانی نیز این ده ویژگی  معیارهای اندازه گیری این پدیده قرار می گیرند:

1-تمرکز به هدف: در سازمان سالم هدف یا هدف های سیستم برای اعضای آن کاملا روشن و قابل پذیرش است. با وجود این روشنی هدف و پذیرش آن را باید برای سلامت سازمانی شرطی لازم و ناکافی دانست. همچنین هدف ها باید با توجه به منابع موجود و در دسترس قابل حصول و متناسب و کم و بیش همخوان و موافق با خواست هاو تقاضاهای محیط باشند( لطیفی و کیانی،1387).

2-کفایت ارتباط: کفایت ارتباط بدان معناست که ارتباطات نسبتا عاری از تعریف در جهت افقی و عمودی و همچنین متقابلا بین سازمان و محیط وجود دارد و اطلاعات به نحوی در گردش است. در یک سازمان سالم فشارهای درونی موجود بی­رنگ می شوند از طرفی اطلاعات کافی برای تشخیص دشواری­های آن موجود است و کارکنان سازمان اطلاعات مورد نیاز را بدون انجام تلاش­های زاید با مراجعه به این و آن، یا تشکیل جلسات مکرر، به راحتی به دست می آورند(ساعتچی،1370).

3- توزیع بهینه­ی قدرت: در سازمان سالم، توزیع قدرت نفوذ و تاثیرگذاری نسبتا عادلانه است. زیردستان می­توانند در جهت بالا تاثیر گذار باشند و مهم­تر از آن هر مافوق می­تواند بر مافوق خودتاثیر بگذارد. در چنین سازمانی گرچه بدون تردید تعارض میان گروهی مثل دو گروه انسانی مشاهده می­شود ولی مبارزات میان گروهی برای دستیابی به قدرت تلخ و ناخوشایند نیست همکاری بین افراد جایگزین اعمال اجبار آشکار یا پنهان می­شود. همبستگی در روابط متقابل به جای روابط رئیس_مرئوس مورد توجه قرار می­گیرد. در سازمان سالم نفوذ تاثیرگذاری نه از مقام یا شخصیت یا سایر عوامل نامربوط بلکه از دانایی­، شایستگی و داشتن اطلاعات مرتبط با کار سرچشمه می گیرد(مدنی،1383).

4- کـاربرد منابع: وقتی در سطح انســانی، از یک شخص ســالم مثل کــارکنان سازمان، صحبت می­کنیم ومی­گوییم: در حد استعداد و قابلیت خودکار می­کند. به عبارت دیگر، او را در جهت هدف و در سطح مقتضی به همکاری بر می­انگیزد.در سازمان سالم افراد ممکن است زیاد کار کنند ولی احساس نمی­کنند که خلاف میل خود یا علیه خود و سازمان عمل می­کنند میان خواسته­های افراد و انتظارات شغلی آنان تناسب وجود دارد. افراد در حد معقولی احساس خودیابی می­کنند. به عبارت دیگر، نه

تنها در انجام کار خود احساس خوب دارند بلکه در جریان همکاری با سازمان حس می­کنند که  شخصاً یاد می­گیرند، رشد می­کنند و شکوفا می­شوند(علاقه مند، 1378).

5- اتحاد و همبستگی: سلامت سازمانی بدان معناست که سازمان خود را می­شناسد و اعضای آن به عضویت در آن جذب می­شوند، می­خواهند در سازمان باقی بمانند تحت تاثیر آن قرار گیرند و آنرا تحت تاثیر قرار دهند.

6- روحیه: سابقه این مفهوم در ادبیات روان شناختی و جامعه شناختی، چنان مهم است که کاربرد آن را با تردید رو به رو می سازد معنای ضمنی آن رفاه، خوشی یا رضایت است. روحیه عبارت است از حالتی از احساسات فردی که بر حول آن احساس­های رفاه، رضایت و انبساط خاطر قرار دارد. فقدان روحیه حاصل احساس­های ناراحتی، فضاهای ناطلبیده و نارضایتی است( اصلانی، 1380).

