عنوان انگلیسی مقاله:

Greenhouse gas emission accounting for EU member states from 1991 to 2012

ترجمه عنوان مقاله: حسابداری تولید گازهای گلخانه ای در کشورهای عضو اتحادیه اروپا از سال 1991 تا 2012

$$$: فقط 18500 تومان

سال انتشار: 2016

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 10 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 27 صفحه

منبع: الزویر و ساینس دایرکت

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

18500 تومان – خرید ترجمه

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه
  • متدولوژی
  • دستورالعمل حسابداری تولید گازهای گلخانه ای
  • محاسبه تولید گازهای گلخانه ای
  • مقدار دقیق تولید
  • مقدار تولید نسبی
  • روند تولید گازهای گلخانه ای
  • تحلیل تولید گازهای گلخانه ای
  • میزان تولید سالانه گازهای گلخانه ای
  • روند تولید گازهای گلخانه ای
  • منطقه مورد مطالعه
  • نتایج
  • تولید گازهای گلخانه ای 28 کشور عضو اتحادیه اروپا در سال 2012
  • منبع تولید گازهای گلخانه ای
  • شکل 1) سهم بخش های مختلف در تولید گازهای گلخانه ای در 28 کشور عضو اتحادیه اروپا
  • شکل 2) میزان تولید گازهای گلخانه ای
  • چاهک گازهای گلخانه ای
  • شکل 3) میزان تولید گازهای گلخانه ای در 28 کشور عضو اتحادیه اروپا
  • خالص تولید گازهای گلخانه ای
  • شکل 4) گروه بندی نتایج 28 کشور عضو اتحادیه اروپا
  • روند تولید گازهای گلخانه ای
  • جدول 1) مشخصات نواحی و تعداد کشورهای واقع در آن ها به تفکیک 28 کشور عضو اتحادیه اروپا
  • شکل 5) تغییر ساختار تولید گازهای گلخانه ای 28 کشور عضو اتحادیه اروپا
  • روند تولید گازهای گلخانه ای در دوره 1991 تا 2012
  • بحث
  • اهمیت تحلیل جامع تولید گازهای گلخانه ای
  • پیشنهادهای اولیه برای استراتژی های کاهش تولید
  • پیشنهادهایی برای پژوهش های بعدی
  • نتیجه گیری
  • تقدیر و تشکر
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

با وجود آن که طی سال های اخیر تولید گازهای گلخانه ای (GHG) در اروپا به شدت کاهش یافته است، اما در مجموع، اتحادیه اروپا جزء بزرگ ترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای در دنیا است. در این مقاله، میزان تولید گازهای گلخانه ای 28 کشور عضو اتحادیه اروپا در طول سال های 1991 تا 2012 محاسبه شده است و بر اساس روش برآورد موجودی مجمع بی المللی تغییر اقلیم (IPCC) با هم مقایسه شده است. در مرحله بعد، ساختار تولید گازهای گلخانه ای در سطح ملی، توزیع آن بین کشورها، و روند دوره ای آن بررسی شده است. به منظور مشخص کردن سهم هر بخش (انرژی، فرایندهای صنعتی، استفاده از حلّال ها و سایر محصولات، کشاورزی، کاربری زمین، تغییر کاربری زمین و جنگل داری، و پسماند) از مجموع میزان تولید در کشور، منابع و چاهک های تولید گازهای گلخانه ای ملی برای هر کشور تفکیک شده است. آلمان مجموعاً با میزان تولید خالص 939 میلیون تن معادل دی اکسید کربن در سال 2012 بزرگ ترین تولیدکننده گازهای گلخانه ای بوده است. این میزان60% بیشتر از تولید بریتانیا (دومین تولیدکننده) و 89% بیشتر از تولید فرانسه (سومین تولیدکننده) بوده است. طبق یافته ها در اکثر کشورها بخش انرژی و کشاورزی بزرگ ترین منابع تولید گازهای گلخانه ای بوده اند. برای مقایسه عملکرد کشورها از نظر شدت تولید گازهای گلخانه ای، نرخ کربن زدایی، و کاهش خالص تولید گازهای گلخانه ای، چهار ناحیه در نظر گرفته شد. کشورهای اسلوونی، پرتغال، سوئد و فنلاند در ربع دوم قرار گرفتند زیرا شدت تولید آن ها نسبتاً پایین و نرخ کربن زدایی آن ها بالا بود. در مقابل، کشورهای مجارستان، یونان، قبرس، جمهوری چک، و لهستان در ربع چهارم قرار گرفتند، زیرا شدت تولید آن ها نسبتاً بالا و نرخ کربن زدایی آن ها پایین بود. برای ادغام نتایج و روندهای سالانه درون و میان کشورها در استراتژی های کاهش تولید در سطح ملی و منطقه ای، پیشنهادهایی نیز ارائه شده است. چارچوب حسابداری یکپارچه و تحلیل ساختار تولید گازهای گلخانه ای می تواند برای سایر کشورها و مناطق نیز مفید باشد.

