عنوان انگلیسی مقاله:

Wath is driving oil futures prices? fundamentaks versus speculation

ترجمه عنوان مقاله: عوامل مؤثر بر قیمت نفت در آینده: عوامل بنیادی در مقابل سوداگری

$$$: فقط 14500 تومان

سال انتشار: 2011

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 29 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 31 صفحه

منبع: ecb.europa.eu

نوع فایل: word

 دانلود مقاله

  دانلود قسمتی از ترجمه

فهرست مقاله
  • چکیده
  • خلاصه غیرفنی
  • مقدمه و مرور منابع
  • مدل کوچک عوامل ناهمگن و بازار آتی نفت
  • مدل قیمت­ های آتی نفت بر اساس تقاضای بنیادی
  • چارچوب ساختار خرد رفتار معامله ­گری
  • استراتژی مدل­ سازی تجربی: مدل مارکوف سوئیچینگ
  • مدل مارکوف سوئیچینگ احتمال انتقال وابسته به زمان
  • قیمت نفت که بر اساس یک مدل مارکوف سوئیچینگ TVTP مدل­ سازی شده است
  • داده­ ها
  • نتیجه­ گیری

چکیده مقاله

ترجمه مقاله عوامل مؤثر بر قیمت نفت در آینده

در این مقاله به بررسی تأثیر نسبی تقاضای بنیادی و سوداگرانه بر سطح و نوسان قیمت آتی نفت می پردازیم. در مرحله اول، بر اساس معاملات اخلال  زا یک مدل نظری عامل ناهمگن برای بازار آتی نفت ارائه می  کنیم. از این مدل برای بررسی ارتباط بین قیمت آتی نفت، نوسان، تغییر تقاضای بنیادی اصلی و وجود انواع مختلف عوامل استفاده می  کنیم. معامله  گران تجاری (که از نزدیک با نفت در ارتباط هستند) و معامله  گران غیرتجاری (که از نزدیک با نفت در ارتباط نیستند) را تفکیک می  کنیم.

بر اساس مدل نظری، دریافتیم که تعادل  های متعددی می  تواند وجود داشته باشد. به طور خاص، از یک سو اگر نوسان تقاضای بنیادی و عدم قطعیت نسبت به تقاضای آتی نفت بالا باشد و اختلاف قیمت نفت با تقاضای بنیادی یا روند قیمت کم باشد فقط معامله  گران تجاری وارد بازار خواهند شد. از سوی دیگر اگر شوک غیرمنتظره   سنگینی به قیمت نقدی نفت وارد شود تمام معامله  گران وارد بازار خواهند شد. در مرحله بعد، با برآورد مدل مارکوف سوئیچینگ از طریق احتمالات انتقال وابسته به زمان، مدل را به صورت تجربی آزمایش می  کنیم. این مدل در طول بازه زمانی ژانویه 1992 تا آوریل 2011 برآورد شده است. نتایج نشان داد که تا سال 2004، تقاضای بنیادی اصلی مهم  ترین دلیل تغییر قیمت  های آتی نفت است. اما از سال 2004، تغییر رژیم متداول شده است و رژیم چارتیست از همه رایج  تر بوده است.

کلیدواژه ها: مدل های مارکوف سوئیچینگ، قیمت نفت، سوداگری

قسمتی از ادبیات مقاله

مدل کوچک عوامل ناهمگن و بازار آتی نفت

مدلی که در این بخش ارائه شده است برای ارزیابی قیمت و تعیین نوسان، عناصر دو شاخه نظریه تعیین قیمت نفت و روش معامله اخلال­زا را ترکیب می­کند که پیش از این از هم جدا بودند. در سمت نظریه قیمت نفت، از مدل متعارف تعیین قیمت آتی نفت استفاده می­کنیم که کالدور (1939) آن را طراحی کرده است و پیندیک (1994) آن را اصلاح کرده است. در سمت ساختار خُرد، از مدل معامله اخلال­زا استفاده می­کنیم که دی­لونگ و همکاران (1990) طراحی کرده­اند و ساندرز و همکاران (1999) برای بازار آتی آن را اصلاح کرده­اند.

چارچوب ساختار خرد رفتار معامله ­گری

در سمت ساختار خُرد، مدل ارائه شده در این مقاله اساساً نسخه کوچک شده مدل همپوشانی نسلی ساموئلسون (1958) با عوامل دودوره­ای است که پورتفولیوی خود را بین دارایی بدون ریسک (که در عرضه کاملاً باکشش قرار دارد) و قراردادهای آتی نفت تقسیم می­ کنند. همچون مقاله دی­لونگ و همکاران (1990)، فرض ما این است که در دوره اول مصرف انجام نمی­ شود، تصمیم به عرضه کار وجود ندارد و باقیمانده صفر است. در نتیجه، منابعی که عوامل باید در مدل بر روی آن­ها سرمایه­ گذاری کنند برون­زا هستند. تنها تصمیمی که عوامل باید بگیرند انتخاب یک پورتفولیوی کوچک است. معامله ­گران همین مزیت­ ها را دارند اما توانایی آن­ها برای معامله در بازار آتی و نقدی نفت متفاوت است. ما بین دو نوع عامل اصلی یعنی عوامل تجاری و غیرتجاری تمایز قائل می­شویم.