7- نوآور بودن: سازمان سالم به ایجاد رویه های جدید، حرکت به سوی هدف های تازه، تولید فرآورده ­های نو، دگرگون سازی خود و متفاوت شدن به مرور زمان، گرایش دارد. به عبارتی در مورد چنین سازمانی می­توان گفت که به جای ثابت و یکنواخت ماندن، رشد و توسعه پیدا کرده تغییر می­یابد. بازسازی و نوسازی خویش خصیصه­ی سلامت سازمانی است (زنگل، 1375)

8- خودمختاری: سازمان سالم، به طور منفعل به خواست های بیرونی عمل نمی­کند و خود را ابزار محیط نمی­داند و در غیر حال واکنش آن نسبت به محیط خرابکارانه و طغیان گرانه نیست. به داشتن نوعی استقلال از محیط گرایش دارد و سخن دیگر با محیط تعامل دارد واکنشهای آن را تعیین کننده­ی رفتار خود نمی­داند(طوسی، 1380)

9- سازگاری با محیط: سازمان ضمن تغییر خود باید توانایی انطباق با محیط یا با آن بخش مرتبط با خود از محیط را داشته باشد یا بتواند اختلاف و تفاوت موجود بین خود و محیط را به نحوی موثری حل کند.

10- کفایت حل مشکل: آرگریس (1964)معتقد است که در یک سیستم اثربخش، حل مشکلات با حداقل صرف انرژی صورت می گیرد و مکانیسم های حل مشکل تضعیف نمی شوند، یافتن راه حل های ممکن، تصمیم گیری از میان راه حل ها اجرای آنها و ارزیابی اثربخش آنها ساختارها و رویه های مناسبی در اختیار دارد. در چنین سازمانی عملیات خودرا چه در جهت تحقق هدف ها باشد یا در جهت حفظ و صیانت سیستم یا برای حل مشکلات انطباق و سازگاری قابل کنترل تلقی کرده و فعالانه بر مشکلات مربوط فایق  می آید(علاقه مند، 1378)

در یک تقسیم بندی می­توان گفت که از ویژگی­های شمارش شده، سه ویژگی اول، با وظیفه سازمان، با هدف­ها، انتقال اطلاعات و راه­های نفوذ تاثیرگذاری به منظور تصمیم­گیری ارتباط دارد. ویژگی­های چهارم تا ششم، با وضع درونی نظام سازمانی و نیازهای حفظ و نگهداری اعضای آن ارتباط دارند. ویژگی­های هفتم  تا دهم سلامت سازمانی به رشد و تغییر در سازمان مربوز می­شود. این دسته بندی در جدول 2-3 آورده شده است.

دسته بندی ابعاد دهگانه سلامت سازمانی مایلز

ردیف

حوزه فعالیت

ویژگی ­ها

1

وظیفه

1- تمرکز بر هدف 2- کفایت ارتباط 3- توزیع بهینه قدرت

2

وضع درونی (حفظ ونگهداری)

4- کاربرد منابع 5- اتحاد و همبستگی 6- روحیه

3

رشد و تغییر

7- نوآور بودن 8- خودمختاری 9- سازگاری با محیط 10- کفایت مشکل

ویژگی­ های موردنظر مایلز به هرنوع سازمانی(آموزشی، اقتصادی، خدماتی، فرهنگی و…) قابل تعمیم است. اما چون این ویژگی ها، از بعد روانسنجی مشکل داشت، نظر پارسونز در این رابطه کارگشا و مناسب به نظر می رسد: پارسونز معتقد است که همه نظام های اجتماعی باید برای استمرار فعالیت و رشد و بقای خود، چهار مسئله اساسی زیررا حل کنند. الگوی پارسونز[1] با چهار حرف که هرحرف آن برگرفته از یک وظیفه اساسی است مشخص می شوند

1- بدست آوردن منابع کافی و انطباق با محیط، کارکردِ(انطباق)

2- تعیین وتحقیق هدف ها، کارکردِ(تحقق هدف)

3- حفظ همبستگی در درون نظام، کارکردِ(یگانگی)

4- ایجاد و حفظ ارزشهای بی همتای نظام، کارکرد(پنهان) یکپارچگی هنجاری

بنابراین، سازمان­ها، باید دو دسته نیازهای ابزاری (انطباق وتحقق هدف) و نیازهای بیانی (یگانگی اجتماعی و یکپارچگی هنجاری )را اضافه کنند. در واقع فرض برآن است که سازمان­های سالم، هردو دسته نیازهای فوق را بطور اثربخش تأمین می­کنند.

[1] (A.G.I.L)

منبع: modir123.com