عنوان انگلیسی مقاله:

Corporate governance, earnings management, and IFRS: Empirical evidence from Chinese domestically listed companies

ترجمه عنوان مقاله: شواهدی تجربی از ارتباط حاكمیت شركتی، مدیریت سود و IFRS در شركت های چینی عضو بورس

$$$: فقط 5500 تومان

سال انتشار: 2014

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 4 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 12 صفحه

منبع: ساینس دایرکت و الزویر

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

5500 تومان – خرید ترجمه

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه
  • مرور منابع
  • متدولوژی
  • 3. جمع آوری داده ها
  • مدیریت سود
  • جدول 1. آمار داده ها
  • مدیریت سود، مالكیت دولتی، IFRS و هیئت مدیره مستقل
  • نتایج
  • آزمون پایداری
  • جدول 2. نتایج رگرسیون
  • جدول 3. آمار داده ها
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

در این پژوهش برای بررسی نحوه تأثیرگذاری IFRS، مالكیت دولتی و هیئت مدیره (BOD) بر مدیریت سود از اطلاعات 1329 شركت چینی عضو بورس در فاصله سال­های 1998 تا 2009 استفاده شد. نتیجه گرفتیم كه مالكیت دولتی تا حدی مانع از مدیریت سود در محیط كنونی چین می­ شود. اما به نظر نمی­ رسد پیاده­سازی IFRS از مدیریت سود جلوگیری کند. به نظر می­ رسد در صورت عدم وجود مالكیت دولتی، افزایش تعداد هیئت مدیره مستقل روش مناسبی برای جلوگیری از مدیریت سود باشد، هرچند هیئت مدیره غیرمستقل هیچ تأثیری ایجاد نمی­ كند.

کلمات کلیدی: مدیریت سود، شرکت، دولت چین، IFRS

ترجمه مقدمه مقاله

بر اساس آمار IASB، بیش از 100 كشور استانداردهای بین­المللی حسابداری را پذیرفته ­اند استانداردهایی كه نام رسمی آن استانداردها بین­ المللی گزارش دهی مالی یا IFRS است. آمریكا قصد دارد در طی سال 2011 درباره این موضوع تصمیم­ گیری كند كه آیا IFRS را در سیستم گزارش دهی مالی مربوط به نهادهای گزارش ­دهنده آمریكایی وارد كند یا خیر.

با توجه به احتمال پذیرش قریب ­الوقوع IFRS در جهان، به نظر می­ رسد اكنون زمان مناسبی برای بررسی آثار IFRS بر مسائل مختلف است. پژوهشگران مختلف از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته­ اند، برای مثال تأثیر IFRS بر مدیریت سود؛ رابطه بین IFRS و عدم تقارن اطلاعات (لوز، 2003)؛ نحوه تأثیرگذاری IFRS بر هزینه سرمایه سهام (داسكه، 2006؛ لمبرت، لوز، و ورچیا، 2007)؛ آیا IFRS باعث افزایش نقدینگی بازار می­ شود (داسكه، هیل، لوز و وردی، 2008)؛ و نحوه تأثیرگذاری IFRS بر نسبت کیو توبین كه آثاری فراتر از هزینه سرمایه و نقدینگی بازار را اندازه­ گیری می­ كند (داسكه و همكاران، 2008).

