مقایسه حراجی های انگلیسی، انگلیسی معکوس، هلندی و پاکت بسته

 http://modir3-3.ir/images/haraji_modir123.com.jpg

  •  حراجی انگلیسی

رایج ترین نوع حراج، که تحت عنوان حراج انگلیسی شناخته می شود، غالبا برای فروش آثار هنری، عتیقه جات و دیگر کالاها به کار برده می شود. در این نوع حراج، مسوول حراج، کار را با یک قیمت پایه (که ممکن است صفر باشد) آغاز می کند. قیمت پایه، کمترین قیمتی است که فروشنده جهت کالای مزبور تمایل به قبول دارد. وقتی که یک پیشنهاددهنده نسبت به این قیمت اظهار تمایل کند، مسوول حراج (auctioneer)، منتظر پیشنهاد قیمت بالاتر می شود و معمولا قیمت را به میزانی که از قبل مشخص شده است، افزایش می دهد. این روند ادامه پیدا می کند، تا جایی که دیگر هیچ کس تمایلی به بالا بردن قیمت پیشنهادی نداشته باشد. این جا است که حراج به پایان رسیده و فردی که بالاترین قیمت را پیشنهاد کرده است، آن کالا را به قیمت پیشنهاد داده شده دریافت می کند. از آن جا که در این نوع حراج فرد برنده همان قدر بابت کالا می پردازد که خودش پیشنهاد داده بود، آن را حراج قیمت اول (first price) می نامند.

  • حراجی انگلیسی معکوس

بسیاری ازشرکتها از قیمت گذاری معکوس به عنوان یک سیاست در حراجیهای خود استفاده می کنند تا به این وسیله در هزینه های تأمین شرکتها صرفه جویی شود. در این گونه سایت ها، ابتدا درخواستی برای یک طرح و یا درخواستی برای یک اعلام قیمت جهت به راه انداختن یک حراجی توسط یک شرکت مطرح می شود. در این حراجی آن شرکتی برنده خواهد بود که کمترین قیمت را برای تأمین آن محصول یا کالا و خدمات ارائه کند. اینگونه بازارهای آزاد از آنجا که هزینه های تأمین شرکتها را برای درخواستهایشان کاهش می دهند، امروزه و مخصوصاً در تجارت های B۲B بسیار شناخته شده هستند. البته این نوع حراجیها تنها محدود به کسب و کار B۲B نمی شود، بلکه برخی سایت ها از این نوع حراجیها برای ارائه خدمات و محصولات به مشتریان نیز بهره می برند.

  • حراجی به سبک هلندی

میان تعریفی که اقتصاددانان از حراجی به سبک هلندی ارائه می کنند و آنچه که در هلند برای خرید و فروش گل به کار می رود، تفاوت وجود دارد. در این سبک، گرداننده حراجی، ابتدا قیمتی را برای فروش اعلام می کند و همینطور آرام آرام قیمت را پایین می آورد تا بالاخره فردی این قیمت را بپذیرد و این کاملاً بر خلاف حراجی به سبک انگلیسی است.

حراجی به سبک هلندی دو ایراد عمده دارد:

ـ فرایند به کار گرفته شده در این حراجی به خریدارانی که به دنبال به دست آوردن این کالا هستند، اجازه افزایش قیمت را نمی دهد. در حالی که در حراجی انگلیسی، هنگامی که خریداری علاقه زیاد خود به کالا را با قیمت گذاری خود نشان می دهد، دیگر خریداران نیز به ارزیابی مجدد ارزش این کالا می پردازند و قیمت را افزایش می دهند.

ـ در حراجی هلندی با قیمتی که بالاتر از قیمت واقعی بازار آن کالاست، قیمت گذاری انجام می شود و چرا که در غیر اینصورت سودی عاید فروشنده نخواهد شد.