عوامل تجاری از نزدیک با بازار نفت در ارتباط هستند. آن­ها به عرضه و مصرف نفت می­ پردازند و می ­توانند آن را ذخیره کنند. این عوامل می­ توانند در بازار نقدی نفت معامله کنند و فقط زمانی وارد بازار آتی شوند که بخواهند با تثبیت قبلی قیمتی که باید برای تحویل در آینده پرداخت یا دریافت کنند از خود در برابر نوسانات قیمتی محافظت کنند. در مورد تولیدکنندگان نفت، ورود به بازارهای آتی تضمین می­ کند که آن­ها بتوانند درآمد امروز خود را با فروش قراردادهای آتی کسب کنند، در حالی که مصرف­ کنندگان نفت قراردادهای آتی را به منظور کاهش هزینه­ های آتی خود خریداری خواهند کرد. این معامله­ گران می­توانند بدون هزینه انتظارات منطقی در مورد ریسک و بازده را ایجاد کنند.

ارتباط معامله ­گران تجاری، معامله­ گران غیرتجاری با نفت

بر خلاف معامله ­گران تجاری، معامله­ گران غیرتجاری از نزدیک با نفت در ارتباط نیستند. آن­ها به این دلیل در بازارهای آتی نفت مداخله می­ کنند که می­خواهند در معرض ریسک قیمت نفت قرار بگیرند. هرچند عوامل تجاری می­توانند بدون هزینه وارد بازارهای آتی نفت شوند اما عوامل غیرتجاری با هزینه ورود مواجه هستند. علاوه بر این، عوامل غیرتجاری صرفاً اطلاعات ناقصی درباره تغییر قیمت نفت بر اساس تقاضای بنیادی دارند.

هرچند تقسیم معامله ­گران بازار نفت به انواع مختلف افراد (مثل منطقی در مقابل غیرمنطقی، مطلع در مقابل کم ­اطلاع و …) تا حدی اختیاری است اما این دسته­ بندی را می­ توان بر اساس دو دلیل توجیه کرد.

  • اول این که برخی از معامله­ گران بازار نفت واقعاً اطلاعات بهتری از بقیه معامله ­گران دارند. برای مثال این دلیل مبنای پژوهش ­هایی بوده است که اخیراً در منابع در حال ترویج ساختار خُرد بازار انجام شده است.
  • دوم این که هرچند در اینجا فرض می­ کنیم انواع متفاوتی از معامله­ گران در بازار نفت حضور دارند اما می­ توان مدل خود را به عنوان مدلی در نظر بگیریم که در آن یک معامله­ گر در بازار حضور داشته باشد که به مجموعه اطلاعات مختلف موجود (یعنی اطلاعات تکنیکال در مقابل بنیادی) وزن می­دهد. یکی از چارچوب­ های جایگزین مدل ارائه شده در این بخش را می­توان به عنوان مثال در مقاله دی­گراو و گری مالدی (2004) در مورد بازار ارز مشاهده کرد.   

نتیجه گیری مقاله

نتیجه گیری مقاله عوامل مؤثر بر قیمت نفت در آینده

در این مقاله تأثیر نسبی تقاضای بنیادی و سوداگرانه را بر سطح قیمت های آتی نفت و نوسان آن بررسی کردیم. در مرحله اول، بر اساس معاملات اخلال زا یک مدل نظری عامل ناهمگن برای بازار آتی نفت ارائه کردیم. بر اساس مدل نظری، دریافتیم که تعادل های متعددی می تواند وجود داشته باشد. به طور خاص، از یک سو اگر نوسان تقاضای بنیادی بالا باشد و عدم قطعیت نسبت به تقاضای آتی نفت بالا باشد و اختلاف قیمت نفت با قیمت بنیادی یا روند قیمت کم باشد فقط معامله گران تجاری وارد بازار خواهند شد. از سوی دیگر اگر شوک غیرمنتظره  سنگینی به قیمت نقد نفت وارد شود تمام معامله گران وارد بازار خواهند شد.

در مرحله بعد، با برآورد مدل مارکوف سوئیچینگ از طریق احتمالات انتقال وابسته به زمان، مدل را به صورت تجربی آزمایش کردیم. این مدل در طول بازه زمانی ژانویه 1992 تا آوریل 2011 برآورد شد. نتایج نشان داد که تا سال 2004، تقاضای بنیادی اصلی مهم ترین دلیل جابجایی قیمت های آتی نفت است. اما از سال 2004، سوئیچینگ رژیم متداول تر شده است و رژیم چارتیست از همه رایج تر بوده است.

ترجمه ها پروپوزال آماده مدیریت استراتژیک پرسشنامه ها

سفارش مشاوره پایان نامه

پشتیبانی مدیر123