کلیدواژه ها: حسابداری تولید گازهای گلخانه ای، ساختار تولید، منبع و چاهک بخشی، مدیریت طبقه بندی شده، اتحادیه اروپا

ترجمه مقدمه مقاله

اتحادیه اروپا (EU) یکی از پیشگامان کاهش تغییر اقلیم است. در سال 1996، کمیسیون اروپا پیشنهاد کرد که افزایش دمای جهانی حداکثر 2 درجه سانتی­گراد بالاتر از سطح دما در دوران ماقبل صنعتی باشد [1]. در مارس سال 2007، نخست­وزیران اتحادیه اروپا بر سر یکی از اهداف پس از پیمان کیوتو توافق کردند و متعهد شدند که تا سال 2020، هر کدام 20 درصد از تولید گازهای گلخانه­ ای (GHG) را در مقایسه با سطح آن در سال 1990 کاهش بدهند. همچنین توافق کردند که اگر سایر تولیدکنندگان اصلی سهم منصفانه خود را در اقدام جهانی برای کاهش میزان تولید بپذیرند، میزان کاهش تولید گازهای گلخانه­ ای را به 30% برسانند [1-4]. در مورد دوره تعهد دوم پیمان کیوتو (2013 تا 2020) که در سال 2012 در دوحه تصویب شد، نیز کشورهای عضو اتحادیه اروپا (28 کشور عضو) و ایسلند موافقت کردند تا در مقایسه با سال پایه، 20% از میزان تولید خود را کاهش دهند [2].

برای کاهش تولید گازهای گلخانه­ ای، سیاست­ها، پروژه­ها و مکانیزم­های مختلفی پیشنهاد شده است. یکی از ابزارهای اصلی سیاست­گذاری اقلیم، نظام تجارت گازهای آلاینده (ETS) است. این قانون که در سال 2005 آغاز شد بزرگ­ترین نظام بین­المللی و چندبخشی دنیا برای تجارت گازهای آلاینده است که بیش از 12000 مؤسسه و شرکت هواپیمایی را در سراسر 28 کشور عضو اتحادیه اروپا، ایسلند، نروژ و لیختن­اشتاین در بر می­گیرد [5 و 6]. در مجموع، قانون تجارت گازهای آلاینده اتحادیه اروپا در حدود 45% از تولید گازهای گلخانه­ ای اتحادیه اروپا را شامل می­شود [6 و 7]. سیاست مرتبط دیگری که از ژانویه سال 2013 اجرایی شده است، دستورالعمل آلاینده­های صنعتی در اروپا است. بر اساس این دستورالعمل، کارخانجات صنعتی باید به بهترین فناوری­های موجود (BAT) مجهز باشند و برای مثال، محدودیت­های جدیدی در مورد آلاینده­های کارخانجات بزرگ مصرف­کننده سوخت تعیین شده است [8]. مدیریت پسماند نیز از اوایل دهه 1970 در دستور کار سیاست زیست­ محیطی اتحادیه اروپا قرار گرفته است و اهداف خُرد و کلان مربوط به آن هر سال ارتقا می­یابد. برای مثال، پروژه شهری حذف کم­هزینه پسماند (ZERO WASTE) که از سال 2009 آغاز شده است، بر اساس کاهش و استفاده مجدد از پسماندها و بازیافت آن­ها به دنبال طراحی یک نظام یکپارچه حذف پسماند برای شهرداری­ ها است. در غیر این صورت، این پسماندها به مکان­ های دفن پسماند فرستاده می­شوند [4]. علاوه بر این، اتحادیه اروپا سابقه روشنی در زمینه توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر دارد [9]. برای مثال، این منطقه نزدیک به 65% از سوخت زیستی دنیا را در سال 2008 تولید کرده است [10 و 11].