این مقاله تأثیر مالكیت دولتی، IFRS و هیئت مدیره مستقل را بر مدیریت سود در محیط شركت­ های سهامی عام چین بررسی می­ كند. بازار سرمایه ­گذاری چین در طی این سال­ ها با تغییرات زیادی مواجه شده است از جمله ایجاد یك سیستم هیئت مدیره مستقل در سال 2001 و تبدیل استانداردها به IFRS در سال 2007. چین تبدیل استاندارد به IFRS را از تاریخ 1/1/2007 برای شركت­ های سهامی عام الزامی كرد. رویكرد چین برای تبدیل قواعد جدید به كد خاص خود (سیستم چینی استانداردهای حسابداری) یك رویكرد مبتنی بر اصول است. اصلاحات انجام شده استانداردهای چین را از نظر كیفیت مورد نظر بین­المللی به IFRS نزدیك­تر می­ كند اما این استانداردهای جدید ترجمه تحت­ اللفظی IFRS نیستند هرچند بر همان اصول بنا شده­ اند. در ادامه به تعدادی از تفاوت­ ها اشاره شده است:
به­ كارگیری ارزش منصفانه برای كشوری كه در آن دولت نفوذ قابل توجهی دارد و بازار­های آزاد هنوز به طور كامل توسعه نیافته­ اند تغییر خواهد كرد. برای مطابقت با موضوع مالكیت دولتی، الزامات افشای معاملات با اشخاص وابسته اصلاح خواهد شد. سازمان­ های دولتی به دلیل حاكمیت سازمان­ های دولتی از شروط افشای «معاملات با اشخاص وابسته» معاف خواهند بود. امكان درخواست هزینه اختلال معکوس وجود نخواهد داشت.
در سال 2001، كمیسیون نظارت بر اوراق بهادار چین «راهنمای مربوط به تأسیس یك سیستم هیئت مدیره مستقل در شركت­های عضو بورس» را منتشر كرد. طبق این راهنما، تا تاریخ 6/30/ 2003، حداقل یك سوم از اعضای هیئت مدیره­ها باید مستقل باشند. هدف از این كار این است كه سیستم هیئت مدیره مستقل به مكانیزم رسمی برای پایش رفتار حاكمیت شركتی شركت­ های سهامی عام چین و بهبود آن تبدیل شود.
تغییرات فوق چه تأثیری بر بازار سرمایه­ گذاری چین داشته است؟ این موضوع را از دیدگاه مدیریت سود بررسی می­كنیم. آیا یك هیئت مدیره مستقل می ­تواند حاكمیت شركتی را بهبود ببخشد و در نتیجه مدیریت سود را كاهش بدهد؟ ببچاك و حمدانی (2009) بیان می­كنند كه روش­ های مناسب حاكمیت شركتی در یك بنگاه دولتی لزوماً روش­های خوبی در یك بنگاه سهامی عام (كه در آن یك سهامدار کنترل­ کننده حضور دارد) نیست. زیرا استقلال هیئت مدیره (یكی از مفاهیم اصلی در ساختاردهی به روش­ های مناسب حاكمیت شركتی) در صورت وجود سهامدار کنترل­ کننده نتایج متفاوتی در بر خواهد داشت. پژوهش ببچاك و حمدانی (2009) موجب شد تا رابطه بین هیئت مدیره مستقل و مالکیت دولتی شرکت­ های بورس داخلی چین را بررسی کنیم. علاوه بر این، تغییر بزرگ نظام حسابداری که از سال 2007 آغاز شد باعث شد تا در این پژوهش تأثیر IFRS بر تعامل هیئت مدیره مستقل، مدیریت سود و مالکیت سود را ارزیابی کنیم.

ترجمه نتیجه گیری مقاله

جدول 1 آمار داده­ های مربوط به مدیریت سود، اندازه، اهرم، سابقه بنگاه، تعداد هیئت مدیره غیر مستقل (كه مقیاس آن بر حسب اندازه تغییر می­ كند)، تعداد هیئت مدیره مستقل (كه مقیاس آن بر حسب اندازه تغییر می ­كند) را نشان می ­دهد. داده­ ها به دو گروه تقسیم شده است: گروه 1 مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی كمتر از 20% را نشان می ­دهد. گروه 2 مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی حداقل 20 درصدی را نشان می­ دهد. هرچند میانگین معیار مدیریت سود برای گروه 1 (مالكیت دولتی كمتر از 20%) بسیار بیشتر از گروه 2 (مالكیت دولتی حداقل 20 درصدی) است كه به ترتیب برابر با 19.3 و 2.43 درصد است اما آزمون t تفاوت معناداری بین معیارها نشان نداد. واریانس معیارها در سطح 0.0001 >p تفاوت معناداری دارند. با بررسی میانگین این معیار به همراه انحراف معیار این معیار و نیز توجه به این نكته كه واریانس این معیار برای دو گروه كاملاً متفاوت است نتیجه می­گیریم كه معیار مدیریت سود برای مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی كمتر از 20% بسیار متفاوت است در حالی كه به نظر می­رسد مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی حداقل 20 درصدی تغییرات كمتری دارد.

