عنوان انگلیسی مقاله:

Improving earnings quality: The effect of reporting incentives and accounting standards

ترجمه عنوان مقاله: تأثیر مشوق های گزارش دهی و استانداردهای حسابداری بر افزایش کیفیت سود

$$$: فقط 17500 تومان

سال انتشار: 2012

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 10 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 33 صفحه

منبع: ساینس دایرکت و الزویر

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

17500 تومان – خرید ترجمه

 

چکیده
در این مقاله به بررسی آثار متفاوت استانداردهای حسابداری و مشوقئ­های گزارش­دهی بر کیفیت سود در کشور آلمان بین سال­ های 1994 تا 2005 می ­پردازیم. به همین دلیل با استفاده از زمان­ پذیرش داوطلبانه IFRS به عنوان یکی از جانشین ­های مشوق­ های گزارش­دهی، این مشوق­ ها را به جای سطح کشوری در سطح بنگاه در نظر می­ گیریم. سپس مشوق­ های گزارش­دهی را وارد تحلیل مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات می­ کنیم. بر خلاف انتظار رایج، دریافتیم که گزارش­دهی مبتنی بر IFRS به طور بالقوه میانگین کیفیت سود را کاهش می­دهد؛ در عین حال به نظر می­رسد تأثیر مشوق­ های گزارش­دهی بر کیفیت سود در صورت­ های مالی مبتنی بر GGAAP بیشتر از تأثیر آن در صورت­ های مبتنی بر IFRS است. به همین دلیل، IFRS می ­تواند باعث ایجاد کیفیت سود همگن­ تر در میان بنگاه ­ها شود.
کلیدواژه­ ها: استانداردهای حسابداری، مشوق ­های گزارش­دهی، کیفیت سود، پذیرش داوطلبانه IFRS، پذیرش اجباری IFRS، مدیریت سود، عدم تقارن اطلاعات

مقدمه

تأثیر استانداردهای حسابداری بر کیفیت سود در پژوهش ­های حسابداری اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، کیفیت سود احتمالاً فقط از طریق استانداردهای حسابداری تعیین نمی ­شود زیرا استانداردهای حسابداری نمی­ توانند سطح جزئیات مورد نیاز در کسب و کار را پوشش بدهند، در عمل از نوآوری­ ها عقب می­ مانند، و اجرای آن­ها معمولاً به قضاوت نیاز دارد (برای مثال، بال، کوتاری و رابین، 2000؛ بورگستالر، هیل و لوز، 2006). در نتیجه، در محیط­های حسابداری یکسان، شرکت­ های حسابداری مشابه می­ توانند از اقلام احتیاطی برای گزارش­ دهی سود مالی به مردم استفاده کنند و این سودها می­توانند به لحاظ کیفیت بسیار متفاوت باشند.

این مسئله را در محیط بازار سرمایه آلمان بررسی می ­کنیم، جایی که در طول دهه گذشته استانداردهای بین­المللی گزارش­دهی مالی (IFRS) تا حد زیادی جایگزین اصول حسابداری پذیرفته­ شده عمومی آلمان (GGAAP) شده است.[1] به طور خاص، این سوال را مطرح می ­کنیم که آیا نتایج مطالعات موجود کیفیت سود در بازار سرمایه آلمان (مثل گاسن و سلهورن، 2006؛ لوز، 2003؛ لوز و ورچیا، 2000؛ فن تندلو و فن استرالن، 2005) که مشوق­ های گزارش ­دهی در آن­ها مد نظر قرار نگرفته است، با نتایجی که پس از وارد کردن مشوق­ های گزارش­ دهی به مدل به دست می­ آوریم قابل مقایسه است یا خیر. به این ترتیب تمرکز ما بر روی مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات است که احتمالاً دو مورد از مهم­ترین مشخصه­ های کیفیت سود هستند.

آلمان «تجربه طبیعی» ارزشمندی برای پژوهش در زمینه مشوق­ های گزارش­ دهی فراهم می­ کند. از سال 1998 قانون تجارت آلمان به شرکت­ های عضو بورس اجازه داد تا برای تهیه صورت­ های مالی تلفیقی خود به دلخواه از استانداردهای حسابداری پذیرفته شده بین­المللی استفاده کنند. این کار شرایط منحصر به فردی را به وجود آورد که در آن استانداردهای مختلف حسابداری به خصوص IFRS و GGAAP در اواخر دهه 1990 و آغاز هزاره جدید به طور همزمان در بازار سرمایه آلمان به کار گرفته شدند (برای مثال، لوز، 2003). بنابراین شرکت­ های آلمان در یک دوره زمانی قابل توجه می­ توانستند برای تهیه صورت­ های مالی تلفیقی خود به صورت داوطلبانه از IFRS تبعیت کنند. با توجه به خاستگاه متفاوت IFRS و GGAAP، تصمیم ­گیری برای استفاده از IFRS بدین معنا بود که مدیران برای رعایت قواعد حسابداری سهام دار محور و مبتنی بر ارزش منصفانه به جای قواعد حسابداری بستانکارمحور GGAAP انگیزه دارند. با توجه به تکامل تاریخی کل محیط حسابداری آلمان، هزینه­ های این علامت­دهی برای بنگاه به زمانی بستگی داشت که IFRS برای اولین بار پذیرفته می ­شد. بنابراین پژوهش ما مبتنی بر این فرضیه است که از زمان پذیرش IFRS می ­توان به عنوان جانشین مشوق­ های گزارش­ دهی شرکت استفاده کرد.

