عنوان انگلیسی مقاله: The skill divide in job quality: A cross national analysis of 28 countries

ترجمه عنوان مقاله: تحلیلی بر روی تأثیر تفاوت مهارت بر کیفیت شغل در میان 28 کشور

$$$: فقط 14500 تومان

سال انتشار: 2015

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 11 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 20 صفحه

منبع: الزویر و ساینس دایرکت

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

چکیده

تمرکز این مقاله بر روی تأثیر تفاوت مهارت بر کیفیت شغل و نقش سازمان های اجتماعی در شکل دهی به ارتباط مهارت های فنی کارگران با ویژگی های شغل آن ها است. چهار معیار کیفیت شغل یعنی امنیت شغل، دستاورد شغل، محتوای شغل و انعطاف برنامه کاری بررسی شد. مبنای این مطالعه معیار ISSP سال 2005 در مورد گرایش های کاری است و 28 کشور را شامل می شود. نتایج این مقاله که از طریق مدلسازی چند سطحی به دست آمده است نشان می دهد که وضعیت کارگران کم مهارت در هیچ یک از ابعاد کیفیت شغل مناسب نیست. اما تأثیر تفاوت مهارت بر کیفیت سغل به مشخصات کشورها بستگی دارد، به این صورت که هر چه سطح پیشرفت تکنولوژیکی کشوری بالاتر باشد تفاوت کمتر است این موضوع تا حدی در دوران رشد تکنولوژیکی نیز مشاهده می شود. در دوران بیکاری زیاد، اختلاف مهارت در امنیت شغل گسترش می یابد در حالی که در مورد سایر معیارهای کیفیت شغل کاهش می یابد. تحت مقررات شدید بازار، امنیت شغل کارگران کم مهارت افزایش می یابد اما در سایر معیارها تفاوت مهارتی افزایش می یابد.
کلیدواژه ها: کیفیت شغل، ویژگی های شغل، تفاوت مهارت، پیشرفت های تکنولوژیکی، تحلیل بین کشوری

مقدمه

تمرکز اصلی پژوهش های مربوط به نابرابری در بازار بر روی درآمدها و موقعیت های شغلی افراد و گروه های اجتماعی به عنوان شاخص های اصلی طبقه بندی بوده است. اخیراً به منظور درک نیروهای طبقه بندی مرتبط با دنیای کار، توجه به کیفیت شغل در مفهومی وسیع تر افزایش یافته است. در سال های اخیر، کشورهای مختلف شاهد گسترش نابرابری دستمزد و بدتر شدن شرایط کاری بوده اند (کلارک، 2005؛ دی پرت، 2005). افزایش نابرابری درآمدی در اکثر بازارهای کار ناشی از فرایندهای مختلفی است که مهم ترین آن ها افزایش فناوری های دانش محوری است که تقاضای مربوط به کارگرانی با سطوح مختلف مهارت را تغییر داده اند و بر بهره وری آن ها تأثیر گذاشته اند (اوتور و همکاران، 1998؛ هاول، 2002؛ موریس و وسترن، 1999). تحوّل تکنولوژیکی که به افزایش تقاضا برای مهارت های رسمی منجر شده است (کالبرگ، 2007)، با افزایش رقابت بین المللی و کاهش عمومی در بخش تولید نیز همراه شده است (برتلس، 1995). این تغییرات شرایط بازار را برای کارگرانی که سطح تحصیلات و مهارت کمتری دارند سخت تر کرده است (برای مثال، دی پرت و همکاران، 1997؛ دی پرت، 2002؛ شرر، 1996؛ گالی، 2007ب).