میانگین اندازه، سابقه بنگاه، تعداد هیئت مدیره غیر مستقل (كه مقیاس آن بر حسب اندازه تغییر می­كند) و تعداد هیئت مدیره مستقل (كه مقیاس آن بر حسب اندازه تغییر می­ كند) در سطح 0.0001>p برای این دو گروه متفاوت معناداری دارد. مهم­ترین نكته تعداد هیئت مدیره مستقل (كه مقیاس آن بر حسب اندازه تغییر می­ كند) است. تعداد هیئت مدیره مستقل در مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی كمتر از 20% به شكل معناداری بیشتر از مشاهدات مربوط به مالكیت دولتی حداقل 20 درصد است. از آنجایی كه معیار مدیریت سود در بازه بسیار گسترده 0.0007 تا 105098 قرار دارد با انجام رگرسیون بر اساس اعداد اصلی نمی ­توان به نتیجه معناداری دست یافت. داده­ های پرت به شدت بر نتایج تأثیرگذار خواهند بود. تصمیم گرفتیم معیارهای مدیریت سود را رتبه­ بندی كنیم و از این رتبه به عنوان متغیر وابسته برای بررسی رابطه مدیریت سود با سایر معیارها استفاده كنیم. جدول 2 نتایج رگرسیون را به همراه رتبه مدیریت سود به عنوان متغیر وابسته نشان می­ دهد.

این مدل را به صورت جداگانه برای این دو گروه (مالكیت دولتی كمتر از 20% و مالكیت دولتی حداقل 20 درصدی) اجرا كردیم. نتایج كلی مدل برای هر دو گروه در سطح 0.0001>p معنادار بود. برای هر دو گروه: هرچه اندازه شركت بزرگ­تر باشد مدیریت سود در سطح 0.0001>p كمتر خواهد بود؛ هرچه سابقه شركت بیشتر باشد مدیریت سود در سطح 0.01>p بیشتر خواهد بود. اهرم تأثیر چندانی در گروه مالكیت دولتی كمتر از 20 درصد نداشت اما در مورد گروه مالكیت دولتی بیشتر از 20% مدیریت سود را در سطح 0.01>p به شدت افزایش می­داد. هیئت مدیره مستقل، مدیریت سود مربوط به گروه مالکیت دولتی کمتر از 20% را در 0.01>p به طور معناداری کاهش داد در حالی که وقتی مالکیت دولتی بزرگ­تر یا مساوی 20% بود بر مدیریت سود تأثیری نداشت. هیئت مدیره غیرمستقل تأثیر معناداری بر مدیریت سود هیچ یک از دو گروه نداشت. نتایجی مبنی بر تأثیر پیاده­سازی IFRS در تبیین مدیریت سود مشاهده نشد. علاوه بر این میانگین رتبه مدیریت سود را تحلیل کردیم. این نتایج در جدول 3 ارائه شده است.

میانگین دو گروه در سطح 0.0001>p  تفاوت معناداری دارد به طوری که میانگین گروه 1 (مالکیت دولتی کمتر از 20%) و گروه 2 (مالکیت دولتی حداقل 20 درصدی) به ترتیب برابر با 5418 و 5133 است. بنابراین سطح مدیریت سود در مشاهدات مربوط به گروه مالکیت دولتی کمتر از 20% در مقایسه با مشاهدات مربوط به مالکیت دولتی حداقل 20 درصدی به شکل معناداری بالاتر است.

چکیده انگلیسی مقاله

This research used 1,329 Chinese publicly listed companies’ data from 1998 to 2009 to investigate how IFRS, state ownership, and board of directors (BOD) influence earnings management. We conclude that stateownership to an extent discourages earnings management in the current environment of China. However, IFRS implementation does not seem to deter earnings management.

When state-ownership is not the case, increasing the number of independent BOD seems to be a good practice to discourage earnings management, although non-independent BOD does not make any difference.
Keywords: Earnings management, Corporate Governance, China, IFRS

مقدمه انگلیسی مقاله

According to the IASB, over 100 countries have adopted the international accounting standards officially known as International Financial Reporting Standards or IFRS. The United States is scheduled to decide sometime in 2011 about whether to incorporate IFRS into the financial reporting system for U.S. issuers3 With the possibility of global adoption of IFRS imminent, this seems an opportune time to investigate the effects of IFRS on various issues.

Several researchers have approached this topic from several different angles, e.g., IFRS’s impact on earnings management; the relationship between IFRS and information asymmetry (Leuz, 2003); how IFRS affects the cost of equity capital (Daske, 2006; Lambert, Leuz, & Verrecchia, 2007); whether IFRS improves market liquidity (Daske, Hail, Leuz, & Verdi, 2008); and how IFRS affects Tobin’s q, which measures effects beyond the cost of capital and market liquidity (Daske et al., 2008). This paper investigates the effect of state ownership, IFRS, and independent boards of directors on earnings management in the context of Chinese publicly listed companies.

