عنوان انگلیسی مقاله:

The impact of intellectual capital disclosure on cost of equity capital: A case of French firms

ترجمه عنوان مقاله: تأثیر افشای سرمایه فکری بر هزینه سرمایه سهام عادی: موردی از بنگاه های فرانسوی

$$$: فقط 19500 تومان

سال انتشار: 2013

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 9 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 26 صفحه

منبع: ساینس دایرکت و الزویر

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • مقدمه   
  • مرور منابع و تدوین فرضیات
  • طراحی پژوهش: متدولوژی  
  • داده ها و انتخاب نمونه
  • جدول 1. توزیع نمونه بر حسب گروه بخش
  • تعریف متغیرها
  • متغیر وابسته (اندازه گیری هزینه سرمایه سهام عادی)
  • متغیرهای مستقل
  • اندازه گیری سطح افشا
  • متغیرهای کنترل
  • مدل های پژوهش (مدل تجربی)
  • یافته های پژوهش
  • آمار توصیفی
  • نتایج رگرسیون چندگانه خطی
  • جدول 2. آمار توصیفی مربوط به متغیرهای منتخب
  • جدول 3. امتیازات توصیفی افشا بر حسب صنعت
  • جدول 4. نتایج رگرسیون چندگانه خطی (بر حسب بخش)
  • تحلیل های بیشتر (پیگیری زیاد از سوی تحلیلگران در برابر پیگیری کم از سوی تحلیلگران)
  • جدول 5. نتایج رگرسیون چندگانه خطی برای پیگیری کم از سوی تحلیلگران و پیگیری زیاد از سوی تحلیلگران
  • نتیجه گیری  
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

هدف این مقاله بررسی تجربی تأثیر افشای سرمایه فکری (IC) بر هزینه سرمایه سهام عادی است. مبنای این پژوهش تجربی شرکت های پذیرفته شده در شاخص بازار بورس  French SBF 120 است. یافته ها فرضیات ما مبنی بر وجود ارتباطی منفی و معنادار بین افشای سرمایه فکری به همراه دو مولفه آن (سرمایه انسانی، ساختاری) با هزینه سهام عادی را تأیید می کند. اما تأثیر منفی افشای سرمایه رابطه ای تأیید نمی شود. نتایج این مقاله برای سیاستگذاران و بنگاه ها بسیار مهم است. در واقع، شناسایی تأثیر افشای سرمایه فکری بر هزینه سرمایه سهام عادی، سیاستگذاران را در ارزیابی هزینه ها و منافع افشا یاری می کند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که افزایش افشای IC از نظر کاهش هزینه سرمایه به نفعمدیران بنگاه ها است. این مطالعه یکی از اولین مطالعاتی است که شواهد تجربی را درباره ارتباط بین هزینه سرمایه سهام عادی و سطح افشا در سه دسته مختلف سرمایه فکری (سرمایه انسانی؛ ساختاری و رابطه ای) ارائه می کند.

کلیدواژه ها: افشا، سرمایه فکری، شرکت های فرانسوی، هزینه سرمایه سهام عادی

ترجمه مقدمه مقاله

بررسی پیامدهای اقتصادی افشای اطلاعات موضوعی است که در پژوهش های حسابداری و مالی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. دلیل اصلی انجام این پژوهش دستاوردهای آن برای سیاستگذاری، به خصوص برای فرایند تدوین استاندارد است (کریستنسن و همکاران، 2007). در واقع، شناسایی پیامدهای افشای اطلاعات می تواند مبنایی برای ارزیابی هزینه ها و منافع افشا فراهم کند (لوز و ورچیا، 2000؛ ورچیا، 2001) که یکی از ملاحظات مهم در فرایند تدوین استاندارد است (بوتوسان، 2006). در مورد پیامدهای افشا، این سوال که آیا بنگاه ها از افزایش افشا از طریق کاهش هزینه سرمایه سود می برند یا خیر همچنان مسئله ای بحث برانگیز است. در واقع، هرچند تعداد زیادی از مطالعات تلاش کرده اند تا به این سوال پاسخ بدهند اما به نتایج متفاوتی دست یافته اند. محدوده نتایج به دست آمده از تأثیر کاملاً منفی تا تأثیر غیر معنادار تا تأثیر مثبت و معنادار بوده است (بوتوسان، 1997؛ 2006).