  • حراجی پاکت بسته

در این نوع حراجیها، اطلاعات شفاف و روشن است. فروشندگان کالایی را جهت ارزیابی، بررسی و قیمت گذاری روی آن به خریداران ارائه می کنند. پیش از موعد مقرر، خریداران بالقوه این فرصت را دارند تا یک قیمت قطعی را برای محصول ارائه کنند. یکی از شرایط این حراجی این است که تا زمانی که قیمت دهی قطعی ادامه دارد و وقت آن تمام نشده است، خریداران نمی توانند از میزان قیمت پیشنهادی رقبا اطلاعی کسب کنند. بعد از اتمام این زمان، محصول به بالاترین قیمت دهنده فروخته می شود. همچنین فروشندگان حق دارند حداقل قیمتی را مشخص کنند و به زیر از این قیمت می توانند محصول را نفروشند.

تفاوت ها

ممکن است کسی فکر کند که تنوع در حراج ها، ضروری نیستند، چرا که در تمام موارد گزینه ای وجود دارد که بیشترین اضافه رفاه را برای فروشنده ایجاد کند.

در واقع، تئوری «هم ارزی درآمدی» (revenve eqviralence) تحت فرضیات دقیق و خاصی حاکی از آن است که همه این چهار نوع مزایده، میزان درآمد یکسانی را برای فروشنده سبب خواهند شد. با این حال، این فرضیات راجع به طبیعت ارزش کالای مورد بحث و تلقی پیشنهاد دهنده ها از ریسک، بسیار محدود کننده بوده و چندان مورد قبول نیستند.اولین فرض این تئوری، این است که کالایی که حراج می شود، برای همه پیشنهاد دهنده ها ارزشی مستقل و خاص دارد. این فرض، عموما وقتی برقرار است که کالا، برای مصرف شخصی در نظر قرار گرفته باشد و فروش دوباره آن مد نظر پیشنهاد دهنده ها نباشد. این حالت می تواند در رابطه با لوازم منزل و آثار هنری برقرار باشد. در این حالت، ارزش کالا، شخصی و مستقل از ارزشی که دیگران برای آن قائل می شوند، در نظر گرفته می شود (ارزش به صورت مستقل و خصوصی تعیین می شود.) اگر پیشنهاد دهنده ها ارزش فروش دوباره خود کالا یا محصولی جانبی از آن را در نظر داشته باشند، این فرض برقرار نخواهد بود. خرید زمین به خاطر بهره برداری از مخازن نفتی که در زیر آن قرار دارد، مثال خوبی در این رابطه است. در این حالت، ارزش، به صورت مشترک تعیین می شود و این بدین معنا است که پیشنهادهای ارائه شده از سوی اشخاص، نه تنها بر پایه ارزش گذاری شخصی آنها انجام می گیرد، بلکه از ارزش گذاری صورت گرفته از سوی خریداران احتمالی نیز متاثر است. همه پیشنهاد دهنده ها تلاش می کنند تا ارزش کالا را با استفاده از معیارهای مشخص یکسانی تخمین بزنند (برای همین به این ارزش ها، ارزش های مشترک اطلاق می شود)، اما ممکن است نتایجی که به دست می آورند، بسیار متفاوت باشند.

اگر اطلاعات ویژه ای درباره کالایی که خریداری می شود، وجود نداشته باشد، آن گاه فردی برنده خواهد شد که بیشترین خطای مثبت را در حین ارزش گذاری خود مرتکب شود و اگر خوش شانس نباشد، با ضرردهی کار خود را به پایان خواهد رساند و پولش را از دست خواهد داد.