The investment market of China has undergone some major changes over the years, including the establishment of an independent board of directors system in 2001 and the conversion to IFRS in 2007. China mandated IFRS conversion for publicly traded companies starting 1/1/2007.4 China’s approach is a principles-based approach to translate the new rules into its own code, the Chinese Accounting Standards System. The revisions bring Chinese standards closer to the IFRS benchmark of internationally recognized quality, but the new standards will not be word-for-word translations of IFRS, though they will be founded on similar principles. A few differences are highlighted below:

• The application of fair value will be tailored for a country where the government retains significant influence and free markets have not fully developed.

• Related party disclosure requirements will be modified to reflect the context of state-ownership. State enterprises will be exempt from the “related-party” disclosure provisions because of the dominance of government enterprises.

• There will be no ability to reverse impairment charges. In 2001, the China Securities Regulatory Commission issued, “Directory about establishing an independent board of directors system in listed Companies”. According to the directory, by 6/30/ 2003, at least one-third of the members of the board of directors should be independent. The intension is that the independent board of directors system will become a formal mechanism to monitor the behavior of and improve the corporate governance of Chinese domestically listed companies. How have the above changes influenced the investment market of China? We look at it from the perspective of earnings management. Can an independent board of directors improve corporate governance, and thus reduce earnings management? Bebchuk and Hamdani (2009) pointed out that good corporate governance practices at a publicly held firm will not necessarily be good practices at a publicly traded firm in which there is a controlling shareholder. This is because board independence, a key concept in structuring appropriate corporate governance practices, has a different meaning when a controlling shareholder is present. The research by Bebchuk and Hamdani (2009) inspired us to investigate the relationship between independent boards of directors and state ownership of Chinese domestically listed companies. The significant change of accounting system starting 2007 also demands this research to evaluate IFRS effect on the interaction of independent board of directors, earnings management, and state ownership. Shen and Chih (2007) examined the impacts of corporate governance on earnings management. They conclude that firms with good corporate governance tend to conduct less earnings management and large size firms are prone to conduct earnings smoothing. The paper used CLSA (Credit Lyonnais Securities Asia) corporate governance measures. CLSA calculated an index with corporate governance rankings for 495 firms across 25 emerging markets and 18 sectors. The paper examined the relationship between Leuz et al.’s (2003) earnings management proxies and corporate governance.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

Table 1 shows data statistics for earnings management, size, leverage, firm age, number of non-independent BODs (scaled by size), number of independent BODs (scaled by size). The data is divided into two groups: Group 1 shows observations with state ownership of less than 20%. Group 2 shows observations with state ownership of at least 20%. Although the mean earnings management measure for group 1 (state ownership b 20%) is much bigger than group 2 (state ownership ≥ 20%), which are 19.3 and 2.43 respectively, the t-test did not find significant difference of the measure. The variances of the measure are significantly different at pb0.0001. To look at the mean of this measure together with the standard deviation of this measure, and also take into consideration that the variances of this measure is significantly different for the two groups, we conclude that earnings management measure varies greatly for observations with state ownership of less than 20% while there tends to be less variability for observations with at least 20% state ownership. The means of size, firm age, number of non-independent BOD (scaled by size), and number of independent BOD (scaled by size) are significantly different for the two groups at pb0.0001. The most noticeable is the number of independent BOD (scaled by size). Observations with less than 20% state ownership have significantly more independent BOD compared with observations with at least 20% state ownership. Because earnings management measure varies greatly from 0.0007 to 105,098, meaningful conclusion cannot be made by running regression based on the original number. The results will be too distorted by outliers. We decided to rank earnings management measures and use the rank as the dependent variable to investigate earnings management’s relationships with other measures. Table 2 shows regression results with the earnings management rank as the dependent variable. We ran the model separately for the two groups, the state ownership smaller than 20% and the state ownership at least 20%. The overall results of the model for both groups are significant at pb0.0001. For both groups: The bigger the size of the company, the smaller the earnings management will be at pb0.0001; the older the company, the bigger the earnings management at pb0.01. The leverage did not play a role for the state ownership less than 20% group, however, it significantly increased earnings management at pb0.01 for the state ownership more than 20% group. Independent BOD significantly decreased earnings management for the state ownership less than 20% group at pb0.01 while it did not influence earnings management when state ownership is equal or bigger than 20%. Non-independent BOD did not significantly influence earnings management for both groups. We do not find IFRS implementation plays a role in explaining earnings management. We further analyze the mean of the rank of earnings management. The result is reported in Table 3. The means of the two groups are significantly different at pb0.0001 with group 1 (state ownership b 20%) and group 2 (state ownership ≥ 20%) at 5418 and 5133, respectively. So, the earnings management level is significantly higher for observations with less than 20% state ownership compared with observations with higher state ownership.