برای تطبیق این نتایج متناقض، پژوهشگران مختلف از انواع مختلف افشا استفاده کرده اند، برای مثال افشای تجمعی (بوتوسان، 1997؛ بوتوسان و پلاملی، 2002؛ اسپینوزا و ترومبتا، 2007؛ فرانسیس و همکاران، 2005؛ هیل، 2002)، افشای اجتماعی (ریچاردسون و ولکر، 2001)، افشای فصلی و سایر افشاهای روابط عمومی (بوتوسان و پلاملی، 2002)، افشای استراتژیک به هنگام (گیتزمن و ایرلند، 2005) و افشای سرمایه فکری (مانگنا و همکاران، 2010؛ اورنز و همکاران، 2009). بوتوسان (2006) از طریق مرور منابع پژوهش های دانشگاهی مرتبط را بررسی کرد که می تواند اطلاعاتی در مورد موضوع رابطه بین افشا و هزینه سرمایه ارائه کنند. او نشان می دهد که این یافته ها معمولاً متفاوت هستند و حتی از آن مهم تر نشان می دهد که تأثیر افشا بر هزینه سرمایه، بسته به نوع اطلاعات متفاوت است.

برای مثال، در حالی که برخی از مطالعات رابطه منفی با افشای تجمعی (بوتوسان، 1997؛ فرانسیس و همکاران، 2005؛ هیل، 2002) و افشای استراتژیک به هنگام (گیتزمن و ایرلند، 2005) را نشان می دهند سایر مطالعات رابطه مثبت با افشای اجتماعی (ریچاردسون و ولکر، 2001) و افشای به هنگام (گزارش فصلی) (بوتوسان و پلاملی، 2002) را ارائه می کنند. با این حال برخی دیگر هیچ رابطه ای بین هزینه سرمایه و فعالیت های رابطه ای سرمایه گذار (بوتوسان و پلاملی، 2002) و هیچ شواهدی از کاهش هزینه برای تغییر از IFRS/US GAAP (داسکه، 2006) به دست نیاورده اند. بوتوسان (2006) درخواست می کند به منظور افزایش درک ما از تأثیر انواع مختلف افشا بر هزینه سرمایه سهام عادی پژوهش های بیشتری انجام شود. ما در این مطالعه، نقش اطلاعات را در تأثیرگذاری بر هزینه سرمایه یک بنگاه بررسی می کنیم. توجه خاص ما به نقش خاص افشای سرمایه فکری است.

تصمیم به افشای سرمایه فکری اولاً تحت تأثیر اهمیت اطلاعات مرتبط با مهم ترین مولفه در فرایندهای ارزش آفرینی است و ثانیاً به دلیل افزایش تقاضا برای این نوع اطلاعات و در نهایت به دلیل نقش افشای سرمایه فکری در جبران کاهش ارتباط ارزش در گزارش دهی مالی سنتی است. افشای سرمایه فکری از سه دسته تشکیل می شود: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای. سرمایه انسانی دانش، مهارت های حرفه ای، تجربه و نوآوری کارکنان درون سازمان را اندازه گیری می کند. سرمایه ساختاری از ساختارها و فرایندهایی تشکیل می شود که کارکنان برای مولد بودن، اثربخشی و نوآور بودن طراحی و اجرا می کنند در حالی که سرمایه رابطه ای دانش کانال های بازار، روابط با مشتری و تأمین کننده و شبکه های دولتی یا صنعتی را اندازه گیری می کند. سوالات اصلی که این مطالعه به آن پاسخ می دهد عبارتند از:

  • آیا ارتباطی منفی بین هزینه سرمایه سهام عادی و سطح افشای سرمایه فکری در گزارش های سالانه وجود دارد؟
  • آیا ارتباطی منفی بین هزینه سرمایه سهام عادی و سطح افشا در سه دسته مختلف سرمایه فکری (سرمایه انسانی، ساختاری و رابطه ای) وجود دارد؟

ساختار باقی این مقاله به این صورت است. بخش 2 منابع قبلی را بررسی می کند و شامل فرضیات ما است. بخش 3 درباره طراحی پژوهش بحث می کند و بخش 4 نتایج تحلیل های تجربی را ارائه می کند. بخش 5 خلاصه مقاله را توضیح می دهد و سوالاتی برای پژوهش های آتی مطرح می کند.

ترجمه قسمتی از نتیجه گیری مقاله

هدف مطالعه ما بررسی رابطه بین افشا و هزینه سرمایه سهام عادی بود.