پس از پیاده ­سازی این سیاست­ ها و مکانیزم ­ها تولید گازهای گلخانه ­ای در اتحادیه اروپا به شدت کاهش یافته است. در واقع، تولید گازهای گلخانه­ ای 28 کشور عضو اتحادیه اروپا به اضافه ایسلند در سال­های 2013 تا 2014 به میزان 4.1% کاهش یافته است (185.4 میلیون تن از 4301 میلیون تن معادل دی­اکسید کربن کاهش یافته است) و در مقایسه با سطح تولید گازها در سال 1990 نزدیک به یک­چهارم کاهش یافته است[2]. بخش عمده این کاهش تولید مربوط به کاهش شدت انرژی و افزایش استفاده از منابع انرژی بدون کربن است [12]. در سال 2013، میانگین تولید سرانه Co2 در اتحادیه اروپا 7.3 تن بود که این مقدار اندکی کمتر از سرانه چین (7.4 تن) و کمتر از نصف سطح سرانه آمریکا (16.6 تن) است. از نظر تولید به ازای GDP، شدت تولید در اتحادیه اروپا (0.22 کیلوگرم Co2 به ازای هر دلار آمریکا) یک­سوم کمتر از شدت تولید در آمریکا (0.33 کیلوگرم Co2 به ازای هر دلار آمریکا) و نزدیک به دوسوم کمتر از شدت تولید در چین (0.65 کیلوگرم Co2 به ازای هر دلار آمریکا) بود [13]. با وجود آن که سهم اتحادیه اروپا از تولیدجهانی Co2 از 16% در سال 2004 [1] به 11% در سال 2013 [13] و به 10% در سال 2014 ]15[ کاهش یافته است اما این منطقه همچنان یکی از بزرگ­ترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه­ ای در دنیا است[14].

واحدها و مؤسسات مختلف اتحادیه اروپا گزارش ­هایی اختصاصی در مورد تولید گازهای گلخانه­ ای منتشر کرده­اند. این گزارش­ها درباره موضوعات مختلفی نظیر تولید گازهای گلخانه­ ای در گذشته [3، 5، 16]، دیدگاه­های مختلف حسابداری [17]، روند ETS اتحادیه اروپا [18]، پیش­بینی درباره آینده [12، 18] و گزارش­ های مربوط به زیرمناطق [19، 20]، جمع ­بندی کشورهای عضو [21-29]، و شهرها [30] بوده است.

تمرکز پژوهش ­های منتشر شده نیز بر تولید گازهای گلخانه­ ای در بخش ­های خاص بوده است، از جمله در بخش کشاورزی [31-34]، دامداری [35]، حمل و نقل [36-38]، خرده ­فروشی [39]، تولید کاغذ[40] و بازیافت و مدیریت پسماند [4، 41، 42]. عوامل اصلی تولید گازهای گلخانه­ ای در بخش­ های مختلف در اتحادیه اروپا عبارتند از احتراق سوخت در صنایع انرژی، حمل و نقل، تولید و ساخت­ و ساز، و کشاورزی[2]. با توجه به سهم بالای تولید انرژی در تولید آلاینده ­ها، بیشتر به انرژی تجدیدپذیر و ETS توجه شده است. هرچند ترویج منابع انرژی تجدیدپذیر باعث کاهش قابل توجه تولید گازهای گلخانه­ ای در اتحادیه اروپا شده است [43-45]، اما آلاینده­های مربوط به کارخانجات مشمول ETS در طول سال­های 2005 تا 2014 به میزان 24% کاهش یافته است. با کاهش حداقل 26 و 31 درصدی آلاینده ­ها به کمک ETS در سال 2020 و 2030 (نسبت به سطح تولید سال 2005)، این روند نزولی قرار است ادامه پیدا کند [18].

