عنوان انگلیسی مقاله:

Partisan Media and Engagement: A Field Experiment in a Newly Liberalized System

ترجمه عنوان مقاله: آزمایش میدانی بر روی رسانه های حزبی و مشارکت در یک نظام رسانه ای تازه آزادشده

$$$: فقط 18500 تومان

سال انتشار: 2015

تعداد صفحات مقاله انگلیسی: 20 صفحه

تعداد صفحات ترجمه مقاله: 26 صفحه

منبع: tandfonline.com

نوع فایل: word

http://modir123.com/photo%20site/D-modir123.com%20_2_.png دانلود مقاله

18500 تومان – خرید ترجمه

 

فهرست مطالب
  • چکیده
  • رسانه و مشارکت
  • پیشینه پژوهش: رسانه­های حزبی در غنا
  • طراحی آزمایش و جمع­آوری داده­ها
  • انتخاب ایستگاه­های رادیویی برای آزمایش
  • جدول 1) جهت­گیری حزبی به تفکیک ایستگاه
  • انتخاب مسیر ون­های مسافربری
  • انتخاب راننده و اجرای آزمایش
  • انتخاب افراد مورد مطالعه
  • بررسی­ تخصیص تصادفی و دستکاری اِعمال­شده
  • جدول 2) بررسی توازن آماری
  • اندازه­گیری
  • نتایج
  • جدول 3) تأثیر آزمایش­های مبتنی بر پخش رادیو بر علاقه و مشارکت سیاسی
  • نتیجه ­گیری
  • تقدیر و تشکر
  • منابع

ترجمه چکیده مقاله

مواجهه با رسانه  ها چه تأثیری بر مشارکت سیاسی در نظام های تازه آزادشده دارد؟ برخی پژوهشگران از رسانه های جدید فعال و متنوع استقبال می کنند و معتقدند که این رسانه ها باعث مشارکت شهروندان می شوند. برخی دیگر نگران آن هستند که این ابزارها که غالباً حزبی هستند باعث کاهش مشارکت شوند. به نظر ما مواجهه با برنامه  های سیاسی صرفنظر از جهت گیری برنامه ها باعث علاقه مندی مردم به سیاست می شود اما این علاقه لزوماً به اقدام منجر نمی شود. رسانه های حزبی فقط زمانی بر مشارکت تأثیر می گذارند که قدرت نگرش و در نتیجه انگیزه ها را تغییر بدهند. برای ارزیابی آثار رسانه ها بر علاقه و مشارکت مردم آزمایشی میدانی در غنا انجام دادیم و در این آزمایش انواع مختلف گفتگوهای رادیویی زنده به صورت تصادفی برای افراد داخل ون های مسافربری پخش شد. نتایج نشان داد که رسانه های حزبی و غیر حزبی باعث افزایش علاقه سیاسی می شوند اما بر مشارکت تأثیری ندارند. در مقابل، مواجهه با دیدگاه های دیگر در رسانه های مخالف (یعنی دیدگاه هایی که بر خلاف علایق حزبی افراد مورد مطالعه است) باعث افزایش علاقه آن ها و کاهش مشارکت آن ها می شود (این متغیرها بر اساس امضای درخواست از احزاب اندازه گیری می شود). رسانه های حزبی به طور همزمان باعث افزایش علاقه و کاهش مشارکت می شوند.

کلیدواژه ها: آفریقا، آزمایش میدانی مشارکت، مشارکت، رسانه های حزبی

ترجمه قسمتی از مقدمه مقاله

در محیطی که به تازگی آزادسازی رسانه ­ای را تجربه کرده است مواجهه با رسانه­­ ها چه تأثیری بر مشارکت سیاسی می ­گذارد؟ رسانه­ های جدیدی که پس از رفع محدودیت ­های قانونی ظهور کرده ­اند این گفتمان را توسعه داده ­اند و احیا کرده ­اند. اما بسیاری از رسانه ­های تازه تشکیل­ شده متعلق به سیاستمداران و تاجران وابسته­ است که از این رسانه­ ها برای پشتیبانی از دیدگاه­ های حزبی استفاده می­کنند. برخی از شاهدان از رسانه­ های حزبی استقبال می­ کنند زیرا معتقدند که این رسانه­ ها مشارکت سیاسی را افزایش می ­دهند. با وجود این برخی دیگر نگران آن هستند که رسانه ­های حزبی موجب بی­ علاقگی ­شوند و مشارکت را کاهش ­بدهند. با توجه به این که مؤسسات دموکراتیک جدید غالباً ضعیف هستند این تأثیرها می­تواند بسیار پراهمیت باشد. هر دو سناریو قابل توجیه است و منابع موجود نظریه یا شواهدی برای قضاوت بین آن­ها ارائه نکرده است. با بررسی تأثیر رسانه ­های حزبی بر دو بُعد متفاوت مشارکت یعنی بُعد روانی و رفتاری در یک فضای پس از آزادسازی رسانه­ا ی به این مسئله می ­پردازیم.

به اعتقاد ما مواجهه با رسانه­­ه ا صرفنظر از جهت­ گیری برنامه­ ها باعث ایجاد مشارکت روانی خواهند شد. با توجه به این که گفتگوهای آزادانه و چندجانبه مدت­ها ممنوع بوده است گفتگوهای سیاسی در رسانه ­ها احتمالاً از نظر شهروندان مهم و هیجان ­انگیز خواهد بود. اما نکته مهم این است که افزایش علاقه لزوماً موجب اقدام نخواهد شد؛ افراد برای تحمل هزینه­ های مشارکت باید انگیزه کافی هم داشته باشند. انگیزه در فضای پس از آزادسازی بسیار مهم است زیرا افراد به دلیل فقر و بی ­تجربگی معمولاً توانایی زیادی برای پذیرش هزینه ­های مشارکت ندارند. فرض ما این است که رسانه­ ها فقط زمانی بر مشارکت تأثیر خواهند گذاشت که قدرت نگرش را (که یکی از عوامل مهم تعیین­ کننده انگیزه است) تغییر بدهند. با توجه به این که انواع مختلف پیام­ ها (موافق، مخالف و بی­ طرف) می­توانند آثار متفاوتی بر قدرت نگرش داشته باشند تأثیر رسانه­ ها بر مشارکت احتمالاً بسته به نوع محتوا متفاوت خواهد بود.

برای بررسی تأثیر رسانه­ ها بر مشارکت روانی و رفتاری در طول کارزار انتخاباتی سال 2012 در غنا یک آزمایش میدانی انجام دادیم. رسانه ­ها به تازگی در کشور غنا آزاد شده­ اند. افراد مورد مطالعه ما مسافران سوار بر ون­ها بودند. این ون­ها یا مینی­­بوس­ ها محبوب­ترین وسیله حمل و نقل در غنا هستند. در شرایط عادی مسافران به برنامه ­های رادیویی منتخب رانندگان گوش می­ دهند؛ در مطالعه ما رانندگان این برنامه­ ها را به صورت تصادفی پخش می­ کردند. در این مینی­بوس­ ها سه نوع برنامه زنده گفتگوی سیاسی (موافق دولت، مخالف دولت یا غیر حزبی) پخش می­ شد در حالی که در ون­ های گروه کنترل برنامه رادیویی پخش نمی ­شد. پس از انجام سفر با افراد درباره علاقه آن­ها به سیاست مصاحبه می­ شد. علاوه بر این پس از این مصاحبه از طریق سرویس پیام کوتاه (SMS) پیامی به تلفن ­های همراه آن­ها ارسال می ­شد و از آن­ها دعوت می­ شد تا برای امضای یک درخواست (که به احزاب سیاسی تحویل داده می­ شد) از طریق SMS پاسخ بدهند. از این مؤلفه برای اندازه­گیری مشارکت استفاده شد.

ترجمه قسمتی از نتیجه گیری مقاله

در بسیاری از کشورها انحصار دولتی جای خود را به محیط های رسانه ای رقابتی داده  است که امکان گفتگوی چندجانبه را فراهم می کنند. اما بسیاری از نظام ها نیز تحت سلطه رسانه هایی با جهت گیری های حزبی هستند. با بررسی مشارکت روانی و رفتاری، تحقیقات اولیه درباره مشارکت، کاهش مشارکت، تأثیر رسانه های جهت دار در فضای پس از آزادسازی را ارائه کرده ایم. به اعتقاد ما مواجهه با گفتگوهای سیاسی در رسانه ها باعث افزایش علاقه می شود زیرا گفتگوهای تکثرگرا و آزادانه در این محیط ها تازگی دارد. اما در عین حال معتقدیم که وقتی هزینه های مشارکت زیاد است علاقه به تنهایی نمی تواند برای تحریک مشارکت کافی باشد. رسانه ها فقط وقتی بر مشارکت تأثیر می گذارند که بر شدت نگرش و در نتیجه بر انگیزه تأثیر بگذارند. بر خلاف آثار مثبت و یکسان رسانه ها بر علاقه سیاسی، معتقدیم که رادیوهای موافق، مخالف و بی-طرف تأثیر متفاوتی بر مشارکت دارند.
برای بررسی تأثیر رسانه های حزبی یک آزمایش میدانی در غنا انجام دادیم. این کشور در اوایل دهه 1990 آزادسازی رسانه ای را تجربه کرده است و اکنون تحت سلطه رسانه های حزبی قرار دارد. افراد ساکن آکرا به صورت تصادفی در طول آخرین کارزار انتخاباتی در معرض پخش زنده رادیوهای موافق دولت، مخالف دولت و بی طرف قرار گرفتند. آزمایش ها در محیطی انجام شد که در آن شهروندان غنایی معمولاً با پیام های موافق یا مخالف مواجه می شوند: در سیستم صوتی ون های مسافربری و در طول سفرهای صبحگاهی.
نتایج نشان داد که مواجهه با محتوای سیاسی صرفنظر از جهت گیری حزبی ایستگاه رادیویی باعث افزایش علاقه می شود. اما طبق فرضیات، رسانه های مخالف باعث کاهش مشارکت می شوند. این مشارکت بر اساس امضا یا عدم امضای درخواست از احزاب اندازه گیری شده است. همچنین دریافتیم که رسانه های مخالف از طریق مواجه کردن افراد با دیدگاه های مختلف نگرش آن ها را تعدیل می کنند (کونروی-کروتز و مولر، 2015). هرچند علاقه این افراد به سیاست افزایش یافته است اما تردید آن ها مانع از اقدام آن ها شده است. همچون اکثر مشارکت های سیاسی، افراد حاضر در مطالعه ما نیز باید برای امضای درخواست وقت و هزینه صرف می کردند. نتایج نشان می دهد که افزایش علاقه به تنهایی نمی تواند افراد را وادار به پذیرش این هزینه ها کند.
این پروژه دستاوردهای مهمی برای مطالعه ارتباطات سیاسی در حوزه نظریه، متدولوژی و سیاست گذاری دارد. اول این که اعلام کردیم رسانه ها می توانند آثار متفاوتی بر دو بُعد مشارکت یعنی بُعد روانی و رفتاری داشته باشند. اکثر منابع موجود این دو بُعد را با هم در نظر می گیرند و بسیاری از پژوهشگران این دو بُعد را در یک مقیاس واحد ترکیب می کنند. یافته های ما مبنی بر این که رسانه ها می توانند مشارکت را کاهش دهند و در عین حال علاقه سیاسی را افزایش دهند بر ضرورت نظری و تجربی تفکیک مؤلفه های رفتاری و روانی مشارکت تأکید دارد. هرچند مطالعه ما بر یک فضای خاص پس از آزادسازی رسانه ای تمرکز دارد اما نظریه ما نشان می دهد که این تفاوت بین انواع مختلف مشارکت محدوده وسیع تری دارد و در خصوص پدیده های سیاسی غیر از تأثیر رسانه ها نیز رخ می دهد. به طور خلاصه پژوهشگران باید در تعریف و اندازه گیری مشارکت دقت کنند.
علاوه بر این نظریه و یافته ها ما لزوم افزایش دقت در بررسی آثار رسانه ها در دموکراسی های توسعه یافته و سایر مناطق را نشان می دهد. تعداد کمی از مطالعات در دموکراسی های توسعه یافته به بررسی تأثیر رسانه های حزبی بر مشارکت پرداخته اند و اکثر این مطالعات فقط مواجهه با رسانه های موافق را ارزیابی کرده اند. همچنین تا جایی که می دانیم مطالعه ما اولین مطالعه ای است که آثار مواجهه با انواع مختلف رسانه ها را بر نگرش ها و رفتارها در کشورهای در حال توسعه بررسی می کند. به طور خاص ما آثار رسانه های مخالف و بی طرف را در کنار رسانه های موافق بررسی می کنیم که این موضوع به تفسیر نتایج کمک می کند. هرچند نتایج ما نشان می دهد که تمام رسانه ها باعث افزایش علاقه به سیاست می شوند اما در مطالعه ما فقط انواع خاصی از پیام ها بر رفتار تأثیرگذار بوده اند.

چکیده انگلیسی مقاله

How does media exposure affect political engagement in newly liberalized systems? Some celebrate newly vibrant and diverse media, believing that they mobilize citizens. Others worry that these outlets, which are often partisan, dampen engagement. We theorize that exposure to political programming engenders interest in politics irrespective of program bias, but that interest does not necessarily beget action. Partisan media affect participation only when altering attitude strength, and thus motivations. To evaluate media effects on interest and participation, we conducted a field experiment in Ghana, in which subjects in tro-tros (commuter vans) were randomly exposed to different types of live talk radio. We find that partisan and nonpartisan media increased political interest, but not participation. Instead, exposure to alternate perspectives on cross-cutting media (i.e., those biased against subjects’ partisan preferences) heightened ambivalence and dampened participation, measured as signing a petition to parties. Partisan media simultaneously increased interest and decreased participation.

Keywords: Africa, engagement field experiment, participation, partisan media

مقدمه انگلیسی مقاله

How does media exposure affect political engagement in settings that have recently undergone media liberalization? New outlets emerge after the easing of legal restrictions, expanding and enlivening discourse. However, many newly established outlets are owned by politicians and affiliated businesspeople who use them to espouse partisan views. Some observers celebrate opinionated media on the belief that they mobilize political involvement. However, others worry that partisan media foster apathy and dampen participation. Given that new democratic institutions are often fragile, such effects can be very consequential. Either scenario is plausible, and extant literature does not provide theory or evidence to adjudicate between them. We address this by examining the effects of partisan media on two different dimensions of engagement—psychological and behavioral in a post-liberalization setting. We theorize that media exposure will engender psychological engagement irrespective of program bias. Given that open and pluralistic discussion had been blocked for so long, citizens will likely find political discourse in the media to be important and exciting. Crucially, however, increased interest will not necessarily lead to action; individuals also need to be properly motivated to incur costs of participation. Motivation is particularly important in post-liberalization settings, because individuals there are often less able Devra C. Moehler is Assistant Professor, Annenberg School for Communication, University of Pennsylvania. Jeffrey Conroy-Krutz is Assistant Professor, Department of Political Science, Michigan State University. Address correspondence to Jeffrey Conroy-Krutz, Department of Political Science, Michigan State University, 368 Farm Lane, S303, East Lansing, MI 48824. E-mail: conroyk6@msu.edu to bear the costs of participation due to poverty and inexperience. We posit that media will affect participation only when they alter attitude strength, which is a significant determinant of motivation. Given that different types of messages like-minded, cross-cutting, and neutral can have different effects on attitude strength, the influence of media on participation likely varies depending on content. To test the effects of media on psychological and behavioral engagement, we conducted a field experiment during the 2012 electoral campaign in Ghana, a country that recently underwent media liberalization. Our subjects were passengers traveling in trotros, which are minibuses that provide the most popular form of transport in Ghana. Under normal circumstances, passengers are exposed to radio programs selected by the drivers; under our design, drivers played randomly assigned programs. Three treatments involved live political talk programming from a pro-government, pro-opposition, or nonpartisan station while other tro-tros were assigned to a no-radio control. After their commute, subjects were interviewed about their interest in politics. In addition, subjects were subsequently sent a message via short message service (SMS) on their mobile phones, inviting them to send an SMS response to sign a petition, which would be delivered to political parties. We use this component to measure participation. The results provide support for our theory of how partisan media affect engagement. First, both partisan and nonpartisan media led to greater interest in politics. However, this was not accompanied by increased behavioral engagement. In fact, exposure to media biased against the subject’s partisan preferences reduced participation subjects in the cross-cutting condition had 43% lower participation rates than those in the control while like-minded and neutral media had no effect. These results are consistent with other research showing that cross-cutting media moderate attitudes in environments where partisan-motivated reasoning is low (Conroy-Krutz & Moehler, 2015). In short, partisan media simultaneously stimulated interest and discouraged action. Our experiment also has methodological implications. Common approaches might mistakenly lead to predictions that partisan media increase participation. Observational studies risk confusing selective exposure for media effects, while laboratory experiments may yield treatment effects different from those that occur in the real world (Jerit, Barabas, & Clifford, 2013). In contrast, subjects in our field experiment were exposed to live broadcasts in a natural setting. We used radio programs that are commonly played on tro-tros, and the nature of the tro-tro system means that drivers and riders were likely strangers to each other. Subjects were not alerted to the treatment until they were debriefed after data had been collected. The design has high ecological validity, while still maintaining the inferential benefits of random assignment.

نتیجه گیری انگلیسی مقاله

In many countries, government monopolies have recently given way to competitive media environments that allow for pluralistic discussion. However, many systems are also dominated by outlets with partisan biases.We provide the first investigation of the mobilizing, or demobilizing, effects of opinionated media in a post-liberalization setting, examining both psychological and behavioral engagement. We theorize that exposure to political discussions in the media heightens interest because pluralistic and open discussions are novel in such settings. However, we also posit that interest is not enough to motivate participation when costs are burdensome. Media affect participation only when they impact attitudinal intensity and, thus, motivation. In contrast to the uniformly positive effects of media on interest, we theorize that like-minded, cross-cutting, and neutral radio can have differential effects on participation. To examine the effects of partisan media we conducted a field experiment in Ghana, which underwent media liberalization in the early 1990s and is now dominated by biased outlets. Subjects in Accra were exposed, at random, to pro-government, pro-opposition, or nonpartisan live radio broadcasts during the last election campaign. Treatments were administered in a setting in which Ghanaians are often exposed to like minded or crosscutting messages: over the sound systems of tro-tros, during their morning commutes. We find that exposure to political content increased interest, regardless of stations’ partisan orientation. Yet, as hypothesized, cross-cutting media decreased participation, measured as whether subjects later signed a petition to parties. Elsewhere, we found that cross-cutting media moderated attitudes through exposure to divergent views (Conroy Krutz & Moehler, 2015). Even though these subjects were more interested in politics, their ambivalence depressed action. As with most participation, our subjects had to spend time and money to sign the petition. The results suggest that increased interest alone did not encourage subjects to incur these costs. This project makes important contributions to the study of political communication, in the areas of theory, methodology, and policy. First, we theorize that media can have inconsistent effects on two dimensions of engagement: psychological and behavioral. Most extant literature conflates the two, with many researchers combining them into a single scale. Our finding that media can dampen participation while simultaneously increasing interest highlights the theoretical and empirical need to separate behavioral and psychological components of engagement. While our study focuses on a particular post-liberalization setting, our theory suggests that such divergence between different types of engagement occurs more broadly, and with respect to political phenomena other than media effects. In sum, researchers should be precise in their conceptualization and measurement of engagement. Furthermore, our theory and findings highlight the need for greater precision in the study of media effects, in developed democracies and elsewhere. Few studies in developed democracies have tested whether partisan media affect engagement, and most of these evaluate only like-minded exposure. And ours is the first study, of which we are aware, to examine the effects of exposure to different types of media on attitudes and behaviors in the developing world. Specifically, we examine the effects of cross-cutting and neutral media alongside like-minded media, which facilitates interpretation of results. Although we find that all types of media catalyze interest in politics, only certain types of messages affected behavior in our study. Next, our field experimental design could provide a model for other data collection on political communications, in the developed and developing worlds. Many studies on media effects draw upon surveys, which can lead to identification problems. Citizens who are interested in politics, have stronger attitudes, and participate at higher rates may also consume more, and different types of, media. Other studies employ laboratory or survey experiments, which often have limited ecological validity. Subjects in such experiments are aware that they are being studied, so they might pay abnormally high attention to treatments and be more sensitive to desirability effects when being evaluated. Our field experiment minimizes these problems, by exposing subjects to real, live broadcasts in a natural setting, and without their knowledge during treatment or data collection that they were involved in a media-effects study. Furthermore, we use a novel measure of actual participation that is not affected by biases associated with self-reported intended or past participation. Finally, our findings have normative implications that could be important to those interested in promoting democratic development. On the positive side, our evidence suggests that further encouraging the development of animated, pluralistic media in postliberalization settings could encourage the emergence of populations that are interested in and excited about politics. Furthermore, these gains can occur from a range of different types of messages, suggesting that communications other than targeted appeals to in group members and attitude-congruent information can increase psychological engagement. By heightening psychological engagement, media may provide benefits for democratic governance, such as increased scrutiny of officials. However, the outlook is not entirely positive. Interest did not beget action. While we find that cross-cutting media have the ostensibly beneficial effects of moderating political attitudes, the effects of these moderating influences on politics might be limited if moderation in turn causes individuals to reduce their involvement, as our evidence suggests. The effects of partisan media could be to create a more psychologically engaged, but also more quiescent, population.

 

 

مطالب مرتبط