مقاله پیش رو با مطرح کردن دو پرسش بر کیفیت شغل تمرکز می کند. پرسش اول بر ارتباط بین مهارت کارگران و کیفیت شغل آن ها تمرکز می کند و وضعیت کارگران کم مهارت را با سایر کارگران در مجموعه ای از ویژگی های شغل مقایسه می کند. دستمزدها (که به اعتقاد اقتصاددانان شاخص اصلی کیفیت شغل هستند) تمام جنبه های کار را در نظر نمی گیرند در نتیجه برای درک بهتری از تعریف یک «شغل مناسب» باید معیارهای دیگری از مشخصات شغل نظیر شرایط کاری، ریسک های بهداشتی یا رضایت از ویژگی های مختلف شغل را در نظر گرفت (کمیسیون اروپا، 2008؛  مونوز دو باستیلو و همکاران، 2011). این مشخصات شامل معیارهای عینی و ذهنی مشاغل نظیر امنیت شغل، فرصت های افزایش مهارت و پیشرفت شغلی، آزادی عمل شغل، رضایت شغلی و (با توجه به افزایش تعداد زوجین شاغل) مسائل تعادل میان کار و زندگی هستند (کلارک، 2005، 2009؛ هندل، 2005؛ گالی، 2007الف؛ گرین، 2006؛ کمیسیون اروپا، 2008؛ اسر و اولسن، 2011).

پرسش دوم بر شرایطی (در سطح کشور) تمرکز دارد که در آن کارگران دارای مهارت های رسمی پایین تر به مشاغل مناسب دسترسی دارند. مطالعات قبلی تفاوت های مهم کشورها از نظر مشخصات شغل و شرایط کاری مرتبط با قراردادهای سازمانی (به خصوص ساختار بازارهای کار و قدرت کارگران) را اثبات کرده اند (برای مثال، گالی، 2007الف و ب؛ گالی، 2009؛ اسر و اولسن، 2011؛ کمیسیون اروپا، 2008؛ مالو، 2009). هرچند این مطالعات تأثیر قراردادهای سازمانی را بر سطح عمومی کیفیت شغل اثبات می کنند اما به بررسی مستقیم تفاوت کیفیت شغل در میان گروه های مختلف کارگران نمی پردازند. پژوهش فعلی با بررسی نقش تکنولوژی و سایر مشخصات در تعیین رابطه بین مهارت های رسمی (که از طریق سیستم آموزشی کسب شده است) و ویژگی های شغل، مطالعات قبلی را توسعه می دهد.

نتیجه گیری

مهارت کارگران در تعیین فرصت های بازار کار (از نظر وجود مشاغل و کیفیت آن ها) حائز اهمیت است. در این مطالعه به بررسی نابرابری در ویژگی های مختلف کار پرداختم تا شرایطی را اثبات کنم که در آن کارگرانی با مهارت های رسمی کمتر به مشاغل مناسب دسترسی دارند. این موضوع را بررسی کردم که آیا کارگران دارای مهارت های پایین (که معمولاً دستمزدهای کمی دارند) دچار مشکلات دیگری هستند یا خیر، و این که آیا مشکلات آن ها با سایر ویژگی های شغل نظیر امنیت شغل یا سایر ابعاد شغل نظیر استقلال، علاقه، افزایش مهارت یا انعطاف پذیری در زمانبندی کاری و ساختار روز کاری جبران می شود یا خیر. نتایج نشان می دهد که کارگران کم مهارت در تمام ابعاد کار خود پشت سر کارگران دارای مهارت های بالاتر قرار می گیرند. آن ها امنیت شغلی کمتری دارند و مشاغل آن ها فرصت های کمتری برای موفقیت فراهم می کند و محتوای شغل بدتر و انعطاف پایین تری دارند.

اما نتایح نشان می دهد که نابرابری بین کارگرانی که سطح مهارت آن ها متفاوت است در بازارهای کاری مشابه نیست. در کشورهایی با سطح بالاتر پیشرفت تکنولوژیکی، کارگران معمولاً از شرایط کاری بهتری برخوردار هستند؛ کار آن ها مطمئن تر است و محتوای بهتری به لحاظ استقلال، علاقه و افزایش مهارت، و کنترل بیشتر بر روی سازماندهی فعالیت های روزانه ارائه می کنند. این نتیجه مؤید این ادعا است که ارتقای شغل بر افراد حاضر در پایین توزیع نیز تأثیر می گذارد (هندل، 2005). علاوه بر این، سطح بالاتر پیشرفت تکنولوژیکی با کاهش تفاوت محتوای شغل کارگران دارای سطوح مهارتی مختلف ارتباط دارد. این نتیجه بدان معنا است که بازارهای کار در کشورهایی با تکنولوژی های بسیار پیشرفته مشاغل با کیفیت تری به لحاظ علاقه، استقلال و افزایش مهارت برای کل نیروی کار فراهم می کند، نه فقط آن هایی که تقاضای زیادی برای مهارت های آن ها وجود دارد. با وجود این، باید به یاد داشته باشیم که این بدان معنا نیست که کارگران کم مهارت فرصت های شغلی بهتری در بازار کار دارند زیرا جامعه مورد مطالعه فقط شامل کارگرانی بود که در زمان انجام پیمایش شاغل بودند.