دومین فرض قضیه هم ارزی درآمدی، این است که همه پیشنهاد دهنده ها، نسبت به ریسک، بی تفاوت بوده و یا اصطلاحا ریسک خنثی (risk neutral) هستند. اگر پیشنهاد دهنده نسبت به انتخاب از میان سود تضمین شده r و سود انتظاری r، کاملا بی تفاوت باشد ریسک خنثی است. پیشنهاد دهنده ای که سود تضمین شده را ترجیح می دهد، ریسک گریز (risk averse) نامیده می شود، در حالی که پیشنهاد دهنده ای که سود انتظاری را ترجیح می دهد، ریسک پذیر (risk loving) نام می گیرد.روشی که فروشنده برای حراج برمی گزیند، به قضاوت وی در این باره بستگی دارد که کدامیک از این فروض برقرارند. اگر ارزش ها، بیشتر از آنکه مستقل باشند، مشترک تلقی گردند، حراج انگلیسی، نسبت به حراج مخفی با قیمت دوم درآمد بیشتری را نصیب فروشنده می کند و حراج مخفی با قیمت دوم نیز به نوبه خود، نسبت به حراج های هلندی و مخفی با قیمت اول درآمد بیشتری را نصیب فروشنده می نماید. این رتبه بندی در میان چهار نوع حراج، نشان دهنده فواید استراتژیک کسب اطلاعات است. از آنجا که در حراج نوع انگلیسی، همه پیشنهاددهندگان از تمامی پیشنهادها اطلاع دارند، لذا در این نوع حراج، امکان تاثیرگذاری پویا بر ارزش گذاری های اشخاص وجود دارد. (اگر فردی ببیند که دیگران معتقدند که کالایی ارزش بیشتری دارد، ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد و ارزش بیشتری برای آن کالا درنظر بگیرد) اما در حراج مخفی با قیمت اول، در مقایسه با نوع انگلیسی، پیشنهاددهنده ها که از «نفرین برنده» آگاهند، با محافظه کاری بیشتری پیشنهاد می دهند. همین مطلب در رابطه با حراج هلندی نیز صادق است. در حراج مخفی با قیمت دوم نیز افراد نمی توانند در جریان حراج اطلاعات کسب کنند، اما از آن جا که فرد برنده، قیمتی برابر با دومین پیشنهاد ارائه شده را می پردازد، افراد شرکت کننده در حراج، پیشنهادهای خود را افزایش می دهند تا زیرا می دانند که در صورت پایین تر بودن دیگر پیشنهادها، متحمل ضرر نمی شوند.

در واقع در هر دو نوع حراج هلندی و مخفی با قیمت اول، هیچ اطلاعاتی آشکار نگردیده و نیز فرد پیشنهاد دهنده قیمتی برابر با پیشنهاد خود را می پردازد. بنابراین، از لحاظ حداکثرسازی درآمد، مهم نیست که فروشنده کدامیک از این دو حراج را انتخاب می کند، همچنین تفاوتی نمی کند که آیا پیشنهاد دهنده ها، ارزش هایی مشترک برای کالای مزبور قائلند یا اینکه ارزش ها، شخصی و مستقل هستند.

نقش ریسک گریزی: در حراج مخفی با قیمت اول و حراج هلندی، ریسک گریزی سبب می شود که پیشنهاد دهنده ها، قیمتی را ارائه کنند که از پیشنهادی که در حالات دیگر می دادند، اندکی بالاتر است. از آنجا که افراد تنها یک فرصت برای ارائه پیشنهاد خود دارند، لذا ترس از اینکه مبادا کالای مورد بحث را از دست دهند، سبب ارائه قیمت های بالا از سوی آنها می شود. با این حال، شرکت کنندگان در حراج های انگلیسی و ویکری، ترغیب می شوند که بی توجه به ریسک، ارزشی را که واقعا برای کالای مورد حراج قائل هستند، به عنوان قیمت آن پیشنهاد دهند.وقتی که فروشنده ای در رابطه با استفاده از یکی از این چهار نوع حراج اصلی تصمیم گرفته باشد، می تواند جهت به حداکثر رساندن درآمدش، تفاوت های زیادی را در شکل مورد نظر خود برای انجام حراج اعمال کرده و از آنها استفاده نماید. این مکانیسم ها می تواند اثراتی عمیق و غالبا دور از انتظار بر رفتار شرکت کننده ها و در نتیجه بر نتایج حراج بگذارند. از جمله این مکانیسم ها، می توان قیمت رزرو، اخذ هزینه ورود به حراج، اجازه ورود به شرکت کنندگان مدعو، انتخاب نماینده جهت شرکت در حراج، اعمال قوانین در رابطه با پیشنهادها و قوانین مربوط به پرداخت ها پس از بردن حراج حجم خرید و… را نام برد.