مطالعات دیگری نیز در مورد تولید گازهای گلخانه­ ای در اتحادیه اروپا انجام شده است. این مطالعات عبارتند از بررسی رابطه بین تولید آلاینده­ ها و آلودگی هوا [46، 47]، برآورد احتمال کاهش تولید گازهای گلخانه­ ای [48]؛ و تحلیل دلایل اصلی تغییر تولید گازهای گلخانه­ ای [43، 49-51]. افزایش تولید گازهای گلخانه­ ای در اتحادیه اروپا در سال 2010 بسیاری از پژوهشگران را ترغیب کرد تا تأثیر ابعاد مختلف (از جمله سهم کشورهای مختلف عضو، بخش­ ها و انواع گازهای گلخانه­ ای) را بر مجموع تولید گازهای گلخانه­ ای بررسی کنند [3، 52]. تعدادی از مطالعات نیز برای بررسی تأثیر تولید گازهای گلخانه­ ای بر توسعه اقتصادی، رشد جمعیت، ترکیب انرژی، صرفه ­جویی در انرژی و شدت انرژی از تحلیل تفکیکی استفاده کرده­ اند [1، 53-55].

با وجود این مجموعه از پژوهش­ ها، دو مسئله همچنان نامشخص است: 1) نحوه طراحی یک چارچوب مشترک برای مقایسه جامع عملکرد کشورهای مختلف عضو از نظر تولید گازهای گلخانه ­ای؛ و 2) نحوه پیاده­ سازی استراتژی­ های مختلف مدیریت گازهای گلخانه­ ای در کشورهای مختلف عضو بر اساس عملکرد فعلی آن­ها در تولید گازهای گلخانه ­ای. در نتیجه، این مقاله دو هدف دارد. اول این که برای توضیح و تحلیل مشخصات مقیاس ­های مکانی و زمانی مختلف تولید گازهای گلخانه­ ای در اتحادیه اروپا، تعریفی عمومی از ساختار تولید گازهای گلخانه­ ای به کار گرفته می­ شود. دوم این که برای کمک به طراحی استراتژی­ های متفاوت مدیریتی، کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر اساس مشخصات تولید گازهای گلخانه­ ای گروه ­بندی می­ شوند.

ترجمه نتیجه گیری مقاله

هرچند کشورهای عضو اتحادیه اروپا بخشی از یک جامعه مشترک هستند اما هر یک دارای مشخصات منحصربه­فردی هستند؛ این موضوع در هنگام تحلیل تولید گازهای گلخانه­ ای در سطح ملی و منطقه­ای اهمیت می­یابد. بنابراین، در این مقاله روشی برای تحلیل تولید گازهای گلخانه­ ای در سطح ملی در یک چارچوب مشترک و قابل مقایسه ارائه شده است. در تحلیل ارائه­شده، منابع تولید و چاهک ­ها به صورت مطلق و نسبی و سالانه و از طریق بررسی روندها در طول دوره­های چندساله در نظر گرفته شده­اند. علاوه بر این، تحلیل این مقاله، ساختار تولید گازهای گلخانه­ ای را در داخل کشورها و نیز توزیع تولید گازهای گلخانه­ ای را بین آن­ها نشان می­ دهد.

در طول دوره مطالعه، عملکرد کلی اتحادیه اروپا بهبود یافته است، با این حال، 28 کشور عضو اتحادیه اروپا به صورت مستقل و بسته به عملکردشان در تولید گازهای گلخانه­ ای در چهار ناحیه تقسیم ­بندی شده ­اند. کاهش میانگین شدت تولید، افزایش نرخ کربن­زدایی، و افزایش تعداد کشورهایی که خالص تولید آن­ها در هر سال کاهش می­ یابد، نشان­ دهنده بهبود عملکرد است.