غیر از سطح تکنولوژی، رشد تکنولوژیکی نیز بر کیفیت کار تأثیر می گذارد. وقتی اقتصاد از این نظر تغییر می کند امنیت شغلی و انعطاف زمانیکارگران افزایش می یابد اما تفاوت مهارتی معمولاً تحت تأثیر قرار نمی گیرد. جالب اینجا است که تکنولوژی تأثیری بر دستاورد شغل نداشت، به عبارت دیگر کارگران دستمزد و فرصت های پیشرفت خود را بیشتر به مهارت های خود و موقعیت بازار وابسته می دانستند و کمتر آن را به ساختار کلی تولید مربوط می پنداشتند.

مشخص شد که تأثیر تنگنای اقتصادی (که با نرخ بیکاری اندازه گیری می شود) به ضرر کارگران کم مهارت است. نه تنها چشم انداز شغلی آن ها بلکه کیفیت مشاغلی که پیدا می کنند کمتر از کارگرانی است که مهارت بیشتری دارند (گستویزن و همکاران، 2011). اما شرایط سخت اقتصادی بر کارگران بسیار ماهری که مزایای خود را در بازار کار از دست می دهند نیز تأثیرگذار است. به طور خلاصه، مشخصات کلان کشورها آثار پیچیده ای بر کیفیت شغلو بر نابرابری در میان گروه های مختلف کارگران دارد که لزوماً هم یکسان نیست. در منابع بحث های مهمی وجود دارد راجع به این که آیا تغییراتی که در اکثر بازارهای کار غربی (و غیر غربی) رخ می دهدکیفیت کار را بهبود می بخشند یا آن را کاهش می دهند و این که آیا این تأثیر برای همه کارگران یکسان است یا خیر (هندل، 2005). یافته های این مطالعه نشان می دهد که به طور کلی پیشرفت های تکنولوژیکی کیفیت شغل را افزایش می دهد، در حالی که تنگنای اقتصادی شرایط کاری را بدتر می کند.

Abstract

This study focuses on the skill divide in job quality and the role of social institutions in structuring the relation of workers’ qualifications to the attributes of their jobs. Four measures of job quality are examined: job security, job achievement, job content and work schedule flexibility. The study is based on the 2005 ISSP module on work orientations and encompasses 28 countries. Obtained through multilevel modeling, the findings show that low-skilled workers are disadvantaged in all aspects of job quality. However, skill inequality in the quality of employment depends on countries’ characteristics, with declining inequality in countries at higher levels of technological development and to some extent also in times of technological growth. At times of high unemployment, skill disparities in job security widen while on other measures of job quality they decline. Under high market regulation, the low skilled enjoy better job security but on other measures, skill inequalities increase.
Keywords: Job quality, Job attributes, Skill divide, Technological developments, Cross-national analysis