در تحلیل خود مشاهده کردیم که IFRS به طور میانگین نه تأثیر معناداری بر کیفیت سود دارد و در مقایسه با GGAAP حتی کیفیت سود را کاهش می­دهد. علاوه بر این، دریافتیم که مشوق­ های گزارش­ دهی در GGAAP و IFRS بر کیفیت سود تأثیر می­ گذارند. از همه مهم­تر، نشان می ­دهیم که کیفیت سود در گزارش­دهی IFRS در مقایسه با GGAAP کمتر تحت تأثیر مشوق­ های گزارش­ دهی قرار دارد و در نتیجه IFRS احتمالاً باعث می­ شود کیفیت سود در میان بنگاه­ ها همگن ­تر باشد.

پژوهش ­های قبلی را از سه جنبه توسعه می­ دهیم. اول این که بحث­ های مربوط به نحوه تأثیرگذاری مشوق­ های گزارش ­دهی بر کیفیت سود را بسط می ­دهیم. پژوهش ­های قبلی نشان می ­دهد که تفاوت­ های سازمانی میان کشورها بر کیفیت گزارش ­دهی تأثیر می­ گذارد. اما بر خلاف اکثر مطالعات قبلی، نمونه بنگاه ­های مورد استفاده ما تحت چارچوب و مقررات سازمانی کاملاً مشابهی هستند. بنابراین می ­توانیم در سطح بنگاه بررسی کنیم که آیا مشوق­ های گزارش ­دهی بر کیفیت سود تأثیر می­ گذارد یا خیر. دوم این که در این مقاله بحثی نظری و شواهدی تجربی ارائه می­ شود که نشان می­ دهد می­توان از زمان پذیرش استانداردهای حسابداری جدید به عنوان جانشین تفاوت مشوق ­های گزارش­دهی استفاده کرد، که احتمالاً باعث ایجاد تفاوت در کیفیت سود می­ شود. از آنجایی که به مدت بیش از یک دهه پذیرش IFRS در بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه اروپا (EU) اختیاری بوده است روشی که در ادامه معرفی می­شود به پژوهشگران سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا امکان می­ دهد تا مشوق­ های گزارش­ دهی را نیز وارد تحلیل­ های کیفیت سود خود کنند. سوم این که برای اثبات تأثیر مشوق­ های گزارش ­دهی بر دو معیار منتخب کیفیت سود در آلمان و به منظور مقایسه این مشوق­ ها از نظر تأثیر ناشی از خود استانداردهای حسابداری، از محیطی خاص استفاده می­کنیم. بدین ترتیب بر روی دو معیار مهم کیفیت سود (یعنی مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعات) تمرکز می­کنیم. به طور خلاصه، بحث­ های در حال پیشرفت در مورد آثار استانداردهای حسابداری و مشوق­ های گزارش­ دهی بر کیفیت سود را بسط می­ دهیم.

IFRS شامل استانداردهای بین ­المللی حسابداری (IAS) و استانداردهای انجمن بین­ المللی استانداردهای حسابداری (IASB) و نیز تفاسیر کمیته دائمی تفاسیر (SIC) در مورد تمام استانداردها و کمیته بین­ المللی تفاسیر گزارش ­دهی مالی (IFRIC) است. به منظور جلوگیری از اطاله کلام، از IFRS به جای عبارات فوق استفاده می ­کنیم.

نتیجه گیری

در این مقاله نحوه تأثیرگذاری مشوق ­های گزارش­دهی و استانداردهای حسابداری را بر کیفیت سود بررسی کردیم. برای این کار از محیط بازار سرمایه آلمان بین سال­ های 1994 تا 2005 استفاده کردیم و توانستیم شرکت­های دارای استانداردهای حسابداری متفاوت را دقیقاً در محیط بازار یکسان مقایسه کنیم.

با استفاده از روشی که امکان بررسی مشوق­ های گزارش­دهی را بر اساس زمان پذیرش IFRS فراهم می­کرد سه گروه از پذیرندگان (یعنی پذیرندگان داوطلب، پذیرندگان اولیه و دنباله ­روهای متأخر) را دسته­ بندی کردیم.

نتایج نشان داد که (بر خلاف انتظارات نظری) IFRS (در مقایسه با سطح کیفیت سود در صورت­ های  مالی مبتنی بر GGAAP در بنگاه ­های مربوطه) به طور میانگین تأثیر معناداری بر کیفیت سود ندارد یا حتی آن را کاهش می­ دهد. هرچند این نتیجه بر خلاف انتظار متداول است اما در پژوهش­ های تجربی قبلی در بازار سرمایه آلمان نیز دیده شده است. علاوه بر این دریافتیم که تفاوت کیفیت سود بر اساس مشوق­ های گزارش­دهی در GGAAP و IFRS مشاهده می­ شود. اما از آن مهم­تر، داده­ های ما نشان داد که کیفیت سود در صورت­ های مبتنی بر IFRS در مقایسه با صورت­ های GGAAP کمتر تحت تأثیر مشوق­ های گزارش­دهی هستند در نتیجه IFRS می ­تواند سطح همگن ­تری از کیفیت سود را در میان بنگاه ­ها ایجاد کند. در نهایت، نتایج ما نشان داد که پژوهشگران می­توانند از زمان پذیرش IFRS به عنوان جانشین مشوق­ های گزارش­دهی یک شرکت استفاده کنند زیرا بررسی تکامل تاریخی محیط حسابداری آلمان نشان می­ دهد که نتایج تجربی منطقی است.

با توجه به اهمیت مشوق­ های گزارش­دهی به پژوهش ­های بیشتری نیاز داریم. تحلیل­ های بعدی در مورد آثار مشوق­ های گزارش­دهی بر کیفیت سود باید بر سه مسئله اصلی تمرکز کنند. اول این که انجام تحلیل­ های تطبیقی کیفیت سود بین کشورهای اتحادیه اروپا (که پذیرش IFRS پیش از سال 2005 اختیاری بود) و کشورهایی که IFRS را قبل از سال 2005 اجباری کردند جالب به نظر می ­رسد. این تحلیل ­ها نشان­ده نده تعمیم ­پذیری استفاده از زمان پذیرش (داوطلبانه) IFRS به عنوان جانشین مشوق ­های گزارش­دهی است. دوم این که پژوهش ما فقط GGAAP را با IFRS مقایسه می­ کند. در نتیجه وقتی شرکت ­ها پیش از پذیرش IFRS بر اساس استاندارد محلی متفاوتی استفاده می­ کنند بررسی آثار مربوط به آن مفید است. در نهایت، باید عواملی را شناسایی کنیم که بر مشوق ­های یک شرکت برای گزارش کیفیت بالا به ذینفعان خود تأثیر می ­گذارند. این عوامل تعیین­ کننده در نهایت به قانون­گذاران نشان می ­دهند چگونه محیطی را ایجاد کنند که در آن شرکت­ ها بهترین اطلاعات ممکن را برای عموم ارائه کنند. همان گونه که نشان داده شد قانون­گذاران فقط با بررسی آثار استانداردهای حسابداری و مشوق ­های گزارش ­دهی بر تمام عوامل اقتصادی می­ توانند موفق به طراحی مجموعه قواعد اثربخش و کارآمد (حسابداری) شوند.

Abstract

We investigate the different effects on earnings quality of accounting standards and reporting incentives for Germany over the period 1994 to 2005. To this end, we control for reporting incentives at the firm level, instead of the country level, by using the timing of voluntary IFRS adoption as a proxy for reporting incentives. We then include reporting incentives in an analysis of earnings management and information asymmetry.Contrary to common expectation, we find that IFRS reporting potentially decreases earnings quality on average; but also that reporting incentives appear to have lower effects on earnings quality in IFRS statements than in GGAAP statements. Thus, IFRS may lead to more homogenous earnings quality across firms.
Keywords:Accounting standards, Reporting incentives, Earnings quality, Voluntary IFRS adoption, Mandatory IFRS adoption, Earnings management, Information asymmetr
y

Introduction

Much attention in current accounting research is given to the effect of accounting standards on earnings quality. However, earnings quality is not likely to be determined by accounting standards alone, because accounting standards cannot address the level of detail that is required in business, they lag innovations in practice, and their implementation generally requires judgment (e. g., Ball, Kothari, & Robin, 2000; Burgstahler, Hail, & Leuz, 2006).

Consequently, even within the same accounting environment, similar companies can use discretionary items to report financial earnings of significantly different quality to the public. We address this issue in the setting of the German capital market, where the International Financial Reporting Standards (IFRS) have largely replaced the German Generally Accepted Accounting Principles (GGAAP) over the last decade.2 Specifically, we ask whether the results of extant earnings quality studies on the German capital market (e.g., Gassen & Sellhorn, 2006; Leuz, 2003; Leuz & Verrecchia, 2000; van Tendeloo & Vanstraelen, 2005) where reporting incentives are not controlled for are comparable to the results that are obtained when reporting incentives are introduced to the model. We thereby focus on earnings management and information asymmetry, which arguably are the two most importantearnings quality characteristics. Germany provides a valuable “natural experiment” for research in the area of reporting incentives.

Starting in 1998 the German commercial code allowed listed companies to choose which internationally accepted accounting standards to use in preparing their consolidated financial statements. This resulted in the unique situation where different accounting standards, particularly IFRS and GGAAP, coexisted in Germany’s capital market in the late 1990s and the beginning of the newmillennium(e. g., Leuz, 2003).German companies were therefore given a considerable period of time in which they could voluntarily comply with IFRS in preparing their consolidated financial statements. Considering the different origins of IFRS and GGAAP, the decision to switch to IFRS signals that management is incentivized to comply with shareholder-orientated, fair value-based accounting rules, instead of the creditor-oriented accounting rules of GGAAP. Given the particular historical development of the German accounting environment as awhole, a firm’s costs of this signal depend on the point in time at which IFRS was first adopted. Our research thus builds on the assumption that the timing of IFRS adoption can be used as a proxy for a company’s reporting incentives. In our analysis, we observe that IFRS on average either has no significant effect on earnings quality or even decreases earnings quality relative to GGAAP. Moreover, we find that reporting incentives have an effect on earnings quality in both GGAAP and IFRS. Most importantly, we show that earnings quality in IFRS reporting is less affected by reporting incentives than in GGAAP and thus that IFRS might lead to a more homogenous earnings quality across firms.

We extend prior research in three ways. First, we contribute to the discussion about how reporting incentives influence on earnings quality. Prior research shows that institutional differences across countries influence reporting quality. However, in contrast to the majority of prior studies, we use a sample of firms that are subject to the exact same institutional framework and legislation. We therefore are able to investigate at the firm level whether reporting incentives influence earnings quality. Second, we provide theoretical discussion and empirical evidence that the timing of the adoption of new accounting standards can in fact be used to proxy for differences in reporting incentives, which presumably in turn lead to differences in earnings quality.

Since IFRS adoption was optional inmany European Union (EU)member states formore than a decade, the approach introduced below enables researchers in other EU member states to include reporting incentives in their earnings quality analyses as well. Third, we utilize the given setting to show the effect of reporting incentives on two selected measures of earnings quality in Germany and to compare these to the effect that derives from accounting standards alone. We thereby focus on the two most important earnings quality measures, namely earnings management and information asymmetry. In sum, we contribute to the ongoing discussions about the effects of accounting standards and reporting incentives on earnings quality.

Summary and conclusion

In this paper we investigate how reporting incentives and accounting standards affect earnings quality. To do so we use the setting of the German capital market between 1994 and 2005, which allows us to compare companies with different accounting standards, but in the exact same market setting. Using an approach that allows for investigation of reporting incentives based on timing of IFRS adoption, we distinguish among three groups of self-selectors, namely, voluntary adopters, early compliers, and late followers. We find that IFRS on average, contrary to theoretical expectations, either has no significant effect on or even decreases earnings quality, compared to the level of earnings quality in the respective firms’ GGAAP statements. Even though this result is contrary to common expectation, it is consistently found in previous empirical research on the German capital market as well. We moreover find that differences in earnings quality based on reporting incentives exist in both GGAAP and IFRS. More importantly however, we find in our data that earnings quality in IFRS statements appears less affected by reporting incentives than in GGAAP statements, and thus that IFRS might lead to a more homogenous level of earnings quality across firms. Finally, our results indicate that timing of IFRS adoption may in fact be used by researchers as a proxy for the reporting incentives of a company, as empirical results appear sensible in consideration of the historic evolution of the German accounting environment. Given the importance of reporting incentives, further research is necessary. Future analyses on the effects of reporting incentives on earnings quality should focus on three main issues. First, it would be interesting to conduct comparative analyses of earnings quality between EU countries in which IFRS adoption was optional prior to 2005 and countries that made IFRS mandatory earlier than 2005. Such an analysis could indicate the generalizability of using the timing of (voluntary) IFRS adoption as a proxy for reporting incentives. Second, our research merely considers GGAAP relative to IFRS. It may therefore also be valuable to investigate respective effects when companies reported in a different (European) local GAAP prior to IFRS adoption. Finally, it is necessary to identify the determinants that influence the incentives of a company to report high quality earnings to its stakeholders. Such determinants would be key to ultimately advising regulators about how to create an environment in which companies provide the best possible information to the public. As we have shown, only by considering the effects of both accounting standards and reporting incentives on all economic agents can regulators thrive to design an effective and efficient set of (accounting) rules.

 

 

مطالب مرتبط