برای شناخت بهتر اصل مسئولیت ­پذیری مشترک و در عین حال مجزا بین کشورها و مناطق دیگر در مقابله با تغییر اقلیم، می توان تحلیل ارائه ­شده در این مقاله را گسترش داد. مقایسه تولید کشورها با استفاده از یک چارچوب مشترک و پس از آن دسته­ بندی کشورها در گروه ­های مشابه، استراتژی­ هایی را فراهم می­کند که برای تک­تک کشورها و گروه­ های مشابه قابل استفاده است. بهبود روش ­های تفسیر و ارزیابی تولید گازهای گلخانه­ ای می­تواند کارایی این روش را افزایش بدهد.

چکیده انگلیسی مقاله

Collectively, the EU is among the world’s largest greenhouse gas (GHG) emitters, though remarkable decreases in GHG emissions have been observed in recent years. In this work the GHG emissions for the 28 EU member states between 1991 and 2012 are accounted for and compared according to the inventory method of the Intergovernmental Panel on Climate Change (IPCC). The structure of GHG emissions at a national level, their distribution between countries, and trends across the period are then analyzed.
National emission sources and sinks are decomposed for each country to elucidate the contribution of each sector (energy, industrial processes, solvents and other product use, agriculture, land use/landuse change and forestry, and waste) to the national totals. Germany was the largest emitter, with net emissions totaling 939 Tg CO2 equivalent in 2012, 60% more than the UK and 89% more than France, the second and third biggest emitters, respectively. The energy sector and agriculture were found to be the largest sources of emissions in most countries. Four quadrants were established to compare countries’ performance in emission intensity, carbon removal rate, and net reduction rate of GHG emissions. Slovenia, Portugal, Sweden, and Finland were located in Quadrant II as they displayed relatively low emission intensities and high carbon removal rates. Conversely, Hungary, Greece, Cyprus, the Czech Republic, and Poland were located in Quadrant IV because of their relatively high emission intensities and low carbon removal rates. Some suggestions for integrating the annual results and the trends both within and among countries into national and regional emissions reduction strategies are also included. The unified accounting framework and analysis of the structure of GHG emissions may also be useful for other countries and regions.
Keywords: GHG emission accounting, Emission structure, Sectoral source and sink, Classified management, EU

مقدمه انگلیسی مقاله

The European Union (EU) is a pioneer in mitigating climate change. In 1996, the European Commission recommended that the rise in global temperature should be limited to 2 C above pre-industrial levels [1]. In March 2007, EU Prime Ministers agreed upon a post-Kyoto target, committing to a unilateral greenhouse gas (GHG) emission reduction target of 20% by 2020 compared with 1990 levels, and agreeing to a reduction of 30%, provided that other major emitters agreed to take on their fair share in a global
effort to decrease emissions [1–4]. For the second commitment period of the Kyoto Protocol (2013–2020), which was established in Doha in 2012, the Member States of the EU (EU28) and Iceland also agreed to a 20% reduction compared to the base year [2].
Various policies, projects, and mechanisms have been proposed to decrease EU GHG emissions. One key climate policy instrument is the emissions trading system (ETS). Launched in 2005, this is regarded as the world’s largest multi-country, multi-sector GHG ETS, covering more than 12,000 installations and airlines across the EU28, Iceland, Norway and Liechtenstein [5,6]. In total, the EU ETS covers around 45% of EU GHG emissions [6,7]. Another relevant policy, which has been in force since January 2013, is the European Industrial Emissions Directive. This requires industrial installations to be equipped with best available technologies (BAT) and sets new limits on emissions from, for example, large combustion plants [8]. Waste management has also been a focus of EU environmental policy since the early 1970s with targets and objectives being increased year-on-year. For example, the Low Cost-Zero Waste Municipality project (ZERO WASTE), which began in 2009, aims to develop an integrated zero waste management system for municipalities based on reducing, reusing, and recycling waste that would otherwise be sent to landfill sites [4].
In addition, the EU has a strong record of developing renewable energy sources [9]. For instance, the region produced almost 65% of the world’s biodiesel in 2008 [10,11].
Remarkable decreases in emissions have been observed in the EU following the implementation of these policies and mechanisms. Indeed, GHG emissions for the EU28 plus Iceland, fell by 4.1% between 2013 and 2014 (by 185.4 million tonnes to 4301 Tg CO2 equivalent) to almost a quarter less than 1990 levels [2]. Most of this decrease is attributed to a decrease in energy intensity and an increase in the use of zero-carbon energy sources [12]. In 2013, the mean per capita emissions of CO2 in the EU was 7.3 tonnes, a little less than that of China (7.4 tonnes) and less than half the level in the USA (16.6 tonnes). In terms of emissions per unit of GDP, emissions intensity in the EU (0.22 kg CO2/USD) was a third lower than in the US (0.33 kg CO2/USD) and nearly two-thirds lower than that in China (0.65 kg CO2/USD) [13]. Nonetheless, the EU remains one of the world’s largest GHG emitters [14], even if its proportion of global CO2 emissions decreased from 16% in 2004 [1] to 11% in 2013 [13] and to 10% in 2014 [15].
Various EU departments and institutions have published reports that specifically address GHG emissions. These include reports that cover a range of subjects including previous emissions [3,5,16], different accounting perspectives [17], trends in the EU ETS [18], future predictions [12,18], and reports covering subregions [19,20], collections of member states [21–29], and cities [30].
Research has also been published that focuses on sector-specific emissions, including emissions from agriculture [31–34], livestock [35], transportation [36–38], retail [39], paper production [40], and waste recycling and management [4,41,42]. Within the different sectors, the main contributors to GHG emissions in the EU include fuel combustion by energy industries, transport, manufacturing and construction, and agriculture [2]. Because of energy production’s leading contribution, special attention has been paid to renewable energy and the ETS. While the promotion of renewable energy resources has significantly decreased GHG emissions in the EU [43–45], GHG emissions from installations included in the ETS decreased by 24% between 2005 and 2014. This falling trend is set to continue with ETS emissions in 2020 and 2030 at least 26% and 31% below 2005 levels, respectively [18]. Further studies focusing on GHG emissions in the EU also exist.
These include investigating the relationship between emissions and air pollution [46,47], estimating the potential for decreasing emissions [48], and analyzing the underlying reasons behind changes in GHG emissions [43,49–51]. An increase in GHG emissions in the EU in 2010 spurred many researchers to investigate the impact of various aspects on total emissions (including the contribution of different member states, sectors and types of GHG) [3,52]. A number of studies also applied decomposition analysis to interrogate the impact on GHG emissions of economic development, population growth, the energy mix, energy efficiency, and emission intensity [1,53–55].
Despite this body of work, two issues remain unclear: (1) how to establish a common platform to comprehensively compare the performance of different member states in terms of GHG emissions; and (2) how to implement differentiated GHG management strategies in the different member states based on their GHG emissions performance to date. Correspondingly, the aim of this paper is twofold. First, a generalized concept of emission structure is applied to summarize and analyze the EU GHG emission characteristics from different spatial and temporal scales. Second, the EU member states are grouped based on their emission characteristics to aid with the design of differentiated management strategies.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

Although part of a common community, each member state in the EU has a unique set of characteristics; this is important when analyzing national and regional GHG emissions. Therefore, this work proposed a method of analyzing national GHG emissions on a common and comparable platform. The analysis that followed considered both the emission sources and sinks in absolute and relative terms on an annual basis and by considering trends over multi-year periods. Furthermore, the analysis revealed the sectoral structure of GHG emissions within nations as well as the distribution of GHG emissions between them.
The EU’s performance overall improved over the study period even though the 28 countries were individually classified into four quadrants depending on their performance in GHG emissions. This improvement was shown by the decrease in average emission intensity, the increase in the rate of carbon removal, and by an increasing number of countries showing net decreases in GHG emissions year-on-year.
The analysis used in this paper could be extended to better understand the principle of common but differentiated responsibilities between other countries and regions in addressing climate change. The comparison of national emissions using a common platform combined with the subsequent classification of nations into similar groups allows strategies that apply to individual nations and to similar groups to be devised. Further refinement of methods for accounting for and evaluating GHG emissions could enhance the usefulness of this method.