Introduction

Research on market inequality has concentrated mainly on earnings and occupational positions of individuals and social groups as the main stratifying indicators. Recently more attention has been paid to the quality of employment in a broader sense, in order to understand stratification forces as related to the world of work. In recent years, many countries witnessed a widening wage inequality and deterioration in work conditions (Clark, 2005; DiPrete, 2005). The increase in income inequality in most labor markets is attributed to several processes, among which the most pronounced is the rise in knowledge based technologies that have changed the demand for workers with different levels of skills, and have affected their productivity (Autor et al., 1998; Howell, 2002; Morris and Western, 1999). The technological transformation, which resulted in growing demand for formal skills (Kalleberg, 2007), was accompanied also by increasing international competition and a general decline in the manufacturing sector (Burtless, 1995). These changes brought about worsening market conditions for workers with low levels of education and skills (e.g., DiPrete et al., 1997; DiPrete, 2002; Sherer, 1996; Gallie, 2007b). The current paper focuses on the quality of employment by raising two questions. The first concentrates on the association between workers’ skills and their job quality and asks how low-skilled workers fare compared to other workers on a variety of job attributes. Wages, which economists see as the main indicator of job quality, do not capture all aspects of work, so other measures of job characteristics such as working conditions, health risks or satisfaction with various job features must be considered to gain a better grasp of what makes a ‘‘good job’’ (European Commission, 2008; Munoz de Bastillo et al., 2011). These characteristics include objective and subjective measures of jobs, such as job security, opportunities for skill enhancement and career advancement, job discretion, job satisfaction and, with the growing number of dual earner families, issues of work-life balance (Clark, 2005, 2009; Handel, 2005; Gallie, 2007a; Green, 2006; European Commission, 2008; Esser and Olsen, 2011). The second question concentrates on the conditions, at the country level, under which workers with lower formal qualifications have access to decent employment. Prior studies documented important country differences in employment characteristics and work conditions associated with institutional arrangements, mainly labor market structures and workers’ power (e.g., Gallie, 2007a,b; Gallie, 2009; Esser and Olsen, 2011; European Commission, 2008; Muhlau, 2009). While these studies demonstrate the effect of institutional arrangements on the general level of work quality, they do not examine directly diversity in employment quality among different groups of workers. The current research builds on these prior studies by examining the role of technology and other characteristics in determining the relationship between formal skills, obtained through the educational system, and job attributes.

Conclusions

Workers’ skills are important in determining opportunities in the labor market, in terms of both the availability and quality of jobs. In this study I have examined inequality in various employment attributes to ascertain the conditions under which workers with lower formal qualifications have access to decent employment. I investigated whether workers with low skills, who usually have low wages, suffer from further disadvantages, or if they are compensated by other job attributes such as job security or other aspects of the job such as autonomy, interest, skill enhancement or flexibility in work schedules and the organization of the working day. The findings show that low-skilled workers lag behind those with higher skills in every aspect of their employment. They have lower job security, and their jobs provide fewer opportunities for achievement, worse job content and less flexibility. However, the findings indicate that inequalities between workers who possess different levels of skills are not uniform across labor markets. In countries at a higher level of technological development, workers usually enjoy better work conditions: their jobs are more secure, and offer better content in terms of autonomy, interest and skill enhancement, and greater control over the organization of the daily tasks. This finding supports the claim that the upgrading of jobs affects those at the bottom, too (Handel, 2005). Furthermore, a higher level of technological development is associated with narrowing gaps in job content between workers with different levels of skills. This finding means that labor markets in countries with highly developed technologies offer better-quality jobs in terms of interest, autonomy and skill enhancement for the entire labor force, not only those with the skills in high demand. It is important to keep in mind, nonetheless, that this does not mean that low-skilled workers have better job opportunities in the labor market, since the study population includes only those who were employed at the time of the survey. The level of technology notwithstanding, technological growth also affects the quality of employment. When the economy changes in this respect, workers enjoy better job security and higher time flexibility, but skill inequality is hardly affected. Interestingly, technology had no bearing on job achievement, that is, workers perceive their wages and opportunities for advancement as depending more on their own skills and market position and less on the general structure of production. The effect of economic hardship (measured by unemployment rate) was found as detrimental to low skilled workers. Not only are their employment prospects worse than those who are more qualified (Gesthuizen et al., 2011), but the jobs they do find are of the lowest quality. However, harsh economic conditions also affect the highly skilled who lose some of their advantages in the labor market. To summarize, macro-level characteristics of countries have complex and not necessarily consistent effects on job quality and on inequalities among different groups of workers. There is an important debate in the literature as to whether the changes occurring in most Western (and non-Western) labor markets have harmed or improved the quality of employment, and whether the effect is similar for all workers (Handel, 2005). The findings of the current study suggest that in general technological developments improve the quality of employment, while economic hardship impairs work conditions.

 
 

مطالب مرتبط