نتایج این مطالعه نشان می دهد که افشای اطلاعات سرمایه فکری در بین بنگاه های فرانسوی به طور گسترده انجام می شود. به طور کلی، این نتایج فرضیات ما مبنی بر وجود ارتباطی منفی و معنادار بین افشای سرمایه فکری به همراه دو مولفه آن (سرمایه انسانی، ساختاری) با هزینه سهام عادی را تأیید می کند. اما تأثیر منفی افشای سرمایه رابطه ای تأیید نمی شود. علاوه بر این، نتایج ما استدلال می کنند که تأثیر افشا بر نرخ بازده مورد نیاز سهامداران به صنعتی بستگی دارد که بنگاه به آن تعلق دارد، در واقع بر خلاف انتظارات ما؛ این تأثیر برای بخش سنتی بنگاه شدیدتر از شرکت های دارای تکنولوژی پیشرفته است. علاوه بر این، تأثیر افشای سرمایه فکری به تعداد تحلیلگران مالی پیگیری کننده شرکت بستگی دارد؛ در واقع، این ارتباط برای آن گروه از شرکت هایی که به شدت از سوی تحلیلگران پیگیری می شوند معنادارتر است.

این مطالعه به چند روش به منابع کمک می کند. اول این که اولین شواهد از رابطه بین هزینه سرمایه سهام عادی و افشای سرمایه فکری را در محیط فرانسه ارائه می کند. دوم این که بر خلاف مطالعات قبلی که معمولاً افشای تجمعی گزارش سالانه را بررسی می کردند، این اولین مطالعه ای است که بر یکی از انواع افشا تمرکز می کند که با منبع اصلی فرایند ارزش آفرینی یعنی «سرمایه فکری» سر و کار دارد و تلاش می کند تا اثبات کند آیا ارتباطی منفی بین آن و نحوه ارتباط این نوع از افشا با هزینه سرمایه سهام عادی وجود دارد یا خیر.

چکیده انگلیسی مقاله

The purpose of this paper is to examine empirically the impact of intellectual capital disclosure (IC) on cost of Equity capital. The empirical research is based on companies listed in the French SBF 120 stock market index. The findings confirm our hypotheses that stipulate the existence of a significant and negative association between intellectual capital disclosure with its two components (human capital, structural) and the cost of equity. However, the negative impact of the relational capital disclosure is not validated. The results in this paper are of considerable importance to both policy makers and firms. In fact, the understanding of the impact of Intellectual capital disclosure on cost of equity capital helps policy makers in the evaluation of the costs and benefits of disclosure. Moreover, with regard to managers of firms, the results show the benefit of enhanced IC disclosure regarding the reduction in their cost of capital. This study is one of the very first to provide empirical evidence of the association between Cost of equity capital and the level of disclosure in the three individual intellectual capital categories (human; structural and relational capital).

Keywords: Disclosure; Intellectual capital; French companies; Cost of Equity Capital

مقدمه انگلیسی مقاله

Investigating the economic consequences of information disclosure is a matter of considerable interest in the accounting and finance research. The main motivation for such research is their implications for policy making, especially, to the standard-setting process (Christensen et al., 2007). In fact, understanding the economic consequences of information disclosure can provide a basis for evaluating the costs and benefits of disclosure (Leuz & Verrecchia, 2000; Verrecchia, 2001), which are an important consideration in the standard-setting process (Botosan, 2006). In the context of the consequences of disclosure, the question of whether firms benefit from increased disclosure via a lower cost of capital remains a controversial issue. In fact, although, a large number of studies have attempted to find answer to this question, however, they have generated mixed results. Results ranged from highly negative impact to an insignificant impact till having a significantly positive one (see Botosan, 1997; 2006) To reconcile these conflicting results, several researchers adopted different types of disclosure, For example, the aggregate disclosures (Botosan, 1997; Botosan & Plumlee, 2002; Espinosa and Trombetta, 2007; Francis et al., 2005; Hail, 2002), social disclosures (Richardson & Welker, 2001), quarterly and other public relations disclosures (Botosan & Plumlee, 2002), timely strategic disclosures (Gietzmann & Ireland, 2005) and Intellectual capital disclosure (Mangena et al. 2010; Orens et al., 2009). Through a literature review, Botosan (2006), reviews the relevant academic research that can provide insights into the issue of relationship between disclosure and cost of capital. She shows that the findings are generally mixed, and even more importantly, suggests that the impact of disclosure on cost of capital varies  depending of the type of information. For example, whilst some studies reveal a negative relationship with aggregate disclosures (Botosan, 1997; Francis et al., 2005; Hail, 2002) and timely strategic disclosures (Gietzmann & Ireland, 2005), others present a positive relationship with social disclosures (Richardson & Welker, 2001) and timely (quarterly report) disclosures (Botosan & Plumlee, 2002). Yet others show no relationship between the cost of capital and investor relations activities (Botosan & Plumlee, 2002) and no evidence of a lower cost of capital for switching from local to IFRS/US GAAP (Daske, 2006). Botosan (2006), calls for additional research to enhance our understanding of the impact of different types of disclosure on cost of equity capital. In this study, we investigate the role of information in affecting a firm’s cost of capital. Our particular focus is on the specific roles played by the Intellectual capital disclosure. The choice of the intellectual capital disclosure is motivated by first the importance of information related to the most relevant component in the value-creating processes, second for the growing demand of this kind of information and finally for the role played of the intellectual capital disclosure to compensate for the value relevance loss of traditional financial reporting Intellectual capital disclosure comprises three categories: human capital, structural capital and relational capital. Human capital captures the knowledge, professional skills, experience and innovativeness of employees within an organization. Structural capital consists of the structures and processes employees develop and deploy in order to be productive, effective and innovative, whilst relational capital captures the knowledge of market channels, customer and supplier relationships, and governmental or industry networks. The key questions addressed by this study are:

  • Is there a negative association between the cost of equity capital and level of intellectual capital disclosure in annual reports?
  • Is there a negative association between the cost of equity capital and the level of disclosure in the three individual intellectual capital categories (human, structural and relational capital)?

The remainder of the present paper is structured as follows. Section 2 reviews prior literature and includes our hypotheses. Section 3 discusses the research design and Section 4 presents the results of the empirical analyses. Section 5 summarizes the paper and provides some questions for further research.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

The objective of our study was to investigate the relationship between disclosure and cost of equity capital. The results of this study indicate that there is extensive disclosure of intellectual capital information by the French firms. Overall, the results confirm our hypotheses that stipulate the existence of a significant and negative association between intellectual capital disclosure with its two components (human capital, structural) and the cost of equity. However, the negative impact of the relational capital disclosure is not validated. In addition, our results argue that the effect of disclosure on the rate of return required by shareholders depends on the industry to which the firm belongs, in fact, contrary to our expectations; this effect is more pronounced for firm’s traditional sector than for high tech companies. In addition, the impact of intellectual capital disclosure depends on the number of financial analysts following the company; in fact, the association is more significant for the group of companies heavily followed by financial analysts. This study contributes to the literature in a number of ways. First, it provides the first evidence of the relationship between the cost of equity capital and intellectual capital disclosure in a French context. Second, unlike previous studies that tend to investigate aggregateannual report disclosures, this is the first study to focus on one type of disclosure which concerns the major source of value creating process “intellectual capital” and attempts to ascertain if there is a negative association between it and the how this type of disclosure is associated with the cost of equity capital. The findings in this study are also of considerable importance to both policy makers and firms. First, the findings reveal that disclosure of intellectual capital information by French listed firms is extensive. Second, the results presented in this study exhibits that firms with greater disclosure of intellectual capital information benefit significantly more from a lower cost of capital than firms with lower disclosure intellectual capital disclosure. Thus, improved intellectual capital disclosure will also benefit market participants in terms of having more relevant information available, and therefore reducing the cost of gathering private information. This understanding is important because it helps policy makers in the evaluation of the costs and benefits of disclosure. Third, the results of this study have some practical implications to management, thus, the findings in this study provide managers with insights into the effects of enhancing disclosure of intellectual capital information on their cost of equity capital. Furthermore, they can also have an idea into the intellectual capital disclosure categories that are more relevant to investors in valuing firms. Therefore, if managers realize the benefit of enhanced IC disclosure regarding the reduction in their cost of finance, they will be more motivated to disclose this type of information. The results need to be regarded with caution; in fact, there are a number of limitations in this study. The first limitation relates to measurement issues. Intellectual capital disclosure was measured using a dichotomous procedure and this does not make a distinction between firms on the basis of the detail provided for each item. With regard to the cost of equity measure, the study uses the CAPM model which is not recommended for investigating the relationship between disclosure and the cost of equity capital because they do not clearly provide for the role of information (Botosan, 2006). However, we used this measure because we don’t dispose available data to use other models like the residual income (RIV) model (Gebhardt et al., 2001); (2) the abnormal earnings growth (AEG) model (Gode & Mohanram, 2003); and (3) the price-earnings growth (PEG) model (Easton, 2004). The second limitation concerns the size of sample which is relatively small and the focus on one year so further research is needed in order to confirm the results. Future research could employ longitudinal field studies, to investigate more systematically the causal relationships implicit in our study. At the end, our study opens a new avenue for IC research. First, this study can be reproduced using finer measures of intellectual capital disclosure. Rather than using a dichotomous procedure to measure intellectual capital disclosure, further research could consider the detail provided for each disclosure item. This can better make a distinction between low and high-disclosing firms and ameliorate the quality of the analysis of the effect of intellectual capital disclosure on the cost of Equity. Second, this study focus on the cost of equity which presents only one component of cost of capital, so further research can extend our findings by adding a cost of debt. Third, further research could focus on examining the impact of the interaction between Intellectual capital disclosure and the quality of result affecting